X
تبلیغات
ღ♥ღ ورود ضعیفه ها ممنوع ღ♥ღ - سیاسی
منظور از ضعیفه آدم های نامرد و خود فروخته است.
به گزارش شیعه آنلاین، دین مبین اسلام هنوز در کشور آلمان به رسمیت شناخته نشده است. اخیرا یک مؤسسه دینی برای رسمی شدن دین اسلام در آلمان رفراندمی برگزار کرده و از کاربران اینترنتی خواسته که نظر خود را در این مورد بیان کنند.

متأسفانه به دلیل عدم توجه مسلمانان به این رفراندم، تا به این لحظه تعداد مخالفان رسمی شدن دین مبین اسلام و آنهایی که به گزینه “خیر” رأی داده اند، بیشتر از موافقان و آنانی است که به گزینه “بله” رأی داده اند.
از همین رو از تمام مسلمانان درخواست می کنیم با وارد شدن به لینک این سایت که در ذیل این خبر قرار دارد، در این رفراندوم شرکت کنند و برای رسمی شدن دین مبین اسلام در آلمان رأی بدهند.
گفتنی است گزینه “JA” به معنی “بله” است.لینک:
http://www.tagesschau.de/inland/wulffrede112.html
راهنمایی :

سه گزینه وجود دارد که فقط یکی را می توانید با کلیک بر روی دکمه ی رادیویی (دایره) انتخاب کنید .

Ja = بله ( موافقت با رسمی شدن اسلام در آلمان )

Nein = نه ( مخالفت با رسمی شدن اسلام در آلمان )

Weiß nicht. / Ist mir egal. = نمی دانم / اهمیتی نمی دهم ( رأی ممتنع )

و در پایین دو کلید قرار دارد :

Zur Auswertung = مشاهده ی نتیجه نظر سنجی

Stimme abgeben = رأی دادن

دو دین مسیحیت و یهودیت قبلاً در آلمان رسمی اعلام شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم بهمن 1389ساعت 12:2  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
به گزارش تابناک، برخی منابع محلی از قاهره پایتخت مصر از ناپدید شدن  "حسنی مبارک" رئیس جمهور مادام العمر مصر خبر دادند.
این منابع در ادامه افزودند: "حسنی مبارک" چند ساعتی است که در دفتر کارش حضور ندارد و هیچ مسئولی او را ندیده و با وی دیدار نکرده است.

گفتنی است دو روز پیش نیز برخی منابع آگاه از مصر از فرار فرزند "جمال مبارک" و همسرش نیز خبر داده بودند. ساعاتی بعد این خبر توسط شبکه خبری CNN تکذیب شد اما شهروندان مصری همچنان در صفحات شخصی خود در سایت های مختلفی همچون فیس بوک و تویتر از صحت خبر خارج شدن "جمال" و همسرش خبر می دهند.

ناگفته نماند روز گذشته نیز برخی اخبار رسیده از مصر فرار "سوزان مبارک" همسر "حسنی مبارک" به لندن خبر دادند.


+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 18:33  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
مرضیه دباغ روایت می كند:

مرضیه حدیدچی دباغ گفت: با شنیدن خبر فرار شاه، خدمت حضرت امام (ره) رفتم و به ایشان گفتم «آقا، شاه رفت!» به رغم تصور من، گفتن این پیام در نگاه پر معنا و چهره آرام امام، هیچ تغییری به وجود نیاورد و ایشان با آرامش همیشگی شان فرمودند «خُب».




به گزارش نوید شاهد، 26 دی ماه روزی است كه آخرین حلقه استبداد 2500 ساله شاهنشاهی با رفتن شاه در هم شكست و با ورود بنیان گذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به میهن، نخستین شكوفه های پیروزی انقلاب به ثمر نشست.

مرضیه حدیدچی دباغ، كه بعد از سال ها مبارزه و مجاهده در سنگر انقلاب اسلامی، همچنان به آرمان ها و اندیشه های پیر و مرادش امام خمینی (ره) و خلف برحقش حضرت آیت الله خامنه ای وفادار مانده است، این روزها در بستر بیماری است.

متن زیر خاطره ای كوتاه اما خواندنی از بانوی مبارز انقلاب و یار و همراه خمینی كبیر(ره) در سال های سخت تبعید و مبارزه است؛ خاطره روزی كه با مقاومت و جانفشانی ملت ایران طومار استبداد پهلولی در هم شكست و شاه مفتضحانه از كشورمان فرار كرد.

مرضیه دباغ گفت: روزی كه شاه از ایران فرار كرد، من در فرانسه در خدمت حضرت امام خمینی (ره) بودم؛ البته این لطف خداوند بود كه توانستم به شخصیت بزرگی مانند امام (ره) خدمت كنم.

وی ادامه داد: انعكاس خبر فرار شاه در تمام خبرگزاری ها و روزنامه های آن روز مطرح دنیا پیچید و همه ما را به وجد آورده بود؛ به همین دلیل برای رساندن این پیام به حضرت امام (ره)، لحظه شماری می كردیم چون تصورمان این بود كه شنیدن این خبر برای ایشان نیز خوشحال كننده است.

دباغ افزود: بنده با همین تصور خدمت حضرت امام (ره) رفتم و به ایشان گفتم «آقا، شاه رفت!»؛ به رغم تصور من، گفتن این پیام در نگاه پر معنا و چهره آرام امام، هیچ تغییری به وجود نیاورد و ایشان با آرامش همیشگی شان فرمودند «خُب»! و هیچ اظهار نظری دیگری در این باره نكردند.

وی بیان داشت: من از این رفتار امام (ره) جا خوردم؛ اما دانستم این سخن، نشان دهنده آن است كه امام خمینی (ره) به رفتن شاه یقین كامل داشتند و اگر اتفاقی غیر از این می افتاد باید تعجب می كردیم.

این بانوی مبارز انقلابی ادامه داد: پس از انتشار گسترده این خبر، خبرنگاران رسانه های محلی و رسمی فرانسه برای دریافت اظهار نظر امام خمینی (ره) درباره فرار شاه، پشت در بیت ایشان جمع شده بودند؛ وقتی این موضوع را به استحضار امام رساندیم، ایشان اعلام نظر خود را در این رابطه با فرار شاه به ساعت 5 بعدازظهر موكول كردند.

دباغ گفت: با توجه به اینكه امام خمینی (ره) تجربه واقعه 30 تیر را نیز در ذهن داشتند و احتمال می دادند كه برای برگرداندن شاه، تداركی دیده باشند، با نگاه عمیق و دورنگر خود اظهارنظر در مورد فرار شاه را به تعویق انداختند و در نهایت نظرشان را مكتوب به خبرنگاران اعلام كردند.

وی با بیان اینكه مقام معظم رهبری در مسیر امام خمینی (ره) حركت می كنند، خاطرنشان كرد: حضرت آیت الله خامنه ای در حال حاضر جانشین امام خمینی (ره) هستند و تبعیت از ایشان به عنوان یك تكلیف شرعی برعهده همه است؛ ما موظفیم به عنوان رهبر، ایشان را بپذیریم.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم دی 1389ساعت 17:16  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
نُه دی، آزمون نهایی نظریه امام(ره)

دهه‌ی شصت
یكی از اتهامات گروهك‌های چپ‌گرا به نهضت امام خمینی(ره)، سازش با آمریكا بود. علت این ادعا هم آن بود كه شرط لازم پیروزی انقلاب‌ها را قیام مسلحانه می‌پنداشتند و پیروزی مردمی انقلاب بدون اتكا به گروه‌های مسلح را غیر ممكن می‌دانستند. اما پیروزی انقلاب تنها به اتكای قدرت مردم بدون وابستگی به ابرقدرت‌ها و حتی بدون وابستگی به گروهك‌های مسلح، درستی نظریه امام را - پیروزی با مشاركت عمومی مردم- اثبات نمود.

اما در حالی كه كمتر از دو سال از پیروزی انقلاب اسلامی گذشته بود، گروهك‌ها بر شیطنت‌های خود افزودند و با آغاز غائله‌های خیابانی سعی بر آسیب رساندن به انقلاب نوپای اسلامی را داشتند. از مهم‌ترین این سلسله حوادث، غائله 14 اسفندماه 1359 در دانشگاه تهران است. رأس این فتنه - كه با هماهنگی سازمان منافقین و نیروهای وابسته به بنی‌صدر، موسوم به دفتر هماهنگی مردمی رئیس‌جمهوری شكل گرفت- شخص بنی‌صدر بود كه به عنوان سخنران مراسم و از پشت تریبون اغتشاش را هماهنگ می‌كرد.
رفتار منافقین موجب جلب حمایت گسترده سلطنت‌طلبان فراری از كشور شد. علی امینی نخست وزیر فراری شاه و برخی دیگر از چهره‌های شاخص، به حمایت از آن‌ها برخاستند و این حمایت‌ها با سكوت سران اغتشاش‌طلب همراه گردید. اوج این فتنه‌جویی‌ها در اعلام جنگ مسلحانه بر علیه نظام در خردادماه 1360 صورت می‌گیرد

در این مراسم شعارهای بسیار تندی علیه نهادهای انقلابی و اشخاص مورد وثوق امام خصوصاً شهید مظلوم دكتر بهشتی سر داده شد و بنی‌صدر نه تنها نسبت به این توهین‌ها حساسیتی نشان نداد، بلكه شخصاً اقدام به توهین كرد و علناً دستور حمله و مضروب كردن مردم را از پشت بلندگو صادر كرد. بنی‌صدر از این نقطه زمانی در تقابل مستقیم با نظام اسلامی قرار گرفت و به همراه دیگر گروه‌های ضدانقلاب، مدام بر لزوم مقاومت، ایستادگی و تسلیم نشدن، تشویق صریح و جدی برای اعتراضات خیابانی، استقامت نمودن و... می‌نمود.

اگرچه بنی‌صدر انسانی خودشیفته و تمامیت‌خواه بود، اما اینك كه پس از سه دهه به آن روزها می‌نگریم، به خوبی آشكار است كه بسیاری از اقدامات او تحت تاثیر القائات نزدیكانش بوده است. در حالی كه فرماندهان سپاه برای دیدار با رییس‌جمهور وقت كه فرمانده كل قوا نیز بوده است؛ مدت‌ها در انتظار می‌ماندند، ‌مسعود رجوی ، اشرف دهقانی، موسی خیابانی و سران فدائیان خلق به راحتی و بارها در منزل به ملاقات بنی صدر رفته و ساعت‌ها با او به گفت‌وگو می پرداختند. حتی او روابط نزدیكی با رهبران غائله كردستان برقرار كرده بود. جالب آن‌كه رد پای جاسوس‌هایی همچون محمدرضا سعادتی، عضو ارشد سازمان منافقین در حال انتقال اطلاعات به سرویس اطلاعاتی شوروی و عباس امیرانتظام، دوست قدیمی بنی‌صدر در حال جاسوسی برای آمریكا با اسناد غیر قابل انكار شناسایی، دستگیر و محاكمه شده بودند.



در این میان امام(ره) با صبر و تدبیر سعی در فرو نشاندن فتنه و جلوگیری از ریزش نیروهایی داشتند كه فریب نفاق این گروهك‌ها را خورده‌اند. به دستور امام(ره) هیئت سه نفره‌ای تشكیل می‌شود و جمع‌بندی‌های متقنی انجام می‌گیرد. اما درست پس از هر تدبیر امام كه منجر به آرام شدن نسبی فضای جامعه می‌گشت، منافقین مانع از ثبات آرامش می‌گشتند. به عنوان نمونه، درست در روزهایی كه با تلاش یاران امام(ره) رنگ و بوی آرامش به فضای سیاسی كشور بازگشته بود، بنی صدر در یك مصاحبه رادیوتلویزیونی و مطبوعاتی با شركت خبرنگاران خارجی و داخلی كه در مطبوعات تاریخ 5/2/60 منعكس شد، بار دیگر به تحریك افكار عمومی پرداخت و امام(ره) را به دیكتاتوری متهم نمود: «ممكن نیست شما بتوانید جامعه را در بی‌خبری نگهدارید و جامعه بی‌خبر بتواند پاسدار موجودیت خویش و انقلاب خود و جامعه رو به رشد باشد ... همه باید بایستیم و استقامت كنیم ... دو نوع سازماندهی سیاسی داریم. نوعی از آن بر توانایی رهبری و سفت و سخت بودن سازمان تكیه دارند كه به قول فرنگی‌ها توتالیتر یا خودكامه و قیم ... نوع دوم كه من طرفدار آن هستم نظم را با زور سازگار نمی بیند، سازمان را هم با زور سازگار نمی بیند و بر این عقیده است كه رهبری، سازمان و نظم باید در سطح خود مردم، برای نگهداشتن مردم در صحنه بماند ...»

پس از این اظهارات در روز دوشنبه 60/2/7 هواداران سازمان منافقین از ساعت سه بعدازظهر، بدون مجوز از وزارت كشور، در میدان فلسطین اجتماع كرده و حدود ساعت چهار به‌طرف پیچ شمیران حركت كردند كه در خلال آن، درگیری میان آن‌ها با نیروهای مردمی و انتظامی به‌وجود می‌آید.

این رفتار منافقین موجب جلب حمایت گسترده سلطنت‌طلبان فراری از كشور شد. علی امینی نخست وزیر فراری شاه و برخی دیگر از چهره‌های شاخص، به حمایت از آن‌ها برخاستند و این حمایت‌ها با سكوت سران اغتشاش‌طلب همراه گردید. اوج این فتنه‌جویی‌ها در اعلام جنگ مسلحانه بر علیه نظام در خردادماه 1360 صورت می‌گیرد؛ زمانی كه امام نصیحت را بی‌اثر یافته و بنی‌صدر را از فرماندهی كل قوا عزل می‌نمایند. در این زمان است كه مجلس شورای اسلامی نیز طرح عدم كفایت سیاسی بنی‌صدر را در دستور قرار می‌دهد. فتنه‌گران پی به نزدیكی سقوط كامل خود می‌برند.
امام(ره) با صبر و تدبیر سعی در فرو نشاندن فتنه و جلوگیری از ریزش نیروهایی داشتند كه فریب نفاق این گروهك‌ها را خورده‌اند. به دستور امام(ره) هیئت سه نفره‌ای تشكیل می‌شود و جمع‌بندی‌های متقنی انجام می‌گیرد. اما درست پس از هر تدبیر امام كه منجر به آرام شدن نسبی فضای جامعه می‌گشت، منافقین مانع از ثبات آرامش می‌گشتند.

شنبه سی ام خرداد، روز طرح عدم كفایت سیاسی بنی صدر در مجلس بود. در این روز سازمان منافقین كه می‌پنداشت بهانه و فرصت مناسبی برای اعلام شورش علیه امام(ره) و نظام جمهوری اسلامی به دست آورده است، با صدور اطلاعیه‌ای سیاسی-نظامی رسماً وارد جنگ مسلحانه و قتل و كشتار مردم وفادار و علاقه‌مند به نظام جمهوری اسلامی گردید. آن‌ها به‌سرعت به تدارك و آماده‌سازی یك حركت مسلحانه وسیع و گسترده پرداختند. وابستگان ضد انقلاب و منافقین در داخل با پیوستگی كامل در خیابان‌های شهرهای بزرگ و كوچك دست به كشتار، آزار و اذیت مردم و تخریب اموال عمومی زدند. در خارج كشور نیز گروه‌های به اصطلاح اپوزیسیون با تظاهرات خود بنی صدر را یاری دادند.

اما حضور خودجوش و گسترده مردم ایران در تظاهرات سی و سی‌ویك خرداد، در تجدید پیمان با رهبری انقلاب و اعلام حمایت از مجلس شورای اسلامی و مخالفت با بنی‌صدر و عملیات ارعابی و شورشگرانه، منافقین را با ناكامی مواجه ساخت. مسعود بنی‌صدر، پسرعموی رئیس‌جمهور معزول و عضو وقت سازمان منافقین، در كتاب خاطرات خود با اشاره به این موضوع می‌نویسد: «وجود انبوه افراد وفادار به آیت‌الله خمینی ... بیانگر این نكته است كه او در وضعیت غیر قابل تصوری قرار داشت و علاوه‌بر این، می‌توانست با یك سخنرانی، اطلاعیه یا دعوت عمومی افراد بسیاری را به پای تظاهرات و نمازهای جمعه بكشاند كه به‌خصوص نمونه‌های بسیاری از آن در همان حوالی خرداد 1360 اتفاق افتاد و به آن‌ها اشاره گردید. حتی بسیاری از خانواده‌های اعضای فعال سازمان نیز ... مخالفت با او را نوعی فروختن دین به دنیا می‌دانستند و حاضر به مبارزه با او نمی‌شدند.»

دهه‌ی هفتاد
در سال 1368 سازمان سیا با همكاری سرویس اطلاعاتی آلمان و واسطه‌گری علی امینی كنفرانس «هامبورگ» را برگزار نمود. سلطنت‌طلبان و جناح‌های چپ و راست اپوزیسیون خارج از كشور، پس از شركت در این كنفرانس، مشی و گفتمان خود را رسماً تغییر دادند. جمع‌بندی مسائل مطرح‌شده در كنفرانس هامبورگ به این صورت بود كه پایگاه مردمی و اجتماعی جمهوری اسلامی غیر قابل خدشه است و باید با برنامه‌های فرهنگی، زمینه‌ را برای استحاله مسئولین نظام و سپس مردم فراهم كرد.

«دیوید كیو» مأمور سیا و رابط آن سازمان با برخی از این گروه‌های ضد‌انقلاب، در جلسه‌ای توجیهی، استراتژی مورد نظر آمریكا برای براندازی جمهوری اسلامی را چنین بیان می‌كند: «مهم‌ترین حركت در جهت براندازی جمهوری اسلامی، تغییر فرهنگ جامعه فعلی ایران است و ما مصمم به آن هستیم.» بهزاد كریمی از فعالان ضد انقلاب مقیم خارج، در اظهاراتی تصریح می‌كند كه تفكر فقاهتی باید از بین برود و بسیاری از تئوریسین‌های غربی و شرقی، راه نفوذ را تغییر در فرهنگ عاشورایی مردم در حمایت از رهبر خود اعلام می‌نمایند.
همراهی كسانی كه انتظار مقابله با فتنه از آن‌ها می‌رفت و قرار گرفتن آن‌ها در صف اغتشاش‌گران سبب دلگرمی سربازان میدانی این توطئه گردید و چهار روز تهران دست به گریبان اغتشاشات خیابانی گشت.

رهبر انقلاب در هفتم آذرماه 1368نخستین هشدار را نسبت به رویكرد جدید دشمن به عرصه فرهنگی اعلام داشتند: «یك جبهه‌بندی عظیم فرهنگی كه با سیاست، صنعت، پول و انواع و اقسام پشتوانه همراه است، الآن مثل یك سیلی راه افتاده كه با ما بجنگد. جنگ هم، جنگ نظامی نیست.» ایشان بعدها با تعبیر «شبیخون فرهنگی»، ابعاد و عمق توطئه را تشریح نمودند و با هشدارهای خود كوشیدند تا اذهان مردم و مسئولان را به عملیات پیچیده دشمن متوجه نمایند.

این هشدارها اما از سوی متولیان فرهنگی چندان مورد توجه قرار نگرفت. فضای گفتمان رسانه‌ای به مرور به سویی رفت كه سال‌های پایانی دهه هفتاد، شاهد توهین‌‌های علنی به مقدسات مردم در رسانه‌ها بودیم. دشمن در چنین فضایی گمان برد كه ریزش انقلاب به نقطه طلایی رسیده است و توان انجام یك حركت مؤثر فراهم گردیده است. در هجده تیرماه 1378 توطئه‌ای رقم خورد كه بسیاری به موفقیت آن امید داشتند. اغتشاشات خیابانی كه هجده سال از خاطره مردم دور مانده بود، با تشنج در خیابان‌های اطراف كوی دانشگاه در نیمه شب هجده تیرماه و شكستن شیشه‌های مهدكودكی در مقابل كوی، آتش زدن لاستیك و حمله به خودروها و بستن معابر و هجوم به ناجا و گروگان گرفتن سه سرباز نیروی انتظامی آغاز گردید.



همراهی كسانی كه انتظار مقابله با فتنه از آن‌ها می‌رفت و قرار گرفتن آن‌ها در صف اغتشاش‌گران سبب دلگرمی سربازان میدانی این توطئه گردید و چهار روز تهران دست به گریبان اغتشاشات خیابانی گشت. این فتنه و آشوب دشمن را در راه رسیدن به اهداف خود امیدوار كرد.

اما دوشنبه 21 تیرماه 1378 جمعی از مردم كه از توهین به مقدسات خود توسط اغتشاشگران ناراحت هستند، به دیدار رهبر انقلاب می‌روند. سخنان رهبر انقلاب موجی از بیداری و عظم مقابله با فتنه‌گران را ایجاد می‌كند و از همان زمان مردم منسجم‌تر از قبل در برابر اغتشاش‌گران می‌ایستند. موج‌های مردمی به مرور به هم پیوند می‌خورد و در راهپیمایی سراسری 23 تیرماه 1378، بار دیگر مردم برای فرو نشاندن فتنه به صحنه می‌آیند و غائله‌ای دیگر را پایان می‌بخشند. حضوری كه یادآور منطق بنیانگذار كبیر انقلاب اسلامی ایران در اتكای به مردم بود.

دهه‌ی هشتاد
حوادث فتنه 1388، نزدیك‌تر از آن است كه نیاز به بازخوانی داشته باشد، اما بی‌شك ریشه این فتنه در تداوم طمع دشمن به امكان شكاندن رابطه میان ولی‌فقیه و امت اسلامی بود. آنان كه با نفوذ درون حاكمیت نقش برجسته‌ای در فتنه تیرماه 1378 داشتند، این‌بار با مدیریتی دقیق‌تر و با محاسباتی جزئی‌نگارانه‌تر به میدان آمده بودند. كافی است نگاهی به روزنامه‌های زمان دو حادثه بیاندازیم تا حضور چهره‌های ثابت در هر دو غائله را بیشتر دریابیم. این‌بار نیز تدبیر رهبر سبب گردید تا عمق فتنه آشكارتر گردد تا ریشه دشمنی‌ها در توهین به عاشورای حسینی بر همگان آشكار گردد.

 



دشمن كه پس از ارتحال ملكوتی امام خمینی(ره) به برنامه‌ریزی برای شكاف میان امت و رهبری كمر همت بسته بود، این‌بار اما با نیرنگ‌های متفاوتی وارد شد. به جای شعارهای سكولار، شعارهای انقلابی سر دادند، الله اكبر گفتند و ... فتنه 88 فتنه پیچیده‌تری بود؛ فتنه‌ای با شعارهای حق كه از آن اراده باطل شده بود. اما با هلهله شادی در عاشورای حسینی مشخص گردید كه فتنه‌گران همان‌ها هستند و این‌بار نیز غبار فتنه ننشست جز با حضور سیل خروشان مردمی كه چراغ بصیرت در دست داشتند.

شاید بتوان «نُه دی» را آزمون نهایی نظریه امام(ره) در خصوص انقلاب اسلامی دانست، انقلابی كه با اتكای به مردم پیروز شد و به پیش رفت و مردمی كه با پشتیبان ولی‌فقیه از راه امام دست نكشیده‌اند.
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم دی 1389ساعت 12:27  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

در فصل اصلاحات، آن روحانی آن شیخ آن طلبه آن فرزند خمینی آن هم نام امام که جگر داشت چشم در چشم دوم خردادی ها “چراغ” روشن کند و به ایشان گوشزد کند؛ “غلط کردید، قتل های زنجیره ای زیر سر خودتان بود” روح الله حسینیان بود که اینک با کتاب “نظریه فتنه” چراغ دیگری و این بار چشم در چشم سران فتنه روشن کرده است. “نظریه فتنه” آخرین تالیف از کتب ۲۰ گانه روح الله حسینیان است اما این یکی به صورت مستقیم درباره فتنه ۸۸ نوشته شده. این کتاب ۲ بخش دارد؛ یکی بررسی فتن پیچیده دوران “علی” و دیگری واکاوی فتنه های روزگار “سیدعلی” که ناکثین و قاسطین و مارقین و صد البته علی و عمار، در آخرالزمان، جملگی نماینده دارند. کتاب “نظریه فتنه” نخستین کتاب است که بر اساس چهارچوب نظری به فتنه سال هشتاد و اشک پرداخته اما آنقدر که از اسم کتاب برمی آید، غلط انداز نیست و اگر چه ۳۰۰ صفحه است اما قطع پالتویی آن، سخت مختصر و مفیدش کرده و خواندنش را برای همگان آسان. با این ترافیک تهران کتاب نظریه فتنه را در اتوبوس تجریش – راه آهن می توان تمام کرد اما با این آلودگی هوای سیاست، این کتاب نقش مرجعی کوچک دارد که برای ریه بصیرت، نقش اکسیژن را بازی می کند و ناچار بارها باید این کتاب را خواند. ما به زراندوزان عصر حاضر که مصلحت خاندان خود را بر خلاف عدالت “تشخیص” می دهند، می گوییم دنباله روان ناکثین اما در این کتاب برای این شعار ما برای این ادعای ما “دلیل” اقامه شده. ما به جبهه سران کفر می گوییم که رهروان همان دشمنان اصل کاری مولای متقیان؛ قاسطین هستند. با مطالعه این کتاب می فهمیم “شکی نیست که معاویه ابن ابی سفیان در هر سه فتنه نقش ایفا کرد. در فتنه ناکثین این معاویه بود که نامه ای به زبیر نوشت و او را امیر مومنان خطاب کرد و طلحه را نیز ولیعهد شمرد و با همین تحرکات مقدمات جنگ جمل را فراهم ساخت” اما شبیه همین اتفاق چند قرن بعد افتاد و “یان کیلی سخنگوی وزارت خارجه آمریکا از تظاهر کنندگان حمایت کرد و بازداشت آنها را تاسف بار خواند. چند روز بعد نیز بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا در اقدامی مداخله جویانه اعلام کرد؛ من تردیدهایی در مورد نتایج انتخابات ایران دارم”. این کتاب اما برای دیگر شعار ما هم دلیل نظری و البته مستند ارائه می دهد که چرا حق داریم که کروبی و خاتمی و موسوی را دشمن علی بخوانیم و “لعن علی عدوک یاعلی” سر دهیم. “نظریه فتنه” از جمله موضوعات طرح “تاریخ انقلاب اسلامی به زبان ساده” است که “مرکز اسناد” به خوبی از عهده آن برآمده اما رئیس مرکز اسناد این کتاب را به همان میزان که عالمانه و بصیر نوشته، شجاعانه و دلیر تالیف کرده و اگر در پیشگفتار، نظریه فتنه در قرآن را مورد کنکاش قرار داده اما در بخش دوم کتاب مستقیم و چشم در چشم خواص بی بصیرت و سران فتنه می نویسد؛ “اولین موضع گیری علنی آقای هاشمی نامه سرگشاده وی خطاب به رهبر انقلاب اسلامی بود. در این نامه ۲ چیز بیش از همه خودنمایی می کرد: خودستایی و تهدید. یکی از مشکلات آقای هاشمی خودبینی است. مجموعه خاطرات وی بیشتر روی محور (خود) دور می زند. در این نامه نیز صفت خودبینی موج می زند. به این جملات توجه شود: “اینجانب و بسیاری از بزرگان تاثیر گذار”. شکی در تاثیر گذاری آقای هاشمی نیست، ولی…”.

***

“نظریه فتنه” کتابی نظری، تحقیقی عمیق و تالیفی دقیق است اما “داستان راستان”ی است که همچنان دارد رخ می دهد. نظریه فتنه، قصه پر از غصه فتنه است و نشان می دهد هر جا شمشیر عدالت را به مصلحت کند کرده اند، شلاق به جای تن ظالم، اندام مظلوم را سرخ کرده. نظریه فتنه، درود به عدالت، سلام به ولایت است و لعنت بر مصلحتی است که علی را بی عدالت، بی شمشیر و دست و پابسته تشخیص می دهد. این گستاخی را دارم که بگویم نظریه فتنه در دفاع عاشورایی از سیدعلی نوشته شده… “با مطالعه ۳ فتنه ناکثین، قاسطین و مارقین در زمان علی و بررسی فتنه ۱۳۸۸ در زمان رهبری آیت الله خامنه ای همانندی زیادی در ارکان فتنه ها می یابیم که عبارت اند از: ۱- دشمنان ایدئولوژیک یا بیگانگان. ۲- تاویل گران منافق. ۳- هواپرستان قدرت طلب. کمیت و کیفیت این عوامل در همه فتنه ها با هم متفاوت است…”. نظریه فتنه را انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی به زیور طبع آراسته که در زمینه فتنه ۸۸ و به همت مدیر جوان انتشارات این مرکز جناب مهدی رمضانی از دیگر مراکز پرکارتر بوده و همتی دقیقا مضاعف داشته.

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 22:46  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

اخیرا سران کفر و نفاق و فتنه جلسه‌‌ای با هم داشتند که در زیر خلاصه‌‌ای از این دیدار مهم و صمیمی می‌آید:

اوباما: ۱۳ آبان دانش‌آموزان محل شما نگذاشتند و ۱۶ آذر هم دانشجویان. روز عاشورا هم کل ملت ایران. رجب طیب اردوغان هم بله! این هم از روز ۹ دی. شما چه غلطی دارید می‌کنید در ایران؟

مهندس: اربعین، جمهوری اسلامی سقوط می‌کند؛ نه حالا بگو ۲۸ صفر! شما فقط پول بفرست، به مابقی‌اش کارت نباشد!

زهره کوهنورد: مرد! ۲۸ صفر عفت‌‌خانم شله‌زرد نذری داره! قراره برم سر دیگ!

اوباما: من هم شنیده‌‌ام روز ۲۸ صفر مردم سر دیگ هستند؛ چطور است با سوءاستفاده از همین مساله، اسب تراوا را همان روز بفرستیم؟!

هیلاری: حالا این شله‌زرد چی هست؟

زهره کوهنورد: غذای نذری اهل بیت است؛ مثل غذای نذری امام حسین.

مهندس: برنج خرد را می‌گذارند در آب جوش تا خوب پخته شود. بعد مقداری زعفران و گلاب اضافه می‌کنند به برنج. شکر به اندازه کافی یعنی حدودا ۲ برابر برنج اما هل هم عده‌‌ای می‌ریزند. مغز بادام و مغز پسته به مقدار لازم و تزئین با دارچین بر اساس سلیقه.

 شیخ بی‌سواد: کلا به شما که عرض می‌کنم پول بیشتری باید خرج براندازی ایران شود.

اوباما: الان آمریکا بودجه‌‌اش را به جای ملت بدبخت خودش دارد بر اساس شکم جنبش سبز می‌بندد!

مهندس: شما مگر جمهوری اسلامی را محاصره اقتصادی نکردید؟

هیلاری: بله خب!

مهندس: پس چرا ایران دارد طرح هدفمندی یارانه‌ها را اجرا می‌کند؟!

ممد خالی‌بند: اجرای طرح هدفمندی یارانه‌ها از دولت اصلاحات کلید خورد!

شیخ بی‌سواد: غلط کردی!

مهندس: احمدی‌نژاد با این کارش به آمریکا علامت بدی نشان داد!

زهره کوهنورد: خب تو می‌توانی اسیر این صحنه‌آرایی خطرناک نشوی!

ممد خالی‌بند: من با شما نیستم؛ گفته باشم!

هیلاری: ببین ممد تمدن! تو باید در ایران تیریپ بیایی که مثلا با جمهوری اسلامی آشتی کردی، به ما که نگو دیگه! دیگه دیگه!!

شیخ بی‌سواد: جخت بلا اگر کسی هم قرار است به نظام برگردد، کلا به شما که عرض می‌کنم؛ خودمم! جمهوری اسلامی هنوز به من علاقه دارد!

هیلاری: چه جلافتا!

شیخ بیسواد: کلا به شما که عرض می‌کنم؛ شما این «حسین قدیانی» را که نمی‌شناسید، می‌شناسید؟

نتانیاهو: این «لیونی» یه چیزایی دیشب می‌گفت؛ جوانک برداشته نوشته “اگر کودکان قبه الصخره سنگ کم آوردند، سنگ مزار شهدا را می‌دهم به شما تا بکوبانید سر اسرائیل”! نمی‌دانم این جملات را از کجایش در می‌آورد؟!

شیخ بی‌سواد: اخیرا «پلی کپی» یکی از نوشته‌هایش به دست من رسیده! جخت بلا نوشته که سران فتنه مثلا این خاتمی و مهندس کی اعدام می‌شوند؟… کلا به شما که عرض می‌کنم؛ معلوم شد اگر هم یکی از ما سران فتنه قرار باشد به نظام برگردیم، اون منم!

ممد خالی‌بند: خنگ خدا! داخل آدم حسابت نکرده که همچین نوشته!!

شیخ بی‌سواد: من نمی‌دانم؛ بر اساس این نوشته یعنی اگر کسی قرار است به نظام برگردد منم، نه ممد خالی‌بند! این نوشته دارد به مخاطب می‌گوید؛ کروبی جزء سران فتنه نیست! منظور نویسنده خیلی واضح است!

ممد خالی‌بند: اما دیوید میلیبند اس ام اس داده بود؛ من تیریپ بردارم برای نظام، نه تو!

شیخ بی‌سواد: وقتی ایام فتنه جفتک می‌انداختی، باید فکر امروز می‌بودی!  

مهندس: خود تو کم فتنه کردی؟ کی بود که تهمت زد به نظام؟!

مهندس: حالا که اینطوری شد، خود من برمی‌گردم به نظام! دست زهره را می‌گیرم و وارد کشتی نوح می‌شوم!

شیخ بی‌سواد: اما نظام دیگر تو را راه نمی‌دهد! کلا به شما که عرض می‌کنم؛ من شاید به نظام برگردم اما سران فتنه را به نظام راه نمی‌دهند!

اوباما: می‌بینم که همه تان به غلط کردم افتادید؟! اینکه جورج سوروس گفته؛ خاتمی برگردد به نظام، یک دستور تشکیلاتی است؛ ملتفت هستید که؟! ما از بیرون نظام هیچ غلطی نمی‌توانیم بکنیم!

شیخ بی‌سواد: جوروج خروس (!) غلط کرده گفته! ببین من چی می‌گم!

هیلاری: ولی جناب شیخ! برگشتن تو به نظام چه سودی به حال جنبش دارد؟ چه سودی به حال نظام دارد؟

شیخ بی‌سواد: جمهوری اسلامی هنوز من را قبول دارد! پس چرا در این نامه حرفی از اعدام من نیست؟! کلا به شما که عرض می‌کنم؛ خاتمی و موسوی را گفته، من را که نگفته!

اوباما: خب تو را آدم حساب نکرده!

شیخ بی‌سواد: ولی اتفاقا مرا «آدم» حساب کرده، خاتمی و موسوی را «سران فتنه»!

زهره کوهنورد: یعنی سران فتنه، آدم نیستند؟!… ایش!

ممد خالی‌بند: من فوقش خواص بی‌بصیرت باشم؛ موسوی سران فتنه است!

نتانیاهو: شما همه تان با ما هستید؛ دعوا نکنید!

شیخ بی‌سواد: ولی من با شما نیستم؛ قرار است موسوی و خاتمی محاکمه شوند!

هیلاری: اَه!

نتانیاهو: این هیلاری بعد از هیزبازی‌های بیل، یک مقدار بی اعصاب است!

شیخ بی‌سواد: کلا به شما که عرض می‌کنم؛ بهتر است همه با هم برگردیم به نظام!… یعنی ببخشید؛ برگردیم به بحث!

اوباما: من فکر کنم اربعین و ۲۸ صفر را ول کنیم بهتر است؛ هر چه ما کشیدیم از عاشورای سال ۸۸ بود. «حسین» و «عباس» حتی اسم شان لرزه بر پیکر کاخ سفید می‌اندازد. نزدیک شدن ما به محرم و صفر بازی با دم شیر است! شنیده‌‌ام خامنه‌‌ای هم از تبار همین حسین و عباس است. از تبار علی. 

هیلاری: پس چه خاکی توی سرمان بریزیم؟

نتانیاهو: چطور است من به نظام برگردم؟!!

شیخ بی‌سواد: کلا به شما که عرض می‌کنم؛ بهتر است در این‌باره هم از «سیاست موازنه منفی آنتی باکتریال نوع A» استفاده کنیم!

هیلاری: یعنی دقیقا چی کار کنیم؟

نتانیاهو: ما هم یک هیات راه می‌اندازیم؛ متوسل می‌شویم به اون قرومساق حرمله!

شیخ بی‌سواد: خنگ خدا! کلا به شما که عرض می‌کنم؛ چند هفته بعد، «مختار» ‌برای این قرومساق که گفتی،  چیزی باقی نمی‌گذارد که بخواهی به آن متوسل شوی!

همین متن فردا در ستون “روزخند” روزنامه وزین “وطن امروز” کار می شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 15:11  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

 

دکتر احمدی نژاد و متکس

مقدمه:

-خبر برکناری ناگهانی آقای متکی وزیر سابق خارجه بسیار سریع و توجه برانگیز بود.رییس جمهور دیروز طی حکمی آقای صالحی رییس سازمان انرژی هسته ای را به سرپرستی وزارت خارجه منصوب و در نامه‌ جداگانه‌ای از زحمات و خدمات منوچهر متكی در دوران تصدی مسئولیت وزارت خارجه قدردانی كرد.

خبرگزاری مهر نیز گزارش داده است كه این بركناری در حالی است كه منوچهر متكی به عنوان وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران هم اكنون به منظور ابلاغ پیام احمدی نژاد به رئیس جمهور سنگال در این كشور به سر می برد.

موضوع تغییر متکی با توجه به حضور 6 ساله وی در پست وزارت خارجه -که در میان تمام وزرای دولت های نهم و دهم یک رکورد محسوب می شود- و با عنایت به اینکه بارها در گذشته این موضوع مطرح شده بود مایه تعجب نبود اما آنچه که حیرت همگان را برانگیخت این بود که متکی برای ابلاغ پیام رئیس جمهور به رئیس جمهور سنگال در ماموریت کاری خارجی حضور داشت و هنوز به کشور بازنگشته حکم تغییر او منتشر شد!

این انتخاب و دگرگونی با واکنشهای شخصیتها و رسانه های مختلف روبرو شده است که آنرا با هم مرور می کنیم.

علا الدین بروجردی رییس کمیسیون سیاست خارجی مجلس:

رییس كمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی از بركناری وزیر امور خارجه ابراز بی اطلاعی كرد و گفت: مجلس در جریان نبوده و همین الان توسط خبرنگار خبرآنلاین از این موضوع اطلاع پیدا كرده است.

علاء الدین بروجردی پس از اینكه از خبرنگار خبرآنلاین، فرد جایگزین آقای متكی را پرسید، گفت: مگر آقای متكی در حال حاضر در سفر نیستند، یعنی در شرایطی كه ایشان به ماموریت فرستاده شدند، حكم بركناری صادر شده است؟

بروجردی در پاسخ به این كه آیا در روزهای اخیر در جریان اخباری مشابه مبنی بر بركناری آقای متكی قرار داشته اید یا نه، گفت: خیر این موضوع اصلا مطرح نبوده و بهتر است با آقای مهمان پرست تماس بگیرید و دلایل بركناری آقای متكی را جویا شوید.

علاالدین بروجردی:

 خیر این موضوع اصلا مطرح نبوده و بهتر است با آقای مهمان پرست تماس بگیرید و دلایل بركناری آقای متكی را جویا شوید.

بروجردی پس از اطلاع از این موضوع گفت خودش با مسئولان وزارت امور خارجه تماس خواهد گرفت و اطلاعات بعدی را در

دکتر احمدی نژاد و متکی

اختیار رسانه ها قرار می دهد.

هم چنین حشمت الله فلاحت پیشه در گفت وگو با خانه ملت اظهار داشت: برکناری وزیر امور خارجه ای که در حال انجام ماموریت برای کشور و نظام است به این شکل، در عرف بین المللی رایج نیست.

وی خاطر نشان کرد: تغییر وزیر امورخارجه به طور معمول با هدف تحول راهبردی در دیپلماسی یا اتفاق سیاسی انجام می پذیرد؛ اما نه در زمانی که وزیر به عنوان نماینده کشوری با فرهنگ و تمدن ایران در حال مذاکره در کشور دیگری است.

این عضو کمیسیون امنیت ملی سیاست خارجی یادآور شد: تغییر متکی یک اتفاق سیاسی است نه تحول راهبردی.

نماینده اسلام آباد گفت: بررسی موضوع برکناری وزیر امورخارجه محتاج روشنگری بیشتری است که باید رییس جمهور نسبت به این تصمیم توضیح دهد.

فلاحت پیشه یادآورشد: کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در راستای وظیفه نظارتی اش موضوع برکناری وزیر امورخارجه در هنگام سفر به سنگال را مورد بررسی قرار می دهد، هرچند برکناری وزرا را حق رییس جمهورمی دانیم.

سایتهای ایرانی که شوکه شدند:

سایت تابناک با برگزیدن تیتر "منوچهر متکی در سنگال، برکناری در تهران " تعجب خود را از این خبر نشان داد و سایت خبرآنلاین نیز با اشاره به شوکه شدن بروجردی از شنیدن خبر برکناری متکی شگفتی خود را به خوانندگانش منتقل کرد.

سایت فردا هم تیتر برکناری متکی را انتخاب کرد اما با روتیتر"پایان شایعات" تلویحا به مکرر بودن خبر تغییر وزیر خارجه در گذشته اشاره کرد.

جهان نیوز هم خبر برتر صفحه نخست خود را به این خبر اختصاص داد و در لید خبر نوشت:منوچهر متکی در حالی که در ادامه ماموریت در آفریقا به سر می برد حکم برکناریش در پایگاه اطلاع رسانی دولت منتشر شد.

سایت رجا نیوز حامی تغییر:

سایت رجا نیوز از حامیان رییس جمهور ضمن حمایت از این تحول چنین نوشت:

 دیپلماسی دولت‌های نهم و دهم اگرچه همواره به‌عنوان دیپلماسی فعال و تهاجمی شناخته شده و رهبر انقلاب نیز بر این موضوع تأکید کرده بودند اما این شیوه مواجهه عمدتاً در اثر ابتکارها، سخنرانی‌ها و اقدامات شخص رئیس‌جمهور بود و وزارت‌خارجه در این زمینه عملکرد قابل قبولی نداشت، به‌طوری که از مدت‌ها قبل انتظار تغییر در رأس وزارت‌خارجه و قرار گرفتن فردی با ویژگی‌های مشابه رئیس‌جمهور به‌منظور هم‌افزایی وجود داشت.

همچنین فرصت‌های قابل توجهی برای فعال کردن نمایندگی‌های ایران برای تبیین گفتمان انقلاب اسلامی در اثر فضایی که احمدی‌نژاد در دنیا ایجاد کرد، پدید آمد که به‌نظر می‌رسد دستگاه دیپلماسی کشور نتوانست از این فرصت‌ها استفاده کند و در برخی موارد حتی در جلسات غیررسمی، سیاست‎های رسمی دولت از سوی دیپلمات‌های ایرانی رد می‌شد.

رجانیوز:

دیپلماسی دولت‌های نهم و دهم اگرچه همواره به‌عنوان دیپلماسی فعال و تهاجمی شناخته شده و رهبر انقلاب نیز بر این موضوع تأکید کرده بودند اما این شیوه مواجهه عمدتاً در اثر ابتکارها، سخنرانی‌ها و اقدامات شخص رئیس‌جمهور بود و وزارت‌خارجه در این زمینه عملکرد قابل قبولی نداشت،

رسانه های عربی:

بركناری منوچهر متكی وزیرامورخارجه كشورمان بازتاب گسترده ای در میان رسانه های عربی داشته است.

به گزارش خبرآنلاین، خبرگزاری اردنی سرایا در خبری فوری با اشاره به بركناری متكی،‌ این اقدام احمدی نژاد را یك نوع عكس العمل به برخی از كارهای صورت گرفته توسط وزیر خارجه سابق اعلام كرد.

پایگاه المنار به نقل خبر از ایرنا با اشاره به این كه متكی در سفر است آن را ناگهانی توصیف كرد.

خبرگزاری سیریا نیوز در اولین لحظات انتشار خبر تغییر وزیر خارجه ایران آن را منتشر كرد و به تحلیل آن و پرونده هسته ای ایران پرداخت.

بی بی سی عربی نیز با اشاره به تاریخچه متكی و صالحی آن را بی ارتباط با فشار نمایندگان مجلس در خصوص ناكارآمدی متكی ندانست.

بی‌بی‌سی انگلیسی ضمن سورپرایز خواندن خبر عزل متكی می‌نویسد: متكی به سه زبان انگلیسی، تركی و اردو تسلط داشت.

صالحی

خبر عزل متكی بدون هیچ توضیحی منتشر شد و به اعتقاد جیمز رینولدز خبرنگار بی‌بی‌سی در ایران در واقع سورپرایز بزرگی بود.برخی بر این اعتقادند كه این تصمیم شاید بخشی از بازی سیاسی قدرت میان محافظه‌كاران و لیبرالها در ایران است.

متكی در زمان فشارهای جامعه بین‌الملل بر ایران بر سر پرونده هسته‌ای همواره مورد انتقاد بوده است.متكی كه در زمان ابلاغ خبر عزل خود در سنگال به سر می‌برد از سال 2005 ریاست دستگاه دیپلماسی در ایران را بر عهده دارد.این دیپلمات 57 ساله انگلیسی،تركی و اردو خوب صحبت می‌كند  و تحصیلات خود در رشته روابط بین‌الملل را در دانشگاه تهران به پایان رسانده است.

خبرگزاری نووستی عربی با نقل این خبر پرسیده كه صالحی چه تدابیری در خصوص تحریم خواهد داشت.

سایت روزنامه الشروق نیز با اشاره به این كه احمدی نژاد ماه هاست كه در فكر عزل متكی است،نوشت: اختلاف این دو ناشی از اعتقاد متكی به دخالت احمدی نژاد در تصمیمات وزارت خارجه است. این روزنامه صالحی را یك فرد معتدل برشمرد.

سایت النشرة لبنان نیز این عزل و انتصاب را یك شوك در سیاست خارجه ایران قلمداد كرد.

خبرگزاری آسوشیتدپرس:

 آسوشیتدپرس در خبری کوتاه خبر عزل متکی را بدون توضیح توصیف کرد.

این خبرگزاری دراین باره گزارش داده است که احمدی‌نژاد وزیر امور خارجه خود را عزل و رییس سازمان انرژی اتمی را به

متکی

عنوان سرپرست ارشد وزارت امور خارجه انتخاب کرد.در بیانیه‌ای که در سایت دولت منتشر شد رییس ‌جمهور ایران بدون هیچگونه توضیحی به پنج سال دوره خدمت متکی پایان داد.

در طی یک سال اخیر رسانه‌های ایرانی همواره اعلام می‌کردند که حقوقدانان و سیاستمداران به دلیلی فشارهای شورای امنیت بر سر پرونده هسته‌ای همواره خواهان برکناری متکی بودند. آنها متکی را وکیل توانمندی برای دفاع از حقوق ایران نمی‌دانستند و بر این اعتقاد بودند که وی قدرت اقناع ندارد.

روزنامه صهیونیستی هاآرتص

 روزنامه صهیونیستی هاآرتص نیز  دلیل عزل متکی را انتقادات او به احمدی‌نژاد عنوان کرده است.

این روزنامه در گزارش خود آورده است : احمدی‌نژاد طی حکمی علی اکبر صالحی رییس سازمان انرژی اتمی ایران را که یکی از نزدیکان به وی به لحاظ اعتقادی است به عنوان سرپرست وزارت امور خارجه انتخاب کرد.گفته می‌شود که متکی بارها سیاستهای احمدی‌نژاد را مورد انتقاد قرار داده بود و یکی از دلایل این تصمیم نیز همین است.

انتقاد کیهان از نحوه بر کناری:

اما شاید همه منتظر واکنش کیهان به عنوان اصولگرای صریح بودند.حسین شریعتمداری در ستون نکته خود به صراحت از نحوه  جابجایی انتقاد کرد و نوشت:

حسین شریعتمداری:

در هیچ رساله ای به رئیس جمهور محترم توصیه نشده است که مثلا؛ «مستحب است وزیر امور خارجه در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی(ع) عزل شود و تاخیر در برکناری او تا پایان تاسوعا و عاشورا، کراهت داشته و خلاف احتیاط است»!

عزل آقای منوچهر متکی از وزارت امور خارجه و انتصاب همزمان آقای دکتر علی اکبر صالحی به سرپرستی این وزارتخانه که عصر دیروز طی دو حکم جداگانه از سوی ریاست محترم جمهوری صورت پذیرفت، اقدامی کاملا قانونی و در حوزه اختیاراتی بوده است که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به رئیس جمهور محترم کشورمان داده است. اما در قانون اساسی نیامده است که رئیس جمهور مکلف است وزیر امور خارجه کابینه خود را دقیقا هنگامی که به عنوان ماموریت رسمی در یک سفر خارجی به سر می برد، از وزارت برکنار کند! و یا در هیچ رساله ای به رئیس جمهور محترم توصیه نشده است که مثلا؛ «مستحب است وزیر امور خارجه در آستانه تاسوعا و عاشورای حسینی(ع) عزل شود و تاخیر در برکناری او تا پایان تاسوعا و عاشورا، کراهت داشته و خلاف احتیاط است»

کیهان:

عزل آقای منوچهر متکی در حالی که وی به عنوان وزیر امور خارجه در ماموریت رسمی خارج از کشور به سر می برد، این توهم را در اذهان عمومی و طرف های خارجی پدید می آورد که کدام ضرورت و مسئله فوری و فوتی در کار بوده است که آقای دکتر احمدی نژاد حتی درنگ یک روزه یا چند ساعته برای عزل وزیر خارجه کابینه خویش را هم جایز ندانسته و نه فقط حکم عزل او را صادر کرده است بلکه لازم دیده خبر مربوط به صدور این حکم را بلافاصله در اختیار رسانه ها نیز قرار دهد!

چرا...؟! در عرف شناخته شده سیاسی، عزل یک وزیر در حال ماموریت- آنهم ماموریت خارجی وزیر خارجه- علاوه بر آن که نشانه بروز ناگهانی اخلال در سیاست خارجی یک کشور تلقی می شود، اهانت آشکار به شخصیت وزیر عزل شده نیز هست و این تلقی را - چه بخواهیم و چه نخواهیم- در پی خواهد داشت که یکی از رخدادهای اخیر سیاست خارجی کشور- روی واژه اخیر تاکید می شود- رضایت رئیس جمهور را به دنبال نداشته است! و اما، چرا یکی از رخدادهای اخیر؟!

حدس ویژه کیهان:رابطه بین عزل متکی و مشائی؟!

کیهان در ادامه مطلب خود به صورت ضمنی به یکی از دلایل احتمالی عزل یکشبه آقای متکی آن هم در حال مسافرت خارجی اشاره می کند و می نویسد:

چند ماه قبل، وقتی آقای رئیس جمهور، چند تن از نزدیکان خود از جمله آقای اسفندیار رحیم مشایی را به عنوان نماینده ویژه خود در امور خاورمیانه، آفریقا، آسیا و... منصوب کرد، این اقدام ایشان با اعتراض آقای متکی روبرو شد که معتقد بود انتصاب نماینده ویژه، حرکتی موازی در سیاست خارجی و آسیب رسان است و اما، پس از تأکید رهبرمعظم انقلاب بر اجتناب و پرهیز دولت از موازی کاری در سیاست خارجی، رئیس جمهور محترم احکام صادره را لغو و مسئولیت نمایندگان ویژه را به «مشاور» تغییر داد. ولی سه روز قبل، آقای اسفندیار رحیم مشایی حامل پیام رئیس جمهور به ملک عبدالله پادشاه اردن بود.

این مأموریت آقای مشایی با جایگاه رسمی وی به عنوان رئیس دفتر رئیس جمهور همخوانی چندانی ندارد و به پست و جایگاه «مأمور ویژه» شبیه تر است شاید این مأموریت با اعتراض آقای متکی روبرو شده باشد! و... شاید هم علت دیگری در میان باشد... و در هر دو حالت، شایسته تر آن بود که ریاست محترم جمهوری لااقل تا بازگشت آقای متکی از مأموریت خارج کشور، صدور حکم عزل ایشان را به تأخیر می انداختند، تا خدای نخواسته تصور نشود رئیس جمهور محترم تاب کمترین انتقاد به رئیس دفتر خویش را ندارند.

نتیجه گیری:

مسلما طبق قانون اساسی عزل و جابجایی وزرا حق قانونی و جزو اختیارات رییس جمهور است.اما به نظر می رسد عزل ناگهانی و آن هم در مسافرت خارجی وزیر امور خارجه آن هم در شرایطی که از مدتها قبل سخن از پایان همکاری آقای متکی با کابینه مطرح بوده  چندان با مصالح ملی موافق نبوده و این شائبه را در اذهان پدید می آورد که چه حادثه فوری و یا اخلال بنیادینی در سیاست خارجی ایران اتفاق افتاده است که نیاز به برکناری از راه دور بود.از سوی دیگر امیدواریم رییس جمهور محترم با آسودگی و فراغ بال فرد مورد نظر خود را که هماهنگتر با اصول دیپلماسی دولت دهم است انتخاب و سیاست خارجی با رعایت اصول عزت،حمکت و مصلحت با سکاندار جدید  به افقهای جدیدی دست یابد.

+ نوشته شده در  شنبه چهارم دی 1389ساعت 16:14  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
2
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 18:9  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

اگر فتنه پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری را مبتنی بر سناریوی «توهم تقلب در انتخابات» بدانیم که برخی از فعالان سیاسی داخلی و عوامل بیگانه طراحی و اجرا کردند تا انتقام شکست‌های گذشته را در این عرصه از نظام جمهوری اسلامی بگیرند و حضور چهل میلیونی مردم در پای صندوق‌های رأی را که یکی از شیرین‌ترین لحظات تاریخی ایران بود در کام مردم تلخ کنند، این‌بار نیز پس از حماسه مردمی 22بهمن88، نامزدهای ناکام انتخابات به ویژه میرحسین دچار توهم دیگری شده و می‌کوشند با طرح ادعاهای دروغین و البته مستندسازی برای دشمنان نظام اسلامی، معبر جدیدی برای خود و معدود هواداران باقی مانده برای عبور از این باتلاقی که گرفتارش شده‌اند، بیابند.

موسوی که همراه با رفیق ناکام دیگرش و دو حزب افراطی مشارکت و مجاهدین، بلافاصله پس از راهپیمایی پرشکوه مردم در 22بهمن سعی در مصادره آن داشته و مدعی شده بودند که مردم به فراخوان آنها به صحنه آمده بودند، در فاصله کوتاهی به ناگهان مدعی می‌شوند که این مردم تهران نبودند که به خیابان‌ها آمدند بلکه شهرستانی‌هایی بودند که با اتوبوس و قطار و با صرف هزینه (و احتمالاً دریافت فوق‌العاده و اضافه کار) در خیابان‌های تهران حاضر شده بودند.

این سخنان موسوی خاطره بختیار سلف سلطنت‌طلبش را در اذهان مردم تداعی می‌کند که وقتی نتوانست «الله اکبر»های شبانه مردم در آستانه پیروزی انقلاب را روی پشت بام‌ها انکار کند، مدعی شد که اینها صدای «نوار» است.

موسوی که در این مصاحبه کوشیده است انگیزه باقی‌مانده هواداران را تقویت کرده و البته به بیگانگان نیز پیغام دهد که هنوز «فعال» است به زعم خود به حاکمیت هشدار می‌دهد که نمی‌توان یک راهپیمایی مهندسی شده ترتیب داد و دل خوش کرد که همه چیز تمام شده است. موسوی در این مصاحبه که از سوی رسانه‌های دشمن مشتاقانه بازتاب داده شد و به معنی فراخوان وی برای برگزاری یک راهپیمایی جدید تعبیر شده، با زیر سؤال بردن مجدد نتیجه انتخابات دهم که اهانت آشکار به چهل میلیون ایرانی فهیم است، ضمن تصریح بر ضرورت برگزاری انتخابات آزاد و غیرگزینشی، مدعی برگزاری راهپیمایی برای پایان دادن به حرف و حدیث‌ها است.

اما نکته مهم در مصاحبه موسوی برنامه‌ریزی برای «بقا» در حوزه مجازی است؛ همان حوزه‌ای که سخت‌افزار و نرم‌افزار آن توسط دشمنان قسم‌خورده انقلاب ایجاد شده و اتفاقاً سخنان او در این بخش هیچ تفاوتی با سخنان چندماه قبل کلینتون وزیر خارجه آمریکا ندارد. کلینتون در 16آبان‌ماه طی سخنانی در وزارت خارجه آمریکا به نقش شبکه مجازی توئیتر و بهره‌گیری آمریکا از آن در کنترل و هدایت آشوب‌های خیابانی در تهران می‌گوید: امروز ما از ابزارهای جدید استفاده می‌کنیم. برخی شاید ایام آشوب‌های بعد از انتخابات در ایران را به یاد داشته باشند که از طریق توئیتر افراد می‌فهمیدند که باید کجا بروند و چه اتفاقی قرار است رخ دهد. کلینتون در ادامه می‌گوید: برخی از همکاران ما در وزارت خارجه وقتی بنا به دلایل فنی قصد تعطیلی این شبکه را داشتند آنها (آشوبگران) در تهران خواستار توئیتر بودند و می‌گفتند شما نمی‌توانید این شبکه اینترنتی را تعطیل کنید، چرا که تظاهرکنندگان در تهران به آن وابسته هستند و در همان زمان برخی از مقامات دیگر آمریکا آشوب‌های ایران را «انقلاب توئیتری» نامیدند و اکنون موسوی البته با چندماه تأخیر نسبت به گردانندگان این شبکه، راهبرد آینده هواداران باقی مانده فتنه را بهره‌گیری از این شبکه دانسته و می‌گوید: گسترش شبکه اجتماعی در جهت گسترش آگاهی‌های سیاسی و اجتماعی یک ضرورت است و جایگزینی برای آن وجود ندارد. در این زمان استفاده از فضای مجازی «معجزه» کرده است و به صورت یک «ساختار» کاملاً قابل «اتکا» افراد و شبکه‌ها را در اتصال و تعامل با هم قرار داده است.

اما نکته دیگر مورد استقبال رادیو سازمان سیا و دیگر رسانه‌های دشمن از سخنان موسوی تأکید دوباره او بر آشوب‌های کف خیابان است، آنگاه که آن را یکی از راه‌هایی توصیف می‌کند که جنبش (فرقه) سبز از طریق آن تلاش کرد که اهداف و نیات خود را به گوش همه ملت و جهان برساند. اگر چه راهپیمایی پرشکوه مردم در «9 دی» و «22 بهمن» بخش زیادی از حامیان فتنه که خود را به «خواب زده» و یا در «خواب غفلت» بودند، بیدار کرد و با اتخاذ مواضع صریح‌‌تر از گذشته «راهی» برای بازگشت به دامان ملت می‌جویند، اما اصرار موسوی بر «تداوم» آشوب‌های خیابانی و در شبکه‌های مجازی را مصداق غریقی دانست که این بار نیز برای نجات خود به «توهمی» دیگر تمسک جسته است.

چه زیبا فرمود رهبر حکیم و فرزانه انقلاب اسلامی که: «افرادی که حاضر نیستند قانون و رأی اکثریت را قبول کنند و نقطه قوتی همچون انتخابات افتخار آفرین چهل میلیونی را تبدیل به نقطه ضعف می‌کنند، عملاً خود را از این کشتی نجات خارج می‌کنند و صلاحیت حضور در چارچوب نظام اسلامی را از دست می‌دهند که از دست داده‌اند.»

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 20:26  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
عضو فراري حلقه آشوب طلبان در گروهك تحكيم، به رغم حمايت از موسوي و كروبي هشدار داد هرگونه تاكيد بر قانون اساسي، خط امام و مرزبندي با ساختارشكنان باعث ريزش هاي گسترده در ميان مخالفان(موسوم به جنبش سبز) خواهد شد.
علي افشاري كه هم اينك در خدمت صداي آمريكا قرار دارد، با اشاره به حضور عناصر مدعي اصلاح طلبي و جريان هاي اپوزيسيون ضد انقلاب در جنبش سبز نوشت: در صف نيروهاي جنبش هم گرايش اصلاحات ساختارشكن، هم انقلابي و اپوزيسيون برانداز وجود دارند. جنبش سبز به تدريج راديكال تر شده اند و اكنون اين گرايش دست بالا را در جنبش دارد. كساني اخيرا يكطرفه شروع به پيچيدن نسخه براي جنبش سبز كرده اند. اگر فرض را بر ادعاي آنها بگذاريم كه ويژگي اين جنبش در محورهايي چون خط امام، اعتقاد به حركت در چارچوب قانون اساسي، مرزبندي با ساختارشكني، پذيرش اصل ولايت فقيه، طرفداري از حزب الله لبنان و... محدود مي شود، آنگاه ريزش و شكاف عميقي در صفوف كساني پيش مي آيد كه جنبش را پيش بردند.
وي در گويا نيوز (سيا نيوز) نوشت: «همچنين مدافعان اين قرائت بايد پاسخگوي تناقضات و تعارض فعاليت هاي انتخاباتي و اعتراضات پس از انتخاباتشان هم كه نه تناسبي با قانون اساسي داشت و نه نشاني از خط امام، باشند. بعد اخلاقي اين پاسخگويي اهميت زيادي در برطرف كردن شائبه برخورد ابزاري با مردم دارد تا اين تصور پيش نيايد كه آقايان براي جمع كردن راي، نيروهاي خواهان تغيير را به صحنه كشانده اند».
عضو فراري دفتر تحكيم توضيح نداد كه مگر از عوامل فتنه سبز غير از اراذل و اوباش اجاره اي كسان ديگر هم باقي مانده اند كه وي از نگراني ريزش آنها خبر مي دهد؟!
گفتني است كساني نظير موسوي و كروبي- و بعضا خاتمي- با وجود تقابل آشكار عملكردشان با مباني قانون اساسي و خط امام و لزوم استقلال از بيگانگان، پس از گرفتار شدن در بن بست فتنه به صرافت افتادند تظاهر به طرفداري از خط امام و قانون اساسي كنند اگرچه در عمل رفتارهاي ضد قانون اساسي و ضد انقلابي را هرجا كه امكان داشت تداوم بخشيدند. اما گويا همين تظاهر نصف و نيمه هم به مذاق ارگان سازمان سيا و پادوهاي فراري آن خوش نيامده است
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 18:24  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
سركرده گروهك تروريستي ريگي كه ديروز توسط سربازان گمنام امام زمان «عج» به دام افتاد در كنار جنايت هاي بيشماري كه طي سالهاي گذشته مرتكب شده است، همانند مسعود رجوي سركرده گروهك تروريستي منافقين حمايت از آشوبگران و جريان فتنه سبز در حوادث پس از انتخابات ايران را نيز در كارنامه خود دارد.
گروهك تروريستي ريگي در بيانيه هاي متعدد بارها حمايت خود را از جنبش به اصطلاح سبز و آشوبگران خياباني اعلام كرده اند.
پس از اقدام وقيحانه آشوبگران در روز عاشوراي امسال، اين گروهك با صدور اطلاعيه اي ضمن حمايت از آشوبگران اعلام آمادگي كرده بود تا آموزش هاي لازم براي انجام عمليات هاي تروريستي را در اختيار اغتشاشگران حامي جنبش سبز قرار دهد.
اين گروهك تروريستي كه وابستگي آشكاري به سازمان هاي جاسوسي آمريكا، انگليس و برخي كشورهاي منطقه دارد پيش از اين نيز در پايگاه اطلاع رساني خود به آدرس Gunbishblogspotcom اخبار جنبش سبز و رهبران فتنه را لحظه به لحظه اطلاع رساني مي كرده و نقش تبليغاتي براي اين جريان آشوب طلب داشته است.
گروهك تروريستي ريگي همچنين در زمان آشوب هاي خياباني در تهران در اطلاعيه اي خواستار اقدامات مسلحانه از سوي اغتشاشگران عليه مسئولان نظام شده بود.
در بخشي از اطلاعيه اين گروهك تروريستي با حمايت آشكار از سران جريان فتنه آمده بود، «موسوي و كروبي بايد درس عبرت بگيرند و بدانند كه اگر راه مكر و فريب را برگزينند اين ملت در برابر آنها هم خواهد ايستاد!»
سكوت سران جريان فتنه در مقابل حمايت ريگي از جريان حامي آنها يكي از ابهامات اساسي حوادث پس از انتخابات بود. سكوتي كه پس از حمايت منافقين و سلطنت طلبان و حتي رسانه هاي صهيونيستي هم اتفاق افتاد و انتقادهاي بسياري را از سوي مردم به سران فتنه وارد ساخت.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اسفند 1388ساعت 15:44  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
حسين شريعتمداري مديرمسئول روزنامه كيهان صبح روز يكشنبه با حضور در شعبه 76 دادگاه كيفري استان تهران به رياست قاضي سيامك مديرخراساني با ارائه اسناد متقن به شكايات تعدادي از شاكيان روزنامه كيهان پاسخ داد. شريعتمداري در اين دادگاه تاكيد كرد كه مخالفان نظام به تاكتيك «شكايت فله اي» از كيهان روي آورده اند. روزنامه كيهان از امروز متن كامل دفاعيات شريعتمداري در دادگاه را به تفكيك پرونده ها منتشر مي كند. چرا كه اين شكايات و دفاعيات مديرمسئول كيهان موضوعي فراتر از روزنامه دارد و بسياري از مسائل حساس اين روزها و پشت صحنه اين جريانات را به طور مستند بازخواني مي كند. در اين شماره به دفاعيه مديرمسئول كيهان در قبال شكايت عمادالدين باقي مي پردازيم.
دفاعيه در قبال شكايت عماد الدين باقي
اين حمايت ، ماموريت نبوده است ؟!
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه
با عرض سلام؛
ابتدا بايد به اظهارات كذب و فضاسازي جهت دار وكيل مدافع محترم آقاي باقي اشاره كنم. ايشان مي فرمايند كه اينجانب براي تفهيم اتهام در جلسات بازپرسي حاضر نشده ام! اين در حالي است كه طي چند ماه اخير تقريبا همه هفته و به طور مكرر براي تفهيم اتهام به دادگاه احضار شده و به پرسش هاي دادياران محترم درباره بيش از 70 مورد شكايت شاكيان، مانند مهندس موسوي، خاتمي، كديور، شيرين عبادي، رحيم مشايي، دادستاني، مهرانگيز كار، جلايي پور، لطيف صفري، روزنامه هاي زنجيره اي...و از جمله موكل ايشان يعني آقاي عمادالدين باقي، پاسخ داده ام كه تماما در پرونده هاي مربوطه موجود است. البته بنده مانند آقايان نيستم كه قبل از احضار و حين احضار و بعد از احضار بلافاصله با راديو آمريكا، راديو فردا، بي بي سي و سايت هاي صهيونيستي و ضدانقلاب مصاحبه كنم و مانند آنچه در پرونده موكل ايشان آمده و به آن اشاره خواهم كرد با عجز و ذلت مورد حمايت بيگانگان قرار گيرم. آن گونه كه كاخ سفيد با صدور بيانيه اي رسمي خواستار منع تعقيب آقاي عمادالدين باقي و ديگران در پرونده هاي ضدامنيتي شده است.
قبل از شروع دفاعيات خويش بيان اين نكته را نيز ضروري مي دانم كه بسياري از شاكيان با هماهنگي قبلي عليه كيهان دست به شكايت زده اند و تعدد شكايات مي تواند اين توهم را به ذهن متبادر كند كه بالاخره، برخي از آنها بايد وارد باشد. يعني بهره گيري از شگرد تكرار ادعا كه «گوبلز» واضع آن بوده است. بنابراين مصرانه از رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه تقاضا مي كنم كه هر يك از پرونده ها را به طور مستقل بررسي فرمايند تا ترفند ياد شده مانع از حقيقت جويي نشود.
و اما، درباره شكايت آقاي عمادالدين باقي و موضوع شكايت ايشان، قبل از هر چيز بر خود لازم مي دانم به جاي دستگاه قضايي جمهوري اسلامي ايران و مخصوصاً به جاي جناب داديار اظهارنظر دادسراي ويژه كاركنان دولت، از شهداي بزرگواري كه در عمليات تروريستي خونين سال هاي 84 و 85 در اهواز و زاهدان به شهادت رسيدند عذرخواهي كنم!! و خطاب به ارواح مقدسه آنان عرض كنم از اين كه مي بينيد دادگاهي در جمهوري اسلامي ايران، اينجانب را به جرم دفاع از مظلوميت شما در جايگاه متهم نشانده و حامي تروريست هايي كه شما عزيزان را به خاك و خون كشيده اند در همين دادگاه با سرافرازي!! در جايگاه شاكي ايستاده است، نگران نباشيد! و اين اقدام دستگاه قضايي كشورتان را به حساب «قصور» آنان گذاشته و دركنار خدمات گسترده اين دستگاه ارزيابي كنيد، نه «تقصير».
رياست محترم دادگاه و اعضاي گرامي هيئت منصفه!
به يقين گردش كار اين پرونده و محتويات آن را مطالعه فرموده ايد، بنابراين نمي توانيد با اينجانب هم عقيده نباشيد كه ماجراي پرونده مورد بحث در چند كلمه خلاصه مي شود و آن، اين كه؛ در سال هاي 84 و 85 تعداد فراواني از پاسداران انقلاب و مردم عادي در جريان چند عمليات تروريستي در شهرهاي زاهدان و اهواز به شهادت مي رسند. مدتي بعد شماري از تروريست ها دستگير شده و با اعتراف به جناياتي كه مرتكب شده اند و اسناد غيرقابل انكاري نيز از آن حكايت مي كرد محكوم به اعدام مي شوند. در اين هنگام يعني اسفندماه سال 85، عمادالدين باقي به عنوان «انجمن دفاع از حقوق زندانيان» - كه انجمني خود ساخته و بيگانه پرداخته است- و افراد ديگري از همين دست نظير آقاي صالح نيكبخت كه سخنگويي اين به اصطلاح انجمن را برعهده دارد، از تروريست ها حمايت كرده و ضمن مخالفت با حكم اعدام جنايتكاراني كه عامل قتل عام و شهادت دهها انسان بي گناه بوده اند، از تروريست ها با عنوان «انسان هايي كه اگرچه اسلحه و مواد منفجره داشته اند ولي دست به هيچ عمل خشونت آميزي نزده اند»! ياد مي كنند. روزنامه كيهان در همان هنگام با درج خبري در ستون اخبار ويژه روز دوشنبه 14 اسفندماه 1385 به اقدام نفرت انگيز عمادالدين باقي و صالح نيكبخت در حمايت از تروريست ها اعتراض مي كند و اين اعتراض كيهان با شكايت وي روبرو شده و داديار محترم نيز شكايت را وارد دانسته و به دادگاه مي كشاند. اين تمامي داستان است.
اين قصه اگرچه سر دراز دارد و شرح آن مثنوي هفتاد من كاغذ خواهد بود ولي در چند بند جداگانه به ابعادي از آن اشاره مي كنم. اميد آن كه عبرت انگيز و درس آموز باشد.
1- خبر ويژه كيهان كه مورد شكايت عمادالدين باقي است به شرح زير است؛
ستاد تبليغاتي تروريست هاي اهواز
برخي انجمن هاي سياسي داخل كشور در اجراي جنگ رواني غرب عليه مردم كشور خود، گوي سبقت از اربابان غربي خويش ربوده اند.
در حالي كه رسوايي امنيتي حادثه تروريستي اهواز براي سرويس هاي امنيتي بيگانه چنان بود كه حتي شوراي امنيت سازمان ملل متحد در اقدامي بي سابقه شهادت اعضاي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را محكوم كرد، گروه هاي داخلي مدعي هواداري از حقوق بشر، حتي بدون اظهار تأسف و تألمي تشريفاتي مبني بر از بين رفتن جان چندين انسان در اقدامي تروريستي، رويكرد حمايت مطلق از تروريست ها را برگزيده اند.
پس از حمايت كانون غيرقانوني ]مستقل از[ نويسندگان ايران از تروريست ها و تقاضاي عدم مجازات آنها، اكنون نيز سخنگوي گروهي از مدعيان اصلاح طلبي كه اتفاقاً خود را مسلمان هم مي دانند، بدون محكوم كردن حادثه تروريستي اهواز، در دفاع از تروريست ها گفته است: «ما به ماهيت اتهام و جرائم انتسابي زندانيان كاري نداريم(!)»
صالح نيكبخت، سخنگوي انجمن دفاع از حقوق زندانيان كه ظاهراً اطلاعات امنيتي دقيقي از چگونگي اين رخداد تروريستي دارد! به خبرگزاري «ايسنا» گفت: «عده اي هستند كه عليرغم اينكه ممكن است اسلحه و مواد منفجره داشته باشند، اما باتوجه به اينكه نوعاً دست به هيچ گونه عمل خشونت آميزي نزده(!) يا از اسلحه و مهمات خود استفاده نكرده اند(!) و با هيچ يك از گروههاي مسلح، ارتباط ارگانيك(!) نداشته اند و براي آنها حكم اعدام صادر شده است(!) مصراً از مقامات قضايي و امنيتي تقاضاي متوقف كردن حكم اعدام اين عده را داريم!»
البته سخنگوي عمادالدين باقي نگفته است كه چگونه اين اطلاعات دقيق امنيتي از فعاليت تروريست ها را بدست آورده است و توضيح نداده كه چگونه مي شود فردي «اسلحه و مهمات» داشته باشد و در حادثه اي «تروريستي» حضور بيابد و عده اي را به قتل برساند، اما «نوعاً» دست به عمل «خشونت آميزي» نزده باشد و با «هيچ يك از گروههاي مسلح» ارتباط «ارگانيك» هم نداشته باشد!!!
پيش از اين گروههاي مدعي اصلاح طلبي اتهامات روشن تروريست ها را به بهانه حمايت از آنها رد نمي كردند، اما اكنون با اتخاذ رويه اي نوين، با تطهير تروريست ها براي گرفتن حكم برائت آنان به در و ديوار مي زنند. البته اين به ظاهر منتقدان خشونت در داستان پردازي هاي خود، از چيدن دراماتيك ابتدايي ترين روابط علت و معلولي عاجزند و بنا دارند القاء كنند چند گنگستر مستقل و بي آزار! در حال قدم زدن در حوالي اتوبوس حامل اعضاي سپاه پاسداران بوده اند كه ناگهان اين اتوبوس به وسيله افرادي ناشناس! منفجر شده است و عده زيادي از بازداشت شدگان بي گناهند!
گروه ياد شده كه دبير آن (عضو شوراي سردبيري نشريات زنجيره اي و از نفي كنندگان احكام فقه اسلامي همچون اعدام و قصاص) بوده است از جمله دريافت كنندگان بودجه اختصاصي آمريكا هستند و ...
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه!
اكنون اين پرسش مطرح است كه آيا مي توان در حمايت شاكيان از تروريست ها كمترين ترديدي كرد؟ چندين انفجار در اماكن عمومي صورت گرفته، در چند مورد به اتوبوس حامل سپاهيان و مردم عادي حمله مسلحانه شده است، چند نفر را سر بريده اند، دهها نفر را به خاك و خون كشيده اند و آقايان مدعي حقوق بشر! از يكسو مي فرمايند «البته ما به ماهيت اتهام و جرائم انتسابي آنها كاري نداريم»! و از سوي ديگر چنانكه گويي از نزديك و بي واسطه در تمامي عمليات تروريستي شركت داشته اند، درباره تروريست هايي كه حين عمليات تروريستي دستگير شده و به جنايات خود نيز اعتراف كرده اند، مي گويند و مي نويسند: «عده اي هستند كه علي رغم اين كه ممكن است اسلحه و مواد منفجره داشته باشند، اما با توجه به اين كه نوعا دست به هيچ عمل خشونت آميزي نزده و...»!
و اما، قبل از پرداختن به مصاحبه حمايتي شاكيان از تروريست هاي زاهدان و اهواز، فقط به اعتراف يكي از تروريست هاي عضو گروه ريگي كه در حين عمليات تروريستي در زاهدان دستگير شده است اشاره مي كنم؛ لطفا دقت بفرمائيد:
«در ادامه جلسه دادگاه، قاضي دادگاه انقلاب از متهم خواست ضمن معرفي خود در مورد نحوه جذب شدنش به اين گروه و عمليات هايي را كه انجام داده توضيح دهد كه وي گفت: «من نصرالله شنبه زهي، فرزند فقير محمد صادره از خاش هستم.»
متهم افزود: «دوسال پيش با همدستي چند نفر، از بانك رفاه كارگران زاهدان پول نقد زيادي سرقت كرديم و پس از آن به پاكستان گريختم و در آنجا مغازه كوچكي باز كردم. روزي حسين ريگي با نام مستعار ياسر به من مراجعه كرد و گفت بيا با ما كار كن خرجي زن و بچه ات را مي دهيم و قرار شد ماهي 5 هزار روپيه بابت كرايه منزل، 12 هزار روپيه خرجي زن و بچه و 3 هزار روپيه پول آب و برق، از گروه عبدالمالك دريافت كنم و از حدود 45 روز پيش همكاري من با اين گروه شروع شد.»
وي در تشريح اقدامات ددمنشانه و تروريستي اخير خود و همدستانش در زاهدان گفت: روز 13 بهمن به عنوان مسافر سوار پيكان سواري شديم و وقتي به مقصد در خيابان جانبازان رسيديم از راننده خواستيم ماشين را داخل خانه ببرد بعد به او گفتيم تو الان گروگان ما هستي و مي خواهيم خانواده ات براي آزادي تو 20 ميليون تومان به ما بدهند اجازه بده طناب به گردنت بيندازيم و از تو فيلم بگيريم و براي خانواده ات بفرستيم تا آنها مجبور شوند پول بدهند بعد طناب را به گردن او انداختيم و ياسر (حسين) صندلي را از زيرپايش برداشت و من فيلمبرداري كردم. پس از قتل راننده پيكان، جسدش را داخل صندوق عقب ماشينش گذاشتيم و من به همراه ياسر، يونس و عبدالغني درحالي كه مسلح به سلاح كلاش بوديم به راه افتاديم. يك دستگاه پيكان ديگر به سرنشيني عبدالمنان و يك نفر ديگر از اعضاي گروه پشت سر ما حركت مي كردند آنها نيز مسلح بودند و قرار بود زماني كه ما با نيروهاي انتظامي درگير مي شويم آنها فيلمبرداري كنند و ضمنا هواي ما را داشته باشند.
اين تروريست ادامه داد: سر چهارراه بلوار معلم و بزرگمهر وقتي ماشين نيروي انتظامي را ديديم، 4 نفري از پيكان پياده شده و به سمت ماموران شليك كرديم بعد هم اسلحه آنها را برداشته و از محل فرار كرديم. عبدالمنان هم از صحنه درگيري فيلمبرداري كرد، پس از آن خودرو سرقتي را در كوچه اي رها كرده و با پيكان خودمان كه پشت سر ما بود به منزل رفتيم و يكي از همدستانم به نام حسين (معروف به ياسر) خبر عمليات را با گوشي ماهواره اي به عبدالمالك داد.
وي در تشريح بمب گذاري وانت پيكان در مسير اتوبوس سپاه گفت: طراحي عمليات عليه اتوبوس سپاه حدود 4 تا 5 روز طول كشيد و پس از جمع آوري اطلاعات لازم در مورد زمان و مسير تردد اتوبوس، قرار شد عمليات روزشنبه 28 بهمن انجام شود اما در تماس گروه با عبدالمالك او عمليات را جلو انداخت و قرار شد صبح چهارشنبه 25 بهمن انجام شود.
متهم يادآور شد: براي اجراي عمليات وانت پيكان را با 80 تا 90 كيلو مواد منفجره بمب گذاري كرديم و در مسير تردد اتوبوس قرار داديم و 4 نفر عضو گروه با يك دستگاه پيكان و يك دستگاه موتورسيكلت ما را پشتيباني كرد تا به نزديك محل رفتيم و خودمان را پشت تپه مقابل آنجا مخفي كرديم. زماني كه اتوبوس به وانت نزديك شد من كه وظيفه فيلمبرداري را به عهده داشتم قبل از انفجار دوربين را روشن كردم تا آماده فيلمبرداري از صحنه انفجار باشم در ضمن 2 نارنجك و يك كلت «مگاروف» نيز در اختيارم بود تا اگر مردم خواستند مرا دستگير كنند از آنها استفاده كنم. از لحظه انفجار كار فيلمبرداري از صحنه را انجام دادم اما خواستم سوار موتور شوم كه موتور از دست همدستم افتاد بعد از آن دوربين از دست من افتاد و خواستم فرار كنم كه يك نفر به من حمله كرد و من چند گلوله به او شليك كردم تا مرا نگيرد و 5 گلوله هم به سمت مردم شليك كردم. دوباره سوار موتور شديم تا فرار كنيم ولي مردم اجازه ندادند و مرا گرفتند، همراهانم نيز به سمت مردم تيراندازي كردند و نارنجك انداختند. در زمان درگيري نيروهاي انتظامي آمدند در محل دور زدند ولي به سمت ما تيراندازي نكردند شايد به اين علت كه مردم جمع شده بودند.
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه!
متن فوق، بخشي از اظهارات يكي از تروريست هاي دستگير شده در جلسه علني دادگاهي است كه به منظور رسيدگي به جرايم وي تشكيل شده بود. و آقايان عمادالدين باقي و صالح نيكبخت نيز به خوبي از آن مطلع بوده اند. بنابراين حمايت آنها از تروريست هاي مورد اشاره چگونه قابل توجيه است؟
و اما براساس اسناد آشكار- تاكيد مي كنم اسناد آشكار و نه پنهان و طبقه بندي شده- عبدالمالك ريگي، سركرده تروريست هاي ياد شده با سازمان هاي اطلاعاتي «سيا» و «موساد» ارتباطي نزديك و ارگانيك دارد تا آنجا كه بعد از بازداشت رامين جهانبگلو جاسوس اعتراف كرده سازمان «سيا»، عبدالمالك ريگي در مصاحبه با راديو آمريكا اعلام كرد آماده است در قبال آزادي رامين جهانبگلو، تعدادي از پرسنل سپاه و نيروي انتظامي را كه به گروگان گرفته بود آزاد كند. از سوي ديگر عمادالدين باقي نيز به داشتن روابط نزديك با محافل آمريكائي و برخي از كانون هاي بيگانه متهم است. اكنون جاي اين پرسش است كه آيا حمايت شتابزده آقايان عمادالدين باقي و صالح نيكبخت از تروريست هاي مورد اشاره براي رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه سؤال برانگيز نيست؟ چرا كه آقايان از جنايات اثبات شده تروريست ها و ميزان نفرت و انزجار عمومي نسبت به آنان مطلع بوده و از روابط اعلام شده عبدالمالك ريگي با سازمان «سيا» نيز خبر داشته اند، بنابراين به خوبي مي دانسته اند براي حمايت از تروريست هاي قاتلي كه خون دهها انسان بي گناه را بر زمين ريخته و افرادي را براي اخاذي از خانواده هاي آنان به گروگان گرفته و سپس سر بريده و به دار آويخته اند بايد هزينه اجتماعي و حيثيتي سنگيني را تحمل كنند، رياست محترم دادگاه! آيا اين حمايت پرهزينه با توجه به اين كه آقايان در ميان دوستان خود نيز به افراد مرفه و خوشگذران معروفند و به كنايه از آنها با عنوان «بي خيال دموكرات»! ياد مي شود، سؤال برانگيز نيست؟ و آيا اين حمايت غير از «ماموريت» مي تواند انگيزه و علت ديگري داشته باشد؟!
رياست محترم دادگاه و اعضاي محترم هيئت منصفه!
آقاي عمادالدين باقي چند سال قبل، به جرم اقدامات ضد امنيتي و تبليغ عليه نظام جمهوري اسلامي ايران و به نفع گروه هاي بيگانه و مقابله با حكم قصاص در شعبه 6 دادگاه انقلاب تهران به 3 سال حبس محكوم شده بود كه در همان هنگام- 3/8/1386- وزارت خارجه آمريكا خواستار آزادي وي از زندان شده بود. اكنون سؤال اين است كه وقتي آقاي عمادالدين باقي قبلا به علت ارتكاب جرايمي دقيقا مشابه آنچه مورد اعتراض كيهان قرار گرفته، محاكمه و محكوم شده است چگونه و با كدام توضيح و تفسير قانوني شكايت ايشان از كيهان قابل پيگيري خواهد بود؟
اينجانب از توضيح بيشتر درباره هويت افرادي نظير آقاي عمادالدين باقي و ماموريتي كه به نفع بيگانگان انجام داده و مي دهند خودداري مي كنم، چرا كه امروزه و در جريان فتنه اخير كه موهبتي الهي بود، بسياري از پرده ها كنار رفته است و براي چيزي كه «عيان» است حاجتي به «بيان» نيست و در خاتمه تنها اين پرسش در ميان است كه آيا در اين دادگاه جاي شاكي و متهم عوض نشده است؟
+ نوشته شده در  دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 17:5  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
اسب تروا توخالی از آب درآمد/میرحسین باز هم غایب بود

راهپیمایی 22 بهمن در حالی با سخنرانی رییس جمهوری و حضور میلیونی مردم ایران برگزار شد که سبزها از چندین روز قبل تبلیغات وسیعی را برای حضور و ایجاد اغتشاش در مسیرهای راهپیمایی کلید زده بودند.

علی رغم برنامه ریزی های گسترده ای که این جریان برای برهم زدن نظم برنامه داشتند، با حضور گسترده مردم از ایجاد اغتشاش بازماندند. مطابق طراحی های انجام شده قرار بود با مدل اسب تروا سبزها میدان آزادی تهران را به صورت کاملا آرام و بدون نمادهای سبز تسخیر کنند(!) و بعد در میان برنامه با هماهنگی ضمن استفاده از پوشش های سبز و نمادهای سبز با شعارهای پی در پی برنامه را به نفع خود مصادره کنند؛ به گونه ای که صدای شعارهای آنها از بلندگو نیز به گوش برسد.

سبزها در عین حال از مدت ها قبل مسیرهای مختلفی را برای حضورهای خیابانی خود معرفی کرده بودند. این همه البته از جنس همان رویاهای کودکانه بود که شعار "ما بی شماریم!" را هم برای کسب روحیه مورد توجه قرار می داد.

حضور یک پارچه و گسترده مردم در خیابان های شهرها و استان های کشور اما جایی برای عرض اندام اغتشاشگران باقی نگذاشت. میرحسین موسوی که پیش تر عدم حضورش در راهپیمایی 13 آبان انتقادات گسترده ای را در میان سبزها موجب شده بود، این بار نیز ترجیح داد تا به کارهای شخصی خود برسد(!) و همراهانش را واگذارد. این همه در حالی است که برخی از او با عنوان رهبر عافیت‏طلب یاد کرده اند که در شرایط حساس در صحنه حاضر نمی شود و تنها با شعار و بیانیه دیگران را به حضور دعوت می کند.

پیش از این صادق زیباکلام در مورد عدم حضور میرحسین در راهپیمایی 13 آبان گفته بود:«فکر مي کنم خود ميرحسين موسوي با صدور بيانيه اي علت عدم حضورش در راهپيمايي 13آبان را تبيين نمايد.» این در حالی بود که برخی حامیان او کوشیدند تا با طرح موضوع در حصر بودن او بر عدم حضورش صحه بگذارند. این همه البته همان زمان با واکنش حسین کروبی مواجه شد. فرزند مهدی کروبی طی مصاحبه ای که فایل صوتی آن هم منتشر شد، با رد در حصر بودن میرحسین گفت:«نبايد به ملت دروغ گفت و در واقع او شهامت حضور در راهپيمايي 13آبان را نداشت.

در عین حال حضور خاتمی و کروبی نیز در جمع مردم با واکنش گسترده آنها مواجه شد، به گونه ای که مردم این دو را با شعار "مرگ بر منافق" و "مرگ بر ضد ولایت فقیه" بدرقه کردند و آنان را مجبور کردند که با ماشین فرار کنند. این در حالی است که کروبی در نمایشگاه مطبوعات و استان قزوین نیز با واکنش مردم مواجه شده بود. اعتراضات مردمی به گونه ای بود که کروبی را از بازدید از نمایشگاه منصرف کرد و فرار او از قزوین را موجب شد.

مردم به حضور هاشمی رفسنجانی در راهپیمایی نیز واکنش نشان دادند و با شعار "هاشمی، هاشمی، بصیرت، بصیرت" از او استقبال کردند.

با وجود تلاش های گسترده اقلیت معدود آشوبگر، راهپیمایی با نظم کامل برگزار شد و تلاش های گسترده سبزهای بی شمار(!) در حالی که پیش بینی می شد سلطنت طلب ها و اپوزیسیون حضوری ویژه در این برنامه داشته باشند، تنها در حد اجتماعات محدود و درگیری های پراکنده خلاصه شد.

همراه با مردم قم حضور مراجع عظام تقليد نيز چشمگير بود به گونه‌اي كه آيت‌الله نوري همداني، آيت‌الله مكارم شيرازي، آيت‌الله جوادي آملي، آيت‌الله ملكوتي، آيت‌الله اميني، آيت‌الله استادي و... در رأس اين راهپيمايي وحدت آفرين حضور داشتند.

به نظر می رسد اکنون حضور ملت در مراسمی که با سخنرانی رییس جمهور برگزار شد، حجتی بوده باشد برای مسئولین در برخورد بدون مسامحه با سران فتنه و این همه طبیعتا به معنی پیوستن جنبش سبز(!) به تاریخ است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم بهمن 1388ساعت 19:12  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
سلام.

فقط اومدم بگم که فردا برای اولین بار می خوام برم راهپیمایی بزرگ ۲۲ بهمن.

وعده ی ما فردا مسیر انقلاب تا آزادی با فریاد مرگ بر آمریکا.

 

زنده باد جمهوری اسلامی ایران

ViVa Islamic Republic Of IRAN

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم بهمن 1388ساعت 22:5  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

به نظر می رسد علت واکنش منفی رسانه های طیف اصلاحات به پخش سخنان امام خمینی(ره) از رسانه ملی، وجود تناقض هایی باشد که میان اندیشه ها و تاکیدات امام(ره) و رفتار سران این جریان سیاسی در ماه های اخیر بروز کرده است.

پخش مستند "شاخص" از رسانه ملی که به بیان مواضع و دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می پردازد، با واکنش منفی اصلاح طلبان و رسانه های این طیف سیاسی روبرو شده است.

روزنامه "اعتماد" در شماره امروز خود، با استناد به نقل قولی از قدرت الله علیخانی، نماینده قزوین در مجلس، رسانه ملی را به "برخورد گزینشی با کلام امام (ره)" متهم کرد.

آقای علیخانی که اخیرا در دفاع از مهدی کروبی، او را "پیشکسوت انقلاب" دانسته و از برخورد اعتراضی مردم حوزه انتخابیه خود با او اظهار تاسف کرده بود، دیروز گفت که سید حسن خمینی، عزت الله ضرغامی را تهدید کرده است.

نماینده قزوین در مصاحبه با سایت فیلتر شده "پارلمان نیوز" مدعی شد که حجت الاسلام حسن خمینی نامه ای "شدیداللحن" خطاب به رئیس سازمان صدا و سیما نوشته و تهدید کرده است که اگر پخش سخنان امام در قالب مستند "شاخص" ادامه پیدا کند، متن نامه خود را به صورت عمومی منتشر خواهد کرد.

آقای علیخانی در شرایطی به طرح این ادعا پرداخته است که به نظرمی رسد خود او نیز به صحت این موضوع شک دارد چرا که سخنانش را با عباراتی نظیر "احتمال می دهم" و "تا آنجایی که من اطلاع دارم" همراه کرده است.

علت اعتراض اصلاح طلبان به پخش سخنان امام

با این حال، روزنامه اصلاح طلب "اعتماد" از ادعای این نماینده اصلاح طلب مجلس استقبال و حتی آن را با تیتر "تهدید به افشاگری" منتشر کرده است.

این روزنامه در مطلبی که در این زمینه منتشر کرده است، مدعی شده است که " از سخنان بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی به شکل گزینشی و با زدن «صدر و ذیل» آن برای برخورد سیاسی با منتقدان و مطبوعات استفاده می شود".

هرچند اعتماد درباره آنچه برخورد گزینشی نامیده است هیچ توضیحی نداده اما موضع گیری آن در برابر انتشار سخنان امام راحل، در شرایطی صورت می گیرد که گزارش ها حاکی از استقبال مردمی از این مستند است.

به نظر می رسد علت واکنش منفی رسانه های طیف اصلاحات به پخش سخنان امام خمینی (ره) از رسانه ملی، وجود تناقض هایی باشد که میان اندیشه ها و تاکیدات امام(ره) و رفتار سران این جریان سیاسی در ماه های اخیر بروز کرده است.

چند پرده از شاخص

گفتنی است که بیانات امام(ره) چند روزی است که در قالب مستندی با عنوان "شاخص" به روی آنتن رسانه ملی می رود. این مستند که به مواضع امام درباره مسائلی مثل "آزادی"، "استقلال"، "فلسطین"، "قانون" و ... می پردازد، در اولین بخش خود به بررسی رویکرد امام راحل نسبت به قانون و واکنش ایشان به قانون گریزی برخی از سیاسیون مطرح در اوایل انقلاب پرداخت.

در بخشی از این مستند، امام راحل با بیان این مطلب که "راه افتادن در کوچه و محله ها بدون اینکه از طرف وزارت کشور اجازه داده شده باشد، این انحراف است و محرم (حرام) است و قوای انتظامی و نظامی و پاسداران و بسیج و تمام ملت موظف اند، شرعا مکلف اند به تکلیف الهی که جلوگیری از این مفسده ها بکنند"، بر برخورد قاطع با راهپیمایی های بدون مجوز تاکید می کند. موضوعی که در ماه های اخیر مورد توجه سران اصلاحات قرار نگرفته است.

در بخش دیگری از مستند "شاخص"، به مواضع و سخنان امام راحل در برابر مساله فلسطین پرداخته شده است. پخش سخنان امام درباره فلسطین و بیان این جمله که "انشاالله روزی برسد که در بیت المقدس نماز بخوانیم" و تناقض آن با شعارهایی که طرفداران جریان اصلاحات در روز قدس سر دادند، نظیر "نه غزه، نه لبنان"، یکی دیگر از موارد تعارض اندیشه های اصلاح طلبان با خط امام است.

واکاوی روش برخورد امام با بنی صدر و گروهک منافقین و توصیه های پی در پی ایشان به بنی صدر برای مرزبندی با افراد ضد انقلاب در این مستند هم از جمله مواردی است که با توجه به شرایط فعلی جامعه، می تواند نسخه و مسیری روشن را پیش روی سیاسیون مدعی راه امام و قرار داده و به صحنه ای برای سنجش صحت ادعای آنان تبدیل شود.

بسیاری از شخصیت های مطرح کشور در ماه های اخیر بارها نسبت به تناقض هایی که بین رفتار و اقدامات سران اصلاحات با خط امام وجود دارد، هشدار داده و خواستار اعلام برائت آنان از دشمنان ایران شده اند.

هرچند این موضوع از سوی مردم در راهپیمایی ده ها میلیونی روز 9 دی هم تذکر داده شد اما تاکنون پاسخی از سوی سران اصلاحات به آن داده نشده است.

گفتنی است که پیش از این عکس امام راحل از سوی برخی حامیان آقای موسوی پاره شده بود

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم بهمن 1388ساعت 11:26  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

جسارت فرقه موسوی به هتک حرمت قرآن رسید

 

هزاران دانشجو در دانشگاه تهران مشغول عزاداری برای شهید بزرگ کربلا و عاشورا بودند که خبر رسید اغتشاشگران سبز اموی در چند خیابان تهران اقدام به آشوب، اهانت به قرآن و سیدالشهدا(ع) و برهم زدن نظم عمومی کرده اند. دانشجویان عزادار ترجیح دادند به جای عزاداری در دانشگاه راهی خیابان ها شوند و نظم عمومی را در شهر برقرار سازند. لحظاتی بعد هزاران دانشجوی انقلابی دانشگاه های تهران از خیابان انقلاب راهی چهار راه ولیعصر شدند. آنها در مسیر شعارهای "این همه لشکر آمده، به عشق رهبر آمده"، "حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست"، "ما اهل کوفه نیستیم، علی تنها بماند"، "مرگ بر منافق" و... را سر می دادند. دانشجویان پیرو خط امام(ره) خیابان های تهران را به صحنه عزاداری عاشورا تبدیل کردند و در مسیر راهپیمایی، "سینه‌زنان" برای پاکسازی شهر از لوث آشوبگران حرکت کردند.

لحظه به لحظه بر تعداد تجمع کنندگان بیشتر می شد به طوری که جمعیت چند هزار نفری در میدان ولیعصر(عج) به چند ده هزار نفر رسید. مردم از نقاط مختلف تهران خود را به محل آشوب ها برای حمایت از حرکت دانشجویان رساندند. اگر چه سبزهای اموی در روز عاشورا با لباس های رنگارنگ و قیافه های بزک‌کرده همراه با کف و سوت، خساراتی به اموال عمومی و مردمی زده و انتقام خود را از ملت با آتش زدن سطل های زباله جبران کرده بودند اما با هجوم جمعیت مردمی، راهی جز فرار ندیدند و پراکنده شدند. سبزها از فرصت مشغول شدن مردم در هیات ها و تکایا و سوگواری برای مظلومان کربلا، سوء استفاده کرده و در حالی که شهر خلوت بود، اقدام به ایجاد اغتشاش و نامنی و گستاخی به مقدسات کرده بودند. هر خیابانی را که اغتشاشگران ناامن کرده بودند با تظاهرات خودجوش مردم به آرامش رسید.

تلاش چندماهه سران فتنه برای اردوکشی خیابانی در روز عاشورا در حالی از چند ماه قبل آغاز شده بود که حداکثر جمعیت سبزها در روز عاشورا در همه خیابان های تهران 6 هزار نفر برآورد شده است.

عزاداران حسینی پس از تجمع در میدان ولیعصر(عج) و بلوار کشاورز به طرف میدان هفت تیر و خیابان انقلاب راهپیمایی کردند و سپس از آنجا راهی دانشگاه تهران شدند. این تظاهرات حدود سه ساعت به طول انجامید و در نتیجه آن آرامش بر پایتخت حاکم شد. تظاهرکنندگان خواستار برخورد قاطع دستگاه قضایی با سران قتنه شدند.

یکی از خودروهای مشکوک اغتشاشگران در خیابان آزادی تهران به جمعیت عزادار حمله کرده و سه شهروند تهرانی را به قتل رسانده و عده ای را نیز مجروح کرده بود. بر طبق آخرین اخبار خودرو مذکور شناسایی شده و متعلق به یکی از آشوبگران بوده است. آنها همچنین در نقاط مختلف شهر پارچه‌نوشته‌ها و تصاویر مربوط به حضرت سیدالشهدا(ع) و هیات های عاشورایی را نیز به پاره کرده و به آتش کشیدند. خبرگزاری فارس نیز گزارش داد که فتنه گران قرآن را نیز به آتش کشیدند و به سوی نمازگراران در خیابان "جمهوری اسلامی" تهران نیز سنگ پرانی کردند. اغتشاشگران پیش از این و در 16 آذر روز دانشجو تصویر بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی را به آتش کشیده بودند. سبزهای اموی در روز قدس نیز اقدام به روزه خواری کرده بودند.

هتک حرمت به سالار کربلا حضرت اباعبدالله الحسین(ع) در شرایطی از سوی سبزهای اموی صورت گرفت که این حرکت با سکوت توام با تایید سران فتنه از جمله موسوی، خاتمی و کروبی همراه شد. آنها ترجیح دادند که هیچ موضعی در برابر هتک حرمت و قانون شکنی اغتشاشگران نگیرند.

 

در حاشیه راهپیمایی:

 

- راهپیمایی مردم و دانشجویان کاملا خودجوش بود بطوری که دانشجویان برای سر دادن شعار بر روی دوش یکدیگر می ایستادند و شعار سر می دادند.

- حضور خانواده ها از جمله زنان و کودکان در راهپیمایی عاشورای تهران دیدنی بود.

-اغتشاشگران پلاکاردها و تصاویر متعلق به ایام محرم را در میدان ولیعصر(عج) به آتش کشیدند. آنها به هنگام رویارویی با مردم بسوی آنان سنگ پرتاب می کردند اما با مقاومت مردمی پا به فرار گذاشتند.

- آتش زدن سطل های زباله مهمترین خدمت سبزهای اموی بود اما در کنار این اقدام، یک ماشین و چند موتورسیکلت و ساختمان را نیز به آتش کشیده بودند. بخش هایی از بلوار خیابان کریم خان و تابلوهای راهنمایی و رانندگی نیز توسط سبزها تخریب شده بود.

-افرادی در مسیر راهپیمایی بطور مرتب از جمعیت مردمی می خواستند که درگیری ایجاد نکنند. با وجود سنگ‌پرانی سبزها هیچ درگیری از سوی مردم مشاهده نشد.

- حضور به موقع مردم و دانشجویان باعث شد تا ترافیک خیابان ولیعصر(عج) و خیابان انقلاب روان شود. در ادامه راهپیمایی بسیاری از مردم پایتخت مراسم عزاداری خود را در خیابان ها برگزار کردند.

- تعدادی از سبزها همراه با سگ های خود به خیابان ها آمده بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 13:53  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
مردم مومن و عزادار تهران روز گذشته جمعيت قليل آشوبگر را كه به طور سازماندهي شده براي توهين به عزيزترين مقدسات شيعه وارد عمل شده بودند، تار و مار كردند.
گزارش هاي متعدد خبرنگاران كيهان و همچنين گفت وگوهاي ما با نهادهاي مسئول حاكي از آن است كه جمع كوچكي از آشوبگران صبح روز عاشوراي حسيني(ع) با استفاده از فرصت حضور خيل عظيم مردم مومن و جوانان انقلابي در مساجد و حسينيه ها در برخي خيابان هاي تهران حاضر شدند و به اهانت عليه مقدسات، حمله به مردم و تخريب اموال عمومي پرداختند.
اين گزارش ها مي افزايد در حالي كه مردم مومن تهران در مساجد و تكايا به عزاداري مشغول بودند، عده اي كه جمعيت آنها بيش از چند صد نفر نبوده است در محل هاي مختلفي از شهر تهران خصوصاً بخش هاي مركزي مانند خيابان هاي انقلاب، آزادي و ولي عصر به خيابان ها ريختند و با برنامه اي كه به وضوح از پيش سازماندهي شده و هماهنگ به نظر مي رسيد شروع به تخريب اموال عمومي، اهانت به مقدسات خصوصاً مقام شامخ حضرت حسين بن علي(ع) و حمله به مردم عادي كردند.
در جريان آشوب هاي اين عده مثل هميشه تعداد زيادي سطل آشغال آتش زده شد و در چند مورد هم موتورسيكلت ها و اتومبيل هاي نيروي انتظامي كه در ساعات اوليه با استعداد كمي در مقابل آشوبگران وارد عمل شده بودند مورد حمله آشوبگران قرار گرفت.
خبرنگاران كيهان گزارش دادند آشوبگران كه عمداً خيابان هايي را كه خالي از حضور دسته هاي عزاداري بود براي تحركات خود انتخاب كرده بودند، در موارد متعدد به سر دادن سوت، كف، هلهله و شعارهاي بسيار اهانت آميز پرداخته و عمق بي اعتقادي خود به ارزش هاي اسلامي را به نمايش گذاشتند. در جريان اين آشوب چند قرآن، پرچم هاي منقش به نام امام حسين و حضرت زهرا و همچنين موتورسيكلت هاي پارك شده عزاداران در كنار چند مسجد به آتش كشيده شد. اين عده كه با پشتيباني و دعوت رسمي سران فتنه از جمله موسوي، خاتمي و كروبي در اغتشاشات حضور پيدا كرده بودند كاملاً متعلق به طيف هاي ضدانقلاب و به وضوح فاقد هرگونه تعلقي به ارزش هاي اسلامي بوده و ديروز اصرار داشتند كه اين بي اعتقادي خود را به نمايش بگذارند. اطلاعات موجود در اختيار كيهان نشان دهنده آن است كه بخشي از اغتشاشگران روز گذشته تهران از شهرهايي چون قم و اصفهان و همچنين شهرهاي مرزي به تهران منتقل شده بودند و انواع و اقسام سلاح هاي سرد همچون چاقو، قمه، چماق و حتي گاز اشك آور در اختيار داشته اند.
به حداكثر رساندن خشونت و كشته سازي جزو پروژه هايي بوده است كه جريان فتنه گر از ابتداي آشوب هاي بعد از انتخابات در دستور كار داشته اما اين پروژه ديروز شدتي مضاعف يافت.
اطلاعات دريافتي كيهان نشان مي دهد چند مورد كشته از مردم عادي- كه تعداد دقيق آنها مشخص نيست- و همچنين تعداد بسيار زيادي مجروح كه غريب به اتفاق آنها نيروهاي بسيجي و عزاداران حسيني هستند در حوادث ديروز وجود داشته است. يكي از كشته شده ها سيدعلي موسوي خواهرزاده ميرحسين موسوي است كه در چهارراه كالج تهران هدف گلوله قرار گرفته و منابع آگاه در گفت وگو با كيهان مرگ او را كاملاً مشكوك و شخص وي را به سبب نزديكي به موسوي و حضور فعال در تجمعاتي از اين دست «نشان شده» توسط منافقين و عناصر نفوذي دانسته اند. تحقيقات در مورد جزئيات اين موضوع همچنان ادامه دارد ولي به نظر مي رسد با توجه به قوي شدن تيم حفاظتي سران فتنه از جانب نظام تروريست ها براي شعله ور نگهداشتن آتش فتنه به سراغ حلقه هاي بعدي رفته اند. نكته بسيار مهم درباره حوادث ديروز اين است كه مردم تهران ديروز نه تنها مثل تمامي موارد گذشته توجهي به اغتشاشگران نشان ندادند بلكه به محض آنكه دريافتند كه اين افراد در برخي خيابان هاي تهران مشغول حرمت شكني هستند مجالس عزاداري خود را نيمه تمام رها كرده و با حضور در خيابان ها ظرف چند دقيقه بساط فتنه را درهم پيچيدند. مقارن ظهر ديروز عزاداران حضرت سيدالشهدا(ع) در دانشگاه تهران- كه مثل هميشه عده آنها از چند هزارنفر فراتر مي رفت- از جمله كساني بودند كه بعد از اقامه نماز ظهر از دانشگاه خارج شده و چند ده نفر آشوبگر حاضر در ميدان انقلاب را تار و مار كردند. در ديگر نقاط تهران هم به محض آن كه نيروهاي مردمي و عزاداران حسيني از حسينيه ها و مساجد خارج شدند ديگر اثري از آشوبگران باقي نماند.
سران فتنه متهم رديف اول
مجموعه گزارش هاي در اختيار كيهان نشان مي دهد در كنار سازماندهي اينترنتي، تحريكات و برنامه ريزي هاي پشت پرده سران فتنه نقش اصلي در وقايع ديروز داشته است. يكي از مهم ترين نمونه هاي قابل ذكر مراسمي است كه محمد خاتمي شنبه شب در جماران برگزار كرد كه طي آن علاوه بر صحنه سازي و ايجاد درگيري هاي ساختگي، زمينه و فرصت لازم براي اهانت جمعي از اوباش به ايام عزاي امام حسين(ع) فراهم آوردند. در اين مراسم كه برخي منابع نزديك به اصلاح طلبان از به هم خوردن آن توسط «لباس شخصي »(؟!)ها خبر داده اند خاتمي طي سخناني عميقا منحرف امام حسين(ع) را با فتنه گران قياس كرده و ايشان را رهبر آنها خوانده است. با وجود آن كه جا داشت شديدترين اعتراضات به اين سخنان صورت بگيرد اما فيلم هاي موجود در اختيار كيهان نشان مي دهد برخلاف ادعاي آقايان هيچ تعرضي از بيرون حسينيه جماران به اين مراسم صورت نگرفته و معترضان در ميان جمعيت داخل حسينيه و از خود آنها بوده اند. ضمن اين كه نكته مهم تر اين است كه اصلاح طلبان با خبرسازي هايي از اين نوع درصدد پوشاندن فاجعه اي هستند كه شنبه شب با صحنه گرداني آنها در خيابان هاي جماران و نياوران رخ داد و طي آن صدها نفر از اوباش در شب عاشورا به سردادن سوت و كف زدن پرداختند و سپس همين حركات را براي چند ساعت در ميدان تجريش هم ادامه دادند كه نهايتا اين تحركات با برخورد مردم مومن و عزادار خاتمه يافت.
سنگ پراني و حمله حاميان موسوي به نمازگزاران ظهر عاشورا
حاميان موسوي با حمله به يك هيئت عزاداري در ميدان جمهوري اسلامي تهران، به عزاداران حسيني كه در حال اقامه نمازظهر عاشورا بودند، سنگ پراني كرده و تعدادي از آنها از جمله امام جماعت را زخمي كردند. به گزارش منابع خبري ظهر ديروز عده اي از حاميان موسوي كه با حرمت شكني از روز شهادت سيدوسالار شهيدان و ياران باوفاي ايشان، به خيابان ها آمده و برخي اماكن عمومي و تعدادي خودروي عمومي و شخصي را به آتش كشيدند، با حضور در ميدان جمهوري اسلامي و مشاهده برگزاري نمازظهر عاشورا در هيئت رهپويان آل طاها، به عزاداران حسيني حاضردراين هيئت هجوم آورده و به سمت آنها سنگ پراكني كردند.
براساس اين گزارش، اين افراد كه نمادهاي سبزرنگ نيز با خود داشتند، تعدادي از نمازگزاران را نيز مورد ضرب و شتم قرار داده و با سنگ پراكني به سوي «حجت الاسلام صالحان» امام جماعت اين هيئت، وي را مجروح كردند. علاوه بر امام جماعت اين هيئت، تعداد ديگري از عزاداران حسيني در اين هيئت نيز به جهت سنگ پراني و ضرب و شتم اين افراد، مجروح شدند.
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 8:44  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
يك منبع آگاه در وزارت اطلاعات از دستگيري تعدادي از عناصر گروهك تروريستي منافقين در اغتشاشات روز عاشورا خبر داد.
اين منبع آگاه در وزارت اطلاعات غروب ديروز اعلام كرد كه در جريان اغتشاشات ديروز در مركز تهران كه طي آن فتنه گران به دسته هاي عزاداري حضرت سيدالشهدا(ع) حمله كرده و همچنين تعدادي از خودروهاي عمومي و شخصي و برخي اماكن عمومي را به آتش كشيدند، تعدادي از عناصر گروهك تروريستي منافقين دستگير شدند.
پيش از اين اخبار و اطلاعات مفصلي درمورد حضور اعضاي گروهك منافقين و بخشي از خانواده هاي آنها در اين آشوب ها منتشر شده بود و برخي از آنها نيز در هفته هاي گذشته دستگير شده بودند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 8:42  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

سلام به همه ی دوستان جنبش سبز علوی

 امروز شاهد درست بودن این شعار جنبش فتنه ی سبز بودیم که می گفتند:

 << ما اهل کوفه نیستیم پشت یزید بایستیم >>

باید بگم که واقعا درست می گید چون اگه اهل کوفه بودین پشت یزید می ایستادین و در مقابل امام حسین (ع) قیام می کردین و در کشتن امام و یارانش سهیم می شدین. تو این شکی نیست.

 تظاهرات امروز منو یاد ظهر عاشورا انداخت. زمانی که یزید (که لعنت خدا بر او و خاندان او باد(جنبش سبز)) بالای جنازه ی پاک امام حسین(ع) هلهله و شادی می کردن. امروز هم شاهد هلهله و شادی کردن جنبش فتنه ی سبز در ظهر عاشورا بودیم که انگار در این روز چهارشنبه سوری راه انداخته بودن.

واقعا برای این منافقین متاسفم که آخرت خودشونو بخاطر بی بند و باری فروختن.

 از خدا می خوام که همه رو به راه راست هدایت کنه.

و در آخر

ای دشمن حق ما دلیرو حق پرستیم

برگرد برو تا سر بند یا زهرا نبستیم

ا.بیاتانی (عاشورای 1388)

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم دی 1388ساعت 19:49  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
يك روز پس از شكست مفتضحانه فتنه اي كه اغتشاش گران دانشجونما با هدايت سران فتنه سبز براي روز شانزدهم آذرماه تدارك ديده بودند، همان طور كه ميرحسين موسوي در بيانيه شانزدهم خويش تلويحاً تحريك كرده بود، فتنه جويان ناكام روز 16 آذر روز گذشته تلاش كردند دانشگاه تهران را ناآرام كنند.
به گزارش كيهان، حمله اوباش دانشجونما به «مصطفي قمري وفا» خبرنگار صداوسيما كه جهت تهيه گزارش در دانشگاه حضور يافته بود منجر به آسيب ديدگي شديد وي شد. اين گزارش حاكي است وخامت حال خبرنگار صداوسيما باعث شد وي جهت مداوا به مركز درماني صداوسيما منتقل گردد.
همچنين به گزارش فارس تعدادي از افراطيون در بامداد روز گذشته اقدام به آتش زدن دفتر بسيج دانشجويي پرديس ابوريحان دانشگاه تهران نمودند.
بهمن دالايي مسئول بسيج دانشجويي پرديس ابوريحان دانشگاه تهران در گفتگو با فارس، با اعلام اين مطلب، اظهار داشت: ساعت 30:4 بامداد امروز 17 آذر، هنگامي كه در اتاقي كه اعضاي بسيج دانشجويي در خوابگاه آن ساكن هستند، در حال استراحت بوديم عده اي اتاقمان را به آتش كشيده و فرار كردند.
وي افزود: هنگامي كه مشغول خاموش كردن شعله هاي آتش اتاق مان بوديم يكي از اعضاي بسيج نيز خبر آورد كه دفتر بسيج دانشجويي در دانشگاه نيز توسط عده اي به آتش كشيده شده است، لذا به محل رفته و مشغول خاموش كردن اين آتش شديم.
مسئول بسيج دانشجويي پرديس ابوريحان دانشگاه تهران با بيان اينكه فعلاً نمي دانيم چه كساني اقدام به اين عمل زشت و افراطي كرده اند، اظهار داشت: پيش از اين نيز چنين اقداماتي عليه بسيج دانشجويي پرديس ابوريحان دانشگاه تهران انجام شده بود كه از آن جمله مي توان به شكستن درب هاي دفتر بسيج دانشجويي از سوي گروهي شناخته شده در اين دانشگاه اشاره كرد.
دالايي ادامه داد: در آن برهه و در پي آن رفتارها، بسيج دانشجويي هيچ اقدامي متقابل و يا شكايتي انجام نداد چرا كه معتقد بود بايد با خويشتنداري به حفظ آرامش و حفظ شان دانشجو و دانشگاه كمك كند.
آشوب در 17 آذر
ساعت 05:12 روز گذشته، تعدادي از حاميان موسوي در دانشگاه تهران با استفاده از خلأ حضور دانشجويان ولايي و انقلابي در صحن دانشگاه به دليل حضور اين دانشجويان در مسجد براي اقامه نمازظهر و عصر، در مقابل دانشكده فني اين دانشگاه تجمع كرده و شعارهاي «يا حسين ميرحسين»، «بسيجي حيا كن، دانشگاه و رها كن» و... سر دادند.
اما دانشجويان انقلابي پس از بازگشت از نمازجماعت ظهر و عصر در ساعت 20:12 به دليل غلبه چند برابري جمعيت خود همانند روز گذشته توانستند حاميان موسوي را به كنار زده و اين مكان را از آن خود كنند.
اين دانشجويان پس از حضور در مقابل درب دانشكده فني و به اهتزاز درآوردن پرچم ايران و با در دست داشتن عكس هايي از امام خميني و رهبرمعظم انقلاب، شعارهاي «موسوي، اسرائيل، پيوندتان مبارك»، «الله اكبر»، «مرگ بر مزدور ماهواره اي»، «مرگ بر ديكتاتور مخملي» و... سر دادند.
تعداد دانشجويان انقلابي حاضر در تجمع حدود 700 نفر و حاميان موسوي 200 نفر بود.
دانشجويان انقلابي و ولايي دانشگاه تهران كه حاميان موسوي را در مقابل دانشكده فني اين دانشگاه در محاصره خود گرفته بودند، نيمي از اين افراد را به داخل دانشكده هدايت كردند.
حاميان موسوي در اين بين شعارهايي عليه بسيج سر دادند كه با شعارهاي «اگر بسيجي نبود، ناموست اينجا نبود» دانشجويان روبرو شدند.
غير از نيمي از حاميان موسوي كه به داخل دانشكده فني هدايت شده اند، باقي اين افراد در مقابل دانشكده پراكنده شدند.
آن تعداد از حاميان موسوي كه در داخل دانشكده فني بودند به شكستن شيشه هاي اين دانشكده و پرتاب بطري و سنگ به سمت دانشجويان انقلابي روي آوردند.
يكي از حاميان موسوي در خارج از دانشكده نيز به سمت دانشجويان گاز اشك آور پرتاب كرد.
گزارش هاي تكميلي
روز 16 آذر
همچنان كه در گزارش هاي روز گذشته كيهان آمد دستگيري عنصر افراطي طيف منحله علامه دفتر تحكيم در دانشگاه اميركبير با پوشش و آرايش زنانه درصدر اخبار سايت ها و جرايد قرار گرفته است. اين فضاحت بزرگ زماني بيشتر شد كه شبكه ايران اقدام به انتشار عكس هاي اين عنصر اغتشاش گر نمود.
همچنين سايت بي بي سي فارسي و سايت يوتيوب اقدام به انتشار فيلمي از حضور فائزه هاشمي رفسنجاني در اغتشاشات روز گذشته واحد تحقيقات دانشگاه آزاد نمودند.
بنگاه خبرپراكني «بي بي سي» در سايت فارسي خود نوشت: يك ويديوي منتشر شده در وب سايت «يوتيوب» فائزه هاشمي، دختر اكبر هاشمي رفسنجاني را در ميان دانشجويان معترض در مركز تحقيقات دانشگاه آزاد در پونك نشان مي دهد.
«پارسا نيوز» در اين باره نوشت: فائزه هاشمي ظهر امروز با حضور در مقابل دانشكده علوم انساني دانشگاه آزاد واحد علوم و تحقيقات با تعدادي از ليدرهاي جنبش فتنه به شانتاژ دانشجويان براي ايجاد اغتشاش در دانشگاه پرداختند.
بنابراين گزارش پيش از حضور فائزه هاشمي، تعداد دانشجوياني كه در مقابل اين دانشگاه جمع شده بودند به 50 نفر نمي رسيد اما پس از حضور دختر هاشمي رفسنجاني و تحريك دانشجويان، تعداد اين دانشجويان به 450 نفر رسيد.
دختر رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام پس از آن در قسمت جنوبي دانشگاه علوم و تحقيقات (در محوطه ترمينال اتوبوس ها) براي حدود 450 نفر از دانشجويان سخنراني كرده و دانشجويان در تاييد سخنان وي شعارهايي چون «مرگ بر ديكتاتور»، «يا حسين ميرحسين» و شعارهايي عليه دولتمردان دولت دهم سر دادند.
«سايت سحر» نيز نوشت: فائزه هاشمي پس از حضور در جمع آشوب طلبان يكي از دانشگاه ها توسط حراست اين دانشگاه بازداشت گرديد. فائزه هاشمي هم به جاي حضور در دانشگاه هاي تهران به يكي از شعب دانشگاه آزاد در تهران رفت!
در مجموع ناظران عقيده دارند آشوبگران در روز 17 آذر نه فقط موفق به جبران افتضاح 16 آذر نشدند بلكه يك آبروريزي بزرگتر به آنچه در آن روز رخ داده بود اضافه شد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 12:47  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
دانشجويان پيرو خط امام و رهبري در 16 آذر امسال نيز خوش درخشيدند
دبيرکل حزب موتلفه اسلامي با اشاره به 16 آذر، روز دانشجو گفت: 16 آذر روزي است که جنبش دانشجويي لبه تيز حمله خود را متوجه استکبار جهاني آمريکا و استبداد سپاه پهلوي کرد.
به گزارش ايرنا به نقل از روابط عمومي حزب موتلفه اسلامي،محمد نبي حبيبي که در پايان نشست دبيران اين حزب سخن مي‌گفت، افزود: دانشگاه خاستگاه حرکت‌هاي ضد استکباري و ضد استبدادي است اما متاسفانه برخي فريب استکبار جهاني را خورده‌اند و لبه تيز حمله خود را به سوي مردمي گرفته‌اند که سه دهه در برابر آمريکا و اذنابش ايستاده‌اند.
دبيرکل حزب موتلفه اسلامي با تجليل از اکثريت قريب به اتفاق دانشجويان و اساتيد دانشگاه تاکيد کرد: دانشجويان افسران جبهه نبرد نرم و اساتيد فرماندهان آن هستند اينان هرگز اجازه نمي‌دهند عاملان آمريکا، ترفندهاي آمريکايي را اجرايي کنند، همانطور که در 16 آذر اجازه ندادند، با اينکه همه تلاش بيگانگان و عناصر داخلي روي مراسم 16 آذر تمرکز يافته بود.
وي با تجليل از حضور بي‌سابقه دانشجويان در مراسم 16 آذر امسال تصريح کرد: امسال نيز دانشجويان پيرو خط امام و رهبري در 16 آذر خوش درخشيدند و با فريادهاي مرگ بر آمريکا و مرگ بر انگليس، بصيرت و هوشمندي خود را در مقابله با نبرد نرم به رخ دشمنان اسلام و انقلاب کشيدند.
حبيبي درمورد توطئه‌هاي آمريکا و استکبار جهاني در ايران اظهار داشت: تمرکز آمريکا روي فعال کردن شکاف‌هاي سياسي در ايران است.
وي با اشاره به مختصات «نبرد نرم» بيان داشت: بايد دقت کرد حريف دروغ مي‌گويد و دولت و نظام را متهم به دروغگويي مي‌کند، حريف در مسير فريب حرکت مي‌کند، دولت و نظام را متهم به فريبکاري مي‌کند و بالاخره با خشونت عمل مي‌کند و بعد دولت و ملت را متهم به خشونت مي‌کند.
دبير کل حزب موتلفه اسلامي، افزود: هدف دشمن از اين ترفندها ايجاد اختلاف بين صفوف فشرده ملت و مسوولان نظام است، لذا ما هر حرکت يا سخني را که به ايجاد اختلاف در داخل کمک کند نوعي همصدايي با دشمن مي‌دانيم.
حبيبي در ادامه با اشاره به سخنان مقام معظم رهبري در ديدار با اقشار مختلف مردم در روز عيد سعيد غدير، گفت: مقام معظم رهبري در اين ديدار ،فرمودند: «عده‌اي بايد پيش خدا جواب بدهند از اينکه کاري کنند که دشمن از آن وجود اختلاف را در کشور برداشت کند و گستاخ شود.» بايد ديد اين عده چه کساني هستند که با سخنان نفاق‌آلود خود تيشه به ريشه انقلاب و نظام مي‌زنند و دشمن را گستاخ مي‌کنند. ما از روي خيرخواهي به آنها مي‌گوييم بيش از اين آبروي خود را در ميان مردم نبريد و آخرت خود را به مخاطره نيفکنيد.
حبيبي درخصوص برگزاري همايشي با نام «سبزها و دين» در يکي از دانشکده‌هاي دانشگاه تهران تصريح کرد: بعد از افتضاحي که سبزها در روز 13 آبان و روز قدس و اخيرا 16 آذر در رونمايي ماهيت ضد مردمي و ضد انقلابي خود انجام داده‌اند حالا نوبت اين رسيده است که سبزها ميزان پايبندي خود به دين را رونمايي کنند.
وي افزود: اينکه در اين همايش تصريح شود جنبش سبز، جنبش ديني نيست و اساسا جايگاه دين در اين جنبش مهم نيست، يعني چه؟ آن وقت سخن از «دين سبز»، «دين سياه» به ميان آمد به چه منظور است؟ مگر عشق به قدرت، جاه و مقام چقدر هزينه دارد که انقلاب و دين را بايد در برابر آن قرباني کنيد؟ اين عناصر و اين جريان کجا دارند مي‌روند؟ چرا بايد دنبال آمريکا حرکت کنند؟
حبيبي ادامه داد: مردم‌سالاري يعني يک روش معين براي رسيدن به نتايج نامعين، اگر شما قبل از انتخابات نتايج را از طرف خودتان و براي خودتان به‌طور قطع معين بدانيد، مفهوم مردم‌سالاري را به سمت مفهوم سلطنت سوق مي‌دهيد و اين خطا را برخي از سردمداران سبز در انتخابات اخير رياست‌جمهوري مرتکب شدند.
وي افزود: مردم ما سه دهه است با اين مفهوم با نثار صدهزار خون جوانان خود فاصله گرفته‌اند، چرا مي‌خواهيد به عقب برگرديد و استبداد رضاخاني را احيا کنيد؟ ناديده گرفتن مشارکت 85 درصدي و نيز ناديده گرفتن راي دو سوم آرا براي منتخب اول، آن هم از طريق آشوب‌هاي خياباني يعني کوبيدن بر طبل استبداد و اين چيزي است که ملت ما زير بار آن نمي‌رود.
دبير کل حزب موتلفه اسلامي در ادامه با اشاره به ارتباط يک ضلع از رقابت دهمين دوره رياست ‌جمهوري با رسانه‌هاي دشمن اظهار داشت: رقيب مي‌خواهد با اتصال به ارتش رسانه‌اي دشمن نوعي خفقان و سانسور را در داخل ايجاد کند که پيام انقلاب و اسلام به گوش مردم نرسد. آنها با هدف قرار دادن دين و انقلاب مي‌خواهند فشار دشمن را مضاعف کنند.
حبيبي درخصوص موضع‌گيري سخنگوي وزارت خارجه آمريکا و کاخ سفيد در توضيح راهبرد تکراري آمريکا گفت: آمريکا به صراحت گفته «مسير فشار به تهران» را دنبال مي‌کند. سخنگوي کاخ سفيد نيز تهديد کرده که ايران وقت زيادي ندارد. مرکل هم گفته کاسه صبر ما لبريز شده است. اينها فکر مي‌کنند با اين تهديدها مي‌توانند فرصت بهره‌مندي ايران از فناوري صلح‌آميز هسته‌اي را از دست ملت ما بگيرند، طوري صحبت مي‌کنند که گويي در گذشته فشار و تهديد و تحريم نبوده است.
وي با طرح اين سوال که دشمنان ما چه مي‌خواستند بکنند که تاکنون نکرده‌اند؟، تاکيد کرد: بيچاره کساني که در داخل و خارج دانسته يا نادانسته جزو طعمه اين فشار هستند.
حبيبي افزود: استکبار جهاني مي‌داند که در برابر ملت بزرگ ايران و رهبري هوشمند آن کاري نمي‌تواند بکند و حوصله‌اش سر رفته است. زيرا تحريم‌ها، جنگ هشت ساله، توطئه‌ها و اخيرا جنبش سبز و اختصاص بودجه‌هاي کلان، همه شکست خورده و استکبار سرگردان و حيران نمي‌داند ديگر چه بايد بکند.
دبيرکل حزب موتلفه اسلامي در پايان با اشاره به در پيش بودن ايام محرم، از روحانيت آگاه اسلام خواست راهنمايي‌هاي لازم درباره جنگ نرم و توطئه‌ها عليه حکومت اسلامي و حاکميت ديني و ولايت فقيه را مد نظر داشته باشند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم آذر 1388ساعت 12:46  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

ميرحسين موسوي در اولين بيانيه خود بعد از انتخابات ادعا كرد كه در انتخابات تقلب شده است؛ طبيعي است كه وي در اين بيانيه به مهم ترين دلايل خود براي اثبات اين ادعا اشاره كرده باشد اما اين جملات بسيار مهم در اوايل اين نامه آمده است كه : 

"مردمي كه در صف هاي طولاني اخذ رأي شاهد تركيب آرا بودند و خود مي دانند كه به چه كسي رأي داده اند، با حيرت تمام به شعبده بازي دست اندركاران انتخابات و صدا و سيما نگاه مي كنند ".

اما ...

* واقعيت چيست و سبزها چه چيزهايي را مشاهده كرده اند؟

به طور خلاصه مردم در اين روزها شاهد افرادي بودند كه با لباس يا پارچه سبز طرف داري خود را از ميرحسين موسوي نشان مي دادند. خودروهايي را ديدند كه مزين به روبان سبز و تبليغات بودند. در گفت وگوها و تماس هاي تلفني رأي ديگران را جويا مي شدند و در نهايت در هنگام رأي دادن نظر اطرافيان خود را جويا مي شدند يا مي‌شنيدند.

در ادامه نشان مي دهيم چنين مشاهداتي تصوري بسيار اغراق شده از درصد طرفداران ميرحسين موسوي به وجود آورده است.

* همه اطرافيان من مانند من سبزند!

اين مشاهده که می توان آن را مشاهده منطقه‌ای ناميد يکی از اشتباهات معروف در آمارگيری است. واقعيت اين است که در بسياری از مسايل از جمله عقايد دينی و آرای سياسی بين افراد "نزدیک به هم" شبهات آماری قابل توجه وجود دارد.

در مورد موضوع مورد بحث کم و بيش بر همگان روشن است که وضعيت اقتصادی و اجتماعی يک نفر ارتباطی جدی با نظر سياسی او دارد؛ فردی که در شمال تهران، مثلاً در قيطريه، زندگی می‌کند به احتمال زياد از نظر رأی سياسی به يک هم‌محله ای خود شبيه‌تر است تا به کسی که در جنوب تهران، مثلاً در ميدان خراسان، زندگی می‌کند. دو نفر که با هم دوست هستند به احتمال زياد در عقايد سياسی هم به هم شبيه تر هستند تا دو نفر که با هم ارتباطی ندارند.

مثال زير نشان می‌دهد که مشاهده منطقه‌ای تا چه حد گمراه کننده است. شکل زير جامعه ای صد و ده نفره را نشان می دهد که دقيقاً نيمی از آ نها سبز هستند. 

اکنون فرض کنيد هر فرد سبز بگويد که از بين خود و اطرافيانش (که معمولاً روی هم ٩ نفرند) چند درصد سبز هستند و ميانگين اعداد را به عنوان درصد سبزها محاسبه کنيم:


يعنی اين نوع مشاهده منجر به خطايی ۲۲ درصدی شده است! آيا مهندس موسوی و مشاورانش از اين موضوع غافل بوده‌اند؟!

* ما با لباس ها و روبان های سبز، وجود خودمان را ثابت کرديم!

بايد به اين نکته توجه کرد که در اين مورد علاوه بر ايراد مشاهده منطقه‌ای، که در بالا ذکر شد، ايراد ديگری هم وجود دارد و آن پيشگامی سبزها و سازماندهی شدن آنها است؛ سبزها به دليل دستور گرفتن از ليدرهای خود در استفاده از اين نماد بسيار مصرتر بودند در حالی که کسی که هفته‌ها سبز پوشيده و کسی که بدون هيچ تظاهری به دکتر احمدی‌نژاد رأی داده هر دو فقط يک رأی دارند. البته خيلی‌ها هم که سبز بودند هنوز به سن قانونی برای رأی دادن نرسيده بودند.

* هر خودرو يک ستاد: من خودم ديدم که اکثر خودروها مثل من روبان سبز داشتند!

اولاً اين هم باز يک مشاهده منطقه‌ای است؛ آيا شهروندان شمال تهران بي شتر در شمال تهران تردد می‌کنند يا در محله‌های جنوبی؟ جواب روشن است. ثانياً پيش گامی سبزها اين مشاهده را هم به نفع افزايش ظاهری درصد سبزها مخدوش می‌کند. ثالثاً آيا به اين فکر کرده ايد که هر شهروند با توجه به وضعيت مالی خود به طور متوسط چند خودرو دارد؟ در خانواده های ثروت مند، غير از کودکان، هر فرد يک خودروی شخصی دارد و برعکس يک خانواده فقير، با وجود جمعيت بيشتر، حداکثر يک خودرو دارد. با توجه به اين که به طور آماری گرايش خانواده های ثروتمند به مهندس موسوی بيشتر از گرايش خانواده های فقير به ايشان است مشاهده ماشين ها ما را گمراه می کند.

فرض کنيد در جامعه ۵۰ درصد سبز باشند. اگر به طور ميانگين هر دو نفر سبز يک خودرو و هر چهار نفر غيرسبز يک خودرو داشته باشند چه چيزی در سطح خيابان خواهيم ديد؟ هر ۱۰۰ نفر سبز ۵۰ خودرو و هر ۱۰۰ نفر غيرسبز ۲۵ خودرو دارند و در نتيجه ۶۶ درصد خودروها سبز هستند. اين يعنی خطايی ۱۶ درصدی به نفع سبزها!

نکته ديگر ساعاتی است که يک خودرو در خيابان حرکت می‌کند. بسياری از خودروهای سبز برای اينکه تبليغات کنند علاوه بر ساعاتی که به‌طور طبيعی در خيابان هستند ساعاتی را هم اضافه کاری می‌کردند! اگر فرض کنيم به يک ماشين سبز تبليغی به طور ميانگين دو برابر حالت عادی خيابان‌گردی کند خطا شديدتر خواهد شد: ۱۰۰ خودروی سبز در مقابل ۲۵ خودروی غيرسبز و اين يعنی سبزها در خيابان به نظر ۸۰ درصد می‌رسند. ۳۰ درصد خطا! آيا مهندس موسوی و مشاورانش از اين موضوع غافل بود هاند؟!

* هر کس به پنج نفر تلفن بزند: من به خيلی ها زنگ زدم، همه مثل من سبز بودند

اين عمل کرد تبليغاتی که با ايده گرفتن از شبکه‌های هرمی طراحی شده بود از دو جهت موجب تصور نادرست از درصد طرفداران مهندس موسوی شد. اولاً تبليغ کننده ها به دوستان خود زنگ می‌زنند و اين بسيار طبيعی است که رأی دو دوست شبيه هم باشد. ثانياً کسانی که با تلفن توجيه می‌شدند بارها و بارها به آن ها تلفن می‌شد و به آ نها اين طور القاء می‌شد که اکثريت جامعه طرفدار مهندس موسوی هستند.

* اعتراض و فشار روانی به اقليت موضعی: ما که نديديم کسی بخواهد به احمدی نژاد رأی بدهد

طرفداران مهندس موسوی معترضان به وضع موجود هستند و طرفدارن دکتر احمدی‌نژاد مدافع نسبی ادامه وضع موجود. از نظر جامعه شناسان و کسانی که تجربه‌های اجتماعی دارند روشن است که بيان نارضايتی يک فرد معترض چندين برابر بيان رضايت يک فرد راضی است. به عنوان مثال کسی که در اداره‌ای با برخوردی ناشايست مواجه شده است به احتمال زياد اين موضوع را به ديگران منعکس میکند ولی کسی که کارش به‌طور عادی انجام شده است عموماً در اين مورد با کسی صحبت نمی‌کند. همين وضعيت باعث شد که طرفدارن مهندس موسوی در استفاده از نمادهای رنگی و تبليغات کلامی چندين برابر طرفدارن دکتر احمدی‌نژاد ابراز وجود کنند. از طرف ديگر در بين گروههايی که اکثريت طرفدار يک نامزد خاص هستند فشار روانی موجب می شود فرد مخالف از بيان عقيده خود صرف نظر کند.

* پرسيدن نظرات افراد در حوزه اخذ رأی: من با هر کسی در صف صحبت کردم مثل من فکر می کرد

واضح است که افراد معمولاً در حوز های که به محل زندگیشان نزديک است رأی می‌دهند. اگر شهروند ساکن نياوران سری به حوزه ای در ميدان شوش بزند خواهد ديد که اکثر رأی دهندگان خلاف او فکر می‌کنند. مثال ساده زير نشان می‌دهد که مشاهدات سبزها در حوزه ها تا چه حد موجب تصور اشتباه و اغراق‌آميز از درصد طرفدارن مهندس موسوی شده است. هر کدام از يازده ستون زير يک حوزه اخذ رأی است. در حوزه سمت راست هر ۱۰ نفر سبز هستند. در حوزه بعد ۹ نفر سبز هستند و به همين ترتيب در آخرين حوزه کسی سبز نيست. پس ۵۰ درصد سبز هستند.

اکنون فرض کنيد مبنای ما برای محاسبه درصد سبزها گزارش دقيق سبزها باشد. در حوزه اول ۱۰ نفر گزارش می‌دهند ۱۰۰ درصد. در حوزه دوم ۹ نفر گزارش می‌دهند ۹۰ درصد و الی آخر. نتيجه با محاسبه ساده زير به دست می‌آيد.

جواب ۲۰ درصد بيش تر از مقدار واقعی است. آيا مهندس موسوی و مشاورانش از اين موضوع غافل بوده اند؟!

* به هر حل وزارت کشور هم معترف است که در تهران اکثريت با ما سبزهاست!

بله، اين درست است البته نه يک اکثريت نزديک به مطلق بلکه اکثريتی نزديک به ۵۲ درصد و به دکتر احمدی نژاد هم حدود ۴۳ درصد از مردم شهر تهران رأی داده‌اند. جدا از اين حتی اگر فرض کنيم تمام مردم تهران طر فدار مهندس موسوی باشند، اين انتخابات رياست جمهوری بود نه انتخابات شهرداری تهران! طرف داران مردم سالاری می‌بايست رأی اکثريت مردم ايران را بر رأی شخصی خود و يا رأی به همشهريان خود مقدم بدارند.

* آيا واقعاً ممکن است نظر اکثريت مردم خلاف نظر ما سبزها باشد؟!

دکتر احمدی نژاد در دفاع از عملکرد دولت خود معمولاً به خدمات دولت در روستاها و شهرهای کوچک استناد می‌کند و کم تر از در مورد خدماتش در تهران می‌گويد. آيا ممکن نيست اين حرف ها تا حدی راست باشند؟ آيا تمايل بالا به ايشان در روستاها و شهرهای کوچک شاهدی بر درستی اين ادعا نيست؟ آيا ممکن نيست نظرات انتقادی دکتر احمدی نژاد در مورد برخی رجال سياسی کشور، صرف نظر از صحت يا سقم آنها، موجب افزايش آرای ايشان شده باشد؟ آيا اصولاً تعميم نظر ساکنين شهر تهران به نقاط ديگر کشور از نظر علمی درست است؟ آيا می دانيد جمعيت مردم کلان شهرها تنها در حدود ۲۳ درصد کل جمعيت کشور است و مشارکت آن ها در انتخابات به مراتب از روستاها و شهرهای کوچک کم تر است؟ آيا وقتی دليل مطرح شده در بيانيه مهندس موسوی خطاب به مردم، اين ايرادات را دارد نبايد احتمال بدهيم که مشکلات موجود در انتخابات در حدی نباشد که نتيجه آن را تغيير دهد؟

البته واضح است که مطالب بيان‌شده ثابت نمی‌کند که روند انتخابات سالم بوده است، ولی آيا بهتر نيست که نامزدهای معترض کار را تنها از مسير قانونی پی‌گيری کنند و از حق خود برای شمارش مجدد آرا و ملاحظه تک تک تعرفه ها استفاده کنند و رأی دهندگان در انتظار اثبات يا رد اين مطالب صبر کنند؟ به ياد بياوريم که يکی از مهم ترين شعارهای مهندس موسوی اين بود:

بازگشت امور به مسير قانون

 

منبع: فدای وطن

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 16:46  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

تلویزیون دولتی انگلیس چگونه بر موج اغتشاشات سوار شد؟

انتخابات دهم ریاست جمهوری ایران، عرصه ظهور و بروز آشکار دست‌اندرکاران غربی جنگ نرم در ایران بود به ‌طوری که چندی پیش، اختصاص 150 میلیون دلار در کنگره آمریکا برای جنگ نرم در ایران در صدر اخبار رسانه‌های داخلی و خارجی قرار گرفت و رهبر معظم انقلاب اسلامی به‌رغم آنکه طی یک دهه گذشته بارها از وسعت تحرکات دشمنان با عناوین شبیخون فرهنگی، عملیات روانی، جنگ نرم، اختاپوس فرهنگی غرب، استعمار نو و ناتوی فرهنگی سخن به میان آورده‌اند، در توصیه‌های اخیر خود مبارزه با جنگ نرم دشمن را اولویت اصلی کشور دانستند. پویشی که درپی می‌آید، بررسی ابعادی از جنگ نرم توسط دولت انگلیس و بنگاه سخن پراکنی بی بی سی، بویژه در فضای پس از انتخابات ریاست‌جمهوری است.

 

جنگ نرم و نقش رسانه‌ها

در اوج جنگ سرد و پیش از فروپاشی شوروی، در سال‌های پایانی دهه هشتاد (‌1980‌) اصطلاح «جنگ نرم‌» برای اولین بار در کمیته خطر جاری و با مشارکت اساتید برجسته علوم سیاسی و مدیران سابقه دار سازمان سیا و پنتاگون مورد طرح و بررسی قرار گرفت و نهایتاً تنها راه به زانو‌در‌آوردن شوروی را جنگ نرم و فروپاشی از درون معرفی کردند.

جنگ نرم در برابر جنگ سخت (‌نظامی‌) درحقیقت شامل هرگونه اقدام روانی و تبلیغات رسانه‌ای است که «جامعه هدف» را نشانه می‌گیرد و بدون درگیری نظامی و یا خونریزی ( براندازی خاموش، کودتای مخملی، براندازی در سکوت، جنگ بدون خون ) رقیب را به انفعال و شکست وا می‌دارد. جنگ روانی، جنگ رایانه‌ای، اینترنتی، راه‌اندازی شبکه‌های رادیویی و تلویزیونی و شبکه‌سازی از اشکال مهم جنگ نرم است.

در این راستا مراکز و نهادهای متعددی در راستای منافع و تحقق اهداف خود از سوی آمریکا ‌و انگلیس

ساماندهی شد و با حمایت‌های مالی و تئوریک برای مقابله با جریان‌های مقابل خود برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای صورت گرفت و رسانه‌ها به عنوان «قدرت پشت گفتمان‌ها» یکی از این محور‌ها ی مهم جنگ نرم قرار گرفت تا به نظرمارسل دانسی (در کتاب نشانه‌شناسی رسانه‌ها) سه گام مهم: 1 – نماد سازی تصویری 2 – کهکشان گوتنبرگی (چاپ و کتاب و روزنامه در راستای بهره گیری از حواس پرتی رسانه‌ای 3 – کهکشان الکترونیک ( ماهواره و اینترنت و شبکه‌های مجازی‌) در تحقق دهکده جهانی (گلوبالیزاسیون و جهانی شدن) از سوی رسانه‌ها و هژمونی غرب (آمریکا ‌و انگلیس) برداشته شود.

 

بی بی سی: حالا دقیقاً نیمه شب است!

یکی ازپایگاه‌های مهم جنگ نرم در انگلیس، سازمان بی‌بی‌سی(بزرگترین بنگاه خبری انگلیس با بیش از 20 کانال تلویزیونی و رادیویی) است که ۲۶۰۰۰ کارمند دارد و بودجه سالیانه‌اش ۴ میلیارد پوند (حدود ۸ میلیارد دلار) است وتوسط یک کمیسیون عالی متشکل از کارشناسان سیاست خارجی انگلیس و نهادهای تصمیم گزار انگلیسی و چند عضو سرویس اطلاعاتی امنیتی MI-6 انگلیس اداره می‌شود. تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی پخش برنامه‌های خود را از20دی ۱۳۸۷ خورشیدی آغاز نمود وهر روز از ساعت ۱۷ به وقت ایران شروع به کار می‌کند. وب‌گاه فارسی بی‌بی‌سی، سایت خبری فارسی‌زبان رادیو بی‌بی‌سی است که در سال ۱۳۷۹ راه‌اندازی شد. رادیو فارسی بی‌بی‌سی نیز ازخانواده این بنگاه سخن پراکنی وابسته به غرب است. بی‌بی‌سی از دیرباز نیز در امور داخلی ایران درجهت منافع خود فعالیت مداخله‌جویانه‌ای می‌کرده است؛ آنگونه که در اسناد تاریخی آمده است رمز عملیات آژاکس با عنوان « حالا دقیقاً نیمه شب است» در نیمه شب روز ۲۴ مرداد ۱۳۳۲ از رادیو بی‌بی‌سی اعلام شد (کلمه «دقیقاً» در شب عملیات بر عبارت رایج این رایو: « حالا نیمه شب است »، اضافه شده بود.) اکنون پس از گذشت بیش از نیم قرن، همچنان این بنگاه سخن پراکنی بطور گسترده‌تری مترصد تحقق عملیات روانی و جنگ نرم در ایران است.

 

عملیات بی بی سی و انگلیس در انتخابات دهم

1- درانتخابات دهم ریاست جمهوری شبکه «بی‌بی‌سی» فارسی‌‌ به عنوان آوانگارد و پیش برنده رسانه‌های مخالف با نظام جمهوری اسلامی ایران، با مواضع مشخص و معاندانه‌ای اخبار و حوادث را پوشش می‌داد و با ادعای اطلاع‌رسانی live و آنلاین از انتخابات دهم ریاست جمهوری عملاً به پایگاه اولیه اغتشاش آفرینی و بی‌ثبات‌سازی با عملیات پارازیت روانی تبدیل شده بود، این ایفای نقش شبکه تلویزیونی بی‌بی‌سی به نوعی تکرار «عملیات آژاکس» بود. به طوری که برنامه های این شبکه از چند هفته قبل از انتخابات تا پایان شمارش آرا و اعلام نتایج در قالب میزگرد، وب‌گردی، گفت‌وگو با کارشناسان، گزارش، ارتباط مستقیم و. . . ادامه داد (‌برنامه‌های «‌صفحه 2‌»، «‌به عبارت دیگر»، «خبرنگاران »، «‌ورزش 7‌»، « چهره‌ها » و. . .‌) شبکه بی بی سی فارسی از همان ابتدا خود را آماده بحران سازی اجتماعی کرد؛ از قبل بحث تقلب را چنان تئوریزه و القا نمود که اگر احمدی‌نژاد رأی بیاورد، تقلب در انتخابات ایران حتمی است. برخی تیترهای اخیر بی بی سی که در رادیو، تلویزیون و وب‌گاه بی بی سی مطرح بوده است؛ از قبیل ذیل است:

«طومار سبز به واشنگتن رسید؛ اعلام همبستگی با معترضان ایران»، «حقیقت جو: تنها حکومت غیردینی حافظ دین و آزادی مردم است »، « تهدید حامیان خارج از کشور (جنبش سبز) از سوی نظامیان» «سیب‌زمینی مجانی در ایران از کجا آمد؟ »، « دور تازه افزایش سانسور در ایران » و. . .

همچنین اعترافات مازیاربهارى ( خبرنگار بى بى سى و شبکه ۴ انگلیس) برنقش اصلی رسانه‌های غربی در شکل دهی آشوب‌هاى تهران، دلیل بر ادعاهای فوق است.

2- دخالت سفارت انگلیس درمقطع انتخابات، بیانگر میزان اهمیت براندازی نرم در نظر انگلیسی‌ها است. حضور شخصیت‌های ترازاول دیپلماتیک سفارت انگلیس در راهپیمایی‌های پس از انتخابات نشاندهنده آن است که آشوب و پارلمان خیابانی برای براندازی نظام از آمال و آرزوهای دیرینه انگلیسی‌ها است. از آن جمله می‌توان به حضور دبیر اول سفارت انگلیس در درگیری‌های خیابان مطهری در تاریخ 24 خرداد، دبیر سوم مطبوعاتی در تجمع خیابان شریعتی و دبیر سوم سفارت انگلیس اشاره کرد که با لباس سبز به میان تجمع کنندگان رفته و همراه آنها در راهپیمایی‌های غیرقانونی حضور یافتند.

3- اعتراف‌های تحلیلگر ارشد سفارت انگلیس، شائبه دخالت انگلیس در وقایع پس از انتخابات را به مرز یقین رساند و باعث موضع‌گیری وزارت امور خارجه و متصدیان سیاست خارجی و امنیت ملی ایران شد. رسام یکی از مجرمان وقایع اخیر اعتراف نموده است: «در طول 5 سال اخیر 130 مرتبه با سفارت انگلیس ارتباط برقرار کرده و طی یک سال اخیر 50 نفر را جذب کرده‌ام و با آنها در رستوران‌ها و کافی‌شاپ‌ها قرار ملاقات می‌گذاشتم و اطلاعات مورد نیاز را کسب می‌کردم.» به اعتراف رسام، «تامبرن» دبیر دوم سیاسی سفارت انگلیس در درگیری مورخ 24 خرداد 88 در خیابان سنایی و مطهری حاضر شده بود و دبیر اول سفارت نیز در این درگیری حضور داشت.

تامبرن در تاریخ 88 خرداد 28 در راهپیمایی خیابان انقلاب نیزحضور داشت و«‌ساموئل اورگان» دبیر سوم سفارت انگلیس در تاریخ 25 خرداد حد فاصل خیابان‌های مطهری و شریعتی در بین تجمع‌کنندگان حضور داشت. مورگان همچنین در تاریخ 27 سه 88 در راهپیمایی خیابان کریمخان حضور داشته است و آقای «پل برونی» معاون بخش ویزای سفارت نیز در تاریخ 28 خرداد 88 از تجمع خیابان فردوسی مقابل خیابان منوچهری عکس می‌گرفت و سفیر انگلیس هر روز ساعت 9 صبح با اعضای بخش سیاسی سفارت و دیپلمات‌ها و کارمندان محلی جلسه داشت و آخرین اخبار را دریافت و به لندن گزارش می کرد. وی تصریح کرد: سفیر انگلیس محور گزارش خود را در قالب 8 سؤال طراحی و از کارمندان محلی خواسته بود با حضور در میان تجمع کنندگان این سؤال را از آنان بپرسند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 10:29  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
دوستان طرفدار ادب مرد به ز دولت اوست ; لطفا اول مطلب رو کامل بخونید بعد اظهار ادب کنید ( فحش بدید).
 

چرا و چگونه؟

آیا واقعا ندا کشته شد یا نه؟

آیا ندا صالحی در همان صحنه ای که منتشر شد کشته شد یا بعد از ترک صحنه کشته شد؟

ایا ندا اقا سلطان یک قربانی است یا یک بازیگر؟

اما و چرا و چگونه؟

متن زیر را بخوانید اما باور نکنید ولی فکر کنید و بیندیشید.

هدف اصلی رد این رخداد نیست...اما همه اش شک است و تردید

 

به دلیل بودن عکس زیاد بقیه ی مطلب در ادامه ی مطلب موجود است

برای دیدن متن کامل به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 21:3  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

حکايت ميرحسين موسوي در انتخابات دهم و وقايع پس از آن حکايت قماربازي را مي ماند که همه هستي خود را به قمار گذاشته بود؛ قمار بازي که دلبستگي هايي هم به انقلاب و خط امام داشت اما در سير فضاي سياسي کشور هر چه پيش رفت فاصله اش از نظام بيشتر و بيشتر شد؛ تا آنجا که عملا کم کم به جايگاه اپوزيسيون نظام تغيير موقعيت داد.

نخست وزير دهه 60 براي فرار از بدنامي اي که برايش فراهم مي آمد و نيز در سايه توهمي که از پشتيباني مردم در ذهن داشت، سيري استدراجي را طي مي کرد و در اين ميان خارج نشيناني که طرح کودتا در ايران را در ذهن مي پروراندند، بهترين موقعيت را براي بهره برداري يافته بودند.

آنچه جنبش سبز ناميده مي شد و ميرحسين موسوي خود را رهبر آن تلقي مي کرد، با سرعت تمام به راديکاليسم شتافت و تا آنجا پيش رفت که در کنار شعار "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" و "مرگ بر ديکتاتور"، شعار "نه احمدي، نه موسوي، فقط رژيم پهلوي" را هم به گوش خيابان هاي شهر رساند. اين همه در حالي بود که ميرحسين و برخي اصلاح طلبان بر ضرورت اجتناب از طرح شعارهاي تندي که مي توانست دستمايه مخالفان قرار گيرد، هشدار مي دادند.

در کنار اين انحراف آشکار که نوعي تخطي از روند مطلوب تلقي مي شد و رهبري هم قبلا نسبت به آن در پيام هاي خصوصي به صحنه گردانان اين جريان هشدار داده بودند، سير کاهشي جمعيت در حضورهاي خياباني با وجود کاسته شدن از فضاي امنيتي کشور قابل توجه بود.

آنچه مي توان به جرأت گفت اين است که جريان معترض بعد از انتخابات لااقل با روند کنوني اصولا ظرفيت و امکان ادامه مسير را نداشته و ندارد. ميرحسيني که از تشکيل جبهه فراگير سخن مي گفت، اکنون به يک ژنرال شکست خورده بدل شده و هاشمي هم جايگاه خود را بالاتر از آن مي داند که بخواهد مستقيما خودش را هزينه کند. در واقع او هم دوستانش را تنها گذاشته است.

آنچه مي ماند گزينه هايي است که مي توان دنبال کرد؛ گزينه هايي که هنوز روي ميز هستند و انتخاب ميان آنها بر عهده همان صحنه گردانان است. در يک تقسيم بندي ساده مي توان دو خط سير را براي آينده ترسيم کرد. نخست خط سيري که طي آن بازگشت به انقلاب و تغيير موقعيت از جايگاه اپوزيسيون به يک منتقد درون نظام را به دنبال دارد و ديگر خط سيري که تداوم تقابل را رقم مي زند.

در رويکرد دوم بايد تداوم جدايي موسوي از خط امام را انتظار کشيد. در اين خط سير براي ايجاد تغيير در شرايط کنوني بايد نسخه اي جديد را مد نظر قرار داد. نسخه اي که بتواند اصلاحات فروخفته و سير نزولي کنوني را به اوج بازگرداند. نتيجه اين خط سير همان سرنوشتي است که بني صدر و منافقين دچار آن شدند و سرانجام نهايي آن تقابل روشن و رو در رو با نظام خواهد بود.

نسخه شفابخش اما مي تواند به گونه هاي مختلفي تجويز شود. مي تواند مجري آن از درون نظام و از بين معترضين و يا از خارج گودنشينان باشد. سعيد حجاريان مدتها پيش گفته بود اصلاحات خون مي خواهد و خون مي تواند نسخه اي جديد براي خط سير راديکالي باشد. خط سيري که در آن بي نظير بوتو ترور مي شود تا علي آصف زرداري رهبر جديد حزب مردم بر کرسي بنشيند. ساده ترين برآورد، طرح ريزي براي ترور کروبي است. تروري که موسوي به خون خواهي آن بلند شود. چند روز پيش کروبي از کساني سخن گفت که مطابق اطلاعات برخي نهادها مي خواستند او ترور کنند. اين در واقع همان خط سيري است که مطلوب دشمن است.

اما آيا موسوي حاضر است به نزاع علني و روشن با نظام برخيزد و آيا در اين مسير مردم او را همراهي خواهند کرد؟ مواضع اخير موسوي حکايت از آن دارد که او خود به شدت از اين خط سير گريزان است اما در عين حال برخي در تلاش هستند تا او را به اين فضا سوق دهند. در صورت تحقق اين شرايط بايد ترور و ناامني را در کشور به انتظار کشيد و در عين حال منافقيني جديد را پيش روي انقلاب ديد.

خط سير دوم اما خط سيري منطقي است. در اين رويکرد ميرحسين با شيبي ملايم بازگشت به نظام را کليد مي زند و تبديل شدن به يک منتقد درون نظام را برمي گزيند. لازمه اين سير مشخص کردن خط مرزها با بيگانگان و موضع گيري عليه کساني که مي خواهند از اختلافات داخلي سوء استفاده کنند از يک سو و تبري جستن از تندروهاي بدون منطق و شعارهاي راديکال از سوي ديگر است. در اين خط سير تداوم حضور خياباني ديگر معنايي پيدا نمي کند و ضروري است تا با توجيهي مناسب آن را به وضعيتي ديگر تغيير داد.

ميرحسين موسوي مي تواند کم کم باب انتقادهاي اصولي را بگشايد و خود را شخصيتي منطقي با انتقاداتي روشن معرفي نمايد. در اين حالت کم کم از ظرفيت صدا و سيما هم بهره خواهد برد. در عين حال او مي تواند از برخي عقب نشيني هايي که به مرور زمان ضروري مي نمايد، فرصت ايجاد کند.

راه اندازي پايگاه اطلاع رساني جماران و سخن گفتن دوباره از امام و خط امام توسط موسوي و حاميان او و در عين حال سخن گفتن از وحدت در شرايط کنوني و نيز باز ايستادن تئوريسين هايي چون سعيد حجاريان از سير راديکالي حرکت نشان از آن دارد که اولا بانيان اين جريان خود ناکارآمدي روند کنوني را پذيرفته اند و ثانيا برگزيدن خط سير دوم را ترجيح مي دهند.

موسوي در مصاحبه اخير خود به مفاهيمي اشاره مي کند که از همان تعلق خاطر او به دهه 60 حکايت دارد. او مي گويد:«از نظر امام وحدت بر اساس خويشاوندي سياسي طرح نمي شود. در وحدت مورد تاکيد امام، فاميل و دوست و آشنا به هم باج نمي دهند بلکه امام وحدت را به مولفه هاي منافع ملي و حيات طيبه نظام اسلامي بر مي گردانند و همه جا به آن تاکيد مي کنند. بحث بر سر خدمت و ارزشهاي بسيار اساسي و بنيادي است که کشور را برومند کند. منشور برادري حضرت امام، کاملا به مسائل حياتي جامعه معطوف است. صلاح گروه هاي مختلف سياسي، فقها، روحانيون، روشنفکرها و مردم است که روي آن فکر کنند و انديشه هاي مختلف آنها بر اساس اين پيام به هم پيوند بخورد.»

به نظر مي رسد اين خط سيري است که اکنون موسوي آغاز کرده و البته بايد ادامه پيدا کند. اگر بانيان اين جريان بتوانند از دخالت کساني که خط سير نخست را دنبال مي کنند و نيز طرح ريزي هايي که از خارج کشور براي تشديد فضا کليد مي خورد، فاصله بگيرند و پازل آنها را از پازل خود جدا کنند، مي توان تداوم خط سير دوم را از جانب آنان انتظار کشيد.

طبيعتا اين بازگشت بدون هزينه نيست. نبايد انتظار داشت نظام با آغوش باز کساني را که مدتها آشوب درست کرده اند بپذيرد و بر همه خطاها چشم بپوشد. چاره کار اما چندان پيچيده نيست. چاره بازگشت به ولايت فقيه و استمداد از محور نظام اسلامي تبيين شده از جانب امام است.

اصلاحات اگر مي خواهد از ريزش آراي خود و نقش آفريني در جايگاه اپوزيسيون جلوگيري کند، ناگزير از اين بازگشت خواهد بود. در سايه اين بازگشت بسياري از راه هاي دشوار و دور و دراز کوتاه خواهد شد. جريان انقلابي هم وحدتي را مي پذيرد که حول محور ولايت فقيه باشد. بازگشتي را مي پذيرد که با رجوع واقعي به ولايت فقيه رقم بخورد.

سوالي که وجود دارد اين است که آيا قماربازي که از آن سخن رفت، به قمار هستي ناچيزي که از او برجاي مانده، پايان خواهد داد و پازل قماربازان را ترک خواهد گفت يا اينکه باز خواسته يا ناخواسته در همان پازل بازي خواهد کرد؟ او خود مي داند اين فضاي رسانه اي پايتخت نشينان است که تا هم اکنون بقاي سياسي اش را رقم زده است والا در متن مردم خبري از آنچه تقلب و خيانت به آراي مردم ناميده مي شود، نيست. با اين تفاصيل تصميم منطقي قماباز چه خواهد بود؟

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 20:36  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

آخرين گفتار اصلي ترين نامزد شکست خورده در رقابت گفتماني با احمدي نژاد در گفتگويي نسبتاً تفصيلي با يک سايت خبري، صرفنظر از تدارک رسانه اي حلقه هاي آشوب براي انعکاس وسيع آن، با عنايت به نوع زمانبندي اين مصاحبه، نشان دهنده آن است که رهبران جريان موسوم به "سبز" به خوبي روند "کاهنده" همراهي مردم با خود را دريافته اند و مي کوشند با فضاسازي، روند نزولي اعتماد عمومي را متوقف کنند.

تأمل در سخنان ميرحسن موسوي در گفتگوي مورد اشاره، حاکي از آن است که وي آشکارا از مواضع شش ماه گذشته خويش فاصله گرفته و نه تنها گام در خط امام (ره) نمي نهد بلکه اينک، به استمرار حضور خويش نيز وانمود نمي کند.

اصرار وي بر ارائه «تفسيرهاي متعالي تر» از قانون اساسي در حالي که نص صريح آن بر رعايت و تمکين از قانون تأکيد دارد، در حقيقت به معناي تشکيک در روح قانون و ساختارهاي سياسي حاکميت است در حالي که وي پيش از اين، از طريق مجاري قانوني وارد عرصه انتخابات شد اما پس از آنکه نتيجه انتخابات را به سود خود نديدند، به صريح‌ترين و خشن‌ترين وجه ممکن به ساز و کارهاي قانوني و مصوب انتخابات حمله کرد و نهادهاي برآمده از قانون اساسي و ملي ايران - شوراي نگهبان، وزارت کشور و قوه قضائيه - را تخطئه نمود و با ادعاي تقلب، سبب شکل‌گيري فضاي تقابل، ناآرامي و شکاف در کشور شد.

هرچند با تدابير هوشمندانه مقام معظم رهبري، دو پارگي رخ نموده در فضاي سياسي و لايه‌هاي افکار عمومي از بين رفت اما رفتارهاي ساختارشکنانه کماکان ادامه دارد. پيش از آنکه به دنبال چرايي استمرار اينگونه رفتارها باشيم، ناگزير از يادآوري تناقضي دردناک هستيم که از سوي آخرين نخست وزير نمايان شد؛ آن هنگام که وي در بيانيه اي که پس از تأييد نتايج دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري از سوي شوراي نگهبان، صادر کرد؛ دولت برآمده از رأي قاطع ملت را فاقد «مشروعيت سياسي» دانست و در عين حال، در ديدار با اعضاي انجمن اسلامي جامعه پزشکي ايران از شکلگيري تشکيلات راه سبز اميد سخن به ميان آورد و مدعي شد: شعارهاي ما در طول انتخابات در چارچوب قانون اساسي و اصولي که مردم باور دارند انتخاب شد، امروز هم به همان شعارها پايبند هستيم.

بنابراين، چندان هم دور از انتظار نبود که پس از عيان شدن جلوه هاي اين فضاسازي هاي فريبکارانه، حباب کاذب "تقلب" شکسته شده و مرزهاي تشخيص حق از باطل نمايان گردد.

اگرچه تلاش رهبران جريان سبز به منظور تخريب رابطه مستقيم شهروندان با دولت از طريق ترکيب شعارهاي خود با طيفي از مخالفان آن شامل فعالان به اصطلاح حقوق زنان، دانشجويان، معلمان، سنديکاها و قوميت‌ها در قالب انتقال شعارهاي مدني به جرياني انحرافي بدل گشت که هدفي جز براندازي نظام جمهوري اسلامي نداشت؛ اما آگاهي مردم از وجود نگرش ابزارمحورانه به آنها در هنگام برپايي تجمعات غيرقانوني، به تدريج اين اغتشاشات سياسي را کم رنگ نمود به گونه اي که در آخرين نمونه آن، تنها شاهد حضور هسته آشوبگري هستيم که همواره، به دنبال فراهم شدن بستري بودند تا عناد خود را با نظام اسلامي نمايان سازند. دقيقاً به همين مناسبت است که ميرحسين موسوي از گام نهادن در مسيري سخن مي گويد که «نقطه پايان» آن در «خانه ماندن و سکوت» نيست.

با اين حال، راه حل مشکلاتي که وي از وجود آنها سخن مي گويد نه در «تفسير روشن انديشانه» از قانون اساسي بلکه در درجه اول، اثبات پايبندي به روح آن است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 10:37  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

بالاخره دوستاني که شما را در حصار خيالاتتان محصور کرده اند، حاضر شدند حقيقتي را به سمع مبارک برسانند، و آن اينکه: هوا پس است مهندس... طرفداران فريب خورده و خرجي خورده ات دادشان درآمده که چرا سوپرمن سبز ما پيدايش نيست؟ مهندس خودي نشان بده و "چيزي" بگو.

و گفتي... آن‌هم از تريبوني که بويي از نام حضرت امام(ره) بر آن است و نشان دادي که ديو لجاجت همچنان بر دل و ذهن متوهم حضرتعالي خيمه افکنده است.

لذا مرا با همان لفاظي هايي که در خصوص "پذيرش همه‌ي افکار" گفتي بپذير و اميدوارم که دوروبري هاي پادشاه بي‌لباس سبزها، بگذارند تا اين متن ناقابل را با چشمان خويش رصد فرماييد.

 

گفتي که:

 

من احساس مي کنم تمايل قدرت براي مطلق کردن خود، در بخش هاي مختلف نظام يک فساد ساختار يافته، پيدا کرده است.

اين را تو مي‌گويي؟ تويي که مي شناختمت؟ تويي که هيچ مرجع قانوني را در اين کشور قبول نداشته اي جز شخص شخيص خودت؟ زهي خنده..زهي قهقهه!

 

گفتي که:

 

از نظر امام، وحدت بر اساس خويشاوندي سياسي طرح نمي شود. در وحدت مورد تاکيد امام، فاميل و دوست و آشنا به هم باج نمي دهند بلکه امام وحدت را به مولفه هاي منافع ملي و حيات طيبه نظام اسلامي بر مي گردانند.

 

يا للعجب؟ سن جنابعالي براي آلزايمر قدري جوان است جناب مهندس، والا گوينده‌ي اين سخن هماني نيست که از قبل دامادي لرستان و فرزندي آذربايجان در پي جمع کردن راي بود؟

 

گفتي که:

 

يکي از سئوال‌هايي که در انتخابات مطرح شد، اين بود که سيصد ميليارد دلار چه شده است؟

 

شما حتي ديوان محاسبات را هم قبول نداريد... شماهيچ‌کس را قبول نداريد، الا کساني که تو را ناجي ملت خواندند، دو سوال را جواب بده مهندس، اول آنکه، شما که هيچ‌کس را قبول نداريد، دولت‌تان را با چه کسي مي‌خواستيد اداره کنيد؟ نکند "فاتح" يکي از آنهاست که سال نکوي تو را با "رنگ کردن" ملت آغاز کرد. و يا با برادر همسرگرامي‌اتان که...

 

سوال بعد: شما که اين‌قدر نگران بيت المال هستي، زماني که وزير نفت هاشمي علناً اعلام کرد که 53 ميليارد دلار از پول نفت را به خزانه واريز نکرده ايم و به هيچ کس هم پاسخگو نخواهيم بود، کجا بوديد؟ يا سرتان به بوم نقاشي‌اتان گرم بود؟ همان وزيري را مي‌گويم که صندلي کنار دست‌تان در مجمع تشخيص مصلحت نشسته است. زماني که شيخ خودبزرگ بين اصلاحات براي توجيه زنداني کردن خانواده ي شهدا از امام خرج مي کرد و يا با پز اعلام کرد و مي‌کند که 300 ميليون از ماه تاباني چون شهرام جزايري گرفته و نوش جان هم به‌خودش مي‌گويد، زبان امام شناس و وحدت شناس شما کجا بود؟

 

بيدار شو مهندس قطار رفت.

 

گفتي که:

 

در زمان جنگ اگر فساد اقتصادي مطرح مي شد، سريع مورد توجه قرار مي‌گرفت. کوچک‌ترين فسادي، بزرگ ديده مي شد. اگر در سطح دولتي گفته مي شد که ده هزار دلار گم شده و تکليفش روشن نيست و مشخص نيست کجا هزينه شده، ممکن بود که منجر به سقوط دولت بشود. در حالي که الآن بحث ميلياردها دلار هست ولي هيچ‌کس حساسيت نشان نمي دهد.

 

از کي تا حالا "بحث" براي شما ميزان و ملاک اتهام قرار داده شده؟ اگر بنا بر "بحث" باشد، نظرتان چيست در اين خصوص که بين مردم "بحث" است که يک بنده خدايي که خودش را جزو نخبگان سياسي و مديريتي اين مرز و بوم مي داند، سه سال تمام با همسرش، چنان اختلاف داشته که از هم کاملا جدا زندگي مي کرده اند و درست در ايام انتخابات دهم، دستشان را هم چون دو دلداده در دست يکديگر قرار دادند تا مردم را رنگ کنند؟ منتظريم نظر شما را درباره اين "بحث" بشنويم، بالاخره شما هم عضوي دردآور از دگر عضوهاي روزگار ما هستيد و دوست داريم وارد "بحث" شويد.

 

وانگهي، حساسيت شما براي دلارهاي مملکت، اگر از روي صدق باشد، ممدوح است و پسنديده، اما اين تناقض بزرگ را که همچون کوهان شتر از زير لحاف سياست‌تان بيرون زده چه کنيم که 16 سال حکومت هم تيمي‌هايتان را نديده و نشنيده ايد! نه پرونده‌ي فاضل خداداد شما را ناراحت کرد، نه داستان مضحک شهردار ماکياول تهران و نه پرونده هاي نفتي و نوکياي وزير رفيق‌تان؟ و نه هزاران تراژدي مالي تلخي که در 16 سال حکومت سياه سکولارهاي تازه "سبز" شده رخ داده است؟

 

گفتي که:

 

هستند کساني که نان خود را از اين راه مي خورند. واقعا من نمي دانم دين و ايمان دارند يا نه. الان فضاي تهمت خيلي رواج دارد. ما افرادي داريم که اگر پرونده هايشان با نگاه امام گشوده شود، پرونده هاي بسيار آلوده اي دارند. اينها آمدند يک‌دفعه يک حرکت عظيم مردمي را مي گويند که به منافقين ارتباط دارند و...

 

شما که دين وايمان داريد، بفرماييد چرا به 24 ميليون نفر تهمت زديد که به شما راي داده اند؟ آري فضاي تهمت خيلي رواج دارد، درست فرموديد، اما به طرفداران‌تان بگوييد که بر اساس کدام ادله ادعاي پيروزي سر داديد؟ همه شنيدند که همان شب انتخابات، باد به غبغب انداخته و ندا در داديد که ناظران‌تان به شما گزارش داده اند که پيروزيد، اگر چنين بود پس، چرا فرداي آن روز صداي تقلب سر داديد و ضجه زديد که دليل اين است که ناظران مرا از سر صندوق‌ها بيرون کرده اند؟ جرأت داشته باشيد و همين يک تناقض سالوسانه را براي جوانان پاکدلي که فريب شما را خوردند، حل بفرماييد. بالاخره ناظران شما سر صندوق‌ها بودند يا نبودند؟

 

حرکت عظيم مردمي؟ فکر مي کنيد با انکار 24 ميليون نفري که مهر باطل بر پيشاني شما زدند، به آنها توهين نکرده ايد؟

 

گفتي که:

 

مصلحت کشور اين است که آن فضايي که به عنوان غيرخودي براي خود تعريف مي کنند، در کوچک‌ترين سطح و اندک‌ترين وجه ممکن باشد. اگر غير از اين باشد، بايد در رفتار خود شک کنيم. نمي شود که در کشور، هزاران هزار مدير برجسته اي که خدمت کرده اند، همه را کنار بگذاريم و به حاشيه ملحق بکنيم.

 

چه نيک فرمود که "و مکرو و مکرالله" چرا که در همين يک پاراگراف به وضوح و آشکارا اعتراف فرمودي که درد اصلي جنابعالي از کجاست؟ و حرف دل تو هيچ نيست مگر هماني که احمدي‌نژاددر سال 84 گفت و آن اينکه او پا به محدوده ممنوعه گذاشته است و دُم بسياري از ويژه‌خواران را قطع کرد. جناب موسوي کاش جوانان پاکدلي که فريب سياه بازي شما را خوردند، همين يک نکته را بخوبي درک مي‌کردند که شما و هم تيمي هايتان حاضر نيستيد "گردش قدرت" در کشور به دست مردم باشد و مافياي هزار توي آقايان همچنان بايد يکه تازميدان باشد. خدارا شکر که هوش شما و رفقايتان حداکثر در همين حد بود و هست که باز هم زندان رفته هاي ماکياول مآب از رده خارج را به معاون اولي خود بر مي گزينند تا مردم خيلي راحت‌تر حق را از باطل تشخيص دهند. خوشبختانه دهانه‌ي پرگار مديريت در دولت احمدي‌نژاد آنقدر باز است که جواني مي آيد و با لياقت تما وزير مي شود و با ليقات تمام هم جايش را به ديگري مي دهد و مي رود سرکلاس درس. اين يعني مردم‌سالاري ديني، يعني گردش قدرت، يعني مبارزه با جذام ليبرال دموکرات‌هاي رفقاي شما.

 

و مگر غير ازاين است که احمدي‌نژاد ما علي‌رغم مخالفت بيشتر همفکرانش کاري کرد که سکولارترين رفيق شما در هشت سال صدارتش نتوانست انجام دهد؟ و احمدي‌نژاد ترجيح داد به‌جاي مصافحه ودست دادن با زنان کشف حجاب شده ايتاليايي، صدارت وزرات بهداشت را به زني مؤمنه از فرزندان خميني بسپارد.

 

سؤالي دارم مهندس! شما واقعاً فرزندان و خانواده‌ي خويش را در صورتي "صاحب عزت" مي دانيد که شکم‌شان سير باشد؟

ناراحت نشويد برادر، اين همان حرفي است که معاون شيخ هفت تيرکش اصلاحات در فيلم انتخاباتي رفيق‌تان گفت.

ولي ما عزيز و مفتخر به مذهب شيعه علوي هستيم، هماني که حضرت امام در وصيت نامه‌اشان فرمودند. اگر به شما ورفقايتان باشد و استراتژي "عزتمند شکم سيري"، پس زبانم لال، حضرت امير(ع) و فاطمه‌ي کوثر(ع) با شکم غالباً گرسنه‌اي که داشتند، عزيز نبوده اند؟

 

برايم آن حديث معروف را نخوانيد که فرمود: وقتي فقر از يک در داخل شود، ايمان از در ديگر خارج مي شود! چرا که خواندن اين حديث زيبنده‌ي شما و همقطارانتان نيست، شهرداري که در پس پرده مي گويد فقرا بايد از در تهران بيرون بروند، چون فقيرند، حق خواندن چنين حديثي را ندارد و حق هم ندارد براي مردم روضه بخواند که عزت مردم در شکم سيري آنهاست.

 

آقاي مهندس عزت مردم دراين است که کسي را که 20 سال در گوشه‌اي خزيده و در برابر هزاران کوتاهي و خيانت به مردم دم برنياورده، سکوت کرده و اکنون به‌ياد ملت افتاده است، از صحنه سياست اخراج کنند که کردند.

 

گفتي که:

 

به نفع کشور ما است که بر سر يک امر مهم و بنيادي به‌نام قانون اساسي اجماع کنيم. ممکن است بنده و شما عقايد متفرع و مختلفي داشته باشيم ولي لازم است که بر همين قانون اجماع بکنيم و مشکلات را حل کنيم و از اين تفرق بيرون آييم و اصلاحات خوبي را در کشور انجام بدهيم.

 

راستش را بخواهيد، اين روزها وقتي کسي که براي چنگ زدن به قدرت و تماميت خواهي خويش به همراه دوستان رنگ آميزش، نه از رنگ کاري مردم ابا دارد و نه از خرج امام و احکام او شرم مي کند، نه از آتش زدن مساجد ابا دارند و با يک تنه محق خواندن خويش از به مسلخ بردن قانون نيز خجالت نمي کشد... حرف از اجماع بر قانون اساسي مي‌زند، بدترين احساسات به شنونده دست مي دهد.

 

مهندس، من نوعي رفتم رأي دادم و به خانه برگشتم، همين!

اما طرفداران متمدن شما خواب را در چارديواري‌مان، بر ما حرام کردند، وقتي مي‌ديدند بر پشت بام‌هاي تهران، کسي آنها را و بي‌بي‌سي فارسي و صداي امريکا را در الله اکبرهايشان همراهي نمي‌کند، سر خود را به درون راهروهاي منازل مانند شترهاي افسارگسيخته خم کرده و با "ميرحسين، ميرحسين" مشمئز کننده‌ي خود سعي در حقنه کردن نام متفرعنِ قانون شکن‌ترين دولت‌مرد اين سرزمين، به گوش خانواده‌ي بي پناه ما داشتند. چرا؟ فقط به اين دليل که ما 24 ميليون نفر نجيبانه رأي داديم و سکوت کرديم و دم نزديم. همين!

خدا ميداند که شب‌هاي بسياري را تمامي اهل مجتمع ۲۰واحدي ما و مجتمع‌هاي ديگر خواب نداشتند، آن‌هم فقط و فقط به‌خاطر حنجره دراني عَمال اغتشاشگرِ شما.

مهندس اگر دين وايمان داريد، درآخرت شما را خواهيم ديد، روزي که يوم تبلي السرائرش ناميده اند.

 

گفتي که:

 

ما دچار کرختي اساسي جذام‌وار شده ايم. وقتي مي بينيم افرادي که براي نظام دل مي سوزانند و چيزي از نظام نمي خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسي و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاکي قرار مي دهيم و حتي مثلاً به آقاي کروبي حمله فيزيکي مي کنيم، بايد بدانيم که يک کرختي اساسي پيدا کرده ايم.

 

مهندس، کرختي جذام‌وار را خوب فرمودي، ليک سوراخ دعا گم کرده اي!

ما فرزندان ولايت معتقد بوده و هستيم که طي سال‌هاي پس از جنگ، کرختي جذام‌وار، بسياري از مسئولان و نخبگان نظام را آرام آرام چنان خورد و نابود کرد که اگر لطف خدا و عنايت حضرت حجت(عج) و يد با کفايت امام خامنه‌اي نبود، جذام زشت سکولارهاي خودفروخته، کشور را به ناکجا آباد مي برد. جذامي که سروش را به يک جذامي تمام عيار تبديل کرد، جذامي که براي سرپوش گذاشتن بر قتل‌هاي زنجيره اي کرد، آنچه نبايد مي‌کرد، جذامي که به شيخ مهدي اجازه داد تا با گستاخي تمام آبروي نظام و مردم را نيز فداي دلارهاي حاجي جباري خويش نمايد، جذامي که قوه قضاييه را سال‌هاست که همچون کبوتر تيرخورده به بال، زمين گير کرده است، جذامي که به شما اجازه داد تا با داشتن مدرک فوق ليسانس به کواکبيان دکترا دهيد، جذامي که به شما اجازه داد تا سال‌هاي سال بر در اتاق‌تان حک کنيد: دکتر ميرحسين موسوي.

 

جناب موسوي از جذام سياسي سخن نگوييد که حال ملت به‌هم مي خورد برادر.

 

اما بسيار مايلم شما را يک‌بار ديگر در برابر آينه قرار دهم:

 

مگر نه اين است که شما مهندس هستيد؟ مگر نه اين است که شما نيز دو واحد درسي به‌نام آمار احتمالات پاس فرموده ايد؟

 

مانند هزاران دانشجوي مهندسي اين مملکت! آيا از اين درس نياموخته ايد که وقتي شوراي نگهبان به شما گفت که تشريف بياوريد و برابر قانون (همان "چيزي" که ادعاي دردش را داريد) 10 درصد صندوق ها را بازبيني بفرماييد؟ آنهم به اختيار خودتان؟ اگر ادعاي شنيع تقلب توسط حضرتعالي صحت داشت، با توکل به خدا و اتکاء به درس آمار و احتمالاتي که خوانده بوديد، حتماً و حتماً به يک ميليون و يکصد هزار آمار تقلب دست مي يافتيد؟

چرا نرفتيد و پاي علم خودتان قرص و محکم نايستاديد؟ نکند به علم شخصي خودتان هم شک داريد؟

آري شک داريد... شما به همه "چيز" شک داريد... و شک يکي از دريچه هاي نفوذ ابليس است.

 

بيدار شو مهندس قطار رفت.

 ا.بیاتانی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آبان 1388ساعت 15:40  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

۱- تلاش سبزها برای حذف مرگ بر آمریکا(نمونه ای از پوسترهایی که در دست سبزها بود) 

 

توضیح : منظور لزوم حذف شدن یا نشدن شعار مرگ بر آمریکا نیست قصد بنده مطابقت پیرو خط امام بودن سبزها در شعار و واقعیت است.!!!

 

2- تصاویری از بیشمار بودن سبزها در روز سیزده آبان!!!!

 

 

بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:46  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
برغم تحركات رسانه هاي غربي ديروز راهپيمايي 13آبان در تهران باشكوه تر از سالهاي پيش و با حضور انبوه مردم برگزار شد و جريان فتنه گر موسوم به جنبش سبز كه به زحمت جمعيت آنها از چند صد نفر تجاوز مي كرد، در اجراي تمامي فتنه هاي برنامه ريزي شده خود ناكام ماند؛ به طوري كه بسياري از تحليلگران عقيده دارند آمريكا ديروز آخرين اميدهاي خود را هم از دست داد.
گروههاي شركت كننده در راهپيمايي باشكوه 13آبان با سر دادن شعارهاي «خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست»، «مرگ بر منافق» و... مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني را در برابر لانه جاسوسي برگزار كردند.
در اين مراسم غلامعلي حداد عادل، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس روز 13آبان را يادآور مفهوم «استقلال» خواند و تاكيد كرد: مردم در دوران قاجار و پهلوي ها مي دانستند كه استقلال كشور مخدوش شده است. مردم به ويژه نسل حاضر در انقلاب، دخالت مالكانه آمريكا را از 28مرداد 32 تا 22بهمن 57 در حافظه داشتند. نمونه بارز دخالت آمريكا در استقلال ايران احياي كاپيتولاسيون يا حذف مسئوليت كنسولي بود.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، با تاكيد بر اين كه آمريكا در پيروزي انقلاب بيش از هر چيز از مردم سالاري ديني وحشت داشت، گفت: اين وحشت در انتخابات 22 خردادماه 88 قابل مشاهده است. وقتي 40ميليون نفر با 85 درصد مشاركت پاي صندوق ها حاضر شدند، وقتي مردم با آن نظم، شور و آزادي مدني انتخابات را برگزار كردند زنگ خطر براي آمريكا به صدا درآمد.
وي تاكيد كرد: آمريكا از الگو شدن مردم سالاري ديني ايران وحشت دارد به همين دليل موضوع تقلب در انتخابات را دامن زد و شيريني حضور باشكوه و انبوه مردم را در كام آنان تلخ كرد و از افرادي كه ادعا كردند در انتخابات تقلب شده حمايت كرد.
حداد عادل افزود: كساني بودند كه در عصر روز انتخابات اعلام كردند پيروز شدند و فرداي انتخابات گفتند در انتخابات تقلب شده است. اين افراد كساني بودند كه نه براي پيروزي و نه براي تقلب دليلي مطرح نكردند.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، تاكيد كرد: آن كسي كه از آرا صيانت كرد و در برابر سايت ها و پايگاههاي اينترنتي ايستادگي و حمايت كرد مقام معظم رهبري بود. مقام معظم رهبري مثل هميشه و همانند امام(ره) از آراي مردم حمايت كردند. سخن منطقي و صريح رهبري اين بود كه دلايل تقلب را از راههاي قانوني دنبال كنيد. ايشان تاكيد كردند جمهوري اسلامي اهل تقلب نيست و از سران فتنه خواستند اردوكشي هاي خياباني متوقف شود اما آنان توجه نكرده و هم سويي با بيگانگان را ادامه دادند.
وي اظهار كرد: امروز نيز بيانيه مي دهند ولي از تسخير لانه جاسوسي سخني به ميان نمي آورند و اين حيرت آور است كه كسي از 13آبان سخن بگويد ولي از اين واقعه مهم سخني نگويد. اين بيانيه كه سخني از ظلم و ستم آمريكا در قبل و بعد از انقلاب به ميان نياورده به مذاق آمريكا خوش آمده و از شبكه هاي آمريكايي پخش مي شود. اين آقايان جواب ايثارگران، شهدا و جانبازان را چگونه مي دهند؟ فرداي قيامت آنها پاسخ امام(ره) را چگونه خواهند داد؟
حداد عادل افزود: اين هايي كه دم از امام(ره) مي زدند و مي زنند جواب فرزندان امام(ره) يعني دانش آموزان و دانشجويان را چه خواهند داد؟ اينان بايد پاسخ دهند كه دشمنان ايران بيشتر خوشحال شدند يا ملت ايران و عجيب اين است كه افرادي براي سازش در مجلس ششم تلاش مي كردند امروز در مسئله هسته اي اظهار نگراني و دلسوزي مي كنند و در واقع مي خواهند خود را در اين باره نگران نشان دهند.
آمريكا دشمن شماره يك
ملت ايران و مظلومان جهان
همچنين شركت كنندگان در مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني طي قطعنامه اي وحدت و وفاق ملي تنها بر محوريت ولايت فقيه را در عبور از توطئه هاي نظام استكبار كارآمد دانستند.
راهپيمايان روز سيزدهم آبان در قطعنامه خود تاكيد كردند كه تا هنگامي كه آمريكا مداخله در امور داخلي ايران را همچنان سرلوحه سياست خارجي خود مي داند و از هرگونه توطئه عليه اسلام و انقلاب فروگذار نمي نمايد هيچ گونه مذاكره و رابطه اي را به رسميت نمي شناسيم بلكه آمريكا را همچنان دشمن شماره يك ملت ايران و مظلومان جهان مي دانيم.
در بخش ديگري از اين قطعنامه آمده است: ملت بزرگ ايران حماسه آفريني در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم را كه مشاركت سياسي بي نظير در جهان محسوب مي گردد، افتخار ملي دانسته و هرگونه رفتار، موضع گيري و اقدامي را كه پايه هاي جمهوريت و اسلاميت نظام را زير سؤال ببرد و دشمنان قسم خورده ملت را شاد نمايد به شدت محكوم نموده و به فرموده رهبر فرزانه انقلاب، «آمريكايي ها به برخي مسائل و غائله هاي بعد از انتخابات دل خوش نكنند زيرا جمهوري اسلامي ايران عميق تر و ريشه دارتر از اين حرف ها است و نظام اسلامي بر حوادث بسيار سخت تر از اين مسائل هم فائق آمده است» و لذا اين فرموده رهبري موضع قاطع ملت ايران است.
مرگ جنبش سبز آمريكايي
با وجود برنامه ريزي چند هفته اي و گسترده داخلي و خارجي، تمامي طراحي هاي آشوبگران و اربابان خارجي آنها در روز 13 آبان ناكام ماند به گونه اي كه عملا مي توان گفت جنبش سبز آمريكايي در ايران اكنون كاملا مرده است.
روز گذشته و در حالي كه رسانه هاي وابسته به جريان فتنه گر در فضاي اينترنت و همچنين شبكه هاي ماهواره اي مانند بي بي سي فارسي و تلويزيون صداي آمريكا بيش از 15 روز است مردم تهران و ديگر شهرهاي بزرگ ايران را براي پيوستن به آشوب ها در روز 13 آبان تحريك مي كنند، مجموعه تحركات آشوبگران با بي اعتنايي كامل مردم مواجه شد و با بي آبرويي كامل ناكام ماند.
آشوبگران از چند روز قبل برنامه ريزي هاي مفصلي براي روز 13 آبان انجام داده بودند تا شايد بتوانند ماهيت ضد آمريكايي و ضد استكباري اين روز را تحت تاثير قرار بدهند و آن را به فرصتي براي فتنه گري در شهرهاي بزرگ تبديل كنند. اولين برنامه آشوبگران كه حمايت افرادي مانند مهدي كروبي و ميرحسين موسوي را هم با خود داشت اين بود كه به جاي سفارت امريكا تجمعي روبروي سفارت روسيه ترتيب بدهند. اين اقدام كه به فرموده امام راحل (ره) هدفي جز به فراموشي سپرده شدن شعار مرگ بر امريكا ندارد ديروز به طور كامل ناكام ماند و هيچ تجمعي جلوي سفارت روسيه برگزار نشد. برخي از شنيده هاي خبرنگار كيهان حاكي از آن است كه آشوبگران با اين استدلال كه «نبايد روابط خود را با قدرت هاي بزرگ خراب كنند» از تجمع جلوي سفارت روسيه منصرف شده اند! سازمان مجاهدين هم روز سه شنبه از آشوبگران خواسته بود جلوي هيچ سفارتخانه خارجي تجمع نكنند.
مهم ترين فاز برنامه جريان آشوبگر اما اين بود كه به ناآرامي روز 13 آبان ماهيت دانشجويي ببخشد تا بعدا نيز بتواند از تبعات آن در محيط دانشگاه ها تا روز 16 آذر بهره برداري نمايد. به همين منظور برنامه آشوبگران اين بود كه از مبدا دانشگاه هاي تهران و اميركبير به سمت ميدان هفت تير راهپيمايي هايي ترتيب بدهند. اين پروژه هم روز گذشته مطلقا مجال اجرا نيافت. ديروز با وجود اينكه با تصميم حراست هاي دانشگاه هاي تهران و اميركبير درهاي اين دو دانشگاه كاملا باز بود هيچ دانشجويي از اين دو دانشگاه خارج نشد و لذا راهپيمايي مورد نظر آشوبگران به هيچ وجه شكل نگرفت.
به اين ترتيب، آشوبگران كه نتوانسته بودند جمعيتي بيش از چند صد نفر بسيج كنند، محل تمركز خود را ميدان هفت تير قرار دادند. به فاصله كمتر از چند ساعت از حضور اين عده در ميدان هفت تير كه با درگيري هاي پراكنده با نيروي انتظامي همراه بود مردم انقلابي تجمع كننده روبروي لانه جاسوسي آمريكا كه تعداد آنها اين بار بيش از 3 برابر سال هاي گذشته تخمين زده مي شد به سوي ميدان هفت تير سرازير شدند و در زماني كمتر از چند دقيقه و با فرار دستجمعي آشوبگران ميدان هفت تير به تسخير تظاهركنندگان انقلابي درآمد.
پس از اين حادثه، آشوبگران كه به شدت از مواجهه با خيل راهپيمايان انقلابي پرهيز مي كردند به خيابان هاي مطهري، بهشتي و چند خيابان مابين آنها گريختند و در آن خيابان ها هم كاري بيش از آتش زدن سطل هاي آشغال وسنگ پراكني به جانب مردم از آنها برنيامد. تهران از حدود ساعت 4 بعد از ظهر ديروز كاملا آرام بود و جريان آشوبگرا كه ليدرهاي اصلي آنها شناسايي و دستگير شده اند، يكي از سهمگين ترين ضربه هاي چند ماه گذشته را دريافت كرد. 13 آبان كه روز اشغال جاسوسخانه آمريكا در تهران است، به روز زوال جاسوسان خياباني آمريكا هم تبديل شد
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:14  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رنگ سبز كه در فرهنگ ايراني- اسلامي نمادي مقدس و معنوي به شمار مي رود، در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري از سوي اقليتي قانون گريز و اغتشاشگر مي رفت تا به نقابي براي پوشاندن مقاصد سياه تبديل شود اما ديروز جوانان انقلابي ايران زمين، در راهپيمايي پرشكوه 13 آبان اميد دشمنان را به يأس مبدل كردند.
هزاران تن از دانش آموزان و دانشجويان غيور با پوشيدن لباس و بستن سربندهاي سبز كه مزين به اذكار «يا مهدي ادركني»، «يا زهرا»، «عاشقان شهادت» و... بود شعارهايي همچون «سبز فقط سبز نبي» را در حمايت از «جنبش سبز علوي» سردادند. اين جوانان كه عكس هايي از شهيد همت و باكري را نيز در دست داشتند، نسبت به سوءاستفاده اندكي اغتشاشگر از اعتقادات ديني ملت ايران هشدار دادند.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در پاسخ به اين سؤال شيطنت آميز خبرنگار آلماني كه پرسيد روي يك ديوار نوشته شده 13آبان روزي سبز است، تاكيد كرد: رنگ سبز متعلق به ائمه اطهار(ع) است و هيچ كس حق ندارد از آن سوءاستفاده كند.
علاءالدين بروجردي گفت: امروز جنبش سبز علوي نيز براي مقابله با سوءاستفاده ها شكل گرفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:14  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
سايت ها و رسانه هاي وابسته به ضدانقلاب ديروز براي ساعت ها «هنگ» كردند!
اين رسانه ها كه به ويژه طي چند روز اخير بر شدت فعاليت هاي خود افزوده بودند و از مخاطبان دعوت مي كردند تا از تظاهرات ميليوني! ضدانقلابي در روز 13آبان جا نمانند، ديروز در مواجهه با تركيدن حباب تحليل ها و خبرهاي خود تا ساعاتي در حالت شوك و كما به سر بردند به نحوي كه برخي از آنها حتي تا ساعت 7 و 6 ديشب نيز از انتشار خبري درباره وعده قبلي خود خودداري كردند.
استقبال گرم و جانانه مردمي از تظاهرات ضدآمريكايي و ضداستكباري يوم الله 13آبان و در عين حال بي اعتنايي عمومي به دعوت ضدانقلاب،علت اصلي «هنگ»كردن سايت هاي ضدانقلاب بود. برخي از اين سايت ها و رسانه ها نيز براي خالي نبودن عريضه، از تصاوير آرشيوي تجمعات چند روز پس از انتخابات استفاده كردند تا برخي از مخاطبان ساده دل خود را فريب دهند.
اين رسانه ها روي دعوت كروبي و موسوي براي تجمعي در روز 13 آبان سرمايه گذاري كرده بودند و اين در حالي بود كه دعوت مذكور از آن جهت كه در تناقض و تعارض با مناسبت روز ملي مبارزه با استكبار بود، از ابتدا بي معنا به نظر مي رسيد ضمن اينكه سران اغتشاش با توجه به آبروريزي روز قدس در سر دادن شعارهاي اسرائيل پسند و آمريكايي، اين بار نسبت به تكرار شعارهاي تندي كه ماهيت آنان را نشان دهد، ابراز نگراني كرده بودند.به همين دليل هم معلوم نبود اگر كسي در دعوت آنها شركت كند بالاخره بايد به وظيفه خود عمل كند و به نفع آمريكا و بر عليه جمهوري اسلامي شعار دهد يا ساكت بماند.
بنابر گزارش هاي دريافتي فتنه سبز اين بار با ريزش به مراتب بيشتري نسبت به تجمع حاشيه اي روز قدس مواجه شده بود و به نسبت آن تجمع يك ماه و نيم پيش، تجمع چند ده نفره- و در يكي دو مورد حداكثر چند صدنفره- ديروز از انزواي بيشتر سران فتنه در ميان مردم حكايت مي كرد.
جريان رسانه اي ضد انقلاب از سايت رسمي وابسته به دولت هاي آمريكا و انگليس و فرانسه و آلمان تا سايت ها و رسانه هايي كه با كمك مالي و سياستگذاري دستگاه هاي اطلاعاتي و ديپلماتيك غربي توسط عناصر ضدانقلاب ايراني فعاليت مي كنند،طي يك ماه گذشته سرمايه گذاري كم سابقه اي روي راهپيمايي روز 13آبان كرده و براساس بافته هاي خود به اين توهم رسيده بودند كه جمعيتي چند ده ميليوني آنان را همراهي خواهد كرد. مروري بر دعوت ها و تحليل ها و گزارش هاي سايت هاي آشوب طلبي نظير موج سبز،جرس، روزنت، راديو زمانه،گويا نيوز، صداي آمريكا،بي بي سي، راديو فردا و... ده ها رسانه از اين دست نشان مي دهد كه آنها بارها بر تكرار راهپيمايي هاي ميليوني و تمام كردن كار جمهوري اسلامي در 13آبان (!!) تاكيد كرده بودند و با توجه به تكرار اين به اصطلاح تبليغات القايي و جنگ رواني، بيش از گذشته نزد مخاطبان خود،تبديل به عنوان چوپان دروغگو معرفي شده اند. در عين حال تعبير چند ميليون شايد غلط نباشد اگر اين رقم را به عنوان آماري از تعداد گزارش ها و خبرهاي دروغ همين رسانه ها در نظر بگيريم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:13  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
سایت اینترنتی حامی هاشمی در گزارشی با استناد به سخنان 30 سال گذشته دکتر احمدی نژاد، در صدد آن بر آمد تا به برنامه ریزی برخی رسانه های اپوزسیون برای حمله به سفارت روسیه در روز 13 آبان مشروعیت دهد.

به گزارش شبکه ایران، در حالی که رسانه‌های اپوزسیون از مدت‌ها قبل تلاش گسترده‌ای برای منحرف کردن شعارهای مردمی علیه "شیطان بزرگ" در روز 13 آبان و هدایت کردن آن‌ها علیه کشور "روسیه" را در دستور کار خود قرار داده‌اند، سایت اینترنتی حامی خانواده هاشمی رفسنجانی به کمک این رسانه‌ها شتافت.

این سایت اینترنتی در گزارشی به تشریح ماجرای تسخیر لانه جاسوسی پرداخت و بر آن شد تا با استناد به سخنان 30 سال گذشته دکتر احمدی نژاد، به طراحی شعارها علیه "روسیه" و تجمع در مقابل سفارت این کشور مشروعیت دهد.

در این گزارش آمده است: هنگامی که پیشنهاد تسخیر لانه جاسوسی در دفتر تازه تاسیس تحکیم وحدت در سال 58 مطرح شد، محمود احمدی نژاد با آن مخالفت کرده و گفته است که تسخیر سفارت شوروی بر تسخیر سفارت آمریکا ارجح است.

اگرچه در گزارش مذکور مصداقی برای آنچه که این رسانه "مخالفت احمدی نژاد با تسخیر لانه جاسوسی" نامیده به چشم نمی خورد و آنچه نقل شده تنها اولویت دادن به مخالفت با شوروی به عنوان یک رزیم الحادی است، با این حال، این استدلال هنگامی "غیر منطقی" می نماید که به موقعیت "شوروی" در آن زمان به عنوان یکی از دو ابرقدرت دنیا توجه کنیم.

در سال 1358 "شوروی"، کشوری کمونیستی و یکی از دو ابرقدرت دنیا بوده که ملت ایران در شعارهای انقلابی خود، با تکرار جمله "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" از آن برائت می جستند.

این درحالیست که جمعیت چندهزار نفری سبزها در جریان روز قدس،با هدف کمرنگ کردن شعار "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل"، به جای "شوروی" که حدود بیست سال پیش از روی نقشه ها محو شده ، علیه "روسیه" شعار می دادند.

آنان همچنین در این تجمع به جای "جمهوری اسلامی" که اصلی ترین شعار مردم و امام راحل(ره) در جریان انقلاب بود، به تکرار شعار "جمهوری ایرانی" پرداختند.

با این حال این سایت ترجیح داد تا حمایت از این شعارهای انحرافی را با تمسک به مخالفت سی سال پیش احمدی نژاد با شوروی که برگرفته از شعارهای مردم علیه شرق و غرب بوده، به انجام برساند.

برنامه های سبزها و حامیان رسانه ای آنها برای اغتشاش در راهپیمایی ضد آمریکایی 13 آبان به دنبال آن مطرح می شود که میرحسین موسوی در بیانیه آخر خود به مناسبت 13 آبان حاضر به اعلام برائت از سیاست های سلطه طلبانه آمریکا نشد.

گفته می شود که پس از رپرتاژهای رسانه های خارجی برای "راهپیمایی آمریکایی" روز 13 آبان، ستادهای داخلی آنان هم برای توجیه و دعوت از آشوب‌گران وارد عمل شده اند
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:19  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
دیدار نخبگان با رهبر انقلاب فرصتی بود تا ایشان پای ناگفته ها را به میان بکشند و از حرف هایی بگویند که باقی است و حقایقی که دیر یا زود بر همگان آشکار خواهد شد. بیانات ایشان در عین حال دست ردّی بود بر سلسله تحلیل هایی که با اصلی کردن مسائل فرعیِ بعد از انتخابات می کوشید تا جای متهم و شاکی را عوض کند و به نوعی تبرئه مجرمان اصلی یا همان کسانی را که اصل انتخابات را زیر سوال برده بودند، نتیجه بگیرد. این تحلیل ها البته در دو سوی میدان سیاسی کشور و با شاکله های متفاوت حضور و بروز داشت. اگر قرار است مسائل اصلی و فرعی جایگاه خود بازیابند، باید نخست منشأ خلط مبحث ها و واژگونی در برآورد حقایق را یافت. باید پرسید چه جنس تحلیل هایی جای مسئله اصلی و فرعی را عوض کرد؟

آنچه در جبهه اصلاحات و بازندگان رقابت انتخاباتی از یک سو و در تحلیل های برون مرزی از سوی دیگر رقم خورد، برجسته کردن مسائلی بود که از بازی آغاز شده بعد از انتخابات منتج می شد؛ مسائلی که اصالت ذاتی نداشت و معلول اتفاقاتی دیگر بود، اما کم کم نقش محوری را در تحلیل ها بازی کرد. این جنس تحلیل ها هیچ گاه ماجرا را از آغاز و کامل و تمام نمی دید. نمی پرسید بازی چرا و چگونه و با کدام سند و مدرک آغاز شد؛ بلکه از حواشی و تبعات شروع بازی سوال می کرد و کهریزک و درگیری های خیابانی را مورد بحث قرار می داد.

انتخابات دهم با بالاترین حجم ناظر انتخاباتی از سوی کاندیدای شکست خورده انتخابات برگزار شده بود و برای اولین بار در طول تاریخ انتخابات ایران، آمار انتخاباتی هم به صورت صندوق به صندوق در اختیار عموم قرار گرفته بود. در این میان اما داعیه داران بحث "تقلب گسترده" از ارائه فهرستی حداقلی از صندوق های مورد نظر خود ناتوان ماندند. این ناکامی در توجیه علت جنجال سازی های بعد از انتخابات اما با طرح عناوینی جدید و برجسته کردن حاشیه های ماجرا جبران شد و به این ترتیب در این قضاوت اصلاح طلبانه و برون مرزانه از انتخابات و وقایع بعد از آن، کهریزک و برخوردهای خیابانی که نتیجه بی قانونی خود اصلاح طلبان بود، جای موضوع اصلی را گرفت.

این همه در حالی بود که در همان روزهای اول رهبر انقلاب تاکید کرده بودند:«اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند

با این همه تداوم روند قانون گریزی ها حاشیه هایی را برای انتخابات آفرید. حاشیه هایی که از یک سو موجبات نگرانی سایر کشورهای مسلمان را فراهم می کرد و از سوی دیگر فرصت مناسبی بود برای خارج نشینانی که منتظر بهره برداری از مسائل داخلی ایران هستند. و اصلاحات هم ناگذیر برای فرار از پاسخگویی نسبت به مدعای خود، به برجسته کردن همین حاشیه ها پناه برد. در واقع منشأ ارائه این برآورد از مسائل انتخابات و بعد از آن، فرار اصلاحات از پاسخگویی بود و بروز آن هم تحلیل هایی که علت های اصلی را از ماجرا فاکتور می گرفت. طبیعتا در مواجهه استدلالی با این جنس تحلیل ها باید به مبدأ وقایع رجعت کرد.

اما اصلاح طلبان و خارج نشینان تنها کسانی نبودند که جای مسائل فرعی و اصلی را تحلیل ها عوض کردند. برخی در جریان اصولگرایی هم از سر دلسوزی بابی را گشودند که همان نتیجه را به دنبال داشت.

رهبر انقلاب از برنامه ریزی های قبلی برای اغتشاش خبر می دادند. ایشان حتی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان با اشاره به رییس مجلس خبرگان تصریح کردند:«من به ايشان همين را عرض كردم؛ گفتم اينها برنامه‌‌ريزى شده بود. ايشان گفتند: قطعاً. يعنى همه اين را ميفهمند كه اين كار برنامه‌‌ريزى شده بوده و اين يك كار دفعى نبود كه بخواهيم بگوئيم يك چيزى پيش آمده. مثلاً دفعتاً كسى بلند شد حرفى زد؛ نه، اين كار برنامه‌‌ريزى شده بود؛ از يك مركزى هدايت مي‌شد. خوب، شكست خوردند ديگر...»

اما در عین حال برخی اصولگرایان توطئه ای که از آن سخن به میان آمد را به دلخوری های انتخاباتی تقلیل دادند و کوشیدند تا احمدی نژاد و موسوی را در ردیف هم و جزو متهمان وقایع بعد از انتخابات بنشانند! این تحلیل غلط از یک سو توسط افرادی نظیر علی مطهری دنبال می شد و از سوی دیگر برخی منابع خبری وابسته به احمد توکلی هم همین خط سیر را دنبال می کردند. علی مطهری تا آنجا پیش رفت که رسما احمدی نژاد را هم عامل فتنه نامید و خواستار عذرخواهی همزمان او و موسوی شد!

غفلت از واقعیت های انتخابات بود که این جنس تحلیل را موجب می شد. بانیان این تحلیل مواضع هتاکانه نسبت به رییس جمهور قانونی کشور را نمی دیدند. از اینکه چه گروهی با اتهام زنی و افترا و فحاشی وارد فضای انتخاباتی شد، سخنی نمی گفتند و تنها یک یا دو مقطع کوتاه از بازه زمانی انتخابات را مورد استناد خود قرار می دادند. اینان هم در جستجوی علت های اصلی نبودند.

در همان بازه زمانی قبل از انتخابات و در حالی که احمدی نژاد طبق اصول قانون اساسی و دموکراسی رییس جمهور قانونی کشور به شمار می آمد، بدترین توهین ها از سوی اصلاح طلبان و رسانه های خبری کاندایداهای رقیب نثار او شد. بی شرمی تا آنجا ادامه یافت که در فقدان حضور موثر مدعی العموم، دولت و رییس جمهور را دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، دروغگو، رمّال، عبوس، هتاک و... لقب دادند. اینها همه و همه مواردی است که در تاریخ انتخابات دهم ثبت شده است و تمامی مستندات آن در آرشیو سایت قلم وابسته به میرحسین موسوی موجود است.

در واقع حتی اگر کسی می خواست انتخابات را به شیوه این طیف از اصولگرایان و بدون در نظر گرفتن سایر واقعیت ها تحلیل کند، باز هم به خاطر وجود همین دست از شواهد نمی توانست احمدی نژاد را در کنار کسی چون موسوی و هواداران او بنشاند و عامل فتنه لقب دهد! اما متاسفانه بخشی از به اصطلاح اصولگرایان با قرائت کاریکاتوری از وقایع انتخابات چنین نتیجه گرفتند و همه آنچه گذشته است را ندیدند.

در این تحلیل هم جای مسائل اصلی با مسائل فرعی عوض شد. مجرمان انتخابات دلسوزانی لقب گرفتند که سرمایه کشورند و باید با رأفت با آنها سخن گفت و دست دوستی به سویشان دراز کرد تا وحدت ملی محقق شود. این تحلیل کودکانه ای بود که به هیچ وجه با مواضع صریح رهبر انقلاب در برخورد با قانون شکنان نسبتی نداشت. چگونه می شد با مجرمانی وحدت کرد که نه به ولایت فقیه التزامی دارند و نه قانون اساسی را در عمل ارج می نهند؟ منشأ این نوع قضاوت چنان که گفته شد، نگاه کاریکاتوری به تاریخ و آنچه گذشته است، بود و نتیجه آن تحلیل های کودکانه ای که احمدی نژاد را عامل فتنه می نامید.

شاید اگر بصیرت رفیق راه جریانات سیاسی می بود و حب و بغض ها بر تحلیل ها سایه نمی افکند، شرایط بهتری ایجاد می شد. این دست تحلیل ها و یا سکوت کسانی که می بایست فریاد می زدند و از حق انتخاب مردم و جایگاه انقلاب دفاع می کردند، نوعی کمک به فتنه بود. چه آنکه رهبر انقلاب هم با اشاره به ماجرای جنگ صفین فرمودند:«گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند.» اکنون باید پذیرفت برخی اصولگرایان و برخی رسانه ها در شناخت مسائل اصلی اشتباه کردند و راه را به بیراهه سپردند
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:12  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
تحليل عقب‌نشيني ميرحسين موسوي از مواضع چند ماه اخير خود بويژه عدول از موضع ادعاي تقلب در انتخابات اخير رياست‌جمهوري که اين روز‌ها مورد بحث و تدقيق محافل سياسي کشور شده است، با بيانيه روز گذشته وي تقويت شده، به گونه‌اي که اينک اطرافيان موسوي نيز از عدم تمايل وي به پيگيري طرح ادعاي تقلب آگاه شده‌‌اند.

اتخاذ رويه برجسته‌سازي فرع و حاشيه به جاي پرداختن به اصل و متن حوادث اخير، طي يک ماه اخير از سوي موسوي شدت يافته است و وي از هر فرصت و رخدادي استفاده مي‌کند تا ضمن استتار واقعيات و ريشه حوادث پس از انتخابات، توجه اطرافيان خود را معطوف به موضوعات انحرافي کند. در اين راستا موسوي اخيرا در چند نوبت نسبت به موضوع هسته‌اي و روند مذاکرات ايران و 1+5 موضع‌گيري کرده و خواستار توجه اطرافيانش به اين موضوع شده است اما اين تصميم موسوي در حالي است که متأسفانه وي در تحليل ديپلماسي هسته‌اي دولت احمدي‌نژاد نه‌تنها جانب انصاف را نمي‌گيرد که تحليلي بسيار ابتدايي و به دور از فهم واقعيات موضوع هسته‌اي ايران ارائه مي‌دهد. پس از اظهارات طنزگونه موسوي در ديدار با مهدي کروبي که وي مدعي به تاراج رفتن حق هسته‌اي ايران شده بود،‌اين کانديداي ناراضي انتخابات رياست‌جمهوري،‌ روز گذشته نيز اين موضع را تکرار کرد. وي در شرح اين ادعا، دلايل بسيار عجيبي ارائه كرد: «همان وقتي که آنان مناسبات بين‌المللي کشور را به اغراض تبليغاتي آلوده کردند و از خردورزي و متانت کناره گرفتند مي‌شد حدس زد که بزودي مصالح بلندمدت مردم را به هيچ معامله خواهند کرد. 16 سال پيش از اين تهيه سوخت براي تأسيسات هسته‌اي تهران امري بود که نه مسؤولان و نه رسانه‌ها انجام آن را يک خبر مهم تلقي نمي‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعاليت‌هاي هسته‌اي کشور که اين همه جاروجنجال به خود ديده و چندين تحريم براي ملت به همراه آورده است، گويا بايد براي تأمين همين نياز ساده تحويل کشور‌هاي ديگر شود، شايد بعد‌ها لطف کنند و اندکي سوخت در اختيار ما بگذارند. آيا اين يک پيروزي است؟ يا يک تقلب آشکار که چنين تصميمي فتح‌المبين ناميده شود؟» از آنجا که اين نحوه استدلال موسوي با عرض پوزش، کم‌ترين بهره‌اي از برهان و منطق نبرده است لذا مي‌توان به سادگي آن را به نقد کشيد.

1- آقاي موسوي مدعي شده 16 سال پيش تهيه سوخت براي رآکتور تهران براي مسؤولان ـ دوران رياست‌جمهوري هاشمي ـ مهم نبود و نتيجه گرفته که اينک هم تهيه سوخت براي اين رآکتور مهم نيست ولي احمدي‌نژاد از آن استفاده تبليغاتي مي‌برد! از آقاي موسوي بايد پرسيد بر فرض صحت اين ادعا،‌چرا تهيه اورانيوم با غناي 75/19 درصد براي مسؤولان وقت، مهم نبود؟ آيا مسؤولان آن برهه اهميت دارا بودن اورانيوم با اين درصد غنا را نمي‌دانستند؟ اگر اينگونه باشد واقعا اين موضوع براي دولت آن برهه و مشاورانش يک افتضاح تمام‌عيار به حساب مي‌آيد.

ضمن اينکه چرا آقاي موسوي بيان نکرده که در آن زمان اين ميزان اورانيوم چگونه تامين مي‌شد و اينک با چه سازوکاري در حال تامين است؟

2- موسوي در ادامه با ادبياتي که به هيچ وجه به ادبيات يک عنصر سياسي آگاه از مناسبات ديپلماتيک شباهت ندارد، مدعي شده که «ايران محصول فعاليت‌هاي هسته‌اي خود- منظور وي اورانيوم با غناي 5/3 تا 5 درصد است- را براي تامين همين نياز ساده

- منظور موسوي از نياز ساده اورانيوم 75/19 درصد است!- تحويل کشورهاي ديگر مي‌دهد، شايد بعدها لطف کنند و اندکي سوخت در اختيار ما قرار دهند!» باز هم اين سوال بسيار اساسي از موسوي مطرح است که بر اساس کدام يافته‌هاي فيزيک هسته‌اي، توانايي حصول اورانيوم 75/19 درصد يک موضوع ساده است؟

آيا آقاي موسوي مي‌دانند که اورانيوم 75/19 درصد با چند مرحله غني‌سازي دوباره، سوخت مورد نياز يک سلاح هسته‌اي را فراهم مي‌کند؟ امروز ديگر خبرنگاران حوزه هسته‌اي نيز بخوبي از اهميت برخورداري اورانيوم با اين درصد غنا باخبرند ولي ... از سوي ديگر گويا آقاي موسوي به هيچ‌وجه روند مذاکرات وين و ژنو را دنبال نکرده و بدون پيگيري تحولات اقدام به موضع‌گيري مي‌کنند! به نظر مي‌رسد اين نکات براي آگاهي آقاي موسوي از فضاي حاکم بر مناسبات هسته‌اي ايران و 1+5 و آژانس ضروري باشد:

الف: جناب آقاي موسوي! پس از مذاکرات ژنو 2، مقرر شد 1+5 شرايطي فراهم آورد تا ايران اورانيوم مورد نياز رآکتور تهران را تامين کند و روند توافقات به سمتي رفت که 1+5 پس از دريافت اورانيوم 5/3 تا 5 درصد ايران،‌اقدام به تحويل اورانيوم 75/19 درصدي به ايران ‌کند.

ب: غرب با پذيرش اين ساز و کار عملاً پذيرفت که جمهوري اسلامي ايران برخوردار از ساز و کار غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد باشد. به عبارت ديگر غرب در پوشش توافق جديد، عقب‌نشيني بزرگ خود را در پذيرش غني‌سازي دائمي 5/3 تا 5 درصد در ايران مستتر کرد. آيا اين يک پيروزي بزرگ براي ملت ايران نيست؟ جناب آقاي موسوي! در دولت‌هاي گذشته و بويژه در دولت آقاي خاتمي که شما در ايام انتخابات به داشتن سمت مشاورت وي «افتخار» مي‌کرديد، جايگاه هسته‌اي ايران چگونه بود و اينک چگونه است؟ شايد اين موضوع نيز براي آقاي موسوي نياز به توضيح داشته باشد که در آن هنگام همه فعاليت‌هاي غني‌سازي ايران پلمب و همه خواسته ايران محدود به داشتن

7 سانتريفيوژ شد و کار تا بدانجا رفت که موضوع عدم تدريس علوم مرتبط با علوم هسته‌اي در دانشگاه‌هاي ايران مطرح شد. در آن موقع آقاي موسوي آيا سخني در اعتراض به اين موضوع بر زبان آورده بودند؟ اينک 7 هزار سانتريفيوژ در مراکز غني‌سازي ايران در حال چرخش است. مطمئنا آقاي موسوي تفاوت 7 و 7 هزار را بخوبي مي‌دانند. جمهوري اسلامي ايران با طراحي يک ديپلماسي هسته‌اي موفق، توانسته غرب را مجبور به پذيرش حق غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد کرده و نياز خود به اورانيوم 20 درصد را نيز پوشش دهد، ضمن اينکه در اولتيماتومي حساب شده به غرب هشدار داده که در صورت عدم حسن نيت، خود اقدام به تامين اورانيوم 75/19 درصد مي‌کند. آقاي موسوي! آيا اين يک تقلب است؟ براستي شما اين پيروزي بزرگ را که به اعتقاد بسياري کارشناسان ارزش آن از ملي شدن صنعت نفت نيز فزون‌تر است، يک تقلب مي‌دانيد؟ چرا بدون ارائه دليل و صرفا با بيان ادعا اقدام به استتار واقعيات هسته‌اي براي قشري از جامعه مي‌کنيد؟

3- تمايل آقاي موسوي و اطرافيانش براي تغيير فاز از «تقابل با نظام» به «مخالف دولت» کاملا مشهود است. موسوي اينک در پي آن است خود را يک منتقد دولت معرفي کرده و در پي آن به تحرک سياسي‌اش ادامه دهد. اما يک نکته بسيار مهم جناب آقاي موسوي! لطفا قبل از ورود به اين فاز تکليف ماجراي ادعاي تقلب را مشخص کنيد! بدون شک نمي‌توان بدين سادگي اقدام به انحراف افکار عمومي و به حاشيه بردن اصل و جايگزيني فرع به جاي آن کرد.

1- آقاي موسوي مدعي شده 16 سال پيش تهيه سوخت براي رآکتور تهران براي مسؤولان ـ دوران رياست‌جمهوري هاشمي ـ مهم نبود و نتيجه گرفته که اينک هم تهيه سوخت براي اين رآکتور مهم نيست ولي احمدي‌نژاد از آن استفاده تبليغاتي مي‌برد! از آقاي موسوي بايد پرسيد بر فرض صحت اين ادعا،‌چرا تهيه اورانيوم با غناي 75/19 درصد براي مسؤولان وقت، مهم نبود؟ آيا مسؤولان آن برهه اهميت دارا بودن اورانيوم با اين درصد غنا را نمي‌دانستند؟ اگر اينگونه باشد واقعا اين موضوع براي دولت آن برهه و مشاورانش يک افتضاح تمام‌عيار به حساب مي‌آيد.

ضمن اينکه چرا آقاي موسوي بيان نکرده که در آن زمان اين ميزان اورانيوم چگونه تامين مي‌شد و اينک با چه سازوکاري در حال تامين است؟

2- موسوي در ادامه با ادبياتي که به هيچ وجه به ادبيات يک عنصر سياسي آگاه از مناسبات ديپلماتيک شباهت ندارد، مدعي شده که «ايران محصول فعاليت‌هاي هسته‌اي خود- منظور وي اورانيوم با غناي 5/3 تا 5 درصد است- را براي تامين همين نياز ساده

منظور موسوي از نياز ساده اورانيوم 75/19 درصد است!- تحويل کشورهاي ديگر مي‌دهد، شايد بعدها لطف کنند و اندکي سوخت در اختيار ما قرار دهند!» باز هم اين سوال بسيار اساسي از موسوي مطرح است که بر اساس کدام يافته‌هاي فيزيک هسته‌اي، توانايي حصول اورانيوم 75/19 درصد يک موضوع ساده است؟

آيا آقاي موسوي مي‌دانند که اورانيوم 75/19 درصد با چند مرحله غني‌سازي دوباره، سوخت مورد نياز يک سلاح هسته‌اي را فراهم مي‌کند؟ امروز ديگر خبرنگاران حوزه هسته‌اي نيز بخوبي از اهميت برخورداري اورانيوم با اين درصد غنا باخبرند ولي ... از سوي ديگر گويا آقاي موسوي به هيچ‌وجه روند مذاکرات وين و ژنو را دنبال نکرده و بدون پيگيري تحولات اقدام به موضع‌گيري مي‌کنند! به نظر مي‌رسد اين نکات براي آگاهي آقاي موسوي از فضاي حاکم بر مناسبات هسته‌اي ايران و 1+5 و آژانس ضروري باشد:

الف: جناب آقاي موسوي! پس از مذاکرات ژنو 2، مقرر شد 1+5 شرايطي فراهم آورد تا ايران اورانيوم مورد نياز رآکتور تهران را تامين کند و روند توافقات به سمتي رفت که 1+5 پس از دريافت اورانيوم 5/3 تا 5 درصد ايران،‌اقدام به تحويل اورانيوم 75/19 درصدي به ايران ‌کند.

ب: غرب با پذيرش اين ساز و کار عملاً پذيرفت که جمهوري اسلامي ايران برخوردار از ساز و کار غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد باشد. به عبارت ديگر غرب در پوشش توافق جديد، عقب‌نشيني بزرگ خود را در پذيرش غني‌سازي دائمي 5/3 تا 5 درصد در ايران مستتر کرد. آيا اين يک پيروزي بزرگ براي ملت ايران نيست؟ جناب آقاي موسوي! در دولت‌هاي گذشته و بويژه در دولت آقاي خاتمي که شما در ايام انتخابات به داشتن سمت مشاورت وي «افتخار» مي‌کرديد، جايگاه هسته‌اي ايران چگونه بود و اينک چگونه است؟ شايد اين موضوع نيز براي آقاي موسوي نياز به توضيح داشته باشد که در آن هنگام همه فعاليت‌هاي غني‌سازي ايران پلمب و همه خواسته ايران محدود به داشتن

7 سانتريفيوژ شد و کار تا بدانجا رفت که موضوع عدم تدريس علوم مرتبط با علوم هسته‌اي در دانشگاه‌هاي ايران مطرح شد. در آن موقع آقاي موسوي آيا سخني در اعتراض به اين موضوع بر زبان آورده بودند؟ اينک 7 هزار سانتريفيوژ در مراکز غني‌سازي ايران در حال چرخش است. مطمئنا آقاي موسوي تفاوت 7 و 7 هزار را بخوبي مي‌دانند. جمهوري اسلامي ايران با طراحي يک ديپلماسي هسته‌اي موفق، توانسته غرب را مجبور به پذيرش حق غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد کرده و نياز خود به اورانيوم 20 درصد را نيز پوشش دهد، ضمن اينکه در اولتيماتومي حساب شده به غرب هشدار داده که در صورت عدم حسن نيت، خود اقدام به تامين اورانيوم 75/19 درصد مي‌کند. آقاي موسوي! آيا اين يک تقلب است؟ براستي شما اين پيروزي بزرگ را که به اعتقاد بسياري کارشناسان ارزش آن از ملي شدن صنعت نفت نيز فزون‌تر است، يک تقلب مي‌دانيد؟ چرا بدون ارائه دليل و صرفا با بيان ادعا اقدام به استتار واقعيات هسته‌اي براي قشري از جامعه مي‌کنيد؟

3- تمايل آقاي موسوي و اطرافيانش براي تغيير فاز از «تقابل با نظام» به «مخالف دولت» کاملا مشهود است.

موسوي اينک در پي آن است خود را يک منتقد دولت معرفي کرده و در پي آن به تحرک سياسي‌اش ادامه دهد. اما يک نکته بسيار مهم جناب آقاي موسوي! لطفا قبل از ورود به اين فاز تکليف ماجراي ادعاي تقلب را مشخص کنيد! بدون شک نمي‌توان بدين سادگي اقدام به انحراف افکار عمومي و به حاشيه بردن اصل و جايگزيني فرع به جاي آن کرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:6  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامي که "علي اکبر محتشمي پور" رئيس کميته صيانت آراء مير حسين موسوي و از سران آشوب هاي بعد از انتخابات رياست جمهوري، جهت شرکت در کنفرانس سازمان هاي مردم نهاد حامي فلسطين که در سوريه برگزار مي شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زينب (س) مورد سوال دو خبرنگار ايراني قرار گرفت

حميد داودآبادي در ويلاگ شخصي خود نوشت :محتشمي‌پور که شديدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همين خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر مي داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ايراني، عصباني شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب مي ديدند حامي شعار صهيونيستي "نه غزه، نه لبنان" حاميان موسوي، به عنوان رئيس جمعيت حاميان فلسطين به دمشق آمده است، طفره رفت.

محتشمي‌پور در حالي که شديدا عصبي شده بود، سعي داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که اين شگرد با تلاش او براي قاپيدن ضبط خبرنگار، خنثي شد.

خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمي در برابر فلسطين و لبنان بودند، از او خواستند که بگويد چرا تا چندي پيش فلسطين و لبنان در اولويت اعتقادي امثال او بود ولي امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابيون و از همه بدتر بلندگوهاي رژيم صهيونيستي، به نفي همه آرمان هاي امام خميني (ره) پرداخته است.

اين برخورد محتشمي‌پور نشان گر اين مسئله است که برخي افراد، براي دست يابي به منافع و مصالح شخصي خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتي را که زمان براي آن تا پاي جان مايه گذاشتند، امروز به سادگي قرباني کنند.

لازم به ذکر است که علي اکبر محتشمي‌پور سفير اسبق ايران در دمشق، مدعي است که "حزب الله لبنان" را او پايه گذاري کرده و از فعالان عرصه فلسطين نيز مي باشد. وي که هنوز رئيس جمعيت حاميان فلسطين است، هنگامي که در دهه 60 از مدافعين سرسخت آرمان هاي لبنان و فلسيطن بود، در توطئه بمب گذاري صهيونيست ها در بسته اي که براي او فرستاده بودند، در راه آرمان هاي برحق امام خميني (ره) در دفاع از مظلومان فلسطين و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع يک دست از مچ و جراحات بسيار ديگري را براي او به دنبال داشت.

محتشمي‌پور از جمله افرادي است که آمريکا و صهيونيست ها به دليل ضرباتي که از حضور او در لبنان و

سوريه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصباني هستند و وي از اولين نفرات ليست "سازمان سيا" و "اف .بي .آي" آمريکا براي ربودن يا ترور مي باشد.

در هنگامه انتخابات دهم رياست جمهوري، محتشمي‌پور همچون موسوي و کروبي، به سادگي همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پاي قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهيونيستي "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" سعي کرد تا لبخند دشمنان ديرين خود را بطلبد!

 

متن کامل گفت وگو با علي اکبر محتشمي‌پور:

 

م ـ حاجي سؤال منو جواب مي‌ديد؟

محتشمي‌پور: اينجا جاي دعا و ...

م ـ حاجي دعا چيه؟ دعا بايد اثر داشته باشه. ما دين رو از شما ياد گرفتيم. انقلاب رو از شما ياد گرفتيم. استکبارستيزي رو از شما ياد گرفتيم، اون‌ وقت طرفداراي شما ميان توي خيابوناي تهران داد مي‌زنن مي‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران. شما هم که دم از فلسطين مي‌زنين، من نمي‌تونم اين تعارض رو حل کنم.

محتشمي‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمي‌فهمي.

م ـ من نمي‌فهم؟! من جوان جوياي جوابم.

محتشمي‌پور: اگه شعور داشتي مي‌فهميدي.

م ـ با طرفداراتون هم ...

محتشمي‌پور: برو اون ‌ور ...

م ـ من موندم کروبي‌اي که...

محتشمي‌پور: برو از کروبي بپرس.

م ـ چه فرقي داره؟ حضرت‌عالي رئيس کميته صيانت از آراي اون بودي! جواب سوال هاي منو کي بايد بده؟ اين گندي که زديد به مملکت و حيثيتش رفت و ...

محتشمي‌پور: به تو چه ربطي داره؟

م ـ يعني چي چه ربطي داره؟ شما که توي ايران نيستيد کسي از شما سؤال کنه ...

محتشمي‌پور: تو ايران باهات صحبت مي‌کنم.

م ـ شما اصلا جرات مي‌کني پات رو بذاري ايران؟

محتشمي‌پور: عجب خري هستي! من فردا ايرانم ...

م ـ ا، يعني چي مي‌گي خري؟

محتشمي‌پور: خب معلومه ديگه اين جور که حرف مي‌زني همينه ديگه ...

م ـ جواب منو نمي‌دي؟

محتشمي‌پور: به تو جواب نمي‌دم.

م ـ آهان... همه‌تون همينيد. اون ميرحسين‌تون هم يک‌بار نيومد مصاحبه کنه به کسي جواب پس بده.

محتشمي‌پور: شما انسان هستي يا نيستي؟

م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم مي‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط مي‌کنم. چهار روز ديگه مي‌ذارم روي سايت.

محتشمي‌پور: مگه شما خرید؟

درست حرف بزن، شما يک‌ زماني وزير کشور بودي.

د: حاج‌آقا جلوي موج سبزي‌ها هم همين جوري صحبت مي‌کني؟ بهشون مي‌گي خريد؟ شما که به مخالف خودت مي‌گي خري، نمي‌فهمي؟

م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. بايد مردم بفهمند با يک سوال‌ کننده چطور حرف مي‌زنيد.

محتشمي‌پور: هر کاري مي‌خواي بکني بکن.

د: حاج آقا امام را ارزان فروختي به موسوي و کروبي ...

محتشمي‌پور: شما که بلديد از اين کارها بکنيد. بريد بکنيد.

د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو براي چي دادي؟ براي کروبي دادي؟ براي زندان زنان کروبي دادي؟

محتشمي‌پور: شماها که مي‌تونيد همه کاري بکنيد.

د: شما که بدتر از همه هر کاري مي‌تونيد بکنيد. خداي اين کارهاييد.

محتشمي‌پور: من حرفي ندارم با شما بزنم.

م ـ ما حرف داريم با شما.

محتشمي‌پور: بزنيد. شما که داريد، روزنامه داريد، تلويزيون داريد.

م ـ شما هم ...

محتشمي‌پور: اينترنت داريد...

م ـ اينترنت که مال ارباب‌هاي شماست. مال يو اس‌ آ ست.

د: مگه شما نداشتيد؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجي رو نداريد. از اين گنده‌تر مي‌خواييد؟ اون ها که دارن حرف‌هاي شما رو مي‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اينه که گوگوش اومده سبز مي‌پوشه. همه عشق آقاي موسوي مگه اين نيست؟

محتشمي‌پور: شما که اين‌ جور متهم مي‌کنيد ...

د: متهم نمي‌کنيم. خودتون مي‌گيد. شما از زندان زنان کروبي خبر نداري؟ از فسادهاي کروبي توي بنياد شهيد خبر نداري؟ همه رو مي‌دوني ...

محتشمي‌پور: شما هي فحش مي‌ديد ...

م ـ ما کي فحش داديم. شما به من گفتي خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.

محتشمي‌پور: مگه شما آزاد نيستي که سوال کني؟

م ـ مگه شما دستت رو براي لبنان ندادي؟

محتشمي‌پور: به شما چه ربطي داره دستم رو براي چي دادم؟

م ـ نه غزه نه لبنان يعني چي؟ شما به ما ياد داد داديد استکبار ستيزي رو.

محتشمي‌پور: من هر کاري کردم به خاطر خدا کردم.

م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام مي‌ديد؟

(در اين زمان محتشمي پور با عصبانيت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)

م ـ ا. حاجي اين يه دونه که نيست که ماها معمولا چند تا از اينها داريم. رکوردر من رو هم که بشکني چيزي عوض نمي‌شه ...

د: شما با سعيد حجاريان و خسرو تهراني چه فرقي داري؟ از خون رجايي گذشتيد به خاطر خسرو تهراني؟

م ـ ببين ... اين مردمي که اومدن اين جا براي زيارت، يک نفرشون سبزي نيستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که اين رئيس کميته صيانت از آراي کروبي و موسويه، تيکه بزرگه‌ات گوشته. اين جوري هستن مردم. طرفداراي شما توي شمال تهران دارن الواط بازي درميارن.

د: دينت رو مجاني فروختي حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خير کنه.

(در اين زمان محتشمي پور با عصبانيت راهش را کشيد و به طرف بيرون حرم رفت و همراه با ميزبانان پاکستاني اش سوار بر ماشين مدل بالايي شد و رفت.)

 

فایل صوتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:4  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رئيس سازمان بسيج مستضعفين هدف از تشكيل جنبش سبز علوي را ايستادگي اين جنبش در مقابل جنبش سبز اموي عنوان كرد.
سرتيپ بسيجي «محمدرضا نقدي» ديروز در مراسم يادواره شهيد فهميده و شهداي دانش آموز فرهنگي كشور كه در پادگان سپاه ناحيه كرج برگزار شد، دراين باره گفت: ما خط ولايت را ادامه خواهيم داد و در همين خط حركت خواهيم كرد. اگر امروز كساني بخواهند با تاسي به كاخ سبز معاويه جنبش سبز اموي را در مقابل نظام ما علم كنند، ملت ما ثابت كرده است كه در تداوم راه شهيدان، جنبش سبز علوي بزرگ خود را در همه ظالمين عالم مي شوراند و سرنوشتي را كه براي مستضعفين رقم زده شده است را محقق مي كنند.
وي همچنين با اشاره به در پيش بودن روز ملي 13 آبان گفت: خيلي از كساني كه در 13 آبان در اول انقلاب در تسخير لانه جاسوسي حضور داشتند امروز در خط امام و اسلام مانده اند ولي برخي ازآن ها از خط خود برگشته اند.
نقدي افزود: آن روز در اعتراض به وزيرخارجه وقت، لانه جاسوسي را تسخير كردند، ولي امروز همنوا با همان وزير خارجه اي شده اند كه هميشه حرف آمريكا را زده و جيره خوار آن ها بوده است.
رئيس سازمان بسيج مستضعفين در ادامه سخنان خود با بيان اين كه «رهبري در كشور ما يك عنصر ويژه است» اظهار كرد: الان در دنيا كشوري داريم كه نخست وزير آن قاچاقچي است. يا كشوري را سراغ داريم كه رئيس جمهور آن فساد اخلاقي دارد و همسر او به همين دليل از او جدا شده است يا مثلاً آمريكا را مي بينيم كه رئيس جمهورش يك آدم شرور و رقاص بود؛ چرا كه قانون اساسي آن ها هيچ شرطي كه تكامل انساني را براي رهبري كشورشان قائل باشد نگذاشته است. تنها كشوري كه در دنيا شرط علمي در بالاترين سطوح را براي رهبري خود قائل شده، ايران است و ما بايد چنين قانون، مرام و مسلكي را كه چنين رهبري را به ما ارزاني داشت بدانيم و از خدا تشكر كنيم.
وي خطاب به بسيجيان گفت:ما منتظر ظهور امام عصر(عج) هستيم و براي اين كه اين انتظار زودتر به پايان برسد، بايد مشق دفاع خود را خوب انجام دهيم. امروز دفاع از ولايت وظيفه همه ماست. دفاع ما از ولايت ثابت مي كند كه اگر امام عصر(عج) ظهور كنند، اين ملت ملتي نيست كه مثل ملت هاي گذشته دور امام خود را خالي كند. تحقق عيني همه امروز ما حمايت از ولايت، زمينه ظهور است.
وي با بيان اين كه «ملت ما حسيني و علوي هستند و همواره شعار دشمن ظالم و مدافع مردم باش را پيام خود قرار داده اند» افزود: اگر عده اي اندك از جاهلان و دنيا ديدگاني كه ديروز انقلابي بودند و امروز ثروت درست كرده اند و از ترس حساب هاي بانكي خارج از كشور خود كوتاه مي آيند، جوانان و نوجواناني هستند كه راه شهيد فهميده ها را ادامه مي دهند و اگر هر بن بستي پيش بيايد ما با جان خود اين بن بست ها را مي شكنيم.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:20  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
1- آقايان موسوي و خاتمي مي دانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر داده اند، ساكت مي مانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نمي آورند و بر قلم نمي رانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي- و نه الزاماً وابستگي آنها- قوت مي گيرد...نمي گيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روزقدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.
2- وقتي همين آقايان موسوي و خاتمي به مناسبت روز 13آبان بيانيه صادر كرده و سخنراني مي كنند و در اين بيانيه و سخنراني نه فقط به جنايات آمريكا كمترين اشاره اي نمي كنند، بلكه نامي از آمريكا نيز به ميان نمي آورند و در همان حال به گونه اي آشكار از هواداران خود مي خواهند با حضور در تظاهرات اين روز، مخالفت خويش با نظام اسلامي و همصدايي با آمريكا را فرياد بزنند، به خوبي مي دانند كه از اين رهگذر، وابستگي خود به آمريكا را اعلام كرده اند... نكرده اند؟! و حال آن كه روز 13آبان با هويت اعتراض به جنايات آمريكا به دنيا آمده است.
3- اوباما رئيس جمهور آمريكا، نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي، گوردن براون نخست وزير انگليس، ساركوزي رئيس جمهور فرانسه و برلسكوني نخست وزير ايتاليا از موسوي و خاتمي با عنوان «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» ياد مي كنند و سازمان منافقين، بيت العدل بهايي ها، گروههاي ماركسيست، سلطنت طلب ها و از جمله رضا پهلوي، و مهره هاي بدنام بين المللي نظير جرج سوروس، مايكل لدين و... موسوي و خاتمي را «فرصت طلايي»! براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره) مي دانند و تمامي سرمايه و توان خود را براي حمايت از آنها به ميدان آورده و هزاران - بله تعجب نكنيد، هزاران- سايت اينترنتي و ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني و صدها شبكه ماهواره اي و... در آمريكا، اروپا و اسرائيل، بيشترين- اگر نگوئيم تمامي- برنامه هاي خود را به حمايت از سران فتنه و لجن پراكني عليه اسلام و امام و انقلاب اختصاص مي دهند و موسوي و خاتمي نه تنها در اعتراض به آنها موضعي نمي گيرند، بلكه به حمايت گسترده مالي و تبليغاتي و سياسي آنها افتخار نيز مي كنند، بديهي است در اين حالت، موسوي و خاتمي به وضوح مي دانند و درك مي كنند كه مردم مسلمان و پاكباخته ايران اسلامي در ذهن و نگاه خود نام اين دو را از ليست افراد وفادار به انقلاب، امام و مردم دوست كشورشان خط زده و در ليست «عاملان بيگانه»! مي نويسند... نمي نويسند؟!
4- آيا هيچيك از موارد فوق كه فقط اندكي از بسيارها و مشتي از خروارهاست، قابل انكار است؟ معلوم است كه نيست، اينها، همه واقعياتي است- اگرچه تلخ- ولي خالي از ابهام و عاري از ترديد. اكنون جاي اين سوال است وقتي موسوي و خاتمي مي دانند كه نتيجه طبيعي و منطقي عملكرد چندماه اخير آنها، اعلام صريح بي اعتقادي آنان به اسلام ناب محمدي(ص) - و نه اسلام آمريكايي- و انقلاب و امام است و با اين مواضع و عملكرد به يقين در ليست دشمنان مردم قرار مي گيرند، چرا حداقل براي حفظ ظاهر هم كه شده، عليه آمريكا و اسرائيل و اروپا و منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و... موضعي نمي گيرند؟ و مثلاً به گونه اي حتي كمرنگ به هواداران خود نهيب نمي زنند كه چرا در روز قدس كه روز مرگ بر اسرائيل است، به نفع اسرائيل شعار داده ايد؟! و يا، زبان به ملامت آمريكا و اسرائيل نمي گردانند كه چرا ما دو نفر را «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» معرفي مي كنيد؟ و يا، عليه منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و ماركسيست ها و... فرياد- كه نه، لااقل غرولندي هم- نمي كنند كه چرا ما دو تن را «فرصت طلايي براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره)» مي دانيد؟! و ... راستي چرا؟! اين پرسش كاملاً طبيعي و منطقي است و آقايان موسوي و خاتمي مي توانند با اعلام موضع عليه آمريكا و اسرائيل و گروههاي ضدانقلاب، ولو براي حفظ ظاهر هم كه شده، تلقي وابستگي به اجانب و مامور بودن از سوي آمريكا و اسرائيل را در ذهن اين و آن خنثي كنند. ولي چرا نكرده اند و نمي كنند؟!...
5- پاسخ اين سوال، اگرچه تلخ و ناگوار است ولي متاسفانه به پذيرش نزديك است كه موسوي و خاتمي براي جلب نظر و كسب حمايت مردم مسلمان و انقلابي و ميهن دوست ايران اسلامي به ميدان نيامده اند. نه اين كه خواستار حمايت آنها نباشند، بلكه، حضور آنان در جمع خود را بعد از دست كشيدن آنها از اسلام و انقلاب و امام(ره) مي خواهند؛ چرا كه شواهد و قرائن موجود اين تلقي را پديد مي آورد كه مقصود اين دو، ايجاد يك اپوزيسيون و تشكيل يك طبقه با هويت «ضدامام و جمهوري اسلامي» است و براي اين منظور، بايستي از مخالفان امام(ره) و نظام براي حضور در اين اپوزيسيون دعوت كنند، كه كرده اند و مي كنند. بنابراين شعارها، مواضع و عملكرد آنها بايد به گونه اي باشد كه جلب اعتماد مخالفان امام و نظام را در پي داشته باشد و بديهي است كه كمترين و كمرنگ ترين موضع موسوي و خاتمي عليه آمريكا و اسرائيل نتيجه اي غير از نااميد شدن مخالفان نظام از آنها و دور شدن و جدايي آنان از جريان ياد شده به دنبال نخواهد داشت، بي آن كه در جذب و جلب وفاداران اسلام و انقلاب و امام به سوي اين جريان تاثيري داشته باشد.
6- اكنون به آساني مي توان احتمال داد كه چرا موسوي و خاتمي با وجود اطلاع از باورهاي ضدآمريكايي و ضد اسرائيلي توده هاي مردم مسلمان، در بيانيه ها و سخنراني هايي كه به مناسبت روز قدس صادر مي كنند، عليه اسرائيل- كه هويت روز قدس مخالفت با اين رژيم غاصب و صهيونيستي است- كمترين موضعي نمي گيرند و در بيانيه اخير خود به مناسبت روز 13 آبان، هيچ اشاره اي به آمريكا كه اين روز با هدف مقابله با آن شكل گرفته است، ديده نمي شود چه رسد به مخالفت با آن.
7- موسوي و خاتمي مي دانستند و مي دانند 13 ميليون راي آنها در انتخابات اخير، راي مردمي است كه به نظام، اسلام و انقلاب وفادارند و البته در اداره كشور سليقه اي متفاوت با يك جريان سياسي ديگر دارند و رقابت انتخاباتي جز ارائه ديدگاههاي متفاوت از سوي نامزدها و گزينش يكي از آنها با راي اكثريت، مفهوم ديگري ندارد. اما، سخن آن است كه موسوي و خاتمي با وجود اين كه مي دانستند اكثريت نزديك به تمام 13 ميليون نفري كه به آنها رأي داده اند به اسلام و انقلاب و نظام وفادارند چرا براي حفظ آنها در حلقه خود نه فقط تلاشي نكردند، بلكه با اتخاذ مواضع ضدنظام و عملكردهاي آمريكا و اسرائيل پسند، اين توده انبوه-اگرچه اقليت، نسبت به 25 ميليون ديگر- را از خود راندند و نهايتاً با جمعي از مخالفان مردم و نظام اسلامي تنها ماندند هرچند هنوز هم شماري از زودباوران به هويت واقعي اين جريان پي نبرده و بي آن كه مخالف مردم و نظام و اسلام باشند، در حلقه ياد شده باقي مانده اند.
پاسخ اين سوال نيز با پاسخ سوال قبلي همسان است و آن، اين كه، در حلقه اپوزيسيون مورد نظر موسوي و خاتمي جايي براي وفاداران به نظام و انقلاب نيست. در برخي از شعارهاي موسوي و خاتمي قبل از انتخابات و بعد از آن دقت كرده و آنها را با هم مقايسه كنيد. قبل از انتخابات شعارهايي نظير «ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها و ديكتاتوري ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است... بدون ولايت فقيه به فرصت هاي امروزي نمي رسيديم... من با قبول ولايت فقيه وارد انتخابات شده ام ... ما با دشمنان جمهوري اسلامي ايران سر سازش نداريم... پايبندي به قانون هويت ماست... نبايد قانون را فقط هنگامي كه به نفع ماست قبول داشته باشيم... قانون اساسي ميثاق ملي است و...» بديهي است كه اكثر قريب به اتفاق 13 ميليون راي ياد شده را فقط به فقط مي توان نتيجه اعتقاد رأي دهندگان به اين شعارها دانست. آيا موسوي و خاتمي مي توانند انكار كنند كه با اين شعارها از 13 ميليون نفر رأي گرفته اند؟ بديهي است كه نه، بنابراين، مواضع و عملكرد آنها بعد از انتخابات كه در مواردي يكصد و هشتاد درجه با مواضع آنها در دوران انتخابات مغايرت داشته است چه مفهومي دارد؟ و آيا براي اين تغيير يكصدوهشتاد درجه اي غير از خيانت به آراء 13 ميليوني ياد شده مي توان نام ديگري پيدا كرد؟
8- از يك ماه قبل تاكنون، مقامات و رسانه هاي آمريكايي، اسرائيلي و اروپايي همراه با ساير رسانه هاي ريز و درشت ضد انقلاب براي تظاهرات فردا، نقشه كشيده و رجز خوانده و دستورالعمل صادر كرده اند، كه چي؟! همه دستورالعمل ها در يك جمله خلاصه مي شود، «به جاي شعار مرگ بر آمريكا، عليه جمهوري اسلامي شعار بدهيد»! اما، از چه كساني خواسته شده است كه چنين كنند؟ از ملت؟! معلوم است كه نه، از همان جماعت اندك كه بعد از ريزش چند ميليوني رأي دهندگان در غربال موسوي و خاتمي باقي مانده اند. همان ها كه روز قدس به نفع اسرائيل شعار دادند، همان ها كه... براي آمريكا و اسرائيل مهم نيست كه چند نفرند! جنگ نرم است و توپخانه ها جاي خود را به رسانه ها داده اند. اين جماعت اندك به فريب يا به ماموريت وظيفه برهم زدن دارند و بقيه كارها برعهده رسانه هاي دشمن است كه از «كاه»، «كوه» بسازند، اگر چه به مجاز!!
9- اخبار موثق- حتي از رسانه هاي دشمن- حكايت از آن دارد كه قرار است شماري از اين فريب خوردگان يا مأموريت يافتگان از شهرستان ها نيز به تهران بيايند. ابتدا قرار بود مقابل لانه جاسوسي جمع شوند ولي در هراس از خشم جمعيت كه ديگر تاب تحمل پياده نظام آمريكا و اسرائيل را از دست داده اند، در اين تصميم تغييراتي پديد آمده است. شماري نيز قرار بود- و هست- كه براي منحرف كردن اذهان از آمريكا به سفارت روسيه حمله كنند. همين جا گفتني است، امام راحل ما(ره) كه خود پرچمدار واقعي سياست نه شرقي نه غربي بود در موارد مشابه مي فرمود؛ «ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هريك از اينها را شناسايي و به دادگاه معرفي كنيد. ننشينيد، باز جايي را آتش بزنند... يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح مي كنند تا آمريكا منسي(فراموش) شود» صحيفه امام(ره)، ج 15، ص .29
حضور در خيابان هاي كم تردد و آتش زدن و تخريب نيز يكي از برنامه هاي اعلام شده آنهاست. گفته مي شود كه آدرس اين خيابان ها از قبل به رسانه هاي خارجي اطلاع داده شده است و...
10- و بالاخره بايد توجه داشت كه مقصود نهايي جماعت ياد شده، مقابله با اساس اسلام و انقلاب و امام است و نه دولت نهم و دهم... كه به يقين خالي از برخي انتقادهاي جدي نيست. باطل السحر اين ترفند آمريكايي- اسرائيلي، حضور گسترده و فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل است. خدا بر درجات امام راحل(ره) بيفزايد كه مي فرمود فريادهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل شما، مرگ آمريكا و اسرائيل را درپي خواهد داشت...
حسين شريعتمداري
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:13  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
همكار دايمي راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا) تسخير جاسوسخانه آمريكا از سوي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام را اقدامي «غيرشرعي، نامشروع، گناه، ستمگري و منكر» توصيف كرد.
احمد قابل از چهره هاي نزديك به حزب مشاركت و بيت منتظري (بقاياي باند مهدي هاشمي) در حالي به سرزنش تسخير لانه جاسوسي پرداخت كه هم دوستان هم حزبي هاي وي در جبهه اصلاحات و هم رسانه هاي بيگانه، ترجيع بند تبليغات خود را مظلوم نمايي به خاطر «زنداني شدن چند نفر از تسخيركنندگان سفارت آمريكا» قرار داده و به ترديد در ميان مخاطبان دامن مي زنند.
قابل طي مقاله اي در سايت آشوب طلب «جنبش سبز» (مدعي حمايت از موسوي) مي نويسد «در ديدار اخيرم با استاد گرانقدر و علامه كم نظير آيت الله منتظري، ايشان واقعه اشغال سفارت آمريكا را نادرست خواندند.» او به استناد حقوق بين الملل و ارزش شرعي پيمان، به تخطئه تسخير سفارت آمريكا پرداخت و با نسبت دادن اين حادثه بزرگ- كه از سوي حضرت امام به عنوان انقلابي بزرگتر از انقلاب اول تعبير شد- به «غليان احساسات» و «تاثيرپذيري از تفكرات ماركسيستي»! نوشت: «اگر دولت آمريكا به اعتبار كودتاي 28مرداد و قتل 3200نفر در دوره پهلوي، محارب بود، وظيفه شرعي دولت ايران قطع كليه روابط بود.»
وي تعمدا اشاره اي به اين واقعيت نكرد كه در آن زمان دولت موقتي روي كار بود كه براساس اسناد متعدد لانه جاسوسي، در خدمت سفارت قرار داشت. «قابل» همچنين با تاكيد بر «ديپلمات» بودن اعضاي سفارت- و نه خرابكار و طراح كودتا بودن آنها- ادعا كرد: تصرف سفارت امري نامشروع بوده و چون ايران آغازگر هجوم بوده ]؟![ از نظر فقهي، گناه آن متوجه ايران است. براساس فرمايش اميرمؤمنان، آغازكننده و دعوت كننده مبارزه، ستمگر است]!![
وي در ادامه مغالطات خود نوشت «ظلم هاي دولت آمريكا و عدم امكان تلافي ايران، مجوز شرعي براي تنبيه كاركنان سفارت نمي شود چون مسئوليت آنان در دادگاه صالحه به اثبات نرسيده» اما توضيح نداد كه كاركنان سفارت چه تنبيهي شده اند و مگر سفارت و دولت آمريكا براساس نظر شرع يا معاهدات و حقوق بين الملل با ملت و انقلاب ايران رفتار كرده كه بر همان روال رفتار شود.
اين بازيگر سياسي نزديك به حزب مشاركت همچنين نوشته است «ماجراي سفارت، احساسات زودگذر بود. آنان كه تلاش جدي براي حل اين ماجرا نكردند و زمينه كينه جويي ها را گسترش دادند كه به حمايت از تجاوز صدام منجر شد، مطمئنا در تحليل خسارت هاي غيرقابل جبران مسئوليت شرعي دارند.»
گفتني است در عمل به اين توصيه داهيانه! بود كه اصلاح طلبان در دولت خاتمي به سرويس دهي كامل به دولت بوش براي فتح افغانستان و جلب اعتماد و دوستي كاخ سفيد پرداختند اما آقاي بوش به عنوان قدرداني از آنها اعلام كرد ايران را در فهرست محور شرارت قرار مي دهد و كشور بعدي كه بايد به آن حمله كرد، ايران است!!
به تازگي آقاي منتظري در اظهارنظري غيرمستقيم- در پاسخ به پرسش كديور- مجوز شرعي داده بود كه اگر كشوري دست از توليد سلاح اتمي برنداشت، كشورهاي دنيا مي توانند عليه آن كشور، تدارك تحريم اقتصادي و فشار سياسي بكنند!!
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:38  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
در پي سوءاستفاده عناصر فتنه گر از رنگ سبز در انتخابات اخير، تشكل «جنبش سبز علوي» با هدف بازيابي هويت مقدس اين نماد ديني اعلام موجوديت كرد.
اين تشكل با تاكيد بر اينكه چندي است رنگ مكتبي و سبز علوي به مصادره دغل بازان و سياست پيشگان مرتبط با اجانب در آمده تصريح كرده است: متاسفانه دشمنان در شبيخوني نيرنگ آميز با هتك حرمت اين نماد ديني و فرهنگي، به محتواي آن نيز جسارت روا داشته اند. برخي نيز با سوء استفاده از اين رنگ و نماد متعلق به سادات و روحانيت به بهانه بازي هاي سياسي، تقدس آن را نشانه گرفته و حرمت آن را با مصادره به مطلوب و انحصاري ساختن آن در فعاليت هاي خويش لكه دار ساخته اند.
«جنبش سبز علوي» در بيان اعلام موجوديت خود افزوده است: از اين رو است كه حركت مكتبي و مردمي «جنبش سبز علوي» در خيزشي عمومي و فراگير عليه انحصاري ساختن اين رنگ با مسماي ناب علوي و حفظ سيادت و قداست رنگ سبز اعلام موجوديت كرده و در اولين بيانيه خويش با تبريك حلول ايام فرخنده ميلاد سبز امام رئوف و عطوف، حضرت علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحيه و الثناء از عموم ملت ولايي و آسماني ايران عزيز دعوت مي نمايد كه به مناسبت در پيش بودن ايام مبارك عيد سعيد امامت و ولايت، عيد الله الاكبر، روز اكمال دين و اتمام نعمت و انتصاب شريف حضرت مولي الموحدين اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه الصلاه و السلام به ولايت مطلقه الهي و عيد سادات و فرزندان جليل القدر امام علي بن ابيطالب(ع) با ترويج و استفاده از اين نماد متبرك، رنگ مقدس «سبز» را به مامن خويش بازگردانده و گامي تاريخي در جهت اثبات ولايت مداري و علوي محوري خويش بردارند.
ستاد جنبش سبز علوي در اين بيانيه خطاب به عموم امت ايران آورده است: «جنبش سبز علوي» كه متشكل از سادات، معتقدين و دل سوختگان مكتب تعالي بخش تشيع ناب علوي است از عموم محبين و معتقدين به ولايت اميرالمومنين امام علي بن ابيطالب عليه السلام مي خواهد كه با تمسك به «قبه الخضراء» و گنبد سبز نبوي صلي الله عليه و آله و سلم از اين پس و به خصوص در مراسم مذهبي در پيش رو همچون عيدين سعيدين قربان و غديرخم و نيز محرم و صفر سالار شهيدان كربلا حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام با تظاهر و بر تن كردن لباس ها، شال ها و پرچم ها مزين به اين نماد مقدس سبز در مجامع عمومي و مذهبي همچون مساجد، تكايا، حسينيه ها، مدارس، دانشگاه ها، خيابانها، حوزه هاي علميه، مجامع كارگري و كشاورزي، صنعتي و تجاري، بازار،جشن ها و ميهماني ها و محيط فعاليت ورزشي، پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، محيط كار و كسب رزق حلال و ... حاضر شده و اوج دلدادگي و صفاي خويش، ولايت مداري، فراگيري و دلبستگي به مكتب سبز علوي خويش را به نمايش گذارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:38  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
بيانيه مشكوك ميرحسين موسوي «به مناسبت 13 آبان» كه با حذف تعمدي نام آمريكا و جنايت ها و خيانت هاي آن به ويژه از طريق لانه جاسوسي همراه بود، به دل رسانه هاي رسمي وزارت خارجه و سازمان جاسوسي آمريكا نشست. صداي آمريكا و راديو فردا بلافاصله بيانيه موسوي را كه معطوف به تخطئه جبهه خودي و توأم با چراغ سبز به شيطان بزرگ بود، بر صدر اخبار خود نشاندند.
سايت صداي آمريكا اين تيتر را براي بيانيه موسوي برگزيد «موسوي: افراط راه را براي تفريط باز مي كند» و راديو فردا ارگان رسمي سازمان سيا تيتر زد «موسوي: دولتمردان با گشاده دستي از حقوق ملت عقب نشسته اند». صداي آمريكا گفت؛ آقاي موسوي با اشاره بر اين كه افراط، راه تفريط را باز مي كند، به سياست خارجي دولت جمهوري اسلامي و جار و جنجال درباره تهيه سوخت هسته اي انتقاد مي كند. راديو فردا هم با اشاره به فرازهايي از بيانيه موسوي در القاي ضعف و امتيازدهي بر سر مذاكرات هسته اي به استقبال بيانيه مذكور رفت.
گفتني است همه ساله با نزديك شدن به سالگرد تسخير جاسوسخانه شيطان بزرگ، سردمداران اين رژيم از خروش ضد استكباري و ضد آمريكايي ملت ايران به عزا مي نشينند. در اين ميان آنها امسال اميدوار شده اند كه با طرح مسائل انحرافي و تفرقه افكنانه از سوي عناصري نظير موسوي و كروبي، ابراز برائت و انزجار نسبت به سياست هاي استكبار جهاني كمرنگ شود.
جالب اينجاست كه هر دو رسانه آمريكايي برخي عبارات تحليلي ديكته شده از سوي مقامات سياسي آمريكايي را عينا و مشتركا در ادامه خبر بيانيه موسوي، منتشر كرده اند مبني بر اين كه بيشتر تسخيركنندگان سفارت آمريكا كه از حاميان اصلي موسوي به شمار مي آمدند، اكنون در زندان به سر مي برند و مراسمي نظير روز قدس و 13 آبان فرصتي براي معترضان و مخالفان است. در هر دو گزارش صداي آمريكا و راديو فردا همچنين با جملاتي يكسان ادعا شده ، مقامات امنيتي ايران شركت در راهپيمايي روز 13 آبان را مشروط به اخذ مجوز كرده اند و اين در حالي است كه شركت در اين راهپيمايي ساليانه و سردادن شعار راهبردي مرگ بر آمريكا نيازي به مجوز ندارد و اگر كساني با هدايت آمريكا درصددند مانند تجمع حاشيه راهپيمايي بزرگ روز قدس، شعار مرگ بر آمريكا و اسرائيل را خط بزنند تا وزير دفاع آمريكا بگويد «اين نشانه شكاف ميان ملت ايران و تاثيرگذاري تحريم هاست، بنابراين فشارها به ايران را بايد شدت بخشيد»، موضوع جداگانه اي است كه ديگر ربطي به راهپيمايي ضد استكباري 13 آبان ندارد.
صداي آمريكا همزمان با استقبال از مسكوت گذاشتن خيانت هاي كاخ سفيد در بيانيه ميرحسين موسوي و طفره وي از پرداختن به مناسبت اصلي اين روز، «براساس گزارش هاي رسيده، از ايران»! خبر داد «مخالفان در نظر دارند روز 13 آبان كه رژيم آن را روز مبارزه با استكبار ناميده، به جاي راهپيمايي در برابر سفارت آمريكا، مقابل سفارت روسيه تظاهرات كنند»! همين دعوت طراحي شده را ماشاءالله شمس(دبير نشريه هاي توقيف شده) در گفت وگو با شبكه سعودي العربيه عنوان كرد و گفت «موسوي قصد دارد روز 13 آبان قدرت نمايي كند... در كنار تظاهرات هواداران دولت]![ در برابر سفارت آمريكا، تظاهرات مخالفان در برابر سفارت روسيه برگزار خواهد شد و آنها به جاي شعار مرگ بر آمريكا، شعار مرگ بر روسيه سرخواهند داد.»
عناصر ميداني جريان وابسته به آمريكا براي تشديد فشارها به ملت ايران، در نماز جمعه اي كه به امامت آقاي هاشمي رفسنجاني اقامه شده بود، شعار مرگ بر چين و مرگ بر روسيه سر دادند تا آمريكا و انگليس بتوانند تحت عنوان «فشار افكار عمومي ايران» از اين نمايش براي فشار به روسيه و چين در مذاكرات هسته اي با ايران استفاده كنند. اين هم البته در راستاي همان شعار «جمهوري ايراني» (بخوانيد نوكري و مزدوري آمريكايي) بود.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:37  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
مفتي رژيم سعودي اعلام كرد مراسم برائت از مشركان كه ايران قصد برپايي آن را دارد، يك بدعت و دروغ است.
به گزارش پرس.تي.وي به نقل از الشرق الاوسط، عبدالعزيز آل شيخ مفتي عربستان ضمن حمله به دعوت ايران براي برگزاري مراسم برائت از مشركين در مكه، تاكيد كرد كه دعوت به اعلام برائت، يك بدعت و دروغ است و نبايد از مراسم حج براي اهداف شخصي استفاده كرد.
وي همچنين گفت كساني كه هدايت نشده اند مي خواهند كاري را كنند كه توسط خداوند نهي شده است(!) ما ملتي مسلمان هستيم كه با قلب و روحي يكسان به ضيافت پروردگار مي رويم و هيچ تفرقه و شعار جاهلانه بين ما نيست. اي حاجيان! احترام سرزمين عرفه را حفظ كنيد. شما براي حج آمده ايد و برحذر باشيد كه اعمال خود را با عملكرد ناپسند، خدشه دار نسازيد.
گفتني است دولت سعودي به ويژه طي چند سال اخير شريك جرم بسياري از جنايت هاي آمريكا و رژيم صهيونيستي عليه ملت هاي مظلوم و مسلمان منطقه بوده است و طبيعي است كه از «مرگ بر آمريكا نگران» باشد. حضرت امام خميني خطاب به ساواك فرموده بودند كه آيا آقاي شاه آمريكايي و اسرائيلي است كه شما مي گوييد عليه آمريكا و اسرائيل در منبرها سخني نگوييد؟
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:37  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رسانه هاي ضدانقلاب به كمك برخي حقوقدانان زنجيره اي به كمك سران كودتاي مخملين شتافته اند تا جرم بزرگ مقابله با انتخابات و راي مردم را در پوشش انتقاد و اعتراض توجيه كنند.
در اقدامي هماهنگ، سايت روز نت و صداي آمريكا مصاحبه هايي با نعمت احمدي و محمد سيف زاده ترتيب داده و از قول آنها ادعا كردند انتقاد از انتخابات جرم نيست. سيف زاده به صداي آمريكا گفت« تا آنجا كه من از قوانين اطلاع دارم انتقاد از انتخابات و تشكيك در نتيجه جرم نيست». نعمت احمدي هم به روزنت گفت: «اعتراض به انتخابات كه جرم نيست. آقاي موسوي به عنوان يك نامزد اعلام كرده كه نتايج را قبول ندارد و خواستار بازشماري آراء شده است».
اين دو توضيح ندادند در كجاي دنيا و در كجاي قوانين كشورمان اجازه داده شده كساني با پيشه كردن گردن كلفتي و ديكتاتوري و دعوت به آشوب خياباني، در مقابل انتخاب مردم سنگ اندازي كنند. در تمام دنيا و از جمله در قوانين جمهوري اسلامي كه نامزدها چارچوب آن را پذيرفته اند، شيوه اعتراض به نتيجه انتخابات هم مشخص شده كه معمولا توسط دادگاه قانون اساسي يا دادگاه عالي فدرال ( در كشور ما شوراي نگهبان) رسيدگي مي شود و براي مثال انتخابات سال 2000 ميلادي در آمريكا و بازنده اعلام شدن جان كري از سوي دادگاه فدرال، دموكرات ها اقدام به اغتشاش و آشوب و گروكشي خياباني به عنوان زورگيري نكردند در حالي كه آنجا فاصله آرا بسيار نزديك بود و نه 11 ميليون راي.
اگر ادعاي آقاي نعمت احمدي هم درست باشد، آقاي موسوي بايد به بازشماري آرا تن مي داد نه اينكه به خاطر آگاهي از واقعيت رأي ها از بازشماري طفره رود و به جاي آن به تكرار ترجيع بند تقلب، اهتمام كند.
اما آنچه در اين ميان جالب است بخش ديگري از اظهارات اين حقوقدان همكار نشريات زنجيره اي است كه نشان مي دهد ايشان نه وكيل مدافع موسوي بلكه وكيل مدافع گروهك تروريستي منافقين و بني صدر و نهضت آزادي(خط سازشي كه با فتح لانه جاسوسي و انتشار اسناد محرمانه خيانت مجبور به كناره گيري از دولت موقت شدند) است. وي در تحليل آشوب ها به روزنت گفته است «اعتراض ها و مطالبات مردم]!؟[ پس از 22 بهمن انقلاب مطرح شد اما هرگز به سطح نرسيد. اعتراض هاي گسترده اي در طول اين سال ها رخ داد. استعفاي بازرگان، حذف مجاهدين، حذف گروه هاي ملي و مذهبي ديگر، استعفاي بني صدر و... همه از اين جمله بودند. مثلاً مهندس بازرگان كسي بود كه چند هفته قبل از پيروزي انقلاب در همين تهران چند ميليون نفر به خيابان آمده و خواهان نخست وزيري او شده بودند. اما او وقتي 9 ماه بعد استعفا مي دهد ديگر از آن دو ميليون نفر در خيابان خبري نيست. چرا؟ چون هنوز مردم باور دارند كه مي توانند خواسته ها و مطالبات خود را از مسير ديگر، اما در همين فضا برآورده كنند. وقتي مجاهدين خلق ]منافقين[ مغضوب شدند]![ در تهران تظاهرات مي كردند و شعار مي دادند «مردم به ما ملحق شويد». اما كمتر كسي به آنها ملحق مي شد. چرا؟ باز هم همان مساله مانع شد. يعني مردم هنوز باور داشتند كه نظام روزنه هايي را براي تنفس و برآورده ساختن مطالبات همه باز گذاشته است.
اما كم كم اين باور رنگ باخت تا اينكه ديوار بي اعتمادي در 22 خرداد و انتخابات رياست جمهوري، رنگ باخت و با فشاري فرو ريخت» ]![
اين اظهارات پايگاه اصلي آشوب ها را روشن تر مي كند. منافقين در خرداد سال 60 با رو شدن دست خود و فرار بني صدر، اقدام به آشوب هاي خياباني و نهايتاً ورود به ترورهاي مسلحانه كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:36  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
اينجا دادگاه است. فرض كنيد آقاي خاتمي يا جناب موسوي و كروبي را پس از بازجويي و اخذ اعترافات، براي داوري و صدور حكم به دادگاه مي آورند. اين محاكمه متفاوت است. قرار شده خاتمي قاضي باشد و درباره موسوي داوري كند. و پس از آن، خاتمي داور باشد و درباره موسوي حكم دهد. چرا اين گونه؟ شايد اينكه خاتمي با جمله يا من مي آيم يا موسوي، شهادت داد كه موسوي را نزديك تر از همه به خود مي بيند. من و تو و همه آن 50ميليون بيننده اي هم كه پاي مناظره هاي انتخاباتي نشستند، با هم مي نشينيم و اين داوري متفاوت را نظاره مي كنيم.
دادگاه آغاز مي شود. آياتي از كلام خداوند خوانده مي شود. آياتي از سوره بقره است. «آيا طمع داريد به شما ايمان بياورند در حالي كه گروهي از آنها كلام خدا را مي شنوند و سپس آن را تحريف مي كنند بعد از آن كه در آن تعقل كردند و اين همه را در حالي انجام مي دهند كه مي دانند. و زماني كه با ايمان آورندگان ملاقات كنند مي گويند ايمان آورديم اما چون با يكديگر خلوت كنند مي گويند آيا شما ]با شهادت خود[ از باب علمي كه خدا براي شما گشوده، دري براي مسلمانان باز مي كنيد كه با شما نزد پروردگار محاجه كنند. پس چرا انديشه نمي كنيد؟». قاضي، متهم را به جايگاه فرامي خواند و مدعي العموم ادعانامه را قرائت مي كند: «آقاي موسوي قبل از احضار به دادگاه، در آزادي و سلامت كامل و به هنگام تبليغات انتخاباتي، مواضعي را بيان داشته كه در جلب 13ميليون رأي به نفع او نقش اساسي داشته است.» مدعي العموم آنگاه با تأكيد بر «اقرار العقلاء علي انفسهم جايز»، اظهارات موسوي در جمع دانشجويان و دانشگاهيان و نيز در سفر به برخي شهرها را قرائت مي كند. «ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها و ديكتاتوري ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است. بدون ولايت فقيه به فرصت هاي امروز نمي رسيديم. ممكن است بعضي ها نظر مرا قبول نداشته باشند ولي اين نظر من نسبت به ولايت فقيه است و به آن متعهد و پايبند هستم... ما بدون ولايت فقيه در 30 سال گذشته در برابر تهديدها آسيب پذير بوديم و هر لحظه ممكن بود كشور به فضاي قبل از انقلاب بازگردد. من با قبول ولايت فقيه وارد انتخابات شده ام... من همواره از ولايت فقيه دفاع كرده ام و هم اكنون نيز بهترين رابطه را با رهبر معظم انقلاب دارم... سخن گفتن از اطاعت از ولي فقيه ساده است اما اصل، اجراي آن و انطباق رفتار و اعمال با نظر ولي فقيه است...»
قاضي سيد محمد خاتمي با شال سبزي كه بر شانه دارد، آغاز سخن مي كند تا بنابراين اظهارات و شهادت هاي متهم، او را به اتهام «كودتا، ديكتاتوري، آسيب به كشور، نقض قانون اساسي، تلبيس با افكار عمومي و خيانت به اعتماد و رأي مردم» محاكمه كند: اصل ادعا اين است كه شما با رضايت و اختيار كامل، اين سخنان و اظهاراتي نظير پايبندي به قانون اساسي و وفاداري به خط امام را ادا كرده ايد. اگر از سر صدق گفته ايد كه عملكرد شما پس از انتخابات نقطه مقابل اظهارات شماست و اگر بدون اعتقاد چنان سخناني ابراز كرده ايد، اين حمل بر سوءاستفاده از باورها و اعتقادات مردم مي شود. ما به قانون اساسي كه ولايت فقيه جزو آن است، وفا داريم. امام خميني مي فرمود اگر دشمنان از شما تعريف كردند، به خود شك كنيد...
قاضي مشغول سخن گفتن و به سر آوردن داوري است كه متهم از جاي برمي خيزد، كنار جايگاه قاضي مي رود، شال سبز او را دور گردن خود مي اندازد و مي گويد تند رفتيد آقاي قاضي! دست نگه داريد. بايستيد با هم برويم.
ورق برمي گردد. متهم برگ هايي را رو مي كند. گفته هاي خاتمي است؛ آقاي قاضي بياييد از خير اين دادگاه بگذريد وگرنه من چند برابر شما گفتني دارم و نگفته ام. من خيلي چيزها از دولت شما ديدم و به روي خود نياوردم. مگر شما نبوديد كه روز 16 آذر 1383 در سالن شهيد چمران دانشكده فني دانشگاه تهران پس از هو شدن توسط شماري از حاضران، در حالي كه از خشم خون به صورت شما دويده بود گفتيد «كاري نكنيد كه بگويم بيرونتان كنند... از اردوگاه اصلاحات صداي دشمن به گوش مي آيد». در اين چند سال با دشمناني كه در اردوگاه شما و ما خانه كرده بودند، چه كرديد؟ حتي يك نفر از آنها را بيرون انداختيد يا به مردم معرفي كرديد؟ آقاي خاتمي! نشست 5 شهريور 1386 در بنياد باران خاطر شريفتان هست؟ روز جوان؟ همان جا فرموديد «دوم خرداد را تندروها به شكست كشاندند». چند روز بعد اعضاي «انجمن فرهنگ و سياست دانشجويان دانشگاه شيراز» به ملاقات شما آمدند. چند روز قبل از آن گفته بوديد «از نتايج وحشتناك نظريه ليبرال دموكراسي اين است كه همه جهان بايد از روي الگوي آمريكايي ساخته شود و آمريكا مي تواند هرچه مي خواهد در جهان انجام دهد. با اين تلقي خطرناك، اشغال ها و سركوب ها و اعمال معيارهاي دوگانه توجيه مي شود» و آن روز، تمام زير پاي جرياني را كه بنده و شما روي آن ايستاده ايم خالي كرديد آنجا كه شهادت داديد «امام گفتمان چپ را مطرح نكرده است. امام، اسلام و آزادي و سقوط دولت پهلوي را مطرح كرده است و بعضي روشنفكران تحت تأثير فضاي چپ موجود وقت، گفتمان چپ مذهبي را رايج كردند كه در دنيا شكست خورده و از رده خارج شده است. پس از آن، باز آشفتگي هايي به وجود آمده و گفتمان اصلاح طلبي گاهي تنه به تنه ليبراليسم زده است چون ما مشخص نكرده ايم، نظر مستقل خودمان چيست». آقاي قاضي مگر تغيير قانون اساسي از نگاه شما خيانت نبود، پس چگونه قاعده انتخابات را به هم زديد؟ حالا هم پس از همه اين مواضع بيانيه صادر مي كنيد كه «نبايد دچار خطاي تحليلي در شرايط فعلي شد»؟ سيد بزرگوار! به استناد فرمايشات شما، جرياني را كه نمايندگي مي كنيد تنه به تنه اشغالگري و سركوب و تزوير آمريكا تحت لواي ليبرال دموكراسي حركت كرده، البته پس از آن كه تنه به تنه كمونيسم و خلاف خواست امام خميني سير كرده است. مي توانم بپرسم منظور شما از كلمات «انحراف، تندروي، آشفتگي، خيانت» و نظاير آن چيست؟ يعني آمريكايي ها براي شما كف نزدند و فقط براي ما هورا كشيدند...
دادگاه به هم خورده است. اصلا نوبت كروبي نمي شود. در چنين محكمه اي، داوري و صدور حكم خيلي سخت است. كسي از ميان حضار مي گويد قبل از هر مجازاتي، آنها را محكوم كنيد به خواندن يك دوره از صحيفه امام و رونويسي از تمام اظهارات و اعترافاتشان عليه خود از اول انقلاب تا به امروز، شايد در اين ميان «من» و «خود» مسخ شده خويش را پيدا كردند و دانستند كه به خواست خود در كدام بيغوله پرت شده اند.
مي فرماييد چنين مقابله و مجادله و محاكمه اي امكان ندارد؟! اما محكمه الهي كه سوخت وسوز ندارد، اگر هم دير و زود داشته باشد. در چنان محكمه اي كه دوستان با هم مجادله خواهند كرد، ديگر نمي توان به تعبير قرآن «زبان گرداند» و «كلمات را از معنا و جايگاه خود تحريف كرد». خداوند 4 بار در قرآن (در سوره هاي بقره و نسا، و دو بار در سوره مائده) عالمان يهود را به خاطر تحريف عامدانه كلام و كلمات حق سرزنش و حتي لعنت مي كند. اين تحريف گران از نگاه قرآني متهم به «نقض پيمان» هستند. خداوند در آيات 41 تا 43 سوره مائده هم از رسول خدا مي خواهد به خاطر كساني كه به زبان ايمان آورده اند اما به سوي كفر شتابان مي روند و به خاطر علماي يهود كه به تحريف كلمات مشغولند و كلام حق را تنها بدان شرط مي پذيرند كه به نفعشان باشد، محزون نشود چرا كه پروردگار خواسته آنها را بيازمايد و سرانجامشان در دنيا رسوايي و در آخرت عذاب عظيم است. خداوند همچنين با رسول خود استدلال مي كند «آنها چگونه به حكم تو سر فرود آورند در حالي كه تورات نزد آنهاست كه در آن حكم خدا هست. و پس از داوري خواستن، از حكم تو روي مي گردانند».
اين آيات مختص علما و احبار يهود نيست اگرچه شأن نزول آن درباره اين عده است. آيات مذكور شامل هر كسي است كه بخواهد احكام و ارزش هاي الهي را وارونه كند. تحريف و تهي كردن ارزش ها از معناي حقيقي خود، همان كاري بود كه جبهه استكبار اموي با به خدمت گرفتن ياران فزونخواه و ناراضي اميرمؤمنان علي عليه السلام، بر سر امت اسلام آوردند و شگفت اينكه وقتي جناب طلحه در ميانه جنگ جمل نادم شد و حركت كرد كه از فتنه كناره گيرد، همان مروان بن حكمي از پشت به او تير زد كه هم پيمان و هم اردوگاه او محسوب مي شد. و علي درباره دعوت يارانش به پذيرش بيعت مروان به ذكاوت و بصيرت فرموده بود كه «دست-پيمان شكن- او، دست يهوديه است. من به بيعت او نياز ندارم». كاش جناب طلحه الخير ساعاتي زودتر- پيش از آن كه به هنگام جان باختن به تير مروان اموي بگويد «خون هيچ بزرگي مثل من به هدر بر زمين نريخت»- به خود مي آمد و از خويش مي پرسيد «پيرمرد! شيخ! صحابي پيامبر! تو را با كفار و منافقين آزاد شده و طلقاي «يوم المرحمه » چه معامله كه با آنان هم جبهه شده اي. درست كه پيامبر با بزرگواري از ريختن خون آنها گذشت اما با آنها كه جبهه تشكيل نداد». چه گريه طاقت سوزي كرد اميرمؤمنان بر جنازه او و زبير. كاش برمي گشتيد از اين فتنه اي كه اردوگاه شام تدارك كرده بود.
موسوي و خاتمي و كروبي، نه سلمان و ابوذر و مقداد و عمارند و نه طلحه و زبير و ابوموسي اشعري و اشعث بن قيس. آنها و همه ما آزمون دهندگان حي و حاضر آزموني هستيم كه سنتي به امتداد تاريخ دارد. مي توان به خط اسلام ناب پايدار بود و يا خطا را برگزيد و بر آن جامه مبدل خط امام و اسلام ناب پوشاند. مي توان شعارهاي اسلام، انقلاب، ولايت و رهبري و شعار مرگ بر آمريكا را با عزت سر دست گرفت و با پناه گرفتن در اردوگاه خط امام، از شيطان بزرگ برائت جست و مي توان مانند آن سياست باز پشيمان كه در پاريس نزد ديپلمات و جاسوس بلندپايه سفارت آمريكا در تهران ابراز شرمندگي و عذرخواهي كرد، تن به بازي تحقيرآميز شيطان داد.
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با كافران چه كارت، گر بت نمي پرستي
اين را هم بايد گفت كه مقتداي عزيز ما- سيدعلي خامنه اي- نزد پروردگار عزيزتر و محبوب تر از اميرمؤمنان علي عليه السلام نيست، او كه مأمور شد پس از رحلت پيامبر(ص)، 03 سال تمام با لج بازي ها و كجروي ها و عقده ها و حسادت ها و انحراف ها و سقوط هاي شماري از صحابه دست و پنجه نرم كند، روزي به مدارا و روزگاري به مداوا با آخرين دوا، «آخرالدواء الكي».
اميرمؤمنان، روزگار فراق پيامبر(ص) خون دل بسيار خورد اما مأمور بود كه صبوري كند و پاي خدا بنويسد. تا بشود علي(ع) و بماند. بشود اسوه، مقتدا. امروز هم مقتداي ما و مقتداي متقداي ما همان مولاست. با اين تفاوت كه به اقتداي مروت اميرمؤمنان(ع)، امروز نسلي علوي پاي كارند و سيدعلي تنها نيست. روزگار گشته و آزموني دوباره برساخته، تا ديگر بار در دگرگوني احوال، مرد و نامرد- اهل فتي و اهل غدر و جفا- از هم بازشناخته شوند. اينجا محكمه است. تا هر كس درباره خود و اطرافيانشان حكم كند. پيش قاضي و معلق بازي؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:19  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
نماينده اصلاح طلب مجلس ششم طي يادداشتي به تشريح برخي عملكردهاي محسن ميردامادي در زمان اصلاحات از جمله سرپوش نهادن به تقلب مشاركت در جعل هزاران شناسنامه و سكوت در برابر اقدامات خلاف وزارت كشور وقت پرداخت.
در پي اظهارات صادق زيباكلام و دفاع وي از ميردامادي و رمضان زاده، محمد محمدرضايي از نمايندگان اصلاح طلب مجلس ششم طي يادداشتي به آن واكنش نشان داد.
در اين نوشته آمده است: بيان نظرات كساني چون جناب زيباكلام كه نقطه نظراتشان در بين گروه هايي از جامعه نافذ است، نبايد به گونه اي باشد تا ذهن جامعه را از خطاها و عملكردهاي اينان در دوران مسئوليتشان پاك نمايد. محمدرضايي در يادداشت خود ادامه داد: اگر روزي براي محاكمه عاملين شكست جبهه اصلاحات دادگاهي برگزار شود به يقين اين دو از متهمان اصلي آن دادگاه نيز خواهند بود. چنانچه در ماجراي اخير به نحوي از انحاء اتهامات شان اثبات شود اين فرضيه قوت مي گيرد كه در جنبش اصلاح طلبي هم نقش نفوذي ايفا كرده اند.
وي در ادامه با اشاره به مصاديق اين مدعا نوشت: اهميت و نقش وزارت كشور در اداره مملكت بر كسي پوشيده نيست. نظارت بر عملكرد اين وزارت خانه در خانه ملت به عهده كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي بود كه دوره ششم محسن ميردامادي رياست آن را عهده دار بود. طرح صدها سؤال در كنار درخواست هاي متعدد تحقيق و تفحص و استيضاح از وزير كشور و دواير تحت امرش، دلايل غيرقابل انكاري بر ناكارآمدي آن وزارت از منظر وكلاي ملت بود.
در اين يادداشت همچنين آمده است: براي نمونه اشاره مي كنم در شرايطي كه دهها بخش، شهر و ناحيه استحقاق ارتقا و توسعه را داشتند، آقاي موسوي لاري در محافل و مجالس از دموكراسي، حقوق ملت، رفع تبعيض ناروا، جامعه مدني و اصلاحات دم مي زد اما در مقام عمل، هم و غم شان معطوف به جابه جايي پالايشگاه، تغيير مسير جاده ها و سندسازي براي ارتقاي قصبچه «مهر» زادگاهشان از روستا به شهرستان بود.
محمدرضايي در نوشته خود تاكيد كرد: جناب ميردامادي و هم كيشانشان متهمند در پي اهداف موهوم و انحرافي، كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس را تا سرحد يك اداره تابعه وزارت كشور تنزل داد آنچه در اين مقال قابل سؤال است اينكه: رد درخواست تحقيق و تفحص جمعي از نمايندگان دوره ششم از عملكرد هيئت هاي اجرايي و نظارت بر انتخابات دومين دوره شوراهاي اسلامي شهر از سوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي چه توجيهي داشت غير از سرپوش گذاشتن بر تقلبات عناصر مشاركتي در جعل و استفاده از 35 هزار شناسنامه جعلي كه تنها در يك حوزه انتخابيه بود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 22:24  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي با اشاره به شكايت 100 نفر از نمايندگان مجلس از موسوي تاكيد كرد كه دستگاه قضايي بايد وي را تحت پيگرد قضايي قرار دهد.
حجت الاسلام «علي شاهرخي» در گفت وگو با فارس در اين باره اظهار داشت:
نمايندگان ملت مانند وكلاي خود كه مردم هستند اگر جرائمي عليه امنيت ملي و مصالح عمومي ببينند، طبيعي است كه نسبت به آن بايد وارد عمل شده و آن را پيگيري كنند.
وي امضاي شكايت 100 نماينده از موسوي را در همين راستا ارزيابي كرد و گفت: كسي كه چنين جرم بزرگي را عليه منافع ملي و امنيت عمومي انجام داده است، بايد محاكمه و پيگرد قضايي قرار گيرد.
رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي كه سابقه قضاوت را در كارنامه خود دارد با اشاره به سرفصلي از قانون مجازات اسلامي كه به مسبب و مباشر جرم، تاكيد دارد، افزود: در شرع مقدس و قانون هست كه سبب گاهي اقوا از مباشر است، از اين رو بايد هم با مباشرين و هم با مسببين اغتشاشات و فتنه هاي اخير برخوردي قاطع صورت گيرد.
وي تاكيد كرد: نبايد عاملين و سران آشوب و فتنه آزادانه خود را مصون از هر برخوردي ببينند اما افرادي كه مرتكب جرائم جزئي شدند، محاكمه شوند. اگرچه به نظر مي رسد دستگاه قضايي تا به حال به دنبال آن بود كه عاملين و سران اغتشاشات و فتنه اخير در نزد افكار عمومي شناسايي شود كه هم اكنون اين امر صورت پذيرفته است.
شاهرخي در پاسخ به سوالي درخصوص تشكيك در مورد امضاكنندگان اين شكايت از موسوي هم گفت: تمام نمايندگاني كه در امر تقنين هستند، به صورت عام فارغ از اينكه اطلاعات حقوقي داشته باشند، به حوزه حقوق و قانونگذاري اشرافيت لازم دارند چرا كه دائما به دنبال وضع مقررات حقوقي هستند از اين رو نمي توان گفت كه آن ها به مسائل حقوقي واقف نيستند. ضمن آنكه شماري از تنظيم كنندگان و امضاءكنندگان شكايت از موسوي نمايندگاني هستند كه در سابقه كاري خود قضاوت و رسيدگي به امور حقوقي ديده مي شود.
رئيس كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي در بخش ديگري از اين گفت وگو با اشاره به اين بخش از سخنان رهبر معظم انقلاب اسلامي در ديدار با نخبگان مبني بر اينكه كساني كه اصل انتخابات رازير سوال بردند مرتكب جرم بزرگي شدند، خاطرنشان كرد: به عنوان يك قاضي و حقوقدان معتقدم اين سخنان رهبر معظم انقلاب جنبه حقوقي در برخورد با سران آشوب و فتنه دارد و مخاطب اين بخش از سخنان رهبري جنبه عام الشمول دارد يعني همه آحاد مردم، فعالين سياسي و دلسوزان نظام مي بايست پيگير اين مسائل باشند. ضمن آنكه كميسيون حقوقي و قضايي مجلس نيز قبل از آنكه رهبر انقلاب اسلامي در اين زمينه تكليفي را كنند، مواضع خود را درخصوص سران اغتشاشات اعلام كرد.
شاهرخي همچنين در مورد هدف از طرح هاي موسوم به برون رفت از وضعيت فعلي كشور، وحدت ملي و آشتي ملي نيز گفت: آنچه در حوادث پس از انتخابات اتفاق افتاد، جرائمي عليه كشور و امنيت ملي بود و قطعا بايد به جرم سران آشوب رسيدگي شود و وحدت ملي با اين اشخاص اصلا نوعي جرم محسوب مي شود.
وي در عين حال خطاب به كساني كه اينگونه طرح ها را مطرح مي كنند، افزود: اگر طرحي هم براي بخشش سران فتنه و آشوب داريد، بهتر است اينگونه مي گفتند كه سران فتنه بايد توبه كنند و پس از آن درخواست عفو براي آنان داشتيد چرا كه اصلا وحدت و آشتي ملي بازگردانندگان فتنه اخير معنا ندارد چرا كه عده اي از خواص مردود شده در انتخابات اخير مرتكب جرم بزرگي شدند كه بايد به صورت قاطع با آن ها برخورد شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 17:26  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
محمود وحيدنيا نخبه رياضي دانشگاه شريف اخبار منتشره درباره برخورد با خودش را تكذيب كرد.
به دنبال انتشار اخباري درباره برخورد با محمود وحيدنيا، نخبه جواني كه چهارشنبه گذشته بدون هماهنگي با مجري مراسم و به دعوت رهبر انقلاب، پشت تريبون قرار گرفت و انتقاداتي مطرح كرده بود؛ خبرنگار سايت «الف» جمعه گذشته صحت و سقم اخبار منتشره توسط تلويزيون ها و سايت هاي فارسي زبان خارجي را از وي جويا شد.
وحيدنيا با تكذيب اخبار منتشره درباره برخورد با وي، گفت: تمايلي براي مصاحبه و حاشيه سازي رسانه اي ندارم و وقتي مطالب برخي سايت هاي خارج نشين در مورد حرف هايم و نحوه برخورد رهبري و كل اين ماجرا را كه مي شنوم خنده ام مي گيرد.
وي افزود: انتظارم هم از جامعه و نخبگان اين است كه بيش از اين شايعات پخش نشود و در جهت بهتر شدن اوضاع تلاش كنيم.
اين دانشجوي رياضي دانشگاه شريف با رد هماهنگي قبلي با برگزاركنندگان مراسم، گفت: من متني آماده كرده بودم ولي نتوانستم متن ام را داخل ببرم چون كلا اجازه نمي دادند نامه اي به داخل برده شود ولي من، آن چيزي كه از متنم به خاطر داشتم به زبان آوردم.
وي تاكيد كرد: مطالبي كه در اين ديدار مطرح كردم كاملا اعتقادات خودم بوده و با هيچ كس هماهنگ نكردم و كسي خبر نداشت كه مي خواهم صحبت كنم حتي خانواده ام نيز از اين موضوع، اطلاعي نداشتند.
وحيدنيا در مورد فضاي ايجاد شده براي طرح سخنانش با وجود اين كه برگزاركنندگان مراسم ابتدا به وي اجازه ندادند سخن بگويد، اظهار داشت: من چند بار اجازه خواستم، رهبري هم اجازه دادند و من به راحتي رفتم و حرفهايم را در چهار سرفصل بيان كردم؛ يكي صداوسيما، دوم نقد رهبري، سوم نقد نگاه حكومت به معترضين و در نهايت دردودلي كه از وضعيت جامعه عرض كردم.
وحيدنيا تاكيد كرد: انتظار نداشتم كه در همان جا پاسخي از ايشان بشنوم يكسري دغدغه داشتم كه به صورت سوال بيان كردم و اميدوارم در عمل جواب دهند.
وي اضافه كرد: من دوستان بسياري در دانشگاه شريف و بيرون دارم كه از اعتقادات و باورهاي من خبر دارند و مي توانيد با همه آنها صحبت كنيد و دريابيد كه عقايد شخصي ام را بر زبان جاري ساختم.
بعد از انتشار خبر سخنان صريح و هماهنگ نشده وي در نزد رهبر انقلاب، تعدادي از رسانه هاي فارسي خارج نشين با راه اندازي جنجال رسانه اي، از دستگيري وي خبر داده و حتي نسبت به جان وي اظهار نگراني كرده اند.
برخي ديگر از رسانه هاي ضد انقلاب نيز سخنان وي را برنامه ريزي شده و بخشي از يك نمايش توصيف مي كنند.
محمود وحيدنيا داراي رتبه طلاي المپياد كشوري رياضي در سال 1386 است و از سال گذشته در رشته رياضي در دانشگاه صنعتي شريف تحصيل مي كند.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:44  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رئيس دولت اصلاحات مي گويد: معيارهاي يك نظام مطلوب مردمي در الگوي جمهوري اسلامي جمع شده است و بزرگ ترين رسالت ما اين است كه نظامي را به وجود آوريم كه بشر در آن آزادي و پيشرفت و عدالت ببيند و ما اعتقاد داريم با همين قانون اساسي مي توان در همين مسير ادامه داد.
به گزارش روابط عمومي دفتر سيدمحمد خاتمي، وي در ديدار اعضاي شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران، سوالات اين انجمن درباره انتخابات را «نشانه مواجه شدن جامعه با بحران» توصيف كرد و گفت: بايد پذيرفت كه در جامعه بحران به وجود آمده و از آن پس است كه مي توان چاره اي انديشيد.
وي با بيان اينكه «اگر ما كه به اصل نظام اعتقاد داريم، نتوانيم حرف نزنيم، ديگران كه اعتقادي ندارند، دست به عمل خواهند زد و نتيجه عمل آنها چيزي نيست كه مطلوب ما باشد»، يادآور شد: نبايد بگذاريم كار به جايي برسد كه تقاضاها از درون كشور به بيرون نظام برود.
خاتمي با استناد به سيره حضرت امام خميني(ره) گفت: امام همواره تاكيد داشتند كه در نظام جمهوري اسلامي حتي افرادي كه ضد خدا و ضد دين هم باشند تا زماني كه دست به سلاح نبرده باشند و توطئه نكنند، ايمن هستند.
رئيس دولت اصلاحات يادآور شد: امام همواره بر حضور و فعاليت گرايش ها و سلايق مختلف اصرار داشتند؛ به طور مثال خود امام(ره) تاكيد داشتند كه مجمع روحانيون مبارز در كنار جامعه روحانيت مبارز فعاليت داشته باشد.
وي گفت: ما همچنان اصلاحات را بر مبناي دين مي دانيم، مبدا هويتي خود را انقلاب اسلامي، و چارچوب حركت خود را جمهوري اسلامي مي دانيم، اما اعتقاد داريم كه در عمل، انحراف هايي وجود دارد كه با همان معيارهاي ديني و انقلابي بايد اصلاح شوند.
خاتمي خاطرنشان كرد: «متاسفانه گاهي برخي اين انحرافات را عين نظام قلمداد مي كنند. ما همچنان در مقام نقد قدرت موجود باقي مي مانيم، البته در چارچوب جنبشي كه اسلام و نظام و انقلاب را قبول دارد.»
تاكيد خاتمي بر قانون اساسي و جمهوري اسلامي و مبنا قرار گرفتن انقلاب اسلامي براي اصلاحات مبناي خوبي جهت نقد عملكرد دو دهه اخير جريان موسوم به اصلاح طلب و به ويژه رويكرد افراطي، ساختارشكن، ضد قانوني و ديكتاتور مآبانه آنها طي چند ماه اخير است.
طبيعتا قائل شدن «حق حرف زدن و انتقاد» حتي براي مخالفان نظام يك بحث است و در پيش گرفتن گردن كلفتي و ديكتاتوري براي مقابله با جمهوريت و راي مردم موضوعي ديگر. آنچه جريان موسوم به اصلاحات در انتخابات اخير انجام دادند، تن ندادن به انتخاب اكثريت مردم به عنوان قاعده دموكراسي ومنطق قانون اساسي بود. طيف مذكور همچنين به مكانيزم هاي پيش بيني شده در قانون اساسي براي حل و فصل اختلاف هاي انتخاباتي هم تن نداد حال آن كه به عنوان مثال وقتي در آمريكا، دادگاه فدرال درباره اختلاف بسيار اندك ميان آراء بوش و جان كري، حكم داد، حزب بازنده به اين حكم گردن نهاد و مانند برخي مدعيان بي صداقت جمهوري خواهي و دموكراسي در ايران كار را به اردوكشي خياباني و تهديد و ارعاب نكشاند.
اما درباره استناد به سيره حضرت امام هم بايد گفت آن حضرت ضمن اعتقاد به تحمل مخالفيني كه با نظام و ملت اعلام جنگ نمي كنند، درباره كساني كه تن به قانون نمي دادند و اشكال تراشي مي كردند فرمودند غلط مي كنيد قانون را قبول نداريد، قانون شما را قبول ندارد. همچنين سلوك ديني حضرت امام درباره تحمل عناصر ضد خدا و ضد دين، به ائتلاف و همراهي و هم پيماني با آنها - رويكردي كه متاسفانه در ميان طيفي از مدعيان اصلاح طلبي تبديل به رويه شد - منجر نگرديد.
آقاي خاتمي در ماه هاي پاياني رياست جمهوري و پس از آن بارها به درستي تاكيد كرده بود «شعار اصلاحات از هويت ديني و انقلابي خود منحرف شد و تنه به تنه ليبراليسم زد، هم چنان كه امام معتقد به چپ روي نبود و ابتداي انقلاب انحرافاتي در اين زمينه رخ داد.»
متاسفانه آقاي خاتمي با وجود تائيد بر اينكه «از اردوگاه اصلاحات صداي دشمن به گوش مي رسد» و «زمزمه تغيير قانون اساسي خيانت است» عملا طي يك سال اخير به همراهي و ائتلاف جريان مدعي اصلاحات با جريان هاي ساختارشكن، ضد انقلاب و ضد قانون اساسي رضايت داد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:43  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
ميرحسين موسوي با صدور بيانيه اي به بهانه سالگرد 13 آبان، ترجيح داد ماهيت ضد آمريكايي «روز ملي مبارزه با استكبار جهاني» و محتواي آن در زمينه «تسخير لانه جاسوسي» را مسكوت بگذارد. وي به روال عملكرد چند ماه اخير خود از ابراز برائت و انزجار نسبت به سياست هاي ظالمانه و استكباري شيطان بزرگ طفره رفت و اين در حالي است كه جفاكاري وي در حق كشور و نظام طي 5، 4 ماه گذشته بارها با ستايش دولتمردان آمريكايي مواجه شده است. كساني چون اوباما، هيلاري كلينتون، پل ولفويتز و... با نام بردن از موسوي، وي را مردي شجاع و الهام بخش خوانده و نسبت به تحركات ضدانقلابي او ابراز ذوق زدگي كرده اند.
موسوي در بيانيه خود تحت «بيانيه شماره 14 ميرحسين موسوي در آستانه سيزدهم آبان» با اشاره به مناسبت هاي اين روز (تبعيد حضرت امام و كشتار دانش آموزان از سوي رژيم پهلوي) درباره مناسبت اصلي اين روز (تسخير جاسوسخانه شيطان بزرگ) به اين جملات بسنده كرد: درباره سومين سيزده آبان بسيار گفته شده است، تا جايي كه بعيد است كمترين اطلاعي از آن ماجرا ناگفته مانده باشد؛ از جمله آن كه در اين رويداد امام از دانشجويان مسلمان پيروي كرد. ظاهراً اين دانشجويان بودند كه خود را پيرو خط امام مي خواندند، اما در واقع اين امام بود كه حركت آنان را دنبال نمود. قطعاً هيچ يك از رهبران و فرماندهان انقلاب در شكل دادن به آنچه در اين روز اتفاق افتاد نقشي نداشت. حتي خود دانشجويان تصور مي كردند بعد از چند روز حادثه تمام مي شود و به خانه هايشان باز مي گردند. ولي امام اين رويداد را پيگيري كرد و آن را انقلابي بزرگ تر از انقلاب اول ناميد.
وي هيچ اشاره اي به محتواي اين مناسبت بزرگ يعني فتح جاسوسخانه آمريكا و برملا شدن اسناد جاسوسي اعضاي گروهك هايي نظير نهضت آزادي، جبهه ملي، جنبش خلق مسلمان و... كه با طراحي كودتا، غائله هاي مرزي، شايعه پراكني، منفي بافي و سياه نمايي، جنگ رواني و مطبوعاتي و القاي اختلاف ميان مسئولان به جنگ نظام نوپاي اسلامي آمده بودند، نكرد و اين در حالي است كه اغلب گروهك هاي ياد شده، چه آنها كه اعضايشان در داخل كشور هستند و چه آنها كه از كشور گريختند- (كساني نظير ابراهيم يزدي و عليرضا نوري زاده و...) مشخصاً از اقدامات خيانت آميز و ضدانقلابي موسوي طي چند ماه گذشته مكرراً حمايت كرده و حتي گروهك هايي نظير نهضت آزادي در ارتباط با ستادهاي انتخاباتي اصلاح طلبان بوده اند.
حضرت امام با اشاره به اسناد لانه جاسوسي و مشخص شدن ماهيت گروهك هاي منافق شبه مذهبي- نظير نهضت آزادي و دولت موقت برآمده از آن بود- كه فتح لانه جاسوسي را انقلاب دوم و بزرگ تر از انقلاب اول توصيف كردند و تأكيد نمودند كه اگر اينها سركار مانده بودند به اسلام سيلي مي زدند.
ميرحسين موسوي در بيانيه خود پس از عبور از هويت و ماهيت ضدآمريكايي روز 13 آبان و در حالي كه متحدان حزبي وي در دولت اصلاحات تا مرز تعطيلي تمام فعاليت هاي هسته اي پيش رفتند و خواستار سركشيدن جام زهر تسليم شدند، به سياست خارجي عزتمندانه امروز كشور حمله كرد و با ادعاي رفتارهاي افراط و تفريطي مدعي شد: دولتمردان مصالح بلندمدت مردم را به هيچ معامله مي كنند و با گشاده دستي از حقوق ملت عقب مي نشينند. آنها نشان دادند حتي در تسليم شدن و كرنش كردن افراط گرند(!)
وي آنگاه در تناقض با همين ادعا نوشت «حتي اگر با تلاش دلسوزان، از واگذاري دستاوردهاي كشور در زمينه انرژي صلح آميز هسته اي جلوگيري شود از عواقب افراط و تفريط هاي دولتمردان ايمن نشده ايم زيرا رفتارهاي آنان زمينه را براي اجماع بين المللي جهت اعمال تحريم ها و فشارهاي بيشتر به ملت ما فراهم كرده است».
مانور تبليغاتي ميرحسين موسوي روي فشار جبهه غرب در حالي است كه برخي عناصر سياسي و اطلاعاتي در آمريكا و اروپا اخيراً اعلام كرده اند بايد با تشديد فشار تبليغاتي و فضاي رواني عليه جمهوري اسلامي، به تقويت جريان معارض با نظام اسلامي در داخل پرداخت! و با توجه به روشن بودن صورت مسئله آقاي موسوي بايد توضيح دهد كه منظورش از جملات مبهم و دوپهلو براي متهم كردن نظام چيست و چرا جريان رسانه اي هماهنگ با غرب هم نظام را متهم به سازش و امتياز دادن به بيگانگان مي كند و هم در عين حال دفاع نظام از حقوق ملت و باج ندادن در اين زمينه را حمل به ماجراجويي و تحميل هزينه براي كشور مي نمايد!!
حذف معنادار «برائت از آمريكا» - و لااقل اشاره به ماهيت روز ملي مبارزه با استكبار- و به جاي آن تخطئه عملكرد عزتمندانه نظام در چالش هسته اي در حالي است كه چند روز پيش جفري فلتمن معاون وزير خارجه آمريكا و تعدادي از اعضاي كنگره اين كشور در نشست مشتركي اعلام كردند براي برون رفت از بن بست هسته اي، مجدداً حمات از اصلاح طلبان در ايران را به عنوان جايگزين براي تحريم هاي غيرمؤثر، در دستور كار قرار داده اند. موازي با اين پروژه، عناصر سياسي همسو با غرب در داخل، القاي دو محور متناقض «ضعف» و «ماجراجويي» (امتيازدهي و سماجت)! را در پيش گرفته اند.
هفته گذشته محسن مخمل باف كه خود را سخنگوي جنبش سبز در خارج از كشور معرفي مي كند با انتشار نامه اي خطاب به اوباما، از وي به خاطر تسخير لانه جاسوسي در ايران عذرخواهي كرد و خواستار معرفي 13 آبان به عنوان روز آشتي با آمريكا شد.

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 10:41  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
«معاون وزير خارجه آمريكا اطمينان داد دولت اين كشور از اصلاح طلبان در ايران حمايت مي كند و حمايت از فعالان اين طيف كاهش نيافته است.»
سايت صداي آمريكا با انتشار اين خبر، به نشست جفري فلتمن معاون وزير خارجه در امور خاورميانه با شماري از نمايندگان كنگره اشاره كرد و نوشت: فلتمن اطمينان داد سازمان هاي مستقر در آمريكا به حمايت از گروه هاي آزاديخواه در ايران ادامه خواهند داد. اين ابراز اطمينان در واكنش به نگراني نمايندگان كنگره بود. فلتمن گفت اوباما و ديگر مقامات دولت او مصرانه از اصلاحات دموكراتيك در ايران حمايت مي كنند.
صداي آمريكا با بيان اينكه «جمهوري خواهان ادعا مي كردند اوباما به اندازه كافي از معترضان در ايران حمايت نكرده» نوشت: گري اكرمن رئيس دموكرات كميته مسائل خاورميانه در مجلس نمايندگان پيشنهاد كرده است همزمان با تلاش براي برقراري گفت وگو با ايران بر حمايت از طرفداران اصلاحات و دموكراسي در اين كشور تأكيد مي كند. او گفت ما بايد اعلام كنيم كه از آنها حمايت مي كنيم و از شجاعت و پافشاري آنان الهام مي گيريم».
گري اكرمن هم در اين نشست به فلتمن گفته است «استراتژي كاربرد ديپلماسي به موازات تحريم براي مهار برنامه هسته اي ايران، يك استراتژي سست است و بايد روش فراگيرتري در پيش گرفته شود و از جمله از جنبش سبز در ايران پشتيباني شود. كنار ايستادن ما در زمان ناآرامي هاي چند ماه پيش زيركانه بود اما اكنون سكوت قابل توجيه نيست.»
در پاسخ به انتقادات مذكور، معاون وزير خارجه آمريكا تأكيد كرد: ما در سياست حمايت از مخالفان عقب نشيني نكرده ايم و برنامه هاي ما براي ايفاي نقش در ايجاد نهادهاي دموكراتيك در ايران به طور كامل و همه جانبه ادامه خواهد يافت.
مقارن با اين اظهارات، رئيس گروهك نهضت آزادي در گفت وگو با دويچه وله آلمان تأكيد كرد «با حل مسئله هسته اي، حقوق بشر از مذاكرات غرب با ايران به حاشيه رانده نمي شود. اين موضوع يك مسئله لوكس و تشريفاتي نيست و بنابراين نمي تواند به حاشيه رانده شود».
تأكيد محافل و مقامات آمريكايي بر حمايت از مدعيان اصلاح طلبي در ايران در حالي است كه عناصر ميداني طيف مذكور در برخي تجمعات بر شعار مرگ بر آمريكا و اسرائيل خط كشيدند تا دليل حمايت آمريكا از اين جريان آشكارتر شود. برخي از گروهك هاي مدعي اصلاح طلبي با افراط در اين امر اعلام كردند روز 13 آبان (روز تسخير لانه جاسوسي و روز ملي مبارزه با استكبار جهاني) را بايد به روز دوستي با آمريكا تبديل كرد.
به تازگي جو بايدن معاون اوباما اطمينان داده بود كه آمريكا از نيروهاي دموكرات و مخالف در ايران حمايت مي كند. سياستمداران آمريكايي تصور مي كنند بن بست 6 ساله در مقابل پيشرفت هاي هسته اي ايران را با استفاده از يك جريان وابسته داخلي مي توان گشود، كاري كه زماني به دست عناصر آلوده در مجلس ششم و دولت اصلاحات انجام گرفت و منجر به تعطيلي تمام برنامه هاي هسته اي شد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 10:3  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
دكتر محمد تيجاني نويسنده كتاب معروف «آنگاه هدايت شدم» گفت: حضرت آيت الله سيدعلي خامنه اي رهبر امت اسلامي، رهبري شجاع، مدبر و دورانديش در برخورد با وقايع جهاني است.
وي در گفت وگو با «رسا» اظهار داشت: اين سيد بزرگوار با شجاعتي كه در مقابل استكبار دارد در قلب مسلمانان جهان قرار گرفته است.
تيجاني گفت: علاقه من به رهبر امت اسلامي، علاقه اي است كه با مودت اهل بيت عليهم السلام جمع مي شود. ايشان مسلمانان را به وحدت توصيه مي كند و آثار بليغ و شيوايي براي مسلمانان اعم از شيعه و سني برجاي گذاشته است. من از خداوند براي حضرت آيت الله خامنه اي طول عمر همراه با صحت و عافيت مسئلت مي كنم تا بتواند به مسير مباركي كه در پيش گرفته دوام دهد.
دكتر محمد تيجاني از اهالي شهر قفصه تونس، كه از معتقدان به مذهب مالكي و از اهل تسنن به شمار مي رفت، پس از بررسي هاي فراوان به شيعه گرايش پيدا كرد. تيجاني در كتاب «ثم اهتديت» (آنگاه هدايت شدم) به شرح ماوقع و تحقيق خويش در اين باره مي پردازد.

+ نوشته شده در  شنبه نهم آبان 1388ساعت 10:2  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

احمدي نژاد به يك قوم نميگنجد و متعلق به همه اقوام ايران مي باشد .

كرد ، لر ، ترك ، تركمن ، فارس ، بلوچ ، زابلي ، عرب و ....

همه با هم برادريم و براي آباداني اين مملكت به كوري چشم دشمنان و بدخواهان

 تلاش فراوان مي كنيم .

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:42  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
دینوسیله از تمامی کاربران و خانواده های ایرانی انتظار می رود در صورتی که هر گونه مشخصاتی از عکس های ذیل و همچنین هرگونه اخبار و اطلاعاتی اعم از عکس ، فیلم ، مقاله ، خبر ، ایمیل و آدرس اینترنتی و یا شکایتی که در خصوص جریان های اغتشاش طلب از هر گروه و صنفی که در فضای مجازی اقدام به تحریک فعالیت های مخرب می نمایند دارید از طریق سایت گرداب به اطلاع مرکز بررسی جزائم سازمان یافته برسانند.

تصاویر افرادی که اغتشاش کرده اند را میتوانید در این آدرس ببینید.
13آبان مرحله ی دیگری از شناسایی توسط سربازان گمنام امام زمان انجام میشود

http://gerdab.ir/fa/pages/?cid=407

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آبان 1388ساعت 17:34  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
اینو یکی از دوستان از امریکا واسم گذاشته بود تو قسمت نظرات.


God curse those who participate in the green movement stand against God

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 22:42  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
در حالي كه مذاكرات وين هنوز عملا پايان نيافته و تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود بررسي ها تازه به انتها رسيده است، طرف هاي غربي علائم جالبي درباره «تصور خود از تصميم ايران» بروز مي دهند. رفتار غرب درباره ايران همواره بيش از آنكه متكي بر واقعيات باشد، بر اساس سوء تفاهم پي ريزي شده است. اين يك الگوي تاريخي است كه غربي ها اطلاعات غلط و گاهي خنده دار را «عين حقيقت» فرض كرده اند -جالب است كه در موارد مهمي اين اطلاعات غلط، همان هايي است كه خودشان عمدا و با هدف جنگ رواني عليه ايران ساخته اند!- بر مبناي آن به اختراع تحليل پرداخته اند و بعد هم از اين تحليل ها نتايج استراتژيك گرفته اند در اين باره كه ايران چه كار دارد مي كند و آنها چه بايد بكنند. اين كه بيش از 6 سال است اين رويه ادامه دارد، قبل از هر چيز نشان دهنده اين است كه دستگاه هاي اطلاعاتي غربي همچنان از رخنه در «سيستم تصميم سازي» ايران و حتي درك منطق آن -كه نيازي به رخنه ندارد و فقط كمي هوش و حواس مي خواهد- عاجزند و سياست «مشت بسته ايران» موفق بوده است.
ايران به زودي ارزيابي خود از پيش نويسي را كه مدير كل آژانس روز آخر مذاكرات وين به طرف هاي حاضر ارائه كرد، نهايي خواهدكرد. طرف هاي غربي همگي با اين پيش نويس موافقت كرده و نظر خود را به طور علني اعلام كرده اند. درك علت اينكه چرا غربي ها به اعلام موافقت هماهنگ با اين پيش نويس اصرار دارند البته چندان دشوار نيست. تقريبا واضح است كه اين بخشي از استراتژي بازسازي اجماع است. غربي ها مي خواهند بگويند :«همه موافقند و فقط مانده ايران...» تا با اين روش آسودگي و آرامش ايران براي اتخاد يك تصميم مستقل تحت تاثير قرار بگيرد و به تعبير خودشان «نه» گفتن براي آن سخت شود. اين روش ها البته خيلي قديمي است. آن روز كه نه گفتن خيلي سخت تر از حالا بود اراده ايران تحت تاثير تبليغات غربي قرار نگرفت چه رسد به حالا كه ظاهرا امريكا به توافق محتاج تر است تا ايران. در تهران كسي به اينكه غربي ها با چه چيزي موافق يا مخالفند اهميت نمي دهد و به همين دليل است كه ايران آنچه را كه همه با آن موافقند تازه محتاج بررسي دانسته است.
اينكه پاسخ ايران چه خواهد بود يا بايد باشد موضوع اين نوشته نيست. اين موضوع در عالي ترين سطوح نظام و با حداكثر دقت در زمان كافي در حال بررسي است و غربي ها از همان روشي كه پيشنهاد را به ايران ارائه كرده اند پاسخ ايران را هم در يافت خواهند كرد. مهم اين است كه ببينيم انتظار غرب از ايران بر اساس كدام مباني شكل گرفته است و آن مباني تا چه حد واقعي است. در حدود يك هفته گذشته منابع غربي حداقل 4 افسانه درباره ايران ساخته اند كه نگاهي كوتاه به آنها كاملا روشن مي كند برداشت غرب از آنچه درايران مي گذرد حتي به نحو حداقلي هم شبيه وضعيت واقعي نيست.
1- يكي از كليشه هايي كه به طور ثابت در تحليل هاي غربي تكرار شده اين است كه علت تاخير ايران در پاسخ، وجود اختلاف ميان مقام هاي ايراني است كه باعث شده آنها نتوانند در مورد اين معامله به يك ديدگاه واحد دست پيدا كنند، و جالب تر اينكه غربي ها اختلاف نظر مورد ادعاي خودشان را ادامه اختلافاتي دانسته اند كه پس از انتخابات در ايران رخ داد. فقط به اين دليل كه لحن نوشته هاي رسانه هاي غربي درباره اين موضوع، شباهتي به طنز ندارد مجبوريم فرض كنيم آنها جدا به اين قبيل تحليل ها باور دارند. اين در حالي است كه مراجعه به اظهارات مقام هاي ايراني اتفاقا نشان مي دهد آنها درباره مهم ترين عنصر اين معامله -البته از ديد غربي ها- يعني مسئله خالي شدن ذخيره اورانيوم كشور هيچ اختلافي ندارند و همه آنها بالاتفاق معتقدند تضميني براي اعتماد به غرب در مورد پاي بند ماندن به تحويل مجدد مواد هسته اي به اين وجود ندارد. سخنان روزهاي گذشته رييس و نمايندگان مجلس و وزير خارجه از اين حيث هيچ تفاوتي با يكديگر نداشته است. علاوه بر اين اگر فرض كنيم بحث، گفت و اظهار نظر درباره موضوعي با اين درجه از اهميت كه به طور معمول ميان كارشناسان انجام مي شود به معناي اختلاف نظر در سطح تصميم گيري است پس بايد نتيجه گرفت في المثل كشوري مثل امريكا كاملا دچار فروپاشي سياسي است چرا كه تقريبا درباره هر موضوعي كه تصورش را بكنيد در آن كشور انبوهي از نظرات كارشناسي متفاوت و بلكه متضاد وجود دارد. تصميم سازي استراتژيك درباره مسائلي از اين دست در ايران، مكانيسمي ثابت و بسيار سطح بالا دارد كه از نظرات كارشناسي تغذيه مي كند اما هرگز در آن متوقف و گرفتار نمي شود. غرب اگر فقط چند روز صبر كند خواهد ديد كه اجماع داخلي در ايران در مورد اين موضوع چقدر كامل است.
2- مسئله دوم ادامه رويه جالبي است كه ديپلمات ها ورسانه هاي غربي از زمان مذاكرات اكتبر در ژنو در پيش گرفته اند و همچنان ادامه دارد. آن رويه خوشمزه اين است كه طرف هاي غربي بدون توجه به آنچه درمذاكرات گذشته و با استفاده از امكانات رسانه اي خود اعلام «پيروزي» و «توافق» مي كنند و آنقدر در اين شيپور مي دمند تا همه -ازجمله بعضي در داخل ايران- باور كنند كه حقيقت همان است كه آنها مي گويند. مشخصا براي امريكايي ها اين سياست رسانه اي دو فايده عمده دارد. اول اينكه مي توانند با ادعاي پيروزي در رسانه ها شكست هاي مذاكراتي خود را بپوشانند و از آنجا كه كسي دسترسي به محتواي مذاكرات ندارد احتمال اينكه آنچه آنها مي گويند پذيرفته شود زياد است و دوم اينكه با انتشار گسترده ادعاي توافق مي توانند بعد كه ايران نظر خود را اعلام كرد بگويند ايران زير توافق خود زده است! در ژنو درباره موضوع مبادله مواد و بازديد از فردو هيچ توافقي نشد چرا كه هيئت ايراني اساسا اين موضوعات را بخشي از دستور كار آن گفت وگوها نمي دانست. با اين وجود هنوز مذاكرات تمام نشده بود كه غربي ها گفتند ايران بازرسي از فردو را پذيرفته و درباره صادرات اورانيوم 5/3 درصد و واردات ميله هاي سوخت 20 درصد هم «توافق اصولي» انجام شده است! در حالي كه فقط يك مراجعه ساده به اخبار رسانه ها مي توانست نشان دهد رييس سازمان انرژي اتمي ايران يك هفته قبل ازآن اعلام كرده بود بازديد از فردو بلامانع است و درمورد سوخت راكتور تهران هم پي گيري ها به چند هفته بلكه چند ماه قبل ميان آژانس و سازمان انرژي اتمي بر مي گشت و ربطي به گفت وگوهاي ژنو نداشت. پس از مذاكرات وين هم دقيقا همين اتفاق تكرار شد. در حالي كه آنچه نهايتا در ژنو به دست آمد چيزي بيش از يك پيش نويس نبود، غربي ها بلافاصله پس از اتمام مذاكرات اعلام كردند هيئت ايراني با پيش نويس ارائه شده از جانب البرادعي موافقت كرده و آن را فقط به منظور تصويب نهايي به تهران برده است. اين دروغ هاي شاخدار در حالي گفته مي شد كه به فاصله كمتر از 24 ساعت معلوم شد نه فقط ايران بلكه حتي خود غربي ها هم در وين با اين پيش نويس موافقت نكرده بودند چراكه موافقت خود با آن را يك روز پس از مذاكرات و در خبرهايي از مبدا مسكو، پاريس و واشينگتن اعلام كردند. تنها اتفاقي كه در وين افتاد -و در گزارش هاي خبرگزاري هاي غربي از آن هم كاملا آشكار است- اين است كه ايران سوال ها و ملاحظاتي درباره پيشنهاد 3 كشور كه به واسطه آژانس به ايران ارائه شده بود مطرح كرد. نتيجه نهايي فقط يك پيش نويس براي توافق بود كه ايران بدون هرگونه اظهار نظر آن را به تهران آورد تا بررسي هاي بيشتر روي آن صورت بگيرد. در تهران هم آنچه تاكنون اعلام شده اين است كه ايران ملاحظاتي بسيار مهم نسبت به آنچه دراين پيش نويس آمده دارد. از جمله اين ملاحظات آن است كه تهران به خوبي مي داند اگر مواد هسته اي ايران ازكشور خارج شود، هيچ تضميني براي بازگشت دوباره آن وجود ندارد در نتيجه يا نبايد اين خروج صورت بگيرد يا اگر در بدترين حالت بنا بر مبادله باشد حتما بايد نوعي «همزماني» و «تدريج» در صادرات و واردات مواد هسته اي لحاظ شود. به عبارت ديگر وقتي غربي ها به صراحت اعلام مي كنند در ورود به اين معامله هدفي جز خارج كردن ذخيره اورانيوم ايران از كشور ندارند نبايد توقع داشته باشند ايران اين هدف را دو دستي تقديم آنها كند.
3- سومين تحليل عميقا گمراه كننده در منابع غربي است كه تصور مي كنند ايران اكنون در تنگنا قرار گرفته و نيازمند توافق است. دلايل غربي ها براي توجيه اين ادعا از اصل آن جالب تر است. دليل اول اين است كه مي گويند ايران در هر حال به دريافت سوخت براي راكتور تهران نياز دارد و نمي تواندكارهاي بيمارستاني خود را تعطيل كند. جالب است كه در اين مورداگر تنگنايي هم باشد گريبانگير غربي هاست. ايران به صراحت اعلام كرده كه يا در يك معامله معقول سوخت مورد نيازخود را دريافت مي كند يا اينكه خود اقدام به توليد آن خواهد كرد. هيچ كس بهتر از غربي ها به اين نكته واقف نيست كه ايران به آساني مي تواند تنظيمات تاسيسات خود در نطنز را به گونه اي تغيير دهد كه خروجي آن به جاي اورانيوم 5/3 درصد غنا اورانيوم 20 درصد غنا باشد. ايران قبلا توانايي ها فني خود رابارها به غرب اثبات كرده است. اورانيوم غني شده در نطنز تا سطح 20 درصد به آساني مي تواند درتاسيسات توليد سوخت ايران يعني كارخانه FMP كه سال گذشته در اصفهان افتتاح شد، به ميله هاي سوخت تبديل شود. در واقع پيشنهاد ايران در اين باره كه حاضر است سطح غني سازي خود را در حد 20 درصد نگهدارند وسوخت با غناي بالاتر را از خارج دريافت كند لطفي به غربي هاست كه مي خواهند ايران تجربه غني سازي با درصد هاي بالاتر را پيدا نكند، اگرغربي ها نمي خواهند از اين فرصت استفاده كنند طبعا ايران خود را معطل آنها نخواهد كرد. علت دومي كه غربي ها ضعف ايران را از آن نتيجه گرفته اند اين است كه مي گويند ايران «ناچار شد» تاسيسات فردو را به آژانس اعلام نمايد و در نتيجه اين احتمال كه بتوان آن را متقاعد كرد كارهايي ديگري را هم خلاف ميل خود مي داند بپذيرد زياد است. در واقع اين هم يكي ديگر از خود فريبي هاي غربي ها يا به عبات بهتر دروغ هايي است كه خود ساخته و خود هم باور كرده اند. ايران تاسيسات فردو را يك هفته قبل از آن كه بلوف هاي اطلاعاتي غرب درباره اطلاع از وجود آن شروع شود رسما و علنا به آژانس اظهار كرد. در اين ترديدي نيست كه سرويس هاي غربي در شناسايي اين تاسيسات كاملا ناكام بوده اند والا دليلي نداشت افشاي آن را آنقدر به عقب بيندازند كه ايران خود در نامه اي رسمي تاسيسات را اعلام كند. واقعا آيا قابل باور است غربي هايي كه با اطلاعات دست چندم و خنده دار گروهك مفلوكي مانند منافقين فريفته مي شوند و براي خود آبروريزي درست مي كنند، چنين لقمه گلوگيري دراختيا داشته و آن را رو نكرده باشند؟! پس، اعلام فردو «برنامه» ايران بود نه «غافلگيري» آن. ايران در آستانه مذاكرات ژنو تاسيسات فردو را اعلام كرد تا چند پيام ساده به غرب بدهد: 1- تحريم به عنوان ابزاري براي كند كردن سرعت برنامه هسته اي ايران نتيجه معكوس داده است 2- گزينه نظامي عليه تاسيسات نطنز ديگر يك گزينه واقعي نيست و متوقف كردن غني سازي درايران عملا امكان ناپذير است. 3- تصحيح ذهنيت مذاكراتي غرب در اين باره كه مي تواند تعليق را دوباره به دستور كار مذاكرات با ايران تبديل كند. استدلال بر اينكه ايران در مذاكرات ژنو به هر 3 هدف خود رسيد توضيح واضحات است. غربي ها در ژنو حتي كلمه تحريم را به كار نبردند، ادبيات نظامي حتي از جانب اسراييلي ها متوقف شد و دستور كار مذاكرات در ژنو هم به جاي تعليق فعاليت نطنز، بر بازرسي از فردو متمركز شد. كمترين فايده اعلام تاسيسات فردو در آن مقطع همين مورد اخير يعني عوض كردن فضا و تحت تاثير قرار دادن دستور كار مذاكرات و جايگزين كردن موضوع تعليق با مسئله اي همچون بازرسي از فردو بود كه ايران مخالفتي باآن نداشت. در نتيجه تا آنجا كه به ايران مربوط مي شود تنگنايي وجود ندارد. ايران هم آماده است كه در معامله اي منطقي سوخت بخرد و هم آماده است سوخت مورد نياز خود را در داخل توليد كند. تنها اتفاقي كه افتاده اين است كه غربي ها حق يك انتخاب در اينجا دارند.
4- و آخرين نكته تكرار ملال آورد اين جمله از جانب غربي هاست كه ايران مي خواهد زمان بخرد و به همين دليل در ارائه پاسخ به پيش نويس غرب تعلل مي كند. اين تحليل بسيار تكراري از حيث مباني دچار مشكلات جدي است. خريد زمان براي كشوري داراي اهميت راهبردي است كه يك كار ناتمام پنهان يا آشكار داشته باشد. اين در حالي استكه ايران مدت هاست مراحل تكنيكي كار خود را به پايان رسانده و اكنون يك چرخه سوخت كامل دارد. راي ايران كه كار فني خود را به پايان رسانده بهترين وضعيت آن است كه مسائل سياسي مربوط به پرونده هم هر چه زودتر حل و فصل شود. در نتيجه ايران در شرايط فعلي به «راه حل» احتياج دارد نه «زمان» منتها اين هم واضح است كه آنچه غربي ها نام آنرا رها حل مي گذارند در موارد زيادي ممكن است براي ايران چيزي بيشتر از يك كلاهبرداري به نظر نرسد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:32  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
چند نفر از گردانندگان روزنامه هاي زنجيره اي براي دلداري دادن و تحريك كروبي به ملاقات وي رفتند. اين عده كه از جمله عباس عبدي و مصطفي ايزدي در ميان آنها بودند ضمن تمجيدهاي غلوآميز از كروبي خواستند در پي راه اندازي شبكه ماهواره اي باشد. كروبي در پاسخ ادعا كرد مشكل اصلي در راه اندازي شبكه صبا، مشكلات مالي بوده است.
ملاقات كنندگان با كروبي ضمن اشاره به تشنج آفريني وي در نمايشگاه مطبوعات و برخي جنجال آفريني هاي قبلي كروبي در نشر شايعات، به وي به عنوان «سياستمداري با كنش ناب سياسي در انساني ترين شكل» تبريك گفتند. شماري از اين ملاقات كنندگان (مانند حسن - الف و رضا- خ)، هم اكنون با سايت هاي ضدانقلابي راه اندازي شده در خارج از كشور كه رسماً از بودجه هاي دولتي كشورهاي غربي تغذيه مي شوند همكاري مي كنند، برخي از همكاران متواري اين افراد در مطبوعات زنجيره اي هم اكنون به صورت علني در استخدام شبكه ها و سايت هايي نظير بي بي سي انگليس، صداي آمريكا، راديو فردا، راديو زمانه، روزنت، جرس، موج سبز و... قرار گرفته اند. مهاجراني و كديور هم كه اخيراً اعلام كردند مايل به راه اندازي شبكه ماهواره اي هستند، مدعي شده اند مشكل مالي دارند و چون مي خواهند كاملا ايراني باشند، فقط از نيروهاي داخلي درخواست كمك مالي مي كنند(!) هر دوي اين سياست بازان، پيش از اين بارها در سناريوهاي آمريكايي و انگليسي معارضه با نظام و قانون اساسي ايفاي نقش كرده اند. اين دو كه نسبت فاميلي نزديك به هم دارند پيش از انتخابات چنين تظاهر كردند كه يكي (مهاجراني) از كروبي و ديگري (كديور) از موسوي حمايت مي كند اما هم اكنون در پروژه اي مشترك نظير جرس- ثبت شده در آمريكا- همكاري نزديك دارند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:27  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
يك روزنامه صهيونيستي نوشت: ايران با داشتن دو سلاح مهم يكي زبان گفت وگوي سياسي در دنيا و ديگري مقاومت، همواره نگراني اسرائيل را برانگيخته است.
يديعوت آحارونوت با بيان اين كه «ايران خطرناك ترين دشمن اسرائيل است و آينده اسرائيل را تهديد مي كند» نوشت: اين تهديد به خاطر همكاري هاي اين كشور با جبهه هاي مختلف در منطقه و بازي هاي سياسي آن روز به روز ابعاد گسترده تري يافته و حتي دستگاه هاي جاسوسي اسرائيل را از يك سو مبهوت و متحير و از سوي ديگر سرخورده و نگران كرده است.
به نوشته اين روزنامه صهيونيستي «هوشمندي و ذكاوت مقام هاي ايراني، اشك مسئولان امنيتي اسرائيل را درآورده است».
يديعوت آحارونوت با اشاره به گسترش نفوذ جمهوري اسلامي ايران در منطقه و تنگ شدن عرصه بر متحدان اسرائيل و آمريكا در منطقه، به مانور ديپلماتيك ايران در چالش هسته اي پرداخت و نوشت: ايراني ها مي دانند كه چگونه بايد برخورد كنند و چگونه مانور سياسي را در سطح جهاني انجام دهند به گونه اي كه افكار عمومي و سياسي جهاني هم برانگيخته شود. جاي تعجب است كه جهان همه مصيبت هايي را كه ايران تا به حال به وجود آورده به راحتي از ياد مي برد و تحولات لبنان و غزه و عراق را ناديده مي گيرد و براي برقراري روابط مستحكم با نظام ايران تلاش مي كند. اين يك تصميم و رويكرد خطرناك است كه سران دستگاه امنيتي اسرائيل را با ناكامي مواجه كرده است. بدين ترتيب ايراني ها در وقت كشي موفق شده اند و اين موفقيت روز به روز پررنگ تر مي شود، بدون اين كه طرفي از طرف هاي هسته اي به راه حلي دست يابد. ايران با دو اسلحه گفت وگوي سياسي و مقاومت، ما را در خاورميانه با بحران واقعي رو به رو كرده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:23  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
عضو متواري گروهك تروريستي منافقين كه در روزگار قدرت اصلاح طلبان با مطبوعات زنجيره اي اين طيف همكاري داشت، اعلام كرد اصلاح طلبان و در رأس آنها موسوي و كروبي با ميل به راديكاليسم، ولايت فقيه را نشانه رفته اند.
حسين-ب در سايت ضد انقلابي ايران امروز تأكيد كرد: جنبش سبز به كانون همگرايي نيروهاي سياسي اصلاح طلب و تحول خواه اعم از مذهبي و سكولار تبديل شده و سهم مهمي در راديكال كردن بخش عظيمي از نيروهاي اصلاح طلب داشته است. اين طيف نه شخص رهبر بلكه مقام ولايت فقيه را هدف گرفته اند.
اين مهره ضد انقلاب كه از خارج كشور با روزنامه زنجيره اي نشاط همكاري داشت اضافه مي كند: آقايان موسوي و كروبي با پايداري صريح و رد حكم صريح رهبري، به كانون صف تحول خواهان ]اسم مستعار انتخاب شده براي ساختارشكنان[ رانده شده اند هر چند همه گرايش هاي موجود در موج سبز را نمايندگي نمي كنند. تعريف شناخته شده اي از جنبش وجود ندارد و هر كس از ظن خود يار آن شده اما قدر مسلم اين است كه اين حركت ولايت فقيه را هدف گرفته است.
وي همچنين با رنگين كماني خواندن جنبش سبز! نوشت: نمي توان انتظار داشت آقايان موسوي و كروبي همه نظرات نيروهاي فعال در جنبش را نمايندگي كنند، آنان كافي است كه به وجه مشترك اين نيروها كه هدف گرفتن ولايت فقيه است، تأكيد بورزند. اين را مي توان در اظهارات روحانيان مرجع اصلاح طلبان مانند آيت الله منتظري و سخنگويان آقايان موسوي و كروبي در خارج كه از گزند مأموران امنيتي به دورند (حلقه جرس و كساني مانند آقايان كديور و مهاجراني) دريافت.
گفتني است در حالي كه با سوء استفاده از رنگ سبز، حلقه مخملين اطراف موسوي سعي كردند از وي چهره اي اسلامي، شيعي و اهل بيتي ترسيم كنند اما همان گونه كه مكرراً در سخنان عناصر داخلي و خارجي حاضر در طيف اپوزيسيون ديده مي شود، آنها به جاي رنگ سبز قائل به رنگين كماني شامل عناصر شبه مذهبي، مدعيان اصلاحات، لائيك ها و سكولارها، ماركسيست هاي چپ و ليبرال هاي سوپر راست (آمريكايي هاي نقابدار و بي نقاب)، سلطنت طلبان، تروريست هاي منافق و... هستند. به عبارت ديگر آنچه واقعيت دارد نه سبز اسلامي و نه رنگين كمان رنگ ها، بلكه «جنگ احزاب» و... صف آرايي مجدد گروهك هاي ضد انقلاب با سازماندهي قدرت هاي استكباري به ويژه شيطان بزرگ است.
تبديل شدن عناصري نظير موسوي و كروبي به مهره هاي آلت دست جريان هاي برانداز در حالي است كه موسوي به هنگام تبليغات انتخاباتي و براي فريب مردم وفادار به نظام و انقلاب بارها گفته بود «ولايت فقيه جلوي انحراف و ديكتاتوري و كودتا را مي گيرد و ضامن كشور و انقلاب است». اظهاراتي از اين دست و مانور وي روي شعارهايي نظير خط امام، بازگشت به آرمان هاي انقلاب، حمايت از محرومان و... در واقع بسترساز اصلي براي ريختن 13 ميليون رأي به نام موسوي در صندوق ها بود. در اين ميان بنابر شهادت خود موسوي و اظهارات حاميان امروز وي مبني بر اينكه امثال موسوي، جايگاه ولايت فقيه - و نه حتي شخص رهبري- را هدف گرفته اند، روشن است كه امثال موسوي مصداق انحراف، ديكتاتوري و كودتاي شكست خورده هستند و در اين كسوت، درجه دار گروهك هاي ضد انقلاب محسوب مي شوند.
فارغ از شهادت هاي مكرر ميرحسين موسوي و كروبي درباره نقش ولايت فقيه در مقابله با انحراف و ديكتاتوري و كودتا، اين دو در عمل نيز از همان هنگام كه به گردن كلفتي در برابر انتخاب اكثريت پرداختند و به قيمت ايجاد آشوب، نا امني و لطمه به حيثيت كشور خواستار به هم ريختن قواعد و قوانين دموكراسي شدند، عملاً انحراف و ديكتاتوري و كودتاگري خويش را اعلام كرده بودند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:21  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
جوحي به حج واجب ماه رجب رسيد
همراه شيخنا كه به درك رطب رسيد
مي خواست تا شراب طهوري دهد به ما
جوشيد آنقدر كه به آب عنب رسيد
صبحي به منبر آمد و فرمود باك نيست
گر واجبات رفت به ما مستحب رسيد
از نو صلا زدند كه ما را وجب كنند
از راي ها به شيخ همان يك وجب رسيد
مشت و وجب براي همين آفريده شد
بي آنكه انتخاب شود منتخب رسيد!
جمعي وضو نكرده دويدند در صفوف
آخر نماز جمعه نخواندند و شب رسيد
صفين و نهروان و جمل نوش جانشان
اين كوفيان كه م هر علي شان به سب رسيد
هر كس كه دم زد از ادب مرد حرف بود
هر كس كه فحش داد به فيض ادب رسيد
بعد از سه ماه شعبده رنگ و ننگ و زنگ
آيينه شكسته شان از حلب رسيد
شكر خدا كه عابد و زاهد به هم شدند
اين از جلو در آمد و آن از عقب رسيد
دنبال كرسي اند بر اين سنگ آسيا
دندان كرم خورده شان تا عصب رسيد
با غرب و شرق مسخره بازان يكي شدند
نوبت به ريشخند سران عرب رسيد
گوساله هاي سامري از طور آمدند
با سبز اشتري كه بر آن بولهب رسيد
چيزي نبود حاصل شان از هجوم وهم
جز مشت ريسمان كه به كام حطب رسيد
خاموشي ام مبين كه در اين آتش نفاق
روحم به چشم آمد و جانم به لب رسيد

آبان ماه 1388

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:20  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
دادستان كل كشور از ارائه شكايت حدود 100 نماينده مجلس از ميرحسين موسوي به وي خبر داد.
حجت الاسلام والمسلمين غلامحسين محسني اژه اي در حاشيه برگزاري جلسه كميته تعيين مصاديق جرائم يارانه اي در جمع خبرنگاران گفت: چهارشنبه هفته گذشته (29 مهر) دو تن از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي به بنده مراجعه كردند و شكايت تعداد قابل توجهي از نمايندگان حدود 100 نفر را ارائه كردند. وي با بيان اينكه دادستاني كل كشور در اين خصوص مشغول بررسي مطالب ارائه شده است، افزود: از طرف برخي مجامع هم مطالبي منعكس شده و در خواست رسيدگي و تعقيب موضوع را از ما دارند البته دادستاني كل كشور مستقيما اقدام قضايي انجام نمي دهد بلكه مطالبي را تنظيم و براي رسيدگي به مراجع ذيربط قضايي ارسال خواهد كرد. اژه اي ادامه داد: در مطلب ارائه شده توسط نمايندگان مجلس برخي اتهامات در خصوص مير حسين موسوي مطرح شده و به عنوان شريك و مباشر نمايندگان خواستار تحت تعقيب قرار گرفتن وي شده اند؛ نمايندگان در خواست خود را به مواد 610 و 618 قانون مجازات اسلامي كه در خصوص بر هم زدن امنيت و نظم اجتماعي و تبليغ عليه نظام اسلامي است، مستند كرده اند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:17  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي با اشاره به شكايت 100 نماينده مجلس از موسوي اعلام كرد كه دادستان كل كشور شكوائيه مذكور را در مسير قانوني خود قرار داده است.
چند هفته قبل جمعي يكصدنفره از نمايندگان مجلس با ارائه شكوائيه اي به دستگاه قضايي از ميرحسين موسوي شكايت كردند. انتشار اين خبر چنان شوك مهيبي در سيستم ايجاد فتنه وارد كرد كه دستپاچگي تحريف و انكار تنها واكنش هاي آنها بود.رسانه هاي وابسته به جريان قانون گريز و آشوب طلب طي اقدامي هماهنگ در ابتداي امر سعي در انكار اصل اين شكايتنامه كرده و تلاش نمودند تا وجود چنين اقدامي را از سوي نمايندگان مجلس با ترديد روبرو كنند.
اين تلاش فتنه انگيزان البته با واكنش امضاكنندگان اين شكوائيه ناكام ماند به طوريكه اسماعيل كوثري نايب رئيس اول كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در گفت وگو با ايرنا تصريح كرد: اقدامات ناصحيح و غيرمنطقي سردمداران قضاياي بعد از انتخابات از جمله موسوي و ديگر آقايان، ما را برآن داشت كه حدود 100 نفر از نمايندگان مجلس فهرستي را امضا و شكايتي تنظيم كنيم و آن را به دادستان كل كشور بدهيم تا بدين وسيله موضوع را پيگيري كنيم. در پي اثبات اصل اين شكوائيه، البته، ماجرا خاتمه نيافت و عده اي در اين ميان تلاش نمودند تا جنبه حقوقي و قانوني اين شكايتنامه را مخدوش جلوه داده و سطح آن را در حد يك بيانيه سياسي تقليل دهند.اين در حالي است كه تنظيم كنندگان شكوائيه عليه موسوي را جمع كثيري از نمايندگان مجلس علي الخصوص اعضاي كميسيون قضايي و حقوقي آن تشكيل مي داد. حجت الاسلام «موسي غضنفرآبادي» عضو كميسيون حقوقي و قضايي مجلس شوراي اسلامي در واكنش به اين ادعا با اشاره به دلايل نمايندگان براي شكايت از موسوي اظهار داشت:بنده با سابقه قضاوت و موسي قرباني كه رياست كل دادگستري استان هاي كرمانشاه، مازندران و سيستان و بلوچستان را برعهده داشته است از تنظيم كنندگان اين شكايت عليه موسوي بوده ايم.در همين ارتباط «ستار هدايت خواه» سخنگوي كميسيون فرهنگي مجلس هم با بيان اينكه اين شكايت كاملاً مبناي حقوقي دارد گفت: علي رغم برخي ادعاها كه مطرح مي شود، اين شكايت صرفاً نگاه سياسي نيست و در راستاي انجام وظايف نمايندگي است.
اقدامات بي نتيجه جريانات حامي آشوب طلبان در انكار و مخدوش ساختن اين شكايتنامه آنها را برآن داشت تا در مرحله بعد، ادعا كنند نام ميرحسين موسوي در متن اين شكايت قيد نگرديده است.
حجت الاسلام «حسين ابراهيمي» عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در پاسخ به اين شبهه اظهار داشت: در عنوان شكايت نامه، نام ميرحسين موسوي ذكر شده است، بنابراين كساني كه اين شكايتنامه را امضا كرده اند از دستگاه قضايي و دادستان كل كشور خواسته اند تا ميرحسين موسوي در خصوص وقايع اتفاق افتاده پس از انتخابات پاسخگو باشد و اگر جرمي اثبات شود طبعاً برخورد هم صورت خواهد گرفت.
پس گرفتن اين شكوائيه توسط امضاكنندگان آن اما حربه بعدي اين جريان در جبران ناكامي هاي خود بود.كه البته اين ادعا آنچنان بي اساس و با عجله مطرح گرديد كه ديري نپاييد واكنش تند نمايندگان در تكذيب اين خبر، اثري از آن بر جاي نگذاشت.«ستار هدايت خواه» سخنگوي كميسيون فرهنگي مجلس در همين رابطه گفت: نمايندگان امضاكننده شكايت از موسوي، پاي آن محكم و استوار ايستاده اند و بر اين عقيده اند كه نبايد در نظام اسلامي هيچ تبعيضي با عوامل اغتشاشات و برهم زنندگان امنيت انجام شود.«غلامرضا كرمي» عضو كميسيون امنيت ملي هم تصريح كرد، همچنان بر شكايتم از ميرحسين موسوي مصر هستم و او بايد در دادگاه نسبت به اقداماتي كه انجام داده، پاسخگو باشد. «مهدي كوچك زاده» نماينده تهران در مجلس نيز اظهار كرد: تا زماني كه در عرصه سياست هستم از شكايتم از ميرحسين موسوي منصرف نمي شوم.
نقش برآب شدن كليه نقشه هاي جريان فتنه گر اما آنها را ناگزير ساخت تا با آدرسي غلط تلاش مجددي در تكذيب اين ماجرا انجام دهند.آنها طي اقدامي ناشيانه با طرح سؤالي از دادستان تهران مبني بر دريافت چنين شكوائيه اي تلاش نمودند اظهارات نمايندگان در تحويل اين شكايت به دستگاه قضايي را غيرواقعي جلوه دهند؛ در حالي كه اين شكايتنامه اساساً هيچ ارتباطي با دادستان تهران نداشته و به دادستان كل كشور ارائه گرديده است.حجت الاسلام حميد رسايي نماينده مردم تهران و عضو هيئت رئيسه فراكسيون انقلاب اسلامي در مجلس شوراي اسلامي در گفت وگو با فارس در پاسخ به اظهارات اخير دادستان كل تهران مبني بر اينكه هيچ شكايت نامه اي عليه موسوي تاكنون تحويل دادستان نشده است، گفت: شكايت نامه 100 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي عليه اقدامات براندازانه موسوي تحويل دادستان كل كشور شده است و اساساً بنا نبود كه چنين شكوائيه اي تحويل دادستان تهران شود زيرا حيطه اختيارات دادستان تهران در رابطه با مسائل تهران مي شود در حالي كه اقدامات براندازانه موسوي و اقداماتي كه همسو با خواست دشمنان انقلاب است در رابطه با امنيت كل كشور بوده و اين ظلم در حق ملت ايران صورت گرفته است.رسايي همچنين گفت اين شكوائيه تحويل دادستان كل كشور شده و تا آنجايي هم كه بنده اطلاع دارم دادستان كل كشور شكوائيه مذكور را در مسير قانوني خود قرار داده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 8:15  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
وضعيت رقت بار آمريكا در منطقه و مواجهه از سر ضعف اين رژيم با جمهوري اسلامي را همه مي دانند اما اين موضوع زماني رقت بارتر مي شود كه محافل ضد انقلابي نيز زبان به اعتراف بگشايند. سايت ايران گلوبال يكي از رسانه هاي وابسته به ضد انقلاب خارج است كه در اين زمينه تأكيد مي كند «به جاي آمريكا، اين جمهوري اسلامي است كه با شيوه چماق و هويج با آمريكا و غرب رفتار مي كند».
سايت مورد اشاره در تحليلي با عنوان «تاكتيك هاي مرموز جمهوري اسلامي در مورد مذاكرات اتمي» مي نويسد: موقعيت حساس و استراتژيك ايران، همواره اين امكان را به حكومت جمهوري اسلامي داده تا بتواند در مقابل دولت هاي همسايه و غرب به مانورهاي بي شمار دست بزند و در همين راستا توانسته سياست هاي خود را به ديگران ديكته كند.
ايران گلوبال اضافه كرد: اينك اين آمريكاست كه پس از جنگهاي بي نتيجه در عراق، افغانستان و تهديدات جدي القاعده و طالبان و ديگران در پاكستان اتمي در موقعيت كنوني به نقطه ضعف رسيده است اما روسها در كنار چين در موقعيت بهتر و ثابت تري بسر مي برند و جمهوري اسلامي توانسته است تا حمايت آن دو قدرت را در كنار خود داشته باشد. آمريكا كه افغانستان را همچون پشت بامي براي كنترل چين و روسيه مي پندارد اينك با هزينه هاي سرسام آوري مواجه شده و به آستانه بدهكاري هاي جبران ناپذير كشانده شده است. وضعيت داخلي آمريكا نيز آنچنان به بحران اقتصادي كشيده شده است كه ديگر توانايي آغاز جنگ ديگر را ندارد. آمريكا در پاكستان، افغانستان و عراق به شدت در بن بست قرار گرفته است و بدين خاطر نمي خواهد باتلاقي ديگر براي خود فراهم سازد.
اين سايت معارض با اشاره به گسترش نفوذ ايران در منطقه و اتخاذ تدابير پيچيده بازدارندگي نوشت: «مي توان تشخيص داد كه رهبران جمهوري اسلامي چگونه توانسته اند غرب را به بازي بگيرند. اگر روزگاري غرب با ايران به شيوه هويج و چماق رفتار مي كرد، اينك اين ايران است كه با غرب به شكل هويج و چماق رفتار مي نمايد تا آمريكا بداند كه در منطقه خاورميانه آنها با دم شير بازي مي كنند.»
نكته جالب در اين ميان اين است كه «ناصر -م» نويسنده تحليل اخير همان كسي كه سال گذشته صراحتاً از حمله اسرائيل به ايران حمايت كرد و با انتقاد شديد در ميان محافل ضد انقلاب مواجه شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 20:54  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
عضو حقوقدان شوراي نگهبان بااشاره به شكايت 100 نماينده مجلس از ميرحسين موسوي اعلام كرد كه جرم اصلي وي اقدام عليه تماميت نظام است .
دكتر غلامحسين الهام عضو حقوقدان شوراي نگهبان در گفت وگو با رجانيوز در پاسخ به نحوه پيگيري و رسيدگي به شكايات از ميرحسين موسوي كه به صورت عمومي و خصوصي عليه وي تنظيم شده، اظهار داشت: اتهام اصلي موسوي اقدام عليه امنيت كشور و در نتيجه يك جرم عمومي است كه البته عليه تماميت نظام صورت گرفته است.
به گفته وي، جنبه خصوصي اين جرايم نيز، مربوط به آن دسته از شهرونداني است كه آسيب هاي مالي و يا جاني ديده اند، مانند كساني كه اموالشان به آتش كشيده شده يا شهرونداني كه در اين اغتشاشات آسيب جاني ديده و يا شهيد شده اند.
به اعتقاد اين حقوقدان، بايد اين موارد به تفكيك در پرونده متهمين درج شده و رسيدگي شود.
عضو حقوقدان شوراي نگهبان در اين زمينه پيگيري شكايت خانواده بسيجياني كه به دست گروهي آشوب طلب به شهادت رسيده اند را نيز از مواردي مي داند كه با توجه به قراين موجود، مي تواند جنبه خصوصي داشته و درصورت تمايل صاحب دم، پيگيري قضايي شود.
الهام در ادامه جرايم عمومي را مورد توجه خود قرار داد اما درباره جرايمي كه جنبه عمومي دارد، اين وظيفه دادستان است كه به آن ها رسيدگي كند و مقام قضايي بايد راسا با توجه به گزارش هايي كه مقامات اطلاعاتي و انتظامي آن ها را از صحنه آشوب ها و اغتشاش ها تهيه كرده اند، موضوع را پيگيري مي كرد. بنابراين در اين باره حتي نيازي به شكايت نمايندگان و افراد حقيقي هم نبود.
اين حقوقدان در پاسخ به اينكه پس علت شكايت نمايندگان مجلس از مهندس موسوي چيست ، گفت: به نظر مي رسد كه به دليل اهمالي كه وكلاي مردم در رفتار مقامات قضايي در اين باره ديده اند، اقدام به شكايت كرده اند تا از اين طريق آنان را به سمت انجام وظايف قانوني شان به عنوان مدعي العموم، حركت دهند. بنابراين اين شكايات علاوه بر آنكه خود موضوعيت دارد، يك پيام هم دارد و آن اين است كه مقامات قضايي بايد زودتر از اين، متولي مستقيم رسيدگي به اتهامات مي شدند.
ابهام ديگري كه درباره شكايت عليه موسوي و اتهام او وجود دارد، زمان آغاز جرايم است. عده اي از سياسيون اعلام نتايج نهايي انتخابات پيش از پايان انتخابات و برخي ديگر فرداي ايراد خطبه هاي رهبر معظم انقلاب را نقطه آغاز جرايم روي داده، عنوان مي كنند و ديگران معتقدند جرايم موسوي از همان شنبه بعد از انتخابات اثبات شد.
اما به اعتقاد الهام ساعتي پيش از پايان راي گيري و درست در زماني كه مهندس موسوي اقدام به برگزاري جلسه مطبوعاتي نمود و اعلام كرد كه يا پيروز اعلام مي شود و يا در انتخابات تقلب صورت گرفته، نقطه آغاز جرم است چرا كه اين حركت در حقيقت نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي عليه كليت نظام است.
عضو حقوقدان شوراي نگهبان اضافه كرد: قبل از اينكه نتيجه نهايي انتخابات اعلام شده باشد، اگر كسي با اين قاطعيت پيروزي خود را اعلام كرد، اين نقطه آغاز و في نفسه جرم است و البته اين اقدام مجرمانه جرايم ديگري را نيز به دنبال داشته است.
الهام در بخش ديگري از سخنان خود درباره واكنش تند اصلاح طلبان به شكايت نمايندگان مجلس از ميرحسين موسوي هم، اين واكنش ها را فرار از قانون و مسئوليت در برابر آن دانست و گفت: شديدترين نوع مصونيت، مصونيت كيفري است، يعني مصونيت يك شهروند درباره آنچه كه امنيت جامعه را بر هم مي زند.
عضو حقوقدان شوراي نگهبان در ادامه ابزار فشار و تهديد را ابزاري با رويكرد ارعابي خواند و هدف از واكنش تند حاميان مهندس موسوي را، تلاش براي توقف دستگاه قضايي در اجراي قانون عنوان كرد.
وي اين رويكرد را تهديد مقامات قضايي و خلاف قانون اعلام كرد و گفت: اگر كسي تن به اين تهديدها بدهد، در واقع اصل مهم برابري همگان در برابر قانون را زير پا گذاشته است. اين درحاليست كه اصل مذكور به صراحت در قانون اساسي آمده و مطابق آن حتي رهبري هم در برابر قانون با ديگران برابر است.
وي در ادامه اين ادعا كه محاكمه سران آشوب منجر به ناآرامي در كشور مي شود را رد و تاكيد كرد: قطعا ناآرامي، بي ثباتي و عدم امنيت ريشه در عدم اجراي قانون دارد، چراكه در غير اين صورت اساسا وضع قانون به طور كل بي معنا بود.
الهام در ادامه با تاكيد بر لزوم محاكمه قانوني تمامي مجرمين حوادث پس از انتخابات، موضوع عفو متهمين را مطابق قانون، تنها در صلاحيت رهبري و آن هم پس از محاكمه آنها دانست و گفت: حتي اگر قائل باشيم كه براي كشور مصلحتي در عدم اجراي حكم قضايي عليه مجرمين مفروض است كه به اعتقاد من اين گونه هم نيست باز اين موضوع طبق قانون تنها در صلاحيت رهبر انقلاب است و اگر ايشان پس از طي مراحل قضايي و شفاف شدن تمامي ريشه ها و جوانب ارتكاب جرم در كشور، عفو برخي از مجرمين را به مصلحت دانستند ،اين مساله را اعلام مي كنند آنچنان كه هم حضرت امام(ره) و هم رهبر معظم انقلاب پيش از اين و در برهه هايي از اين اختيارات استفاده كرده اند.
الهام بار ديگر بر لزوم محاكمه قضايي متهمين حوادث اخير تاكيد كرد و افزود: در اين موضوع آنچه اهميت و البته اولويت دارد، مشخص شدن ريشه ها و عوامل ارتكاب اين جرم است نه صرف كيفر مجرمين، كه اين مساله تنها با برگزاري جلسات محاكمه قضايي ممكن است.
عضو حقوقدان شوراي نگهبان اضافه كرد: از سوي ديگر مرجع عفو هم مشخص است و كساني نبايد جاي رهبري نشسته و بخواهند از موضع ايشان تصميم بگيرند و آن را به قوه قضائيه تحميل كنند. حاكميت رهبري بر كشور دائر مدار مصلحت هم هست اما در قوه قضائيه فقط قانون و عدالت است كه مي تواند مهم انگاشته شود.
قانون شكنان اكنون
نداي وحدت سر داده اند
اين حقوقدان با اشاره به اينكه عده اي امنيت كشور را مختل كرده و حرمت نظام را شكستند ، گفت: آنان الان كه بايد به حساب قانون بنشينند و پاسخگو باشند، نداي وحدت ملي سر داده اند. اما اين طبيعي است كه هيچ جامعه اي حاضر نشود اين رفتار را بپذيرد ، چرا كه پذيرفتن اين رويه موجب تقويت قانون شكنان و آشوبگران مي شود.
الهام با بيان اينكه رويكرد جديد قانون شكنان مسير فرار از حق و عدالت است ، گفت: تن دادن به اين رويه موجب مايوس شدن مردم از احقاق حق و عدالت مي شود.
او در پايان تاكيد كرد: حقايق ناگفته بايد براي مردم روشن شود و منابع مالي و حمايت هاي خارجي كه پشت اين ماجرا بوده نيز بايد براي مردم افشا شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 20:52  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

طي روزهاي اخير برخي از سايت‌ها از جمله سايت نزديک به طيف هاشمي رفسنجاني، در گزارشي به بررسي روند واردات از دولت‌هاي اول تاکنون پرداخته و با اشاره به گزارش‌هاي رسمي بانک مرکزي، ميزان کل واردات کالاي کشور (FOB) از سال 1384 تا سال 87 را برابر 220 ميليارد دلار اعلام و با يک نسبت مقايسه‌اي، اين ميزان واردات را با کل واردات کالاي دولت‌هاي سوم تا ششم برابر دانسته است.

با توجه به اين مساله، شبکه ايران در اين گزارش با بررسي عملکرد دولت در واردت کالا از ابتداي دولت نهم، آن هم طبق آمار بانک مرکزي و گمرک جمهوري اسلامي، به تشريح اين موضوع مي‌پردازد که آيا افزايش ميزان واردات به معني بي‌توجهي به توليد و اشتغال در کشور است؟

83 درصد کالاهاي سرمايه‌اي، 17 درصد مصرفي

براساس آمار رسمي گمرکات کشور، در سال 1381 تا 1383، 9/93 درصد واردات کشور شامل کالاهاي سرمايه‌اي در بخش صنعت، پتروشيمي و محصولات پالايشگاهي و معدني بوده در حالي که در سه سال 1384 تا 1386 اين ميزان به 9/94 درصد افزايش يافته است. يعني واردات انجام شده در جهت افزايش توليد و کمک به رونق صنايع کشور از طريق بهسازي و نوسازي بوده است.

اين آمار درحالي از منابع مورد اشاره رسانه‌هاي مخالف دولت استخراج شده که اين رسانه‌ها بارها در آمارهاي متناقض خود از "افزايش ميزان واردات کالاهاي مصرفي" در سال گذشته نيز خبر داده بودند اما گزارش سازمان توسعه تجارت ايران نشان مي‌دهد که سهم کالاهاي سرمايه‌اي و واسطه‌اي از کل واردات کشور در سال گذشته به لحاظ ارزشي 83 و به لحاظ وزني 80 درصد بوده است.

براساس آمار اعلام شده از سوي سازمان توسعه تجارت ايران، در 12 ماهه سال گذشته، معادل 55 ميليارد و 848 ميليون دلار کالا به داخل کشور وارد شده است که سهم کالاهاي واسطه‌اي و سرمايه‌اي از اين ميزان 46 ميليارد و 500 ميليون دلار بوده است.

در واقع، آمار گمرک جمهوري اسلامي ايران نشان مي‌دهد که عمده کالاهاي وارداتي کشور براي توليد و ايجاد ارزش افزوده بيشتر بوده و از قضا عاملي براي رشد توليد و اشتغال در کشور بوده است.

همچنين در سال گذشته نزديک به هفت ميليارد و 100 ميليون دلار کالاي مصرفي به داخل کشور وارد شده است که اين ميزان کمتر از 13 درصد کل واردات کشور را تشکيل مي‌دهد، درعين حال، سهم واردات "ساير کالاها" نيز چهار درصد بوده است.

نکته اساسي ديگر، درباره ترکيب محصولات وارداتي به کشور است و سهم هر يک از انواع واردات از مجموع کالاهاي وارداتي است.

آمارها نشان مي‌دهد که در مدت هشت سال گذشته کالاهاي مصرفي تقريبا " سهم ثابتي را در سبد واردات کشور از 10 تا 20 درصد داشته‌اند.

براساس آمار گمرک جمهوري اسلامي، ارقام واردات کشور در طي برنامه دوم و سوم نشان مي‌دهد نسبت پوشش واردات (نسبت صادارت به واردات) نزديک به 22 درصد (طي 10سال) ثابت مانده است. به عبارت ديگر فقط حدود يک پنجم واردات ايران از محل صادرات غيرنفتي قابل تامين بوده است و اين در شرايطي است که ميزان واردات بنزين در برنامه‌هاي دوم و سوم بسيار پايين‌تر از سال‌هاي بعد است و همچنين کل واردات نيز در سطح پايين‌تري قرار داشته است.

همچنين براساس اين آمار، طي برنامه دوم 68592 ميليون دلار واردات انجام شده که نسبت به صادرات 22/0 است. در عين حال 116235 ميليون دلار نيز در طي برنامه سوم واردات کشور بوده که اين نيز 22/0 نسبت به صادارت در طي اين مدت بوده است.

رشد 27 درصدي نسبت صادرات به واردات بعد از 10 سال

به گزارش شبکه ايران، طبق آمار گمرک جمهوري اسلامي، از ابتداي دولت نهم،‌ نسبت صادرات به واردات از 22 درصد به 28 درصد رسيده است. (يعني 27 درصد بهبود در نسبت ياد شده بعد از 10 سال) و سپس تا 34 درصد ارتقاء مي‌يابد. به ديگر عبارت، 50 درصد بهبود نسبت به پايان برنامه سوم.

اما نکته مهم ديگر آنکه در دولت نهم نزديک به يک سوم واردات کشور از طريق صادرات غيرنفتي تامين شده است. مطالعه اين نسبت براي بسياري از کشورها جالب توجه و نشان دهنده بهبود آن در ايران است.

در صورت حذف نفت از صادرات کشورهاي صادرکننده، نسبت ياد شده براي بسيار از اين کشورها پايين‌تر است.

آمار گمرک جمهوري اسلامي درباره واردات طي برنامه چهارم (سال‌هاي 1384 تا 9 ماهه سال 87) روند اقدامات دولت نهم در واردات را به خوبي آشکار کرده که حاکي از ورود کالاهاي سرمايه‌اي و واسطه‌اي است.

در مجموع در سال 1384، 39760 ميليون دلار ميزان واردات کشور بوده است. اين ميزان در سال 1385 به 41722 ميليون دلار ، در سال 1386 به 48325 ميليون دلار و در 9 ماهه سال 87 نيز به 42511 ميليون دلار رسيده است.

همچنين بررسي ترکيبي واردات حاکي از آن است که در سه ساله 1381 تا 1383، 9/93 درصد واردات کشور شامل صنعت، پتروشيمي و محصولات پالايشگاهي و معدني بوده است در حالي که در سه سال 1384 تا 1386 با رسيدن به 9/94 درصد، افزايش ملايمي داشته است.

سهم کشاورزي از 2/6 درصد در دوره 1381 تا 1383 به 6/5 درصد مي‌رسد که اين ميزان در سه سال 1384 تا 1386 کاهش يافته است.

 

 

طبق جدول بالا که واردات کالاهاي مصرفي،‌ واسطه‌اي و سرمايه‌اي طي دوره 1380 تا 1386 را نشان مي‌دهد، سهم واردات کالاهاي واسطه‌اي در مدت هفت سال،‌ نزديک به چهار درصد کاهش داشته است. همچنين سهم واردات کالاهاي سرمايه‌اي تقريبا ثابت است.در مجموع نزديک به 89 درصد واردات ايران در سال 1386 مربوط به آمارهاي سرمايه‌اي و واسطه‌اي است؛ ضمن آنکه کالاهاي مصرفي، سهم اندکي را به خود اختصاص داده‌ است.

به گزارش شبکه ايران، حجم اقتصاد کشور طي چهار سال گذشته بزرگ‌تر شده است بطوري که نرخ رشد سالانه اقتصاد نيز از افزايش قابل قبولي برخوردار بوده و در نتيجه به همان نسبت صادرات و واردات نيز رشد پيدا کرده است.

البته نبايد از ياد برد که دولت با استفاده از واردات سعي در جلوگيري از افزايش قيمت‌ها داشت و تقاضاي بازار را با کالاهاي ارزان خارجي تامين کرد تا تورم را کنترل کند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 20:49  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

با وجود تبليغات پيامكي، وبلاگي و مكتوب هواداران موسوي در دانشگاه آزاد تهران جنوب براي تجمع در اين دانشگاه، بيشتر از 50 نفر از دانشجويان اين دانشگاه در تجمع مذكور شركت نكردند.

حاميان ميرحسين موسوي كانديداي شكست خورده انتخابات كه اخيرا پس از مواجه شدن با عدم اقبال دانشجويان دانشگاه‌هاي سراسري براي شركت در تجمعات اين گروه، دانشگاه‌هاي آزاد را به محلي براي سامان دادن اين جمع‌ها در نظر گرفته‌اند، طي دو روز گذشته نيز با استفاده از تبليغات، مكتوب، پيامكي و وبلاگي سعي داشتند تا امروز در دانشكده فني دانشگاه آزاد تهران‌جنوب تجمعي صنفي اما با مقاصد سياسي برپا كنند.

بر اساس اين گزارش، اين گروه با بهانه قرار دادن جدا شدن دانشكده‌هاي صنايع و فني دانشگاه آزاد تهران‌جنوب، از ساعت 12 امروز و با سوء استفاده از وقت ناهار و نماز دانشجويان، با حضور 50 نفر از حاميان خود در دانشكده فني دانشگاه آزاد تهران‌جنوب تجمع خود را آغاز كردند.

اين گروه كه قالب آنان از دانشجويان صنايع دانشگاه آزاد تهران‌جنوب بودند، با سر دادن شعارهاي«ياحسين ميرحسين» سعي داشتند تا ساير دانشجويان را تشويق به همراهي با خود كنند، اما ساير دانشجويان از همراهي با آنان خودداري كردند و بدون توجه از كنار آنان عبور مي‌كردند.

عدم توجه دانشجويان دانشگاه آزاد به اين سبزپوشان موجب شد تجمع مذكور در ساعت12:30 و در حالي كه تنها نيم ساعت از آغاز اين تجمع گذشته بود، آن را پايان دهند.

هم‌اكنون 16 هزار دانشجوي در دانشگاه آزاد تهران جنوب مشغول به تحصيل هستند.
+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 20:45  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
درست است كه پيگيري هاي ريشه اي و اساسي براي پي بردن به چگونگي رخ دادهاي مخرب و تاثيرگذار بر جامعه توسط فرهيختگان و نخبه گان سياسي و خبرگان ديني، از آن جهت لازم و ضروري و حتي- از جمله در بروز فتنه اخير- واجب مي گردد كه با شناسائي نقاط كور و شبه ناك و فريبنده اجتماعي- سياسي آن و معرفي و شناساندن شان به عموم مردم بتوان به كمك و ياري فريب خوردگان ساده دل نيز شتافت و به نجاتشان از حلقه افسون و نيرنگ «نوسامري ها!» همت گماشت. ليكن يقينا عقل و منطق و تجربه! كافي دانستن و بسنده نمودن به اين مقدار را نه تنها ساده انگاري و ساده لوحانه تلقي مي نمايد، كه خطائي بس بزرگ و نابخشودني مي داند، چرا كه جامعه هم اكنون نيز به گونه اي، آفت اين اغماض و تسامح و مصلحت داني! احتمالي را چون زهري كشنده «حس و لمس» مي نمايد، حال چنانچه سران «تداركاتچي!» اين فتنه با توجه به مقادير زيادي دلائل و شواهد و مدارك و اظهارات و اعترافات، توسط مراجع ذيصلاح قوه قضائيه (و هم چنين به نيابت از طرف اين ملت مقاوم و سرافراز و «با بصيرت» كه در انتخابات رياست جمهوري با حضور حداكثري اش- به رغم هزينه نمودن چند صدميليون دلار! توسط دشمنان انقلاب براي بي تفاوت نمودن مردم- حماسه اي ديگر آفريد) فراخور جرائمي كه مرتكب شده اند، در دادگاه عدل انقلاب اسلامي محاكمه و مجازات نگردند، حكم عضو فاسد بدني را پيدا مي كند كه جراحي متخصص با در اختيار داشتن تمام و كمال لوازم مورد نياز جراحي، در قطع آن عضو فاسد آن قدر غفلت ورزد و تاخير اندازد كه كمترين خطرش احتمال رشد و نمو خوره وار عضو فاسد در برخي اعضاء و جوارح مستعد بدن... بنابراين، هشدار! كه پرواضح است اين فرصت سوزي و غفلت و يا تاخير در ريشه كن نمودن عوامل فساد و فتنه، به آفت هائي بسيار خطرناك از جمله موارد زير بيانجامد.
1-زمينه اي براي «احيا:» مجدد اين پيكرهاي «زمين گير شده»ي در حال احتضار توسط اربابان اصلي فتنه، حداقل به منظور اهرم فشار و باج خواهي هاي سياسي در جوامع بين المللي وحدت سرنوشت ساز و حساس پيش رو
2-جرات به ميدان فرستادن و بهره گيري از برخي ديگر «در آب نمك خوابانده شدگان!» داخلي و خارج نشين به عنوان ادامه دهندگان راه دن كيشوت هائي! اما وطن فروش!
3- تقديم! فرصت ها و دادن بهانه هايي بيشتر به امپراطوري نيرنگ و فريب خبري ماهواره اي صهيونيستي و مزدوران داخلي شان، تا هرچه بيشتر براي سحر وافسون سرگردان شدگان بازي خورده «بي بصيرت» در رنگين و ننگين «گوساله هاي سامري» خود بدمند.
4-تضعيف نابخشودني عزت و اقتدار نظام و سست نمودن اراده ملي و ايجاد شك و بدبيني و ياس در بين طرفداران و انقلابيون و ملت هاي آزاده.
5- فراهم آمدن زمينه توسعه شبه افكني ها، مظلوم نمائي ها والقاء حق به جانب بودن ها توسط گروه فتنه و ايجاد فرصت هائي براي آشوب طلبان «بلواپيشه!»
6-... و اگر هم فرصت يابند و«اقتضاء» به بينند، نيز بتوانند با لباس ها و قيافه هاي تغيير يافته! از راه هوائي يا مرز بازرگان با حمايت دارندگان زر، ورانت و... به سان بسياري از فراريان، راهي ديار اربابان خود گردند و از آنجا آزادانه تر! با بهره گيري هاي گسترده از تمامي امكانات جنگ نرم و خاموش مدنظر دشمنان اين مردم شريف، همچنان اساس وحدت و امنيت اجتماعي و آسايش و آرامش خاطر مورد نياز فرهيختگان و دانشمندان و مبتكران خلاق و دلسوز جامعه را مورد هدف و هجوم قرار داده و تا مي توانند موانعي براي بازدارندگي شتاب چرخه سازندگي و توسعه اقتصادي و فرهنگي مورد انتظار رهبري و مردم را فراهم آورند... پس آيا بر مسئولين قوه قضائيه فرض نيست كه با استناد به فرمايش منتسب به امام صادق عليه السلام به آثار و آفت ها و عواقب خطرناك اين «تاخير» عميقا توجه نمايند كه؛ «... و في تاخيره آفه »

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 17:47  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رئيس جمهور تصريح كرد كه اگر براي زائران ايراني محدوديت ايجاد شود و عزت و منزلت ايرانيان به ويژه در عمره رعايت نشود جمهوري اسلامي ايران تصميمات مقتضي را اتخاذ خواهد كرد.
دكتر محمود احمدي نژاد عصر ديروز در شوراي عالي حج، با تأكيد بر اينكه حج فرصت بسيار استثنايي براي ترويج و دفاع از اسلام ناب است، اظهار داشت: حضور پرشور و شعور مسلمانان به ويژه ايرانيان در حج توطئه هاي دشمنان را خنثي و قلوب مسلمانان را به هم نزديك مي كند.
رئيس جمهور خاطرنشان كرد: بايد به نحو احسن از همه ظرفيت هاي مراسم برائت از مشركين به عنوان يك فرصت ويژه استفاده كرد.
احمدي نژاد با اشاره به خنثي شدن توطئه هاي دشمنان و كسب پيروزي ها از سوي ملت ايران، تأكيد كرد: امروز شوق شنيدن پيام ملت ايران و ارتباط با ايرانيان در جهان بسيار افزايش يافته است.
رئيس جمهور با تأكيد بر لزوم رعايت مسائل بهداشتي براي جلوگيري از ابتلاي حجاج ايراني به بيماري ها به ويژه آنفلوانزاي نوع A گفت: اميدواريم همه حجاج از جمله حجاج ايراني با سلامتي كامل به ميهن اسلامي بازگردند.
دكتر احمدي نژاد اظهار داشت: از خداوند متعال مي خواهيم حج همه را حج ابراهيمي و مقبول قرار دهد.
پيش از سخنان رئيس جمهور، حجت الاسلام ري شهري نماينده ولي فقيه و سرپرست زائران ايراني، خاكسار قهرودي رئيس سازمان حج و زيارت و خانم دستجردي وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي گزارشي از آخرين اقدامات انجام شده در راستاي بهره مندي زائران ايراني از ظرفيت هاي حج، تأمين رفاه و بهداشت زائران بيان كردند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 17:43  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
«صداي شيطان بزرگ» (VOA) از قول يكي از عناصر ضدانقلاب مقيم آلمان گفت: مردم ايران(؟) دست دوستي به سوي آمريكا دراز كرده اند و اين را روز 13آبان نشان مي دهند كه با مرگ بر آمريكا مخالف هستند.
حسن شريعتمداري پسر سيد كاظم شريعتمداري، عضو مركزيت گروهك حزب خلق مسلمان- وابسته به سفارت آمريكا- بود. اين گروهك تا مرز طراحي كودتا و چيدن نقشه ترور حضرت امام پيش رفت. پس از لو رفتن ماجرا، حسن شريعتمداري از كشور گريخت و اكنون با گروهك ديگري موسوم به اتحاد جمهوري خواهان همكاري مي كند.
وي در گفت وگو با صداي آمريكا، نگرش توام با سرسپردگي گروهك هاي ضدانقلاب را به ملت ايران نسبت داد و با اشاره به اظهارات اخير جوزف بايدن معاون رئيس جمهور آمريكا مبني بر اينكه «ما در كنار نيروهاي دموكرات در ايران هستيم» گفت: اين جملات بسيار دلگرم كننده است.
وي اضافه كرد: «30سال است حكومت برآمده از انقلاب، آمريكا را به عنوان شيطان بزرگ قلمداد و اسرائيل را دشمن منطقه اي معرفي كرده است. امروز مردم خود را از اين تابو رهانده اند و روز 13آبان نشان مي دهند كه شعار مرگ بر آمريكا را قبول ندارند. خواه ناخواه اين دست دوستي اپوزيسيون كه با اين شدت به سمت آمريكا دراز شده، بايد از طرف ديپلمات ها و حكومت آمريكا جدي گرفته شود».
در همين حال سعيد رضوي فقيه از عناصر افراطي نزديك به حزب مشاركت كه مدتي را در پوشش تحصيل در فرانسه سپري كرد و جذب شبكه هاي آمريكايي نظير روزنت و راديو فردا شد، در گفت وگو با راديو فردا گفت: اگر عده اي از معترضان يا معارضان حكومت در روز 13 آبان كه از طرف حكومت]![ روز ملي مبارزه با استكبار جهاني نام گرفته، راهپيمايي كنند، نيازي به مجوز نيست. البته فرمانده نيروي انتظامي تهديد مي كند كه اين راهپيمايي معارضان با برخورد شديد مواجه خواهد شد. كسي نمي تواند در راهپيمايي روز 13 آبان، افراد را دست چين كند كه چه كسي مجاز است و چه كسي مجاز نيست.
با توجه به هويت ضدآمريكايي و ضداستكباري روز 13آبان، دعوت برخي محافل و عناصر منافق براي خط زدن شعار مرگ بر آمريكا و دراز كردن دست دوستي به سوي رژيم جنايتكار آمريكا، بار ديگر ماهيت اين جريان را بيش از پيش نزد افكار عمومي نشان خواهد داد و منافقين را منزوي تر از قبل خواهد كرد.
در عين حال با توجه به مشخص شدن ماهيت كاملاً آمريكايي جريان اغتشاش و تشنج كه با سازماندهي رسانه هاي بدنام بيگانه به بازي گرفته مي شوند، طبيعتاً برخورد قاطع و پشيمان كننده با آنها نيز توقع ملتي است كه رژيم آمريكا را دشمن شماره يك خود مي دانند و به مهره هاي آنها به چشم خائن نگاه مي كنند.
تسخير لانه جاسوسي آمريكا در 13 آبان 58 بخش مهمي از شبكه سياسي، رسانه اي و گروهكي وابسته به اين رژيم استكباري را كه با عناويني نظير نهضت آزادي، خلق مسلمان، جبهه ملي و... فعاليت مي كردند، لو داد و سران اين شبكه را تبديل به مهره هايي سوخته و تاريخ مصرف گذشته كرد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 17:42  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
ارگان رسمي سازمان سيا از قول يك عضو افراطي و فراري حلقه كيان تصريح كرد: «اسلامگرايي جدي ترين مانع در برابر جنبش سبز است.»
سايت راديو فردا در تحليلي با همين عنوان (اسلامگرايي: جدي ترين مانع جنبش سبز) و به قلم مجيد محمدي نوشت: جنبش سبز با مشكلات جدي و بنيادين در جامعه و فضاي سياسي ايران مواجه است اما هيچ يك از اين مشكلات، مخاطره انگيزتر از اسلامگرايي نيست... ريشه هاي فرهنگي و اجتماعي اسلامگرايي كه به تأسيس و تداوم جمهوري اسلامي منجر شدند هنوز در جامعه ايران زنده اند. آنچه خطر جدي در برابر جنبش سبز است نام جمهوري اسلامي نيست. نظام هاي حقوقي با تفسيرهاي جديد و فشار از پايين، تفسير و تحول مي يابند. بنابراين اگر كساني در سطح رهبران جنبش، اسلام گرايي پيشه نكرده باشند، نبايد به آنها به خاطر تأكيد بر نام جمهوري اسلامي يا حتي قانون اساسي رژيم به عنوان اخلال در جنبش خرده گرفت. در ظرف جمهوري اسلامي يا در قاب همين قانون اساسي رژيم هاي متفاوتي را مي توان ريخت.
اين همكار سابق نشريات زنجيره اي وابسته به گروهك نهضت آزادي و حزب مشاركت مي افزايد «خطر جدي پيش روي جنبش سبز، عناوين و چارچوب ها نيستند، بلكه اسلامگرايي است. اسلامگرايي پنج ويژگي دارد: دعوت براي بيداري اسلامي در زندگي شخصي و جمعي، تلاش براي صورت بندي و انعكاس ارزش هاي اسلامي در زندگي در همه ابعاد آن، تمسك به هويتي اسلامي كه با ديگر هويت ها تمايز و گاه تعارض داشته باشد، دفاع از دوباره سازمان دهي جامعه و فرهنگ و سياست و دولت بر طبق احكام اسلامي، و كسب قواي قهريه و شكل دادن به حكومت اسلامي براي رسيدن به اهداف فوق. اين پنج ويژگي بالاخص دو ويژگي چهارم و پنجم، معرف ايدئولوژي اسلامگرايي در دوران اخير هستند و هر جا اين عوامل در كنار هم ديده شدند حكومتي از نوع حكومت جمهوري اسلامي موجود سر و كله اش پيدا مي شود.
ارگان سازمان سيا آنگاه از قول مجيد محمدي نوشت: اسلامگرايي در ايران قوي است. در ضرورت جدي گرفتن اسلامگرايي و اهميت آن همين بس كه بيش از سه دهه يك حكومت جبار را در ايران بر سر پا نگاه داشته است. اين ايدئولوژي از نفس نيفتاده و بر زمين زدن و ضربه فني كردن آن كاري است بس دشوار.
وي خواستار تفكيك اسلامگرايان از غير اسلامگرايان در جنبش سبز شد و خواستار حمله به «مباني فكري و عقيدتي نظام به جاي اشخاص»، «انتقاد به احكام اسلامي نظير قصاص، امر به معروف و نهي از منكر» و «حمايت از حقوق همجنس گرايان و بهائيان و افراد بي دين» شد و نهايتاً نوشت: نقطه حساس و بنيادين جمهوري اسلامي نه مقام ولي فقيه يا شخص ]آيت الله[ خامنه اي، بلكه ايدئولوژي اسلامگرايي است. در تشخيص مخالفان جدي حكومت ديني به جاي تمركز بر ميزان و حدت و شدت مخالفت با ولايت فقيه يا ولي فقيه يا احمدي نژاد بايد به ميزان و حدت و شدت مخالفت يا عدم مخالفت با مباني حكومت ديني يعني ايدئولوژي اسلامگرايي توجه كرد.
ارگان سازمان در پايان اين مقاله مفصل و دادن «گرا» براي اينكه عناصر ضد انقلاب پنهان شده پشت نقاب سبز كدام نقاط استراتژيك را مورد حمله قرار دهند، نوشت اين مقاله لزوماً بازتاب نظر راديو فردا نيست(!)
گفتني است به تازگي سايت ضد انقلابي و ضد ديني ايران گلوبال هم در مقاله اي تأكيد كرده بود از شعار الله اكبر چيزي جز جمهوري اسلامي درنمي آيد و فقط مغز ... خورده ها فكر مي كنند با اين شعار مي توان جمهوري اسلامي را سرنگون كرد.
يادآور مي شود مجيد محمدي پيش از اين هم در توصيف به اصطلاح سبزها تصريح كرده بود: آنها مي خواهند سينه بزنند و اگر هوس كردند، شراب بنوشند. آنها مي خواهند با شورت و تاپ بيرون بيايند. نداي الله اكبر سر بدهند و روزه خواري در ملأ عام كنند يا در نمازجمعه به صورت مختلط و با كفش بايستند(!)

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم آبان 1388ساعت 17:39  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات اگرچه از حدود 20 دقیقه هم تجاوز نکرد، اما با حواشی زیادی همراه بود. برخی در این میان به ولوله افتادند و کوشیدند تا با برجسته کردن مسائل ، اذهان را از آن چه اتفاق افتاده، منحرف کنند؛ همچنین، این طیف که تا پیش از این رقیب را به توهم توطئه متهم می کرد، کوشید تا اعتراض مردمی به حضور کروبی را "سازماندهی شده" و "توسط جمعی خاص" معرفی نماید.

اما ماجرا چه بود؟ چه شد که کروبی 20 دقیقه بیشتر در نمایشگاه مطبوعات نتوانست بماند و اسلحه کشیدن محافظان او چه چیزی را اثبات کرد؟

حضور کروبی در نمایشگاه از همان آغاز با شعارهای پی در پی اطرافیان و هواداران او همراه شد. چندی بعد، اما تعداد دیگری از حاضران در نمایشگاه و جمعی از غرفه داران بودند که با شعار "مرگ بر منافق" به استقبال او رفتند. جمعیت مخالف کروبی آن‌قدر بود که دیگر جایی برای شعار دادن های حامیان او باقی نماند. از اینجا بود که او کم کم با فشار معترضان به خارج از نمایشگاه رانده شد. خشم معترضان به گونه ای بود که محافظان کروبی مجبور شدند از شوکر و تیر هوایی استفاده کنند و به این ترتیب استقبال از شیخ شروع نشده، با بدرقه وی به پایان رسید.

سپس جمعی از هواداران وی بار دیگر از طبقه فوقانی نمایشگاه وارد شدند و در کنار نرده ها شروع به شعار دادن کردند. این دومین بار بود که مردم و غرفه داران در راهروی میانی نمایشگاه جمع می شدند. این بار نیز شعارهای "مرگ بر منافق"، "مرگ بر ضد ولایت فقیه" و "بسیجی واقعی، نورعلی شوشتری" در فضای نمایشگاه پیچید. به دنبال این حضور دوباره بود که شعاردهندگان از طبقه فوقانی، ناچار به سکوت شدند.

حضور کروبی اما پیام های روشنی داشت که نمی توان از آن به سادگی گذشت. شاید این بار هم کروبی قربانی میرحسین و خاتمی شد تا با سنجش فضای عمومی، امکان حضور یا عدم حضور خود را به محک بگذارند.

اما چه چیزی اثبات شد؟ واکنش مردم به حضور کروبی یک واقعیت روشن را بار دیگر اثبات کرد و آن قضاوتی بود که بخشی از افکار عمومی نسبت به دروغ پراکنی ها و اظهارات بدون سند کروبی دارد. اعتراضات به کروبی و اسلحه کشیدن محافظان او ثابت کرد که کروبی آن قدر در نگاه بخشی از مردم و اصحاب رسانه منفور است که محافظان او برای نجاتش در نمایشگاه مطبوعات هم ناگزیر باید از شوکر و اسلحه استفاده کنند!

پیام واکنش اعتراض آمیز کاملاً روشن بود: اگر کسی آبروی ایران اسلامی را با نامه نگاری های احساسی و بدون سند به حراج بگذارد و حیثیت انقلاب را زیر سوال ببرد، در افکار عمومی به‌عنوان یک خائن تلقی می‌شود. شعارهای پی در پی و کوبنده "مرگ بر منافق" مبین همین واقعیت بود و اثبات کننده نوع نگاه و قضاوت افکار عمومی در خصوص آقای کروبی. اسلحه کشیدن ها نشان داد حتی در میان اهالی رسانه هم جایی برای کروبی و امثال او نیست. نباید انتظار داشت مردم از کنار کسی که عزت ملی را به خاطر ساده لوحی یا منافع حزبی خود لگدمال می کند، به سادگی بگذرند.

اکنون، ایران اسلامی منتظر محاکمه کسانی است که بدون سند سخن گفتند و برای انقلابی که با خون شهیدان به ثمر رسیده است، هزینه ایجاد کردند. اعتراض نمایشگاهیان هم نشان داد این موضوع مطالبه آنان که از سراسر کشور گرد هم آمده بودند هم هست.

اما برخی در این میان با انتشار عکس چند تن از اهالی رسانه که در میان معترضین بودند، کوشیدند تا آنها را متهم جلوه بدهند و موضوع اصلی که واکنش گسترده به کروبی بود را لاپوشانی کنند. حضور اهالی رسانه در جمع معترضین نه تنها غیرعادی نیست؛ بلکه کاملا هم طبیعی است. در نمایشگاه مطبوعات اگر اعتراضی قرار است انجام شود، طبیعتا مردم حاضر در نمایشگاه و اصحاب رسانه را باید در میان شرکت کنندگان دید.

جمعیت کثیر حاضر هم نشان داد که مردم و اصحاب رسانه از غرفه های مختلف برای اعتراض به حضور کروبی در جلوی نمایشگاه حاضر شده بودند و اکثریت را شامل می شدند. لذا کشف برخی سایت ها در این زمینه کشف چندان جدیدی به نظر نمی رسد. شاید این رسانه ها اگر کمی بیشتر در میان معترضان می گشتند به عکس برخی از خبرنگاران و دوستان خود هم برمی خوردند.

اما ورای این خبرسازی ها، آن چیز که اهمیت داشت، اضطراب و احیانا سکوت برخی رسانه ها بود. اضطرابی که می شد در لابه لای خطوط اخبار سایت هایی نظیر "آ" و "ع.ا" مشاهده کرد. روزنامه اعتماد هم در این میان از درج خبر حضور کروبی در نمایشگاه مطبوعات خودداری کرد. این نوع مواجهه با آنچه به وقوع پیوست، نشان داد که حامیان کروبی هم پیام اعتراض گسترده مردم را درک کرده اند و الا از انعکاس کامل و درست آن نباید نگران می شدند. خود کروبی هم در واکنشی عجیب و جالب، تعداد معترضان را ده نفر اعلام کرد! آن چیز که در این میان مسلم است، آن است که نمی توان با این اظهارات بدیع و خبرسازی های زنجیره ای واقعیت های کشور را عوض کرد.

با این حال، نوع رفتار دستگاه قضایی کشور با فردی که با اتهامات خود، آبروی نظام اسلامی را مخدوش کرده است، همچنان سؤال برانگیز است و مشخص نیست چنانچه فردی غیر از کروبی یا رسانه‌ای بدون پشتوانه اصحاب قدرت، حتی یک‌دهم ادعاهای وی را مطرح کرده بود، در حال حاضر چه سرنوشتی داشت و آیا باز هم می‌توانست هر زمان که بخواهد، گوشه‌ای از شهر را با ژست‌های قهرمانانه‌ای که البته در نمایشگاه مطبوعات به ضد آن تبدیل شد، به آشوب بکشاند؟

============================================================

امروز بسیاری از سایت های اصلاح طلب از استقبال چشمگیر مردم در نمایشگاه مطبوعات از کروبی نوشتند .
اما سوال اینجاست که اگر این افراد طرفدار کروبی بودند چرا محفظان کروبی اسلحه کشیدند؟


عمس های گرفته شده از کشیدن اسلحه محافظان کروبی در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:26  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

اخيرا عکسي در صفحه انقلاب سبز فيس بوک که داراي 14000 بيننده است منتشر شده و گفته شده که عکس مزبور مربوط به کشته شدگان سبزها در درگيريهاي اخير مي باشد.

به گزارش ايرنا عکس منتشر شده در فيس بوک در حالي به عنوان کشته هاي جريان سبز معرفي شده است که اين عکس پيش از آن در سايت ضداسلامي http://avideditor.wordpress.com به عنوان عکس افراد کشته شده طي بمباران در عراق به نقل از نشريه ،The New England Journal of Medicine منتشر شده بود.

ظاهرا طراحان خارجي اغتشاش سبز به منظور تکميل حلقه عمليات رواني خود با کمبود تصاوير و عکس مواجه هستند و به ناچار به انتشار تصاوير کشتگان ساير کشورها روي آورده اند.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:23  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

بعدازظهر جمعه براي اولين‌بار در تاريخ برگزاري نمايشگاه مطبوعات، اتفاقي در فضاي رسانه‌اي کشور افتاد که تا پيش از آن سابقه نداشته است. حضور کروبي در نمايشگاه مطبوعات و واکنش اصحاب رسانه نسبت به اين حضور و به تبع آن، ترک محل نمايشگاه يا به تعبير ديگر اخراج او ، از جمله مواردي بود که در هيچ‌يک از 16 نمايشگاهي که تاکنون برگزار شده است – آن‌هم در واکنش به کسي که تا چندي پيش در جرگه مسؤولان نظام قرار داشت – سراغ نداريم. از همين رو بايد نمايشگاه امسال را با دو نگاه يا رويکرد مورد بررسي قرار داد. در رويکرد اول؛ اصحاب رسانه که با عشق و اميد يک‌سال به انتظار نشسته بودند تا نمايشگاهي برگزار شود و در يک فضاي آرام و تعاملي، بين مخاطبان خود حلقه زده و به سؤالات و دغدغه‌هاي آنها پاسخ دهند، اين حضور را که در واقع بزرگ‌ترين فستيوال مطبوعاتي کشور است، فرصتي مغتنم مي‌دانند تا در چنين فضايي، مخاطبيني که تنها با نام خبرنگاران و نويسندگان يک جريده آشنا بودند، اين‌بار کساني را روبه‌روي خود ببينند که مدت‌ها انتظار آشنايي از نزديک آنها را داشتند.

اما رويکرد يا نگاه دوم مربوط به افرادي است که به فضاي نمايشگاه از منظر کارناوال‌هاي تبليغاتي مي‌نگريستند و شعارهاي تند تبليغاتي که تاريخ مصرف آنها گذشته را دستمايه‌اي براي حضور خود در چنين محيط‌هايي که کارکردي متفاوت با دوران تبليغات انتخاباتي دارد، مي‌دانستند. آنچه با حضور آقاي کروبي در نمايشگاه مطبوعات اتفاق افتاد را بايد در راستاي رويکرد دوم دانست. رويکردي که حاصل عمري تلاش دشمنان براي کشاندن بخشي از حاکميت به اين عرصه بوده است. برخي از زواياي تلخ حضور کروبي و واکنش‌هاي صورت گرفته به وي را مي‌توان به قرار زير برشمرد.

1- آقاي کروبي که واکنش تعدادي از مراجعه‌کنندگان به نمايشگاه و طرح برخي شعارها عليه خود را نوعي توطئه سازماندهي شده بدخواهان فرض مي‌کند، چرا اين سؤال را از خويش نمي‌پرسد که چه اتفاقي افتاده که در کمتر يک‌سال‌، رسانه‌اي که خبرنگار و عکاس خود را به خط مي‌کرد تا شخصيتي همچون کروبي را مورد استقبال قرار دهد و کمترين فرصت براي پاسخ به يک سؤال را مغتنم مي‌شمرد و در کوتاه‌ترين زمان، مصاحبه با کروبي را در صدر اخبار خويش قرار مي‌داد، امروز به جايي رسيده که با ورود او شعار «مرگ بر منافق» سر مي‌دهد و خواهان خروج او از نمايشگاه مي‌شود؟ کجاي کار اشتباه بوده است، رسانه‌ها قدرنشناس مسؤولان سابق خود شده‌اند يا عملکرد آنها در انتخابات و حوادث مشابه به گونه‌اي بوده است که اعتماد رسانه از فلان مسؤول سلب گرديده و آن روزنامه‌نگار متعهد، مسؤول ديروز را امروز در خط اپوزيسيون نظام مي‌بيند و همين امر موجب واکنش او و چنين استقبال و بدرقه‌اي شده است.

2- آقاي کروبي در نقل شرح ماوقع نمايشگاه، بيان کرده است: در بدو ورود، گروه‌هاي زيادي از مردم با برخورد محبت‌آميز خود مرا مورد استقبال قرار دادند. در اين مسير عده زيادي از جمعيت، با محبت فراوان مرا همراهي مي‌کردند که من بارها از ايشان خواهش کردم هيچ‌گونه شعاري ندهند.

در اين ميان جمعيتي که تعداد آنها از ده نفر تجاوز نمي‌کرد شروع به دادن شعار «مرگ بر منافق» کردند.

سؤال اينجاست واقعاً آقاي کروبي توان تشخيص تعداد جمعيت انبوهي که او را با شعار از نمايشگاه بيرون کردند، ندارد يا نمي‌خواهد اين واقعيت تلخ را بپذيرد که افراط‌گري او باعث چنين رفتاري شده است. ثانياً چگونه است که شعار تعدادي از همراهان کروبي که با سازماندهي بيروني به درون نمايشگاه آمده بودند تا بازار شيخ ساده‌انديش اصلاحات را داغ کنند، شعارهاي محبت‌آميز و ابراز احساسات محسوب مي‌شود ولي شعار جماعت انبوه خشمگين از رفتارهاي کروبي، «رفتار غيراخلاقي عده‌اي خاص» تلقي مي‌شود؟ چگونه است شعار «مرگ بر منافق» که عليه کروبي سر داده مي‌شود، شعارهاي غيراخلاقي و حرمت شکنانه محسوب مي‌شود ولي شعار «مرگ بر ديکتاتور» جماعت همراه کروبي، محبت‌آميز و به تعبير ايشان تشويق وي به حساب مي‌آيد؟

3- آقاي کروبي بايد بپذيرد آن چيزي را درو مي‌کند که در طول چند ماه گذشته او و همراهانش کاشته‌اند، زماني که وي با رگ‌هاي کلفت‌ گردن و دروغ‌پردازي‌هاي غيراخلاقي، همه نظام را متهم به فساد و تجاوز مي‌کند، نبايد انتظار آن را داشته باشد که با ورود او به نمايشگاه مطبوعات يا هر عرصه ديگر فرهنگي کشور، مردم در پيش پاي او فرش قرمز پهن کنند و همانند گذشته از منظر يک مسؤول وفادار به آرمان‌هاي انقلاب و امام(ره) به او بنگرند. ميزان براي مردم حال افراد است و امروز مردم احساس مي‌کنند کروبي در چاه ويلي افتاده است که بيش از همه بايد خود را در اين افتادن، سرزنش کند.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:22  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

اين يادداشت، 2گفتار متفاوت از 2سنخ به ظاهر متمايز در كنار هم است كه البته مي توانند مكمل يكديگر باشند.

 

سخن اول

این تجربه تکان دهنده ای است وقتی که مي فهميد کسی که به شما نزدیک است يا او را مدتهاست كه مي شناسيد عوارض اسکیزوفرنی از خود نشان می دهد. شما ممکن است درباره اینکه چه می توانید بکنید مطمئن نباشید. کسب اطلاعات درباره واقعیت بیماری اسکیزوفرنی ممکن است به شما براي رويارويي با اين بيماري و فرد بيمار کمک کند.

واژه اسکیزوفرنی(يا به قول عده اي اسكيزوفرنيا) بطور وسیع در نظام روان پزشکی استفاده می شود. روانپزشکان آن را نوعی جنون (psyhosis) می دانند. به باور آنها فرد اسکیزوفرنیک قابلیت تمیز دادن بین افکار، ایده ها و تصورات قوی خودش و واقعیت (ادراکات مشترک، مجموعه ایده ها و ارزش های افراد دیگری که در فرهنگ او آن را واقعیت می نامند) را ندارد. از جمله عوارض این بیماری این است که فرد ممکن است صداهایی را بشنود یا ممکن است فکرکند که افراد دیگر می توانند فکر او را خوانده و یا افکار او را کنترل کنند.

بیشتر روانپزشکان این عوارض را ناشی از نوعی اختلال روانی (psychiatric disorder) می دانند و برای درمان آنها «تسکین بخش» (tranquillizers) قوی تجویز می کنند.

اغتشاش فکری، حالت هذیانی (hallucinations) مانند شنیدن صداها و یا اصوات دیگر، اوهام (delusions)، احساس بی تفاوتی یا بی احساسی و ناتوانی در تمرکز کردن از جمله عوارض اين بيماري است.

اما آيا اين قبيل افراد خطرناك هستند؟ در پاسخ بايد گفت كه اغلب در مطبوعات و تلویزیون داستانهای اغراق آمیزی در باره “اسکیزوفرنیک ها” وجود دارد و از آنها بعنوان افرادی خطرناک که باید تحت کنترل داروهای آرامبخش باشند و در تیمارستان نگه داشته شوند، یاد می کنند. البته اين چنين نيست يعني رابطه بین اسکیزوفرنیك ها و جرایم چنان غیر متعین است که هر گونه پیش بینی درباره ارتباط این دو تقریبا غیرممکن است. مردم اغلب از دست کسانی که صداهایی می شوند، خیلی می ترسند. مهم است که به یاد داشت چنین کسانی باوجود شنیدن این گونه صداها از قدرت تشخیص برای آنکه بر اساس آنها رفتار کنند یا نکنند برخوردارند درست مثل بقیه که به آنها گفته شود کاری را بکنند. این صداها اغلب به این افراد می گویند که خودشان را بکشند تا اینکه فرد دیگری را به قتل برسانند.

وراثت و ترکیب ژنتیک کسی ممکن است او را بیشتر آماده ابتلاء به بیماری کند، ولی شرایط سخت زندگی و به ویژه تجارب خانوادگی و زندگی ممکن است در شروع عوارض این بیماری دخیل باشند.

هرچند خودیاری (self-help)، كار و رژیم غذایی از شيوه هاي كمك به معالجه اين بيماري محسوب مي شوند ولي در اين ميان يكي از شيوه هاي نوين و پذيرفته براي مداواي اين بيماري استفاده از روشهاي گفتاردرماني است. روش های گفتاردرمانی مانند روانکاوی، مشاوره و درمان رفتار دماغی (cognitive behaviour therapy- CBT) می توانند به فرد اسکیزوفرنیک کمک کنند تا با بیماری خود کنار بیاید. این روش ها با تشخیص مسائل بیمار، بررسی عواقب این مسائل، تکوین روش های مناسب برای کنار آمدن با این مسائل و مانع شدن از وقوع شرایط بحرانی، به فرد اسکیزوفرنیک کمک می کنند. این روش های درمانی به فرد کمک می کنند تا به اهمیت بررسی عوارض بیماری خود پی برده و بتواند بر آنها فائق آید.

با وجود آنچه در بالا گفته شد دشوار است بتوان با وضعیتی برخورد کرد که در آن دوست یا خویشاوند شما چیزی را می بیند یا به آن باور دارد که شما نه می بینید و نه می توانید باور داشته باشید. بجای تایید یا رد تجربه آنها ممکن است بهتر باشد اگر چیزی مشابه این بگویید، “من قبول می کنم که تو صداها یی را می شنوی و یا چیزهایی می بینی ولی این برای من اینطور نیست”. معمولا موثرتر است اگر به آنچه فرد احساس می کند توجه کرد، این می تواند امکان ارتباط گرفتن موثر با او را تسهیل کند.

 

ماجراي سنگ پا

20تیرماه با استقبال از پايان سكوت بيست ساله مهندس ميرحسين موسوي به سوالاتي اشاره كردم كه به ويژه پس از برگزاري انتخابات رياست جمهوري در اذهان بسياري از ملت ايران كه نخست وزير زمان جنگ، سنگ آنها را به سينه مي زند وجود دارد و از ايشان درخواست كردم تا به اين سوالات پاسخ دهند تا شايد خاطرات و تصوير خوشايندي كه از ايشان در صفحه روشن ضمير خاطره ملت ايران وجود دارد ماندگار باشد. هرچند ايشان در ايام تبليغات انتخابات و پس از آن ثابت كردند كه هيچ توجهي به آنچه نقد ايشان است ندارند و تنها فريادزنان تلاش مي كنند تا آنگونه شود كه فقط صداي ايشان و هوادارانشان كه در بسياري از موارد "سبز" نبود شنيده شود؛ آرزويي كه با بي تدبيري محقق نشد.

هرچند سوالات فراوان نگارنده در آن يادداشت همچنان باقي است اما انتشار خبر ديگري درخصوص اظهارات مهندس موسوي اين نظريه را همچنان تقويت مي كند كه ايشان متاسفانه از موضعي پايدار برخوردار نبوده و هر روز نواي جديدي را ساز مي كند.

البته سخنان اخير كه در جمع همكاران مطبوعاتي و تحريريه روزنامه توقيف شده كلمه سبز مطرح شده است رنگ و بوي بيشتري از واقعيت و عقلانيت به همراه دارد اما ذكر پاره اي از نكات مورد اشاره نخست وزيري كه با دستان خويش پنجه به چهره انقلابي نماي خود كشيده است ضروري است.

«همه عقب‌نشینی‌ها بد نیست و به معنای پشیمانی نیست و با هدف ادامه مسیر از راه‌های دیگر انجام می‌شود.» موسوي در اين گفتار به چند نكته اشاره مي كند. اول اينكه وي به عقب نشيني اعتراف كرده است. بررسي اينكه چرا او بعد از گذشت بيش از 4ماه و تحميل هزينه هاي فراوان داخلي و خارجي به نظام اسلامي كه مخدوش كردن چهره جمهوري اسلامي يكي از آثار اقدامات نسنجيده وي بود، عقب نشيني كرده است در جاي خود ضروري است اما اصرار بر اينكه اين عقب نشيني تاكتيكي بوده و اساسا پشيماني در آن وجود ندارد محل تامل بيشتر است. ميرحسين درحالي از ادامه مسير از راه هاي ديگر سخن مي گويد كه اين باور را همچنان مستحكم مي سازد كه اتفاقات رخ داده بعد از انتخابات و شيوه هاي بكارگرفته شده نه تنها ناشي از هيجانات صرف عده اي هوادار و سوء استفاده برخي مغرض نبوده بلكه با برنامه ريزي و غرض ورزي از پيش تعيين شده بوده است كه امروز بعد از گذشت 4ماه و عقيم ماندن آن اقدامات آقايان تصميم گرفته اند كه راههاي ديگري را كه ظاهرا عقب نشيني ديده مي شود اما در باطن چيز ديگري است بيازمايند تا شايد به مقصود خود برسند. لذا هوشياري بيش از پيش در اين باره لازم است. در اين كوتاه قصد نقد دادگاههاي حوادث پس از انتخابات نيست اما به نظر مي رسد برخي از اظهارات در دادگاه ها و بعضا در رسانه ملي كه از آنها به عنوان اعتراف ياد شد نه تنها اعترافي از سوي كارگردانان اصلي فتنه88 نبوده است بلكه همان راهبردي است كه امروز از زبان موسوي بيرون پريده است يعني همان عقب نشيني تاكتيكي و حمله از جناح ديگر.

از سوي ديگر نخست وزيري كه افتخار خود را تصدي مسئوليت در زمان امام راحل مي داند ولي امروز درمقابلش آرمانهاي همان امام به قربانگاه مي روند و او همچنان ساكت است و موضعي ولو از سر تظاهر نمي گيرد، تلاش مي كند صدای آمریکا و بی بی سی را مرجع خبری ملت ايران معرفي كند و البته با لحني مشكوك چنين تصريح كند كه اين رسانه ها در نهایت باید منافع کشورشان را در نظر بگیرند. با اين بيان قصد موسوي روشن است. با مقدمه گيري موسوي، وي ضمن مرجع معرفي كردن رسانه هاي بيگانه كه اسناد وابستگي آنها به صهيونيسم و بهائيت آشكار است، چهره آنها را از اتهاماتي كه به ايشان زده مي شود زدوده و شكل فعاليتشان را كه در ماههاي اخير به شكل چشمگيري براي براندازي نظام اسلامي تلاش كردند توجيه كرده است.

ميرحسين مدعي مي شود "ضرورت‌ها ایجاب می‌کند که سرانجام همه صداها اجازه شنیده شدن پیدا کنند." لازم نيست ايشان به جاي طرح ادعاهاي بزرگ نيم نگاهي به كارنامه پراز مهرورزي شان در دوران تصدي نخست وزيري و پس از آن بپردازد بلكه تنها گوشه چشمي به واكنش ايشان به اتفاقات بعد از انتخابات و موج گسترده ابهامات و گلايه هاي مردمي و دوستان سابق و لاحق سياسي اش از دو جريان رقيب اما دوست انقلاب نشان مي دهد كه مهندس موسوي تنها داعيه دار شعارهاي پسنديده اي است كه خود كمترين زحمتي براي عمل حداقلي به آنها به خرج نمي دهد.

وي از خطربزرگي سخن مي گويد كه شگفتي نگارنده را مضاعف كرده و آن هم زماني است كه از پایین آوردن قدرت جذب نظام و كمك به ایجاد وضعیت انفجاری سخن مي گويد. به راستي اقدامات ايشان و برخي ديگر كه از همان آغازين ساعات پس از برگزاري انتخابات شكل گرفت و تداوم يافت، نتيجه اي جز پنجه كشي به چهره نظام، مخدوش شدن جمهوري اسلامي و كمك به وضعيت انفجاري بود؟ واأسفا از اين همه بي انصافي كه در باور كمتر يار و دوستدار انقلاب و امامي مي گنجد كه داعيه دار پيروي از خط امام با دست خويش بنزين بر آتش افروخته خود بريزد و امروز كه گرد و غبار فتنه چنان برخاسته نيست كه حق و باطل پديدار نباشد، از موضع سابقش عقب نشيني و تكراركننده شعارهاي ظاهري و عوامفريب شود.

تلقي و تعبير به شهادت از سوي مهندس موسوي درمورد كشته شدن مشكوك خانم آقاسلطان و ابراز تاسف از اين حادثه قطعا به خود ايشان مربوط است اما مقايسه اين اتفاق كه دهها سوال پيرامون آن وجود دارد كه يكي از آنها عدم معرفي و شناسايي هويت ضاربان آقاسلطان است و عدم شهادت و معرفي مشخصات از سوي يكي از دهها مردمي كه در آن صحنه حاضر بوده اند، با شهادت هزاران مسلمان بي گناه و بي دفاع در غزه و دیگر نقاط جهان از سوي موسوي قابل تامل است. موجب تاسف است كه ايشان با وجود اطلاع از مواضع قاطع، صريح و محكم بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران درخصوص موضوع فلسطين در برابر اتفاقات بي سابقه انحرافي در مراسم روز قدس كوچكترين نگراني از خود نشان نداده و حتي آن را محكوم هم نكردند. آيا اين امر چيزي جز فاصله گرفتن از آرمانهاي كسي است كه زماني به تبعيت از او افتخار مي كرد؟

نكته جالبتر سخنان اخير جناب موسوي آنجاست كه ايشان پس ازگذشت بيش از 4ماه پرفرازونشيب به برخی شعارهای افراطي مطرح شده در تجمع‌های خیابانی كه اتفاقا خوراك مناسبي براي بيگانگان بود – و چه بسا در آينده نيز باشد- آنها را ناشی از عصبانیت دانسته و تاكيد مي كند كه به نفع همه ماست که شعارهایی متناسب با ظرفیت کشور طرح کنیم. اين نگراني جدي درخصوص توانايي هاي ذهني و دركي ميرحسين پديد مي آيد كه آيا شعارهاي افراطي داده شده پس از ماهها تازه به وي رسيده است يا اينكه همانطور كه خودش اعتراف مي كند امروز كه متوجه شده بايد عقب نشيني كند، از اين شعارها اظهاربرائت مي كند؟ آيا جز سردادن برخي شعارهاي افراطي هيچ اتفاق ديگري كه موجب ناخرسندي باشد رخ نداده است؟ آيا بزرگترين خيانت صورت گرفته در ايام پس از انتخابات سردادن چند شعار بود كه آن هم توسط ليدرهاي مشخص يك جريان سياسي و با استفاده از شور و هيجان پاك عده اي از هواداران بي غرض سرداده شد؟ آقاي موسوي سوال جدي اين است كه آيا شما بيداريد يا ترجيح مي دهيد همچنان در خواب دوست داشتني كه برخي به ظاهر دوستانتان برايتان لالايي اش را زمزمه مي كنند،‌نگه داشته شويد؟ البته برخي بر اين باورند كه دوران هذيان گويي سياستمداران موقتي است و آنها به سبب ارتباطات خاص و تجربيات گوناگوني كه دارند روزي از پرداختن به توهمات خود فارغ مي شوند و البته در پي چاره جويي بر مي آيند و بديهي است كه دوستداران و حاميان سفيد وخاكستري آنها نيز تلاش كنند تا به مداواي آنها در دوران نقاهت پس از هذيان گويي كمك كنند. اگر عنان صبر از كف نمي دهند بايد عرض شود كه درمان هرچه سريعتر بهتر از ادامه ك‍ژراهه گذشته است و در اين راه گفتاردرماني شيوه مناسبي است كه بايد به نخست وزير سابق پيشنهاد كرد. شايد طرح بحث وحدت ملي هم از قبيل همان شيوه هاي گفتاردرماني و معالجه در دوران نقاهت توهم زدگي برخي از ياران ديروز انقلاب باشد كه اميد است پس از مرگ به بيمار نرسيده باشد.

اين گفتار با ادعاي باورنكردني ديگري از مهندس موسوي به پايان مي رسد آنجا كه مي گويد" نباید اجازه داده شود اتفاقات ماه‌های گذشته به بدبینی نسبت به دستاوردهای انقلاب منجر شود. " قصد اسائه ادب نيست اما وقتي شما پس از ماهها تركتازي اينگونه اظهارنظر كرده و به يكباره خود را همچنان مدافع انقلاب نشان مي دهيد، حداقل به برخي مخاطبان خود حق بدهيد كه به ياد آن ضرب المثل شيريني فارسي بيفتند كه:

 

رو نیست، سنگ پاست ؛ بسی بی شرم است.
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:20  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
جمعي از جانبازان با تاييد اظهارات يك جانباز قطع نخاعي درباره برخورد مهدي كروبي با اين قشر در دوران رياستش بر بنياد شهيد آمادگي خود را براي طرح شكايت عليه وي اعلام كردند.
به گزارش ايرنا، پايگاه خبري تحليلي فرهنگ ايثار و شهادت «فاش نيوز» در پي انتشار مصاحبه يكي از جانبازان آسايشگاه امام خميني(ره) درباره برخورد مهدي كروبي- رئيس سابق بنياد شهيد- و اطرافيان او با جانبازان قطع نخاعي، ديگر جانبازان اين آسايشگاه نيز كه در اين ماجرا حضور داشته اند و هم اكنون در شهرستان ها به سر مي برند براي آمدن به تهران و اعلام شكايت عليه كروبي اعلام آمادگي كردند.
جانبازان آسايشگاه شماره يك امام خميني(ره) پس از خواندن اين مصاحبه، با گذاشتن نظر در اين سايت و تماس تلفني اعلام كردند كه براي تاييد گفته هاي آقاي «مصطفي پركره» حاضرند با وجود مشكلات جسمي از شهرهاي محل سكونت خود به تهران بيايند و با انجام مصاحبه گوشه هاي ديگري از اعمال ناشايست كساني چون شيخ مهدي كروبي و گماشته هايش را فاش سازند كه در حال حاضر علم طغيان عليه نظام مقدس اسلامي را برداشته اند.
جانبازان نخاعي آسايشگاه شماره يك امام خميني(ره) همچنين ابراز تمايل كردند كه شكايتي را عليه كروبي و اعمال خشونت بار او به قوه قضائيه ارائه دهند.
مهدي كروبي كه در زمان تصدي امور بنياد شهيد انواع برخوردهاي ناشايست و خشونت بار را عليه بهترين فرزندان اين ملت روا داشته و همه اينها تنها به دليل كرامت و حساسيت جانبازان نسبت به حيثيت انقلاب در سينه هاي آنان مكتوم مانده است، اخيراً در دفاع از تعدادي افراد موهوم به دروغ پراكني عليه نظام برآمده از خون شهيدان و جانبازان پرداخته و طرفدار حقوق شهروندي شده است
+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:12  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
يك نشريه فرانسوي نوشت: ساركوزي بيخودي عليه ايران هارت و پورت مي كند، ايران سهامدار شركت غني سازي اورانيوم «تريكاستن» فرانسه است.
نشريه كانار آنشنه مي نويسد: از قرار معلوم جمهوري اسلامي صاحب يك كارخانه غني سازي اورانيوم در فرانسه است. ايران صاحب 10درصد سهام اين كارخانه است، كارخانه اي كه بخش قابل توجهي از اورانيوم غني شده مصرفي جهان را توليد مي كند. اين داستان ميان پاريس و تهران از 40 سال پيش شروع شد. آن زمان شاه ايران با خواست آمريكا بيش از يك ميليارد دلار براي ايجاد كارخانه تريكاستن وام داد اما انقلاب، بازپرداخت وام را با اشكال مواجه ساخت(!) پاريس حتي يك گرم اورانيوم غني شده را به ايران به عنوان سهامدار آن كارخانه تحويل نداده است در حالي كه 10 درصد سهام آن متعلق به ايران است.
دولت فرانسه اخيراً با وجود اتهام پراكني هاي سخيف عليه جمهوري اسلامي، مدعي شد كه آماده كمك به تامين اورانيوم 20 درصدي براي راكتور تهران در ازاي خروج اورانيوم غني شده از ايران است.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 23:10  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
اینو یکی از دوستان واسم گذاشته بود

Allah is greatest. Velvet revolution won’t be able to do anything. Long life Islamic republic of iran

ترجمه: خداوند بزرگ. انقلاب مخملی نخواهد شد قادر به انجام هر چیز. بلند جمهوری زندگی اسلامی ایران.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 22:51  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
عليرضا بهشتي در مقابل شعارهايي كه نشان دهنده تقابل وي با ديدگاه هاي شهيد مظلوم دكتر بهشتي بود، مجبور به ترك نمايشگاه مطبوعات شد .
عليرضا بهشتي ، عضو ستاد انتخاباتي موسوي ديروز ساعت 16:45 وارد شبستان مصلي تهران محل برگزاري نمايشگاه مطبوعات شدكه ابتدا تعداد اندكي از طرفداران سران فتنه با شعارهايي در حمايت از وي قصد بر هم زدن نظم نمايشگاه مطبوعات را داشتند. وي سپس به غرفه يكي از روزنامه هاي اصلاح طلب رفت و در حالي كه تعدادي از افراد در حمايت از وي شعار هاي ساختارشكنانه سر مي دادند، جمع زيادي از بازديدكنندگان با تجمع مقابل غرفه اين روزنامه با شعارهاي «موسوي وخاتمي ديكتاتور واقعي » «بي بي سي، موسوي، پيوندتان مبارك» و شعارهايي كه نشان دهنده تقابل وي با ديدگاه هاي شهيد مظلوم دكتر بهشتي بود، سردادند كه اين مسئله باعث شد وي به فاصله كمتر از 15 دقيقه پس از ورود به نمايشگاه در ميان حفاظت نيروهاي انتظامي مجبور به ترك نمايشگاه شود. در حالي كه عليرضا بهشتي از نمايشگاه خارج شده بود، تعداد زيادي از بازديدكنندگان به نشانه اعتراض به برهم زدن نظم نمايشگاه از سوي حاميان سران فتنه ، براي دقايقي شعارهاي «مرگ بر ضد ولايت فقيه»، «خوني كه در رگ ماست، هديه به رهبر ماست»، «واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد»، «ماشاءالله، حزب الله » در حمايت از انقلاب اسلامي و رهبري سر دادند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:12  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
سران حزب موتلفه اسلامي اعلام كردند فقط به وحدت همه نيروهاي انقلاب حول محور رهبري اعتقاد دارند و هيچ وحدت ديگري را قبول ندارند.
حبيب الله عسگراولادي دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري در نشست دبيران استاني حزب موتلفه با بيان اين كه «دشمن از چندين ماه قبل از انتخابات شعار تقلب را مطرح كرد» گفت: متاسفانه دو نامزد انتخابات موجب تفرقه درجامعه شدند، حتي اگر بگويند اين چنين غرضي نداشتند. ما بايد به اين دو نامزد بگوييم به آغوش رهبري و مردم برگردند.
وي افزود: وحدت تنها در سايه ولايت و قانون اساسي شكل مي گيرد.
عسكر اولادي ادامه داد: در حال حاضر افراط در بحث وحدت اين است كه بگوييم اين دو نامزد مواضع حقي داشته اند و بايد با آن ها وحدت كرد. ما بايد كاري كنيم اين افراد به دامن انقلاب و مردم برگردند.
محمدنبي حبيبي دبيركل حزب موتلفه اسلامي هم در اين نشست درباره طرح وحدت در جامعه سياسي كشور اظهار كرد: تقويت انسجام و وحدت ميان نيروهاي وفادار به انقلاب اسلامي حول محور رهبري ضرورت دارد و ما هيچ وحدت ديگري به غير از اين مساله را قبول نداريم و اين نوع وحدت در ميان اصولگرايان هيچ مخالفي ندارد.
وي درباره ملاقات هاي حزب موتلفه اسلامي با كروبي و موسوي پس از انتخابات تصريح كرد: ما به دنبال وحدت با آقايان كروبي و موسوي نيستيم و آن ها هم به دنبال وحدت با ما نيستند بلكه اين ملاقات ها انجام شد تا با آن ها صحبت كرده باشيم.
وي ملاقات هاي انجام شده را در راستاي كمك به نجات افراد خطاكار از سقوط دانست.
اسدالله بادامچيان نماينده تهران و عضو حزب موتلفه هم در اين همايش خاطر نشان كرد: موسوي و كروبي در حال حاضر به اين نتيجه رسيده اند كه اختيار جنبش سبز مخملي در دست آمريكاست و اين جنبش با شبكه ها و ارتباطات و سازماني متمركز در حال فعاليت است و ديديم كه شعار جمهوري ايراني را مطرح كردند كه اين مساله به معناي ضديت با حضرت امام خميني(ره) است. بيان جمهوري ايراني حرف آمريكاست و همان طور كه امام خميني(ره) فرمودند جمهوري اسلامي نه يك كلمه كم و نه يك كلمه زياد است.
وي ادامه داد: آقايان كروبي، خاتمي و موسوي اگر واقعاً وحدت مي خواهند بايد برگردند، توبه كنند و از مردم و شهدا و از روح بلند امام عذر بخواهند و از اين كه ننگ حمايت بيگانگان را پذيرفته اند، اظهار پشيماني كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:8  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
عضو ارشد حزب اعتمادملي گفت: كاش همانگونه كه ناطق نوري در انتخابات سال 76 پس از پيروزي خاتمي به او تبريك گفت، در انتخابات 22 خرداد سال 88 نيز ميرحسين موسوي و مهدي كروبي به احمدي نژاد براي پيروزي در انتخابات تبريك مي گفتند.
محمدجواد حق شناس در گفت وگو با ايرنا اظهار داشت: در ايجاد درگيري هاي پس از انتخابات جريان افراطي باعث شد كه فضا به سمت تنش و درگيري سوق پيدا كند.
وي افزود: كاش همانگونه كه ناطق نوري در انتخابات سال 76 پس از پيروزي محمد خاتمي به او تبريك گفت، در انتخابات 22 خرداد سال 88 نيز ميرحسين موسوي و مهدي كروبي به احمدي نژاد براي پيروزي در انتخابات تبريك مي گفتند و آقاي احمدي نژاد هم با ايجاد يك رابطه دوستي و تعامل قضيه را تمام مي كرد.
وي در پاسخ به اين سوال كه آيا با سر دادن شعارهاي انحرافي از جمله استقلال آزادي جمهوري ايراني و يا نه شرقي نه غربي دولت سبز ملي مي توان به جامعه آرامش را تزريق كرد افزود: استقلال آزادي جمهوري اسلامي اصل انكارناپذير انقلاب ما است.
حق شناس ادامه داد: كساني كه اين شعار را سر مي دهند ماهيت جمهوري اسلامي را نمي شناسند، زمانيكه گفته مي شود جمهوري اسلامي ايران يعني ايران به همراه جمهوري اسلامي و جمهوري اسلامي به همراه ايران.
حق شناس در پاسخ به اين سوال كه آيا ادامه حضور جريان سبز در خيابانها و ايجاد درگيري و مشكلات اجتماعي مي تواند ثمري دربر داشته باشد افزود: اصلاً؛ من با هرگونه تجمع و حضور در خيابانها مخالف هستم اين راه به مقصد نمي رسد.
وي تصريح كرد: بايد در حول محور گفت وگو و تعامل حركت كرد هر دو جريان بايد بر روي يك ميز بنشينند خواسته هاي خود را تبيين كنند و در جهت حفظ ايران عزيز و منافع ملي با هم دست رفاقت و دوستي بدهند! حق شناس البته نگفت چگونه مي توان با كساني كه آشوب به پا كرده و باعث كشته شدن دهها انسان بي گناه شده اند دست دوستي داد.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:7  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
استاد حسن رحيم پورازغدي در گفتاري پيرامون عوامل بروز فتنه از ديدگاه اميرالمومنين(ع) تاكيد كرد: فتنه از هواي نفس و خودخواهي و همچنين از بدعت نظري در مفاهيم نشأت مي گيرد.
عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در گفتاري مبسوط به تشريح چگونگي بروز فتنه در دوران اميرالمومنين پرداخت.
رحيم پور در ابتدا با اشاره به ويژگي هاي دوران حضرت علي(ع) عنوان كرد: اگر به دوره چند ساله ولايت و حاكميت اميرالمومنين نظري بيندازيم متوجه خواهيم شد كه از جهاتي به شرايط ما كمك خواهد كرد؛ دوراني كه حكومت به اميرالمومنين رسيد، به لحاظ زماني شبيه دوران ما است.
وي در رابطه با روش هاي مطالعه تاريخ نيز خاطرنشان كرد: بعنوان مقدمه عرض كنم كه تاريخ را به 2 شيوه مي توان مطالعه كرد؛ هم قصه وار و به قصد آفرين يا نفرين گفتن به افرادي كه اين شيوه خوبي است ولي اصلا كافي نيست. روش دومي هم براي بازخواني تاريخ و سيره پيامبر(ص) وجود دارد كه ما را به اين نحوه بازخواني تاريخ توصيه كرده اند كه فقط قصه خواني نيست و به قصد اعتبار و عبرت گرفتن است.
اين استاد حوزه و دانشگاه در ادامه افزود: آگاهي از تاريخ و معرفت اسلامي، آشنايي با قرآن، سنت و عقل لازم است. بعد از رحلت پيامبر(ص) مسائلي راه افتاد كه بهترين تعبير از آن تعبير به فتنه و شبهه است.
رحيم پورازغدي در خصوص درگيري هايي كه در دوران امير المومنين(ع) رخ داده است اظهار داشت: درگيري هايي كه در زمان علي(ع) پيش مي آيد هيچ كدام دعواي بين اسلام و كفر نيست؛ همه دعواها جناحي بود و اصلا دعواي حق و باطل نبود لذا از آن تعبير به فتنه مي شود؛ فتنه يعني مسئله اي كه نه فقط عوام بلكه گاهي خواص نيز در آن به اشتباه مي افتند.
وي در ارتباط با فتنه هايي كه بعد از پيامبر به وقوع پيوست به رواياتي از معصومين اشاره كرد و ادامه داد: امير المومنين(ع) مي فرمايد زماني كه آيات 2 و 3 سوره عنكبوت بر پيامبر(ص) نازل شد من خدمت ايشان بودم و ايشان آيه را خواند و فهميديم عمده فتنه هايي كه در اين آيات نام برده شده، فتنه هايي است كه بعد از پيامبر(ص) اتفاق خواهد افتاد كه حق و باطل مخلوط شده است چرا كه زمان پيامبر(ص) جنگ اسلام صريح و كفر صريح بود اما بعد از پيامبر، جنگ بين اسلام درست و اسلام قلابي بود ولي هر دو اسلام بودند و هر دو طرف مي گفتند ما حامي پيامبريم، اصحاب پيامبريم، مجاهد راه قرآنيم.
رحيم پور با اشاره به حوادث پس از انقلاب اسلامي اظهار داشت: طي اين 30 سال انقلاب در موارد متعددي براي كشورمان فتنه هايي پيش آمد كه خود مردم و نيروهاي انقلاب گاهي با يكديگر درگير شدند و نفهميدند كه حق و باطل چيست. حضرت اميرالمومنين(ع) در خطبه دوم نهج البلاغه در خصوص فتنه بحث مي كنند و مي فرمايند فتنه چون شتري مست مردم را پي درپي پايمال مي كرد و ناخن در ايمان آنها مي زد. فتنه مسئله اي است كه به ايمان افراد ناخنك مي زند.
وي در خصوص چگونگي بروز فتنه با اشاره به كلام اميرالمومنين عنوان كرد: امام علي(ع) در خطبه 50 نهج البلاغه در خصوص اينكه فتنه چگونه شروع مي شود صحبت مي كنند و مي فرمايند كه شروع فتنه از دو جاست:
يك بعد نفساني دارد يعني خودخواهي؛ افرادي پيدا مي شوند كه خودمحورند، ديكتاتورند، منفعت طلبند و فقط دنبال قدرت و پيروزي خودشان هستند.
دوم اينكه شروع فتنه از بدعت نظري در مفاهيم است؛ يعني تغيير دادن اصول يا تحريف آن.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:6  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
نماينده مردم تهران در مجلس از افزايش تعداد نمايندگان امضا كننده شكواييه عليه ميرحسين موسوي خبر داد.
حجت الاسلام حميد رسايي در گفت وگو با ايرنا افزود: چهارشنبه گذشته كه آخرين روز نشست علني مجلس بود تعداد 8 امضا به امضاهاي گذشته اضافه شد.
گفتني است پيش از اين 100 نماينده مجلس شكواييه عليه موسوي را امضا كرده بودند.
عضو كميسيون فرهنگي مجلس تصريح كرد: برخلاف چيزي كه آقاي باهنر گفته است، نه تنها هيچ نماينده اي امضاي خود را پس نگرفته بلكه برخي نمايندگان بعد از فضاسازي كه به ويژه رسانه هاي خارجي انجام دادند به تأييد اين كار اقدام كردند و نامه و دادخواست را امضا كردند.
رسايي اضافه كرد: البته چون اين امر با تعطيلات مجلس و سركشي نماينده ها به حوزه هاي انتخابيه خود مصادف شد، ما منتظريم كه نمايندگان برگردند، قطعاً تعداد امضاها خيلي بيشتر از اين مي شود كه به وقتش اعلام مي كنيم.
بر شكايتمان از موسوي
مصر هستيم
يك عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي هم گفت: همچنان بر شكايتم از ميرحسين موسوي مصر هستم و او بايد در دادگاه نسبت به اقداماتي كه انجام داده، پاسخگو باشد.
«غلامرضا كرمي» در گفت وگو با ايرنا افزود: تمامي نمايندگان امضا كننده شكواييه درخواست جدي دارند كه به جرائم موسوي و كروبي رسيدگي جدي شود.
فضاي جامعه براي محاكمه موسوي مناسب است
يك عضو كميسيون اجتماعي مجلس هم گفت: امروز فضاي جامعه براي محاكمه موسوي فراهم است و قوه قضائيه بايد از درخواست نمايندگان حمايت كند و بداند كه در صورت اجراي قانون مردم هم از اين قوه حمايت خواهند كرد.
سيدمحمدعلي موسوي در گفت وگو با فارس با اشاره به تعلل دستگاه قضايي در محاكمه عوامل اصلي اغتشاش ابراز داشت: اگر در دوران تبليغات انتخاباتي با افرادي با تساهل و تسامح برخورد شد تنها به دليل بالا بردن ميزان مشاركت مردم در انتخابات بود و نبايد آن روند دليلي براي ادامه قانون شكني هاي عده اي در كشور باشد.
موسوي مباركه تأكيد كرد: مردم انتظار دارند كساني كه در مقابل نظام موضع گيري كردند و با قانون شكني موجب به وجود آوردن خسارت شدند هر چه سريعتر محاكمه شوند تا ديگر شاهد اين گونه رفتارها در جامعه نباشيم.
عوض حيدرپور نماينده مردم شهرضا نيز گفت: شكايت 100 نماينده براي برخورد با اخلال گران امنيت مردم صورت گرفته است.
وي با تأكيد بر اين كه پيگيري شكايت نمايندگان از موسوي بايد با جديت انجام شود خاطرنشان كرد: بايد در برابر قانون گريزان قوه قضائيه با جديت به وظيفه خود عمل كند تا امنيت كشور بر محور قانون تأمين شود.
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در پاسخ به اظهارات برخي از اعضاي فراكسيون اقليت مبني بر اينكه برخورد با موسوي موجب تنش در كشور مي شود، گفت: اين اقدام تنش ايجاد نمي كند چرا كه مردم صاحب انقلاب هستند و بايد با اخلال گران امنيت مردم برخورد قاطع و قانوني صورت گيرد.
محمدجواد ابطحي نماينده مردم خميني شهر در مجلس هم در گفت وگو با فارس از قوه قضائيه خواست تا شعبه ويژه اي براي رسيدگي به شكايت نمايندگان از موسوي تشكيل دهد.
وي ادامه داد: با توجه به صحبت هاي آيت الله لاريجاني در جلسه معارفه خود كه گفتند با سران فتنه برخورد خواهد شد بنابراين ما اميدواريم چون اين شكايت حقوقي و افراد شاكي مشخص هستند انشاءالله اين پرونده در دستگاه قضا طبق آيين دادرسي كيفري مطرح و انتظار داريم با توجه به اهميت موضوع قوه قضائيه شعبه ويژه اي را به اين امر اختصاص دهد تا به اين شكايت رسيدگي شود.
نماينده مردم خميني شهر خاطرنشان كرد: دادستان كشور به عنوان مدعي العموم نيازي به شكايت نمايندگان نداشته بلكه خود بايد اقدام مي كرد ولي با وجود اين نامه راه براي دستگاه قضايي باز است زيرا شاكي ها مشخص و اين نامه به استناد حدود 25 ماده قانوني تنظيم شده است.
درخواست عضو جامعه
روحانيت مبارز از دادستان كل
يك عضو شوراي مركزي جامعه روحانيت مبارز هم با اشاره به شكايت نمايندگان از موسوي اظهار داشت: دادستان كل كشور بايد به شكايت نمايندگان هر چه سريعتر رسيدگي كند و نتيجه آن را براي اطلاع عموم منتشر سازد.
حجت الاسلام شجوني به فارس گفت: اقدام نمايندگان كار بسيار پسنديده اي بود و اساساً بايد در وهله اول به مجازات دانه درشت ها پرداخته شود.

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم آبان 1388ساعت 9:4  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
منوچهر محمدي معاون سابق وزير امور خارجه و استاد دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در نامه اي سرگشاده به سران جريان اصلاح طلب ضمن توصيه به تمكين خاضعانه به قانون اساسي و بازگشت به دامان نظام و انقلاب آورده است كه تا دير نشده بار سنگين خود را سبك كنيد.
متن كامل اين نامه به شرح ذيل است:
بسمه تعالي
جنابان آقايان ميرحسين موسوي و سيدمحمد خاتمي
با سلام، در ملاقات اخيري كه جنابان عالي با يكديگر داشته ايد، ضمن «تاكيد بر پاي بندي خويش به قانون اساسي و معيارهاي اصيل انقلاب و دفاع از جمهوري اسلامي» اعلام كرده ايد كه «آنچه امروز بيش از هر چيز مورد نياز است، بازگشت به قانون اساسي و پرهيز از نقض، تحريف يا توجيهات ناروا نسبت به اين ميثاق گرانسنگ ملي است.»
اينجانب به عنوان يك معلم و تحليلگر انقلاب اسلامي و ناظر بر روند تحولات بعد از انقلاب، بويژه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري با مروري بر موضع گيري ها و بيانيه هاي آن جنابان از اين سخن، دچار شگفتي و تعجب فوق ا لعاده گرديده و خود را ملزم ديدم كه اين نامه سرگشاده را بنويسم.
قبل از هر چيز، اين سؤال براي همگان مطرح است كه آيا آنچه را كه امروز اعلام كرده ايد خود نيز بدان باور داريد؟ آيا عملكرد شما در كوران اين فتنه، مبين التزام عملي تان بدين سخن مي باشد؟ فكر مي كنم اگر در خلوت و در محضر وجدان خويش، اين سؤال را از خود بپرسيد، بي گمان پاسختان منفي خواهد بود و به يقين، همگان- اعم از موافقان و مخالفانتان نيز- باور نخواهند كرد كه حقيقتاً نسبت به آنچه كه امروز ابراز مي داريد، صادقانه ايمان داريد.
سوگمندانه بايد گفت و خون بايد گريست كه در طول دوران پس از انتخابات دهم رياست جمهوري، به ويژه از نيمه شب 22خرداد ماه بدين سو، بيشترين نقض قانون اساسي آن هم به صورتي فاحش توسط جنابان عالي صورت گرفته است! و اينك شمايان به مرثيه خواني بر قانون اساسي مشغول شده ايد. اين تناقض در گفتار و عمل، مصداق همين مصرع است كه: «خود مي كشي اي حافظ، خود تعزيه مي داري!»
مگر همان قانون اساسي- كه فغان شما از عدم اجراي آن به آسمان رسيده- شوراي نگهبان را مرجع رسيدگي به شكايات مربوط به انتخابات ندانسته است؟ چرا شما با علم و آگاهي به اين امر، قانون اساسي را ناديده گرفته و بدون توجه و شكايت به شوراي مزبور با هياهو و داد و فرياد و با هيچ دليل و مدركي واويلاي تقلب به راه انداختيد و بر مظلوميت اين سند ملي(قانون اساسي) افزوديد؟
مگر شما خود به عنوان دو مدير اجرايي در طول شانزده ساله مسئوليت خويش، بارها و بارها از همين ساز و كار در انتخابات استفاده نكرديد و حتي شما جناب آقاي خاتمي، با همين ساز و كار دو بار انتخاب نشده و به بالاترين مسئوليت اجرايي كشور نرسيديد؟ مگر از اين لحاظ، تحول و تغييري صورت گرفته بود كه با قاطعيت و اطمينان، بر طبل تقلب كوبيديد؟ آن هم قبل از آن كه حتي كوچكترين رسيدگي صورت گيرد و يا شواهدي بر اين امر ارائه شود.
چرا اعتراضات خود را آن هم نه از طريق قانوني بلكه از طريق رزمايش هاي خياباني! و زمينه سازي براي اغتشاشگران به منظور وارد آوردن خسارت به بيت المال و جان و مال مردم بروز داديد.
مگر قانون اساسي شيوه تجمعات سياسي را با اخذ مجوز از مراجع قانوني و ذيصلاح تعيين نكرده است؟ چگونه به خود اجازه داديد كه در راهپيمايي هاي غيرقانوني و اغتشاشگرانه شركت نماييد؟
چرا علي رغم وجود راه هاي قانوني براي رسيدگي به شكايات، پيشنهاد همه پرسي، آن هم نه از طريق مراجع مصرح در قانون اساسي بلكه از طريق نهادهاي غيرمسئول را مطرح نموديد؟
مگر شما دو بزرگوار در دوران مسئوليت شانزده ساله خود بارها و بارها و آن هم براي كوچكترين مشكل پيش آمده(همچون خلاصي شهردار وقت از زندان) متوسل به اصل ولايت مطلقه فقيه نشديد؟ چگونه است كه در شرايط خطير پس از انتخابات دهم، اين سرمايه زوال ناپذير را ناديده گرفته و همچنان مدعي هستيد كه تنها راه برون رفت از اين ماجرا بازگشت به قانون اساسي مي باشد؟
شما به خوبي واقفيد كه قانون اساسي جمهوري اسلامي كه ثمره خون صدها هزار شهيد و جانباز انقلاب مي باشد يك مجموعه يكپارچه بوده و امكان تفكيك اصول آن از يكديگر وجود ندارد و محور اصلي و ركن ركين اين سند و ميثاق ملي هم اصل تغييرناپذير ولايت فقيه مي باشد. آيا با مشاهده اين تباين در قول و فعل شما، مردم حق ندارند كه با تأثر و تحسر شما را خارج از گردونه نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي بدانند و معتقد باشند كه در طول دوران اين فتنه عميق، نقش مخالف نظام را ايفا مي كرديد؟ آيا قضاوت ملت دقيق النظر ايران نبايد بر اين مبنا استوار باشد كه شما نه تنها به قانون اساسي وفادار نبودي، بلكه به رهنمودهاي روشن حضرت امام (ره) نيز پايبند نمانديد؟
مي دانيد و مي دانيم كه حضرت امام(ره) روز قدس را روز اسلام و روز آزادي بشريت خواند و همه مسلمانان عالم را به برگزاري باشكوه اين روز فراخوان نمود. چه شد كه امسال براي اولين بار بعد از سي سال عده اي با حضور در اين مراسم، شعارهاي نامأنوس با انديشه هاي حضرت امام(ره) و ملت ايران را بر زبان آوردند؟ چه اتفاقي افتاد كه عده اي با پوشش حمايت از شما، در روز قدس شعارهايي همچون («جمهوري ايراني» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران») را سر دادند كه از قضا، شعار اخير چند روز قبل از آن توسط جنايتكاران صهيونيست اعلام شده بود؟ چرا شما در مقابل لگدمال شدن آرمانهاي امام(ره) و شهدا توسط اين گروه معدود هيچ عكس العملي نشان نداديد و سكوت مطلق اختيار كرديد؟
شما همواره به نام ملت مظلوم ايران متوسل شده و خود را نماينده و مدافع آنان مي خوانيد. به راستي واقفيد كه از كدام مردم سخن مي رانيد؟ آيا هنوز تصور مي كنيد كه در جريان فتنه اخير، ملت ايران با شما همراه بود؟ آيا همين ملت نبودند كه از انتخابات شوراي شهر دوم بدين سو، با مشاهده عملكرد غلط جناحي كه بدان وابسته ايد، به شما و اصلاح طلبان پشت كردند و در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم به شما «نه» گفتند و در انتخابات اخير نيز علي رغم هجمه تبليغاتي و جنگ رواني سنگيني كه از سوي هواداران نهان و آشكارتان به راه افتاده بود، باز هم دست رد به سينه شما زدند؟
چرا پاره اي از نخبگان ما نمي خواهند واقعيات جامعه را درك نموده و از خواب غفلت بيدار شوند؟ و چرا چنين ارزان؛ سرمايه ثمين اعتبار سياسي و اجتماعي خويش را همچون بعضي كسان، بر باد مي دهند، راستي كه ايشان به كجا مي روند؟ (اين تذهبون؟)
ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي/ اين ره كه تو مي روي به تركستان است
جناب موسوي و آقاي خاتمي!
با همه ناملايمت ها اين جانب همچنان بر اين گمانم كه هنوز همه راهها بسته نشده و مردم ايران با وجود اين همه خساراتي كه بر كالبد و جان نظام و انقلابشان وارد آمده، بزرگوارتر از آن هستند كه در مقابل توبه و بازگشت شما به نظام و نيز اعترافتان به اشتباهات خويش و تمكين تان به قانون اساسي و ولايت مطلقه فقيه نغمه انتقامجويي سر دهند.
اگر واقعاً به دنبال آشتي ملت با خودتان (دقت كنيد؛ نه آشتي ملي) هستيد، اميدوارم كه تا دير نشده اين راه را انتخاب كنيد و بدانيد كه به فرموده امام صادق عليه السلام: العامل علي غير بصيره كالسائر علي غيرالطريق،لا يزيده سرعه السير الا بعدا (آن كه بي بصيرت عمل مي كند همچون كسي است كه در غير مسير ره مي سپرد، پس سرعت گرفتن او حاصلي جز دور شدنش از مقصد ندارد.) كافي، ج 1، ص 44
شما هم مي توانيد همچون بسيار كساني كه از صدر انقلاب بدين سو، به دامان نظام و انقلاب و مردم بازگشته اند، با اذعان شجاعانه به اشتباهات فاحش خويش و تمكين خاضعانه به قانون اساسي و رهبري، بار سنگين خود را سبك نماييد چرا كه عاقلان از قديم گفته اند: هيچگاه دير نيست و «ديرتر» بهتر از «هرگز» است.
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:4  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
عضو كميسيون اقتصادي مجلس گفت: حضور كروبي با ساده لوحي در نمايشگاه مطبوعات با هدف زمينه سازي براي حضور ديگر افراد و سران اغتشاش در اين محيط اتفاق افتاد، در حقيقت وي قرباني حضور موسوي و خاتمي در نمايشگاه شد.
الياس نادران نماينده مردم تهران در شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاري ها در واكنش به حضور مهدي كروبي در نمايشگاه مطبوعات اظهار داشت: وقتي كسي خطايي انجام مي دهد بايد هزينه اين خطا را بپذيرد و دستگاه قضايي بايد بدون در نظر گرفتن جوانب در روند محاكمه اغتشاشگران سرعت ببخشد.
وي گفت: آنچه كه امروز موجب پيچيدگي رسيدگي به محاكمه اغتشاشگران شده است، مسئله مدعي شدن اين افراد است.
نماينده مردم تهران افزود: مهدي كروبي در عرصه سياسي و اجتماعي از سادگي زيادي برخوردار است و به همين دليل وي را براي ارزيابي محيط نمايشگاه براي حضور سران اصلاحات در اين محيط انتخاب كردند.
نادران در پايان، حضور سران اصلاحات در محافل عمومي را در راستاي ادامه اغتشاشات دانست و تصريح كرد: سران اصلاحات بايد جايگاه خود را در ميان مردم در نظر بگيرند و با توجه به پاسخي كه ديروز مردم در نمايشگاه به شيخ اصلاحات دادند بايد عاقل تر از اين باشند كه بخواهند باز هم در نمايشگاه حضور يابند.
ترقي: كروبي منزوي تر شد
عضو شوراي مركزي حزب موتلفه اسلامي گفت: كروبي به دليل انزواي سياسي درصدد بود تا با حضور در نمايشگاه مطبوعات، خود را مطرح كند؛ ولي رفتار مردم موجب انزواي بيشتر وي شد.

محمد رضا ترقي در شانزدهمين نمايشگاه بين المللي مطبوعات و خبرگزاري ها، اظهار داشت: حضور كروبي در نمايشگاه مطبوعات را مي توان نوعي التماس براي ديده شدن در بين مردم دانست.
وي افزود: كساني كه به دليل عملكردشان در بعد از ايام انتخابات از صحنه سياسي كشور منزوي شده اند، براي بازگشت به اين صحنه، خود را وارد محافل عمومي مي كنند.
اين فعال سياسي اصولگرا حضور افرادي كه در بين مردم جايگاهي ندارند را در مكان هايي مثل نمايشگاه مطبوعات مناسب ندانست و ابراز داشت: فضاي جامعه براي ارزيابي عملكرد سران اغتشاشات روز به روز آماده تر مي شود و محيط جامعه به سمتي پيش مي رود كه جو مناسبي براي محاكمه اين افراد در حال شكل گيري است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:2  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
جمعي از دانشجويان و اساتيد دانشگاه امام صادق (ع) در خصوص برخي اتهامات مير حسين موسوي به دادستاني تهران اعلام جرم كرده بودند كه اين اعلام جرم از سوي دادستاني تهران نيز اعلام وصول شده است.
مهدي چوپاني كارشناس مسائل حقوقي با اشاره به اينكه جمعي از دانشجويان، اساتيد و حقوقدانان دانشگاه امام صادق (ع) در خصوص برخي از اتهامات مير حسين موسوي به دادستاني تهران اعلام جرم كرده اند، گفت: اين اعلام جرم از سوي دادستاني تهران اعلام وصول شده است.
وي خاطر نشان كرد: اعلام جرم دانشجويان و اساتيد دانشگاه امام صادق (ع) به دادستاني تهران طي نامه اي و مكتوب به دادستان تهران ارائه شده بود البته دانشجويان، اساتيد و حقوقدانان دانشگاه امام صادق (ع) تنها در خصوص برخي از اتهامات ميرحسين موسوي به دادستان تهران اعلام جرم كرده اند.
اين كارشناس مسائل حقوقي با بيان اينكه اعلام جرم حقوقدانان دانشگاه امام صادق (ع) به دادستان تهران از سوي دادستاني تهران اعلام وصول شده است، اظهار داشت: در پي اين اعلام وصول نسبت به اعلام جرم حقوقدانان دانشگاه امام صادق (ع) در خصوص برخي از اتهامات ميرحسين موسوي، از سوي دادسراي عمومي و انقلاب تهران شعبه امور امنيتي ناحيه 20 دادسراي عمومي و انقلاب مسئول رسيدگي به اين اعلام جرم شده است.
لازم به ذكر است كه پيش از اين 100 نفر از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي نيز از موسوي به دادستاني كل كشور شكايت كرده بودند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 10:1  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
روز دوشنبه هفته گذشته، دانشگاه هاي تهران و اميركبير شاهد برگزاري چند نشست دانشجويي بود كه حاشيه هاي آن نسبت به محور اصلي صحبت ها و مناظره هاي صورت گرفته بيشتر مورد توجه قرار گرفت.
به گزارش جهان در حالي كه قرار بود برنامه انجمن اسلامي تازه تاسيس دانشگاه اميركبير با حضور كوچك زاده، نماينده مجلس، سردار طلايي، نماينده شوراي شهر تهران و اعلمي، نماينده سابق مجلس برگزار شود، 2 مهمان اول از حضور در اين برنامه خودداري كردند و قره باغي به مناظره صريحي با اكبر اعلمي، پرداخت كه با شعارهاي دانشجويان معترض حواشي زيادي يافت.
همچنين سلسله نشست هاي بسيج دانشجويي دانشكده فني دانشگاه تهران با عنوان «سوءتفاهم بزرگ» عصر همان روز، به موضوع تبارشناسي احزاب حاضر در انتخابات و ريشه يابي حوادث پس از آن اختصاص داشت كه حضور برخي دانشجويان هوادار ميرحسين موسوي سبب شد اين نشست با فراز و نشيب هايي همراه شود.
ناصر قره باغي كارشناس مسايل سياسي، در مناظره با اكبر اعلمي نماينده سابق مجلس كه به دعوت انجمن اسلامي دانشگاه صنعتي اميركبير در سالن آمفي تئاتر مركزي اين دانشگاه برگزار شد در حالي كه افرادي منتسب به جنبش سبز اجازه صحبت كردن به او را نمي دادند و در پاسخ به اين مطلب كه «دروغگو دروغگو 63 درصد كو» گفت: با آغاز دور سوم سفرهاي استاني اين مطلب مشخص مي شود. وي كه در نشست بررسي عوامل موثر در اطراف بحران انتخابات سخن مي گفت اظهار داشت: برخي معتقدند كه اعتراضات يك حركت خودجوش مردمي بود و بعد تقلب شد و مردم حق خود را از دست دادند. وي افزود: برخي ديگر نيز معتقدند به هيچ وجه تقلبي در كار نبوده و اگر اعتراضي هست و معترضين استناداتي دارند مربوط به تخلفات است. وي در ادامه اظهاراتش كه با شعارهايي عليه نهاد بسيج همراه بود گفت: بسيجي واقعي بسيجي دانش آموزي است كه اغتشاشگران در ميدان كاج تهران وحشيانه او را زدند و او يك ريال هم از جايي پول نمي گرفت. قره باغي درباره شعارهايي در خصوص اينكه بسيجي واقعي همت و باكري بودند، گفت: اگر شهيد همت وباكري بودند آيا در مقابل اهانت به خط امام سكوت مي كردند آيا در مقابل ياوه گويي راديو اسراييل و آمريكا سكوت مي كردند؟ آيا در برابر جنايات اسراييل عليه مردم غزه سكوت مي كردند؟ وي گفت: اگر شما در جنبش سبز يك خط مبني بر مخالفت با جنايات آمريكا و اسراييل نشان داديد من نيز به شما مي پيوندم. قره باغي در واكنش به شعار نه غزه نه لبنان جانم فداي ايران گفت: آيا اگر شهيد باكري بود اين شعار را قبول مي كرد؟ اين كارشناس گفت: اگر در مواضع ليدر جنبش سبز در مخالفت با جنايات اسراييل طي 16 سال گذشته موضعي را ديديد من به شما مي پيوندم. وي حمايت از امام را دليل ديگري بر عملكرد مدعيان خط امام دانست و گفت: زماني كه گنجي ها و كديورهاگفتند تفكر امام به موزه پيوسته است چه كساني سكوت كردند. وي افزود: اگر اين تفكر به قدرت برسد همه را اعدام مي كند. قره باغي افزود: اين تفكر متعلق به كساني است كه دهان روشنفكران حامي مشروطه را دوخت و آنها را به دار آويخت. قره باغي در ميان شعارهاي جنبش سبز و كساني كه درصدد ايجاد اخلال در اين مناظره بودند گفت: چرا ليدر جنبش سبز از جانيان صهيونيسم اعلام برائت نمي كند. وي تصريح كرد: اگر اين تفكر حاكم شود پاي سربازان اسراييلي و آمريكايي به كشور باز مي شود. در اين هنگام معدودي از حاضران شعار دادند، «مرگ بر روسيه و مرگ بر چين» كه قره باغي گفت: اين شعارها را بايد در دوراني مي داديد كه دولت هاي سازندگي و اصلاحات پاي قراردادها با اين كشورها را باز كردند. اظهارات وي در حالي است كه مواضع موسوي درباره، آمريكا و اسراييل روشن است و وي بارها آن را اعلام كرده است. قره باغي بدترين سانسور را خودسانسوري دانست و گفت: بدترين حالت زماني است كه افراد كاناليزه مي كنند و اخبار را از يك كانال مي گيرند. قره باغي در واكنش به شعاري كه عليه صدا و سيما در اين مناظره مطرح شد گفت: صدا و سيمايي كه شما بر عليه آن شعار مي دهيد پيش از اينكه اصولگرايان را به تصوير بكشد دهه فجر چه كساني را به نمايش گذاشت؟ وي گفت: آيا مديران صدا و سيما گرايش هاي احمدي نژاد و اصولگرايي به معنايي كه شما تصور مي كنيد دارند وببينيد در اين 16 سال صدا و سيما دست چه كساني بوده است.
اكبر اعلمي نيز در اين مناظره تلويحا به شعارهايي كه داده مي شد اعتراض كرد و گفت: كاري نكنيد كه ما به بي نزاكتي متهم شويم، با سكوت خود حرف مرا تاييد كنيد. اين نماينده سابق مجلس با اشاره به اظهارات قره باغي در خصوص شهيد باكري و همت گفت: اگر شهيد باكري و همت و تمامي شهدا بودند از كشته شدن مردم فلسطين ابراز انزجار مي كردند اما اگر شهيد همت و باكري بودند در جايي از ايران كه به روي مردم گلوله گشوده مي شد و تعدادي از مردم به خاك و خون كشيده مي شدند اولويت را به دفاع و حمايت از هموطنان مي دادند يا به مردم فلسطين عنايت مي كردند. وي گفت: تمامي سپاهيان و بسيجيان واقعي و جبهه ديده در برابر ريخته شدن خون مردم بي تفاوت نبودند. وي افزود: انتخاباتي كه متناسب با خواست و اراده عمومي مردم باشد و مردم بتوانند در يك شرايط منطقي خواست و اراده واقعي خود را بروز و ظهور دهند انتخابات واقعي است. اعلمي افزود: اما برخي قيم مابانه به نيابت از مردم تصميم مي گيرند چه كساني حق دارند از حق انتخاب شدن استفاده كنند و توده هاي مردم نيز براي اينكه بتوانند از حق انتخاب كننده برخوردار شوند ناگزير هستند انتخاب خود را به سمتي كه شوراي نگهبان مي پسندد معطوف كنند. در اين هنگام يكي از دانشجويان خطاب به اعلمي گفت: خودت هم نماينده شده اي و وي پاسخ داد: البته من جايي از دست شوراي نگهبان در رفتم و سه دوره هم رد صلاحيت شدم. وي با بيان اينكه فرد مستقلي هستم گفت: براي من فرقي نمي كند شما احمدي نژادي، موسوي چي يا خاتمي چي باشيد. اعلمي افزود: در انتخابات اخير مردم براي صيانت از آراي خود به خيابان ها ريختند و حتي براي آنكه از خواست خود دفاع كنند حاضر شدند به پاي خواسته هاي خود خون دهند. اعلمي در عين حال گفت: بخش عمده ساكنان جنوب تهران و شرق تهران به دليل تركيب جمعيتي به احمدي نژاد رأي دادند. وي گفت: من از شهرهاي حوزه انتخابيه خود يعني آذربايجان استعلام كردم به جز تبريز، اردبيل و اروميه در برخي روستاها بيشترين رأي را به احمدي نژاد دادند. وي افزود: اما نخبگان جامعه كه آنها را در خيابان ديديم و دانشگاهيان كه نحوه برخوردشان را مي بينيم به كساني جز احمدي نژاد رأي دادند. نماينده سابق مجلس گفت: برخلاف آنچه وانمود مي شود موسوي 23ميليون رأي نياورده است. اعلمي سپس تجمع حاميان احمدي نژاد در ميدان ولي عصر را زير سؤال برد و گفت: البته از نظر من به عنوان يك حقوقدان هيچ كدام از اينها نمي تواند دليل باشد بلكه جزو شواهد و قرائني است كه باعث شده است آن احساس به وجود آيد.
ناصر قره باغي در مناظره با اكبر اعلمي گفت: من هم با شعار درود برخاتمي موافقم چون اشتباهات زيادي كرد كه باعث شد، دست جريان نفاق رو شود. وي افزود: در جبهه مقابل افرادي مثل خاتمي به خاطر حرفهايي كه مي زنند و رسوايي هايي كه به بار مي آورند براي ما نعمت است. وي در ادامه گفت: كساني كه اهل انصاف هستند بروند و يكبار ديگر حرفها و مواضع خاتمي را در دوران رياست جمهوري مرور كنند و ببينند ايشان چقدر مواضع اسراييلي داشت و تا چه حد از مردم مظلوم فلسطين اعلام حمايت كرد. قره باغي گفت: خاتمي كسي بود كه قبل از انتخابات در كشورهاي عربي و غربي دوره افتاد و براي هزينه انتخابات اعانه جمع كرد. اين كارشناس در پاسخ به افرادي كه در اين جلسه مناظره شعار مرگ بر ديكتاتور مي دادند، گفت: ديكتاتور كسي است كه قبل از اعلام نتايج انتخابات مي گويد من برنده انتخابات هستم. وي در پاسخ به اظهارات اعلمي مبني بر اين كه اگر امروز شهيد باكري زنده بود اولويت را به مردم كشور خودش مي داد و در چنين شرايطي به غزه نمي پرداخت گفت: شما موضع هشت سال دولت اصلاحات را عليه اسراييل براي ما بگوييد كه چقدر عليه اسراييل بود و چه قدر در دفاع از فلسطين موضع گرفت. قره باغي در پاسخ به اين سخن اعلمي كه بعد از انقلاب، انتخابات واقعي در كشور برگزار نشده است، گفت: اگر انتخابات در اين كشور واقعي نيست چرا شما شركت مي كنيد و چگونه به واسطه همين انتخابات مدتي نماينده مجلس بوديد. وي افزود: شما كه مي گوييد انتخابات در كشور واقعي نيست پس چرا مردم در هر دوره از انتخابات بيشتر از دوره هاي قبل شركت مي كنند؟! قره باغي ضمن تقدير از اعلمي به خاطر استفاده از عبارت تخلف در انتخابات به جاي تقلب گفت: در تمام دوره هاي انتخابات تخلفاتي صورت گرفته و در زمان جريان اصلاحات دعواهاي انتخاباتي بين خود اصلاح طلبان بود به حدي كه در انتخابات شوراها اختلافات آنها به جايي رسيد كه نزديك بود به روي هم چاقو كشي كنند. وي در پاسخ به اظهارات اعلمي در خصوص شوراي نگهبان گفت: بيان عملكرد شوراي نگهبان و ايراد گرفتن به آن هرگز سندي براي اثبات تخلف در انتخابات محسوب نمي شود، ضمن اين كه نمايندگان آقاي ميرحسين سرصندوق ها حاضر بودند و ناظر انتخابات بودند. قره باغي افزود: آقاي اعلمي در مورد شوراي نگهبان گفت كه قاضي بايد بي طرف باشد در حالي كه شوراي نگهبان وظيفه اش حمايت از قانون اساسي و اسلام است و وقتي كه برخي كانديداها و آقاي خاتمي صحبت هايي بر خلاف موازين اسلام مي كنند و مي گويند كه از سكولاريزم گريزي نيست، شوراي نگهبان موظف است در مقابل چنين رويكردهايي موضع بگيرد. در ادامه اين مناظره اعلمي در بخشي از سخنان خود گفت: با شعار مرگ بر روسيه و مرگ بر آمريكا مخالف هستم. وي در ادامه گفت: البته با شعار مرگ بر اسراييل موافقم چون جزء ايدئولوژي هاي ماست. اعلمي اظهار داشت: من به موضوع ميرحسين هم خرده مي گيرم كه شب قبل از اعلام نتايج انتخابات اعلام كرد كه پيروز انتخابات است، هر چند خبرگزاري هاي دولتي هم همان شب پيروزي احمدي نژاد را تيتر اول خروجي هاي خود قرار دادند.
قره باغي گفت: در ماجراي كهريزك يكي از قاضي هاي دادگاه انقلاب و حامي موسوي دستور داده است. ناصر قره باغي در مناظره با اكبر اعلمي در پاسخ و پرسشي درباره ماجراي كهريزك گفت: در حالي كه زندان اوين براي هزار نفر پيش بيني شده است بايد معلوم شود به سفارش چه كسي 160 نفر به كهريزك مي روند؟ وي افزود: مقام معظم رهبري بلافاصله بعد از اطلاع از اين موضوع دستور تعطيلي بازداشتگاه را صادر مي كنند و اولين كشته در اين ماجرا در حين برگشت بود. قره باغي گفت: ما مي دانيم چه كسي چنين سفارشي را كرده و اين را د ركاسه مرتضوي گذاشته است. وي گفت: اين فرد يكي از قاضيان دادگاه انقلاب و طرفدار موسوي است. وي از دانشجويان خواست در اين موضوع تحقيق كنند. اين كارشناس مسايل سياسي با بيان اين كه ما از عوامل تحريك كننده اغتشاشات، فهرست بلند بالا داريم كه مستند است گفت: بالاترين تحريك اين بود كه بدون ارايه هيچ سندي گفتند تقلب شده است. قره باغي با اشاره به اظهارات اعلمي در اين مناظره گفت كه من خوشوقتم كه آقاي اعلمي مي گويد كه تقلب نشده است. اعلمي هم گفت من نگفتم كه تقلب نشده و قره باغي افزود: شما گفتيد قرائن و شواهد چنين احساسي را بوجود آورده است، اما با قرائن و شواهد نمي توان عمل كرد زيرا اگر چنين باشد ما از رقيب هم قرائن و شواهد داريم. قره باغي گفت: شما از سال 1376 ما را متهم به بي سوادي مي كرديد و مي گفتيد علم نظرسنجي را نمي دانيد تا نتايج انتخابات را پيش بيني كنيد. وي گفت: اكنون چرا تمام نظر سنجي ها به جز نظرسنجي هاي ستادهاي موسوي و حتي نظرسنجي هاي آمريكايي ها، اروپايي ها و مراكز بي طرف پيروزي يك نامزد را پيش بيني مي كند به آن بي اعتنا هستيد. وي سپس از آنچه كه شكنجه سفيد گفته مي شود، نام برد و گفت: اگر استخر، ماساژور، وبلاگ و غذاهاي آنچناني شكنجه است اي كاش ما را شكنجه بدهند. قره باغي با اشاره به هشت سال اسارت خود گفت: من بايد به شما توضيح بدهم تا معناي شكنجه را متوجه بشويد. وي با اشاره به بخش ديگري از اظهارات اعلمي درباره موضع رهبري، گفت: من از شما سؤال مي كنم آيا اين دو موضع فرقي با هم ندارد؟ قره باغي افزود: در حالي كه هنوز شمارش آرا تمام نشده، نامزدي اعلام پيروزي مي كند، اما فرداي انتخابات طبق روال هر دوره رهبري به مردم تبريك مي گويد. وي در پاسخ به اظهارات ديگر اعلمي كه ادعا كرد احمدي نژاد مخالفان خود را خس و خاشاك ناميده است و اين از عوامل بحران انتخابات است، گفت كه من خواهش مي كنم يك جلسه فيلم سخنراني احمدي نژاد در ميدان وليعصر را پخش كنند. وي گفت: چگونه كسي كه به 40 ميليون راي دهنده تبريك مي گويد، طرفداران نامزد ديگر را خس و خاشاك مي نامد. قره باغي گفت: احمدي نژاد گفته است اراذل و اوباشي كه اغتشاش كرده اند خس و خاشاك مي باشند. وي كه بارها سخنانش از سوي طرفداران جنبش سبز قطع مي شد، گفت: مگر طرفداران موسوي بانك آتش زده اند و يا با كوكتل مولوتف به پايگاه بسيج حمله كرده اند كه خود را اين گونه مي پندارند. اين تحليلگر با اشاره به سخنان اعلمي كه به نقل از قاليباف گفت كه سه ميليون نفر در تهران به خيابانها ريخته اند، گفت: دو ميليون و 300 هزار نفر به موسوي راي داده اند چگونه سه ميليون نفر به تظاهرات آمده اند. وي گفت: روز قدس چند ميليون بوده اند اين به معناي ريزش است، وقتي مردم ديدند كه حرفها بي منطق است و سندي براي تقلب وجود ندارد وبلكه با راديو اسراييل و آمريكا همسويي مي شود، كنار كشيدند. قره باغي افزود: من دوستان ايثارگري دارم كه در ستاد موسوي بوده اند چون فكر مي كردند وي در خط امام و همسنگر همت و باكري است، اما وقتي ديدند با راديو آمريكا و اسراييل همسو است كنار كشيدند. وي گفت كه حاضر است اين افراد را به اين گونه جلسات دعوت كنند تا مطالبشان را بگويند. قره باغي سپس گفت: چرا موسوي از اسراييل و راديو آمريكا اعلام برائت نمي كند. وي با اشاره به اين گفته اعلمي درباره فرزند آيت الله جنتي، گفت: افتخار جنتي، گيلاني و مشكيني اين است كه فرزندان خود را اعدام كرده اند. گيلاني خود حكم اعدام فرزندش را داد. قره باغي افزود: چرا فرزندان آقايان امروز اعدام نمي شوند. وي سپس با اشاره به خاطره اي از شهيد رجايي گفت: فردي در حضور شهيد رجايي به او توهين مي كند، اما شهيد رجايي پس از رفتن آن فرد به همراهش مي گويد امروز يقين كردم انقلاب ماندگار است. اين كارشناس مسايل سياسي افزود: وقتي افراد آزادند به هر كسي فحش بدهند (اشاره به اهانت به مقامات كشور در اين مناظره) به كوري چشم دشمنان انقلاب ماندگار است چون افراد مي دانند كسي در نظام با آنان كاري ندارد و اين از موضع اقتدار است. وي گفت: حتما آزادي است كه برخي نامه سرگشاده به رهبري مي نويسند و مي گويند بايد جام زهر را بنوشيد. وي در واكنش به اظهارات ديگر اعلمي كه گفت كه اگر با سهميه وارد دانشگاه مي شدم روزي پنجاه بار شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه مي دادم، گفت: سهميه مال دانشگاه آزاد است نه مال دانشگاه دولتي. قره باغي با بيان اين كه تمامي اظهارات اعلمي پاسخ قاطع دارد، گفت: كساني مردم را سركوب مي كردند كه سال 64 و 65 در خيابانهاي تهران زنجير مي كشيدند وسر مردم و جوانان را مي تراشيدند. وي گفت: دولت موسوي تحمل انتقاد روزنامه رسالت را نداشت و روزنامه سلام كه رهبري مخالف تعطيلي آن بود با فشار هاشمي رفسنجاني تعطيل شد. قره باغي در واكنش به استناد اعلمي به اجرا نشدن اصل 27 قانون اساسي گفت: خوب است به اصل 40 هم توجه شود، آزادي اجتماعات در صورتي ممكن است كه مخل آزادي و امنيت عمومي نشود.
همچنين در حالي نشست روز دوشنبه «سوء تفاهم بزرگ» در دانشكده فني دانشگاه تهران آغاز شد كه برخي دانشجويان انجمن اسلامي اين دانشكده از روز قبل مطالبي را بر روي تابلوي برد انجمن خود عليه سخنرانان اين نشست از جمله محمدحسين صفار هرندي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي دولت نهم نصب كرده بودند.
نشست بسيج دانشجويي مصادف با برنامه اعلام شده ساعت 13 با پخش سرود جمهوري اسلامي آغاز شد. در حالي كه تعداد اندكي از حاضران كه مچ بند، تسبيح و پارچه هاي سبز به دست داشتند، برخلاف ساير دانشجويان ترجيح دادند به احترام اين سرود بلند نشوند.
تذكرهاي مداوم مجري برنامه براي رعايت نظم نشست، بارها با «هو» كردن اين افراد و اعتراض هاي آنان مواجه شد. تريبون آزاد، نخستين بخش از اين نشست بود كه طي آن چهار نفر به عنوان منتقد دولت و 2 نفر به عنوان موافق دولت نظرات خود را بيان كردند.
پويا امرالهي صاحب امتياز نشريه دانشجويي 88 با اعلام اينكه «جوانان اصلاح طلب مي خواهند روز هشتم آبان ماه را روزه سياسي بگيرند»، به انتقاد از فعاليت هاي دولت نهم پرداخت.
وي با بيان اينكه قبول دارم اتفاقات پس از انتخابات برنامه ريزي شده بود، افرادي همچون ميردامادي، تاج زاده و نبوي را به عنوان «خط امامي» لقب داد و گفت: گروه هايي مي خواهند محسن سازگارا را نماد جنبش سبز معرفي كنند، در حالي كه اينچنين نيست.
وي اظهار داشت: بايد تريبوني در صدا و سيما به ما اختصاص داده شود.
گفته هاي امرالهي در حالي اظهار مي شد كه صداي سوت و كف موافقان وي با «هو» كردن مخالفان او همراه بود به طوري كه مجري تذكر داد دانشگاه را با استاديوم اشتباه نگيريد كه اين حرف مجري با واكنش برخي دانشجويان همراه شد.
اميرحسين ثابتي مسئول بسيج دانشجويي دانشكده حقوق دانشگاه تهران با بيان اينكه كساني كه در خيابان مي ريزند اين جا هم سوت و كف مي زنند، به افراد مخل نظم جلسه گفت: ما جامعه مدني را با حركات شما شناخته ايم.
ثابتي، اقدام ميرحسين موسوي را در اعلام برنده شدن در انتخابات پيش از پايان رأي گيري، «ديكتاتوري اقليت» خواند و ادامه داد: چرا كسي بايد داراي مصونيت آهنين باشد و چرا فردي مانند مهدي هاشمي بايد در لبنان باشد و به كشور برنگردد؟ اگر او بي گناه است بايد از خود دفاع كند.
وي همچنين با اشاره به ادعاي شكنجه شدن حجاريان براي اعتراف كردن گفت: چرا الان كه حجاريان آزاد شده است، حرف خود را پس نمي گيرد؟ ديكتاتوري يعني اينكه حجاريان به نتيجه اي مي رسد اما شما قبول نمي كنيد. سخنان ثابتي با «هو» كشيدن افراد منتقد دولت همراه شد.
محمد باقري دانشجويي كه خود را بي طرف مي خواند، در اين تريبون آزاد با طرح اين پرسش كه بسيج و سپاه چه ارتباطي با يكديگر دارند؟ از مسئولان اين تشكل درخواست پاسخ كرد كه مسئولان برگزاري اين نشست وي را به سخنان رهبر انقلاب در ارديبهشت 86 ارجاع دادند.
باقري همچنين مدعي شد كه موج سبز در روزهاي نخست پس از انتخابات شعار راي من كجاست را سر مي داد اما پس از آن مي خواست راي خود را پس بگيرد.
همچنين وي برگزاري جلسات مباحثه رودررو پس از انتخابات را مانع از وقوع حوادث جاري دانست.
روزبهان اميري، ديگر منتقد دولت بود كه با بيان اينكه هواداران جنبش سبز به دنبال اغتشاش نيستند، ايجاد فضاي آرام را سبب طرح ديدگاه هاي اين گروه خواند.
وي همچنين با اشاره به اتفاقات پيش آمده در كوي دانشگاه خواستار رسيدگي و مجازات عاملان و آمران اين حادثه شد.
اميري همچنين به ذكر گفته يكي از افرادي پرداخت كه گويا با حجاريان ملاقاتي داشته است. وي بدون اينكه نامي از فرد مورد نظر ببرد، اظهار داشت: آن فرد از حجاريان پرسيده است شنيده ايم از شوراي مركزي حزب مشاركت استعفا داديد؟ كه حجاريان با خنده پاسخ مي دهد مي خواهم عضو شوراي مركزي سازمان شوم!
اين دانشجو بيان كرد كه جنبش سبز وفادار به انقلاب 57 است.
سخنگوي بعدي اشتري با اشاره به هياهوهاي منتقدان حاضر در جلسه گفت: خاتمي موقع تحويل دادن رياست جمهوري گفته بود كه با اين جماعت نمي توان به جامعه مدني رسيد كه وضع موجود نيز اين را ثابت مي كند.
وي در پاسخ به صحبت هاي باقري درباره موج سبز گفت: مردم نبايد در خيابان مي ريختند بلكه نماينده آنان مي توانست به دنبال خواست آنان برود.
يكي ديگر از منتقدان دولت محمدحسين صفارهرندي را مخاطب قرار داد و از او درباره عملكرد برخي از اعضاي دولت نهم پرسيد.
آخرين نماينده جريان مخالف دولت در حالي به سخنراني در تريبون آزاد پرداخت كه صفار هرندي در سالن حاضر شده بود. حمديه به نمايندگي از مخالفين دولت خطاب به صفار هرندي گفت: سؤال من اين است كه شما عليرغم شناخت طيف مقابل چه طور به امثال ما لقب منافق و كافر مي دهيد؟
بخش پاياني برنامه كه به سخنراني صفار هرندي اختصاص داشت در حالي آغاز شد كه حاميان موسوي با شعارهاي مختلف فضاي سالن را متشنج كرده بودند و هر طيفي شعار مدنظر خود را در پاسخ به جناح مقابل فرياد مي زد.
صفار هرندي در ابتداي سخنان خود در واكنش به هياهوي حاميان موسوي گفت: اين كار عادت تاريخي دوستان شما است و حتي به ياد داريم كه شما، خاتمي محبوب خود را نيز در همين دانشگاه هو كرديد. البته اين كار زماني آغاز شد كه خاتمي به انحراف اصلاحات اشاره كرد.
صفار هرندي در خصوص آمار كشته شدگان حوادث اخير كه در بين آنها 10 نفر نيز از بسيجيان بودند اشاره كرد كه با استقبال بسيجيان دانشگاه تهران همراه شد و شعار «حسين حسين، شعار ماست، شهادت افتخار ماست» را سر دادند.
در ادامه برنامه زماني كه صفار هرندي از تلاش موسوي براي پايان فضاحت هاي موجود سخن مي گفت، يكي از حاميان لنگه كفشي را به سوي جايگاه برنامه پرت كرد كه در بين راه بر سر دانشجويان دختر بسيجي فرود آمد. البته صفار نيز در واكنش به اين حركت در حالي كه لبخند به لب داشت؛ گفت: لطف كنيد و علامت مدنيت را به سوي ما پرت نكنيد.
در اين هنگام دانشجويان لنگه كفش پرت شده را بروي جايگاه برده و تحويل صفار دادند و او نيز در حالي كه لنگه كفش را در دستان خود گرفته بود، گفت صاحب اين كفش بعد از جلسه بيايد و كفشش را تحويل بگيرد. البته دانشجويان بسيجي در همين زمان شعار «آزادي انديشه، با لنگه كفش نمي شه» را در سالن فرياد زدند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:26  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رئيس ستاد حقوق بشر قوه قضاييه تاكيد كرد موسوي با اعلام پيروزي زودهنگام در انتخابات از ريل انقلاب خارج شد.
سومين نشست تخصصي با موضوع «ارتقاي جايگاه رسانه و تامين اخلاق رسانه اي و روزنامه نگاري» در شانزدهمين نمايشگاه مطبوعات و خبرگزاري ها برگزار شد. «محمد جواد لاريجاني» رئيس ستاد حقوق بشر قوه قضائيه در اين نشست عنوان كرد: من اهل مطبوعات هستم و از انتقاد ناراحت نمي شوم. به نظر من از لحاظ اصولي رسانه هاي دولتي و غيردولتي بايد در چارچوب شرع، قانون و اخلاق فعاليت كنند. البته بحث حرفه اي گري موضوع ديگري است كه بايد به آن پرداخته شود.
وي با بيان اين كه «در انتخابات دو مرحله داشتيم» گفت: مرحله مقدماتي با تبليغاتي كه انجام شد تجربه قشنگي بود كه با نواقصي هم همراه بود. ولي اين كه آقاي موسوي ساعت 11 شب خود را پيروز انتخابات معرفي و اين موضو ع را اعلام كند مصداق كامل خروج از ريل انقلاب است. از اينجا به بعد چارچوب رسانه فرق مي كند. وقتي يكي از كانديداها از ريل نظام خارج مي شود و در مقابل قانون و شرع قرار مي گيرد، بايد به آن توجه كرد و آن را يك خطر بزرگ دانست. مطبوعات بايد در اين زمينه كار كنند.
لاريجاني با اشاره به اين كه تهمت هايي كه در جريان انتخابات به نظام و مملكت زده شد بايد مورد توجه قرار گيرد افزود: البته ممكن است آنها انتخابات را قبول نداشته باشند، ولي بايد به مصلحت نظام و گفته هاي رهبري توجه كنند و عليه نظام شمشير نكشند.
وي گفت: متاسفانه، در مطبوعات وابسته به اصلاح طلب تبليغ تفكر سكولار را شاهديم و بر همين اساس مطالبي مطرح مي شود كه با اساس نظام فرق مي كند و تبليغ تفكر سكولار كاري خلاف قانون و اخلاق است.
لاريجاني در ارزيابي طرح بحث وحدت ملي اذعان داشت: ما بايد از تحركاتي استقبال كنيم كه براي ايجاد وحدت حول محور قانون اساسي، منافع ملي و رهبري نظام انجام مي شود.
مصطفي كواكبيان نماينده سمنان نيز در اين نشست با بيان اين كه رعايت اخلاق در رسانه هاي شنيداري با رسانه هاي مكتوب و فضاي سايبر هر كدام معني خاص خود را دارد اظهار كرد: در خبررساني و اطلاع رساني نبايد دستكاري شود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:19  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس عنوان كرد در شكايت نامه نمايندگان نام ميرحسين موسوي ذكر شده است و امضاكنندگان خواستار برخورد با او هستند.
حجت الاسلام حسين ابراهيمي نماينده مردم بيرجند و عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفت وگو با فارس در خصوص شكايت 100 نماينده مجلس از ميرحسين موسوي اظهار داشت: در همان روزهاي بعد از انتخابات كه جو متشنجي در جامعه به وجود آمد و حوادث تلخي تحت عنوان تقلب اتفاق افتاد، در حالي كه حقيقتا تقلبي در كار نبوده و اين يك بهانه گيري بود كه در امتداد آن بخشي از اموال عمومي و شخصي مردم در آن به آتش كشيده شود و با توجه به اين كه مقام معظم رهبري فرمودند فرماندهان پشت صحنه بايد پاسخگو باشند در همان زمان در مجلس شوراي اسلامي شكايت نامه اي در اين خصوص امضا شد كه در ابتدا تعداد امضاكنندگان 80 نفر اعلام شد.
وي افزود: پس از گذشت مدتي در دادگاه هاي اغتشاشگران ديده شد كه آنها مي گفتند ما فريب خورده هستيم و در زندانيم اما فريب دهندگان آزادند كه اين تبعيض و بي عدالتي در مقابل قانون را نشان مي دهد، در نتيجه با توجه به فرمايشات مقام معظم رهبري، گفته شد بهتر است كه نامه امضا شده توسط 80 نماينده دوباره فعال شود كه پس از آن 20 نفر ديگر هم آن را امضا كردند.
عضو كميسيون امنيت ملي مجلس در ادامه با اشاره به افرادي كه اين شكايت نامه را امضا كرده اند، خاطرنشان كرد: نمايندگاني كه به دنبال اين بوده اند تا افراد خاطي و آشوبگر مجازات شوند اين شكايت نامه را امضا كرده اند و تعداد امضاكنندگان اين شكايت نامه طبق اظهارات افرادي كه نامه در اختيارشان بوده است به 100 نفر رسيده است.
حجت الاسلام ابراهيمي در خصوص مخاطب اين شكايت نامه، اظهار داشت: در اين شكايت نامه نام ميرحسين موسوي ذكر شده است، بنابراين كساني كه اين شكايت نامه را امضا كرده اند از دستگاه قضايي و دادستان كل كشور خواسته اند تا ميرحسين موسوي در خصوص وقايع اتفاق افتاده پس از انتخابات پاسخگو باشد و طبعا به اين شكايت نامه رسيدگي مي شود و اگر جرمي اثبات شود قطعا برخورد هم صورت خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:18  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
جنجالي ترين موضوع ديروز نمايشگاه مطبوعات حضور مهدي كروبي بود. وي در حدود ساعت 15 وارد نمايشگاه شد و در بدو ورود جمعيتي بيش از هزار نفر دور وي حلقه زده و شعار «مرگ بر منافق» و «مرگ بر ضد ولايت فقيه» سر دادند.
در حالي كه هر لحظه به تعداد معترضان به اين نامزد شكست خورده و قانون گريز افزوده مي شد، عده اي از طرفداران موسوي - موسوم به سبزها- كه تعدادشان حداكثر 100 نفر تخمين زده مي شد، با شعارهايي انحرافي سعي كردند جو نمايشگاه را متشنج كنند.
كروبي هم كه با اعتراض گسترده مردم مواجه شده بود، دقايق اندكي پس از ورود، مجبور به فرار از نمايشگاه شد. شاهدان عيني گفتند يكي از محافظان كروبي براي متفرق كردن معترضان خشمگين اقدام به شليك هوايي كرد كه در نوع خود اقدام بي سابقه اي در كشور محسوب مي شود.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:17  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
چند ماه پس از برگزاري تجمعات ضدانقلابي و از جمله تجمع حاشيه راهپيمايي روزقدس، و شكست قطعي فتنه مشترك آمريكا و اسرائيل و دنباله هاي داخلي آنها، ميرحسين موسوي اعلام كرد:به نفع ماست كه شعارهايي متناسب با ظرفيت كشور مطرح كنيم و از شعارهاي تند و غيرمنطبق با وضعيت كشور بپرهيزيم.
وي كه در جمع گردانندگان روزنامه توقيف شده كلمه سبز سخن مي گفت، با اشاره به اين كه نبايد اجازه داده شود اتفاقات ماههاي گذشته به بدبيني نسبت به دستاوردهاي انقلاب منجر شود اظهار داشت: «طبيعي است رسانه هايي كه صداي اين قدرت يا آن قدرت هستند بالاخره مجبورند از منافع ملي كشور خود ولو به زبان فارسي دفاع كنند و در اين راه بذر بدبيني به كل دستاوردهاي انقلاب اسلامي در طول سي سال گذشته بپاشند و حتي سعي كنند به سراغ حماسه عظيم و تاريخي دفاع مقدس ملت ما بروند»
همزماني موضع گيري موسوي با اظهارات اخير كروبي درباره اظهار نگراني نسبت به برخي شعارها نشان مي دهد جريان افراطيون كه خود باني ميدانداري جريان هاي ضدانقلاب در عرصه فتنه و آشوب بودند، پس از 4 ماه هماهنگي و همكاري با آن جريان و خالي كردن تمام خشاب خود! به بي فايدگي تحركات مذكور و در عين حال هزينه سنگين آن تحركات براي تظاهر و رياكاري خويش پي برده اند. مواضع اخير موسوي و كروبي حاكي از اين است كه آنها درصددند آب و آبروي رفته را بازگردانند هرچند كه خود همچنان بر مواضع ضدانقلابي اصرار مي ورزند.
در جريان تجمع حاشيه روز قدس و برخي تجمعات مشابه كه به دعوت شخص موسوي و كروبي صورت گرفت، شعارهايي عليه نظام و انقلاب و در حمايت از آمريكا و رژيم صهيونيستي سر داده شد كه بلافاصله با استقبال محافل آمريكايي و انگليسي مواجه شد.
موسوي در اظهارات اخير خود تيتر شعارهاي ضدانقلابي را صرفا از آن رو كه متناسب با ظرفيت كشور (بخوانيد پايبندي ملت به اسلام و انقلاب و جمهوري اسلامي) نيست و نه از آن جهت كه ضدانقلابي، ضد قانون اساسي و ضد خط امامي است، به نفع و صلاح نمي داند و حتي حاضر نيست صراحتا بگويد اين شعارهاي ضدانقلابي و مطرود است.
موسوي در اظهارات اخير توضيح نداد روزنامه توقيف شده وابسته به وي چه انطباق و هماهنگي با «صداي اين قدرت يا آن قدرت» (بخوانيد BBC و VOA و راديو فردا و... كه باز هم آقاي موسوي ترجيح مي دهد حتي اسمشان را هم نبرد) داشته كه بديل اين رسانه ها فرض شده است.
رسانه هاي استكباري مذكور طي 7، 6ماه گذشته علي الدوام به حمايت از آقاي موسوي پرداخته اند در حالي كه به اذعان شخص آقاي موسوي -اگر هم به آنها نگوييم استكباري- «دنبال منافع خود هستند» و سؤال اين است كه چرا حمايت از آقاي موسوي و كروبي، با منافع رسانه هاي آمريكا و انگليس منطبق شده است به نحوي كه بي بي سي بلافاصله پس از اعلام نتايج انتخابات، با خانم زهرا رهنورد (همسر موسوي) مصاحبه ترتيب مي دهد.
گفتني است بستري كه امثال موسوي و كروبي و خاتمي براي آشوبگري و فتنه جويي فراهم كردند، زمينه را براي ميدانداري عناصر وابسته به منافقين، سلطنت طلبان، نهضت آزادي و... گروهك هاي ضدانقلاب ديگر فراهم كرد اما موسوي و كروبي طي چند ماه گذشته- و از جمله اظهارات اخير- حاضر نشده اند با ضدانقلاب و گروهك هاي وابسته مرز روشني ترسيم كرده و از آنها برائت جويند چرا كه مي دانند در آن صورت و در كنار ريزش اغلب آراي خود (به خاطر آگاه شدن مردم)، حاميان ضدانقلابي نيز از دور آنها پراكنده خواهند شد.
ذكر اين نكته هم خالي از لطف نيست كه در هيچ يك 2 گزارش منتشر شده درباره ديدارهاي كروبي و موسوي، هيچ اشاره به محتواي شعارهاي ضدانقلابي كه در تجمعات وابسته به آنها سر داده شد، نگرديده و تعمدا سانسور شده است. حذف جمهوري اسلامي تحت عنوان «جمهوري ايراني»، حذف «مرگ بر آمريكا و اسرائيل» و فشار آوردن به روسيه و چين براي اثرگذاري به نفع آمريكا و اسرائيل در مذاكرات هسته اي و نيز مخالفت با حمايت از فلسطين در روز جهاني قدس از جمله محورهاي شعارهاي مذكور بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:13  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
همزمان با اظهارات كروبي و موسوي مبني بر اينكه شعارهاي ضد انقلابي در شرايط فعلي به مصلحت نيست، رسانه هاي وابسته به ضد انقلاب بر لزوم ساختارشكني تأكيد كردند. سايت ضد انقلابي ايران گلوبال نوشت «رفراندوم، رفراندوم، بايد شعار روز شود. از الله اكبر چيزي بهتر از جمهوري اسلامي در نمي آيد».
نويسنده ضد انقلاب اين سايت نزديك به محافل صهيونيستي با اداي احترام به خود و هم قطارانش نوشت: ما مغز... خورديم كه جمهوري اسلامي را پذيرفتيم(!) ما با تضعيف موسوي و كروبي موافق نيستيم اما خود جنبش مهم تر از اين آقايان است.
وي همچنين تأكيد كرد شعار جمهوري ايراني به جاي جمهوري اسلامي همچنان در تجمعات سر داده خواهد شد.
از سوي ديگر سايت گويا نيوز در تحليلي نوشت: رژيم بايد عقب نشيني كند. در اين ميان هم موسوي و اصلاح طلبان حكومتي به نيروهاي سكولار نياز دارند و هم نيروهاي سكولار نيازمند اصلاح طلبان هستند. اين يك رابطه دو طرفه است كه هر كدام اگر نقش خود را به خوبي انجام دهند، توان و مانور هر دو بخش را افزايش خواهند داد.
گويا نيوز (سيانيوز) با بيان اينكه «نهضت آزادي، ملي مذهبي ها، سازمان فدائيان خلق، اتحاد جمهوري خواهان و ... رابطه را به همان صورتي تعريف كرده اند كه موسوي و كروبي بيان مي كنند» نوشت: اين گروه ها خواهان استقرار يك حكومت سكولار و جدايي دين از سياست هستند.
اين سايت ضد انقلابي با بيان اينكه «اصلاح طلبان از اين مي ترسند كه به آنها مارك همراهي يا ضد انقلاب زده شود» نوشت: اما معناي اين سخن آن نيست كه ساير نيروهاي سياسي هم بايد در همان چارچوب عمل كنند.

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:12  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 

عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس از تحويل شكايتي با امضاي 100 تن از نمايندگان كه اكثر آنان حقوق دان هستند به دادستان كل كشور مبني بر رسيدگي به اقدامات و بيانيه‌هاي مير حسين موسوي نامزد ناكام انتخابات رياست جمهوري دهم خبر داد.

حجت الاسلام والمسلمين حميد رسايي نماينده مردم تهران و عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس پس از اتمام جلسه‌ علني صبح مجلس در جمع خبرنگاران گفت: امروز حدود 100 نفر از نمايندگان ملت به نمايندگي از بقيه آنان شكايتي را به حجت الاسلام محسني اژه اي دادستان كل كشور به دليل بيانيه‌ها و اقدامات موسوي تحويل وي دادند.

وي در پاسخ به اينكه علت تنظيم اين بيانيه چه بوده و تحويل آن به دادستان كشور چه بود است خاطر نشان كرد: بيانيه‌ها و اقدامات موسوي در طول اين مدت لطمات و صدمات جبران ناپذيري را به آبروي نظام اسلامي و مردم و نيز عوامل عمومي كرد به همين منظور نمايندگان ملت كه اكثرا از حقوقدانان هستند اين شكايت را به دادستان كل كشور ارائه كردند.

وي تاكيد كرد كه اين درخواست توسط اكثر اعضاي كميسيون حقوقي مجلس و نيز نمايندگان حقوق دان مجلس تنظيم شده و داراي مستندات و دلايل بسيار محكم و محكم پسند است. وي اين را هم اضافه كرد كه نمايندگان ديگر هم درخواست امضاي اين شكايت را داده‌اند.

عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس در پاسخ به اينكه چرا الان با توجه به گذشت 4 ماه است از وقايع اخير در كشور اين شكايت عليه مير حسين موسوي تنظيم شده است گفت: علت صبر نمايندگان به اين دليل بود كه اميد داشتند تا موسوي دست از اقدامات و مواضع همسو با دشمنان را دست بردارد اما نه تنها حركات او متوقف نشد اما همسو با دشمنان نظام ادامه پيدا كرد از اين رو نمايندگان نيز به دليل وظيفه ذاتي خود و نيز درخواست‌هاي مكرر مردم اين شكايت را تسليم دادستان كل كشور كردند.

وي با اشاره به ديدار نمايندگان محسني‌ اژه‌اي گفت: در اين ديدار در سخناني كه با دادستان كل كشور داشتيم هيچ اراده‌اي براي فراموشي سپردن كساني كه در حوادث اخير نقش قانون كردن و آبروي نظام اسلامي را بردند در دستگاه قضا نبود.

نماينده مردم تهران در خانه ملت در پاسخ به سوالي مبني بر اينكه موسوي گفته است اگر هر يك از سران جنبش موسوم به سبز دستگير شوند. اين جنبش راه خود را ادامه داد و دست از اقدامات خود بر نخواهد داشت گفت: مسعود رجوي سركرده گروهك تروريستي منافقين چنين ادعاهاي را داشت اما در عاقبت ادعاي او نيز به واقعيت نپيوست چرا كه هر كس در مقابل اهداف و آرمان هاي انقلاب اسلامي بايستد و اراده ملت بايستد حذف خواهد شد.

رسايي در پاسخ به سوال ديگري مبني بر اينكه چرا بر عليه ادعاها و مواضع كروبي شكايت نكرده ايد نيز گفت: اين شكايت به دليل آنكه قبل از ادعاي‌هاي كروبي‌ تنظيم شده است به وضعيت او نيز پرداخت نشد. اما آنچه مهم است اين است كه اراده نظام اسلامي و دستگاه قضايي بر اجراي عدالت و برخورد قاطع با ناقضان قانون است.
+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:10  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
ظاهر تناقض آلود سران فتنه و آشوب به تبعيت از قانون اساسي، موجب بحران گسترده در ميان طيف رنگارنگ حاميان اين افراد شده است.

عناصري چون موسوي و كروبي - به ويژه موسوي- از يكسو با راه اندازي آشوب و تن ندادن به مكانيزم هاي قانون اساسي با ريزش گسترده كساني مواجه شدند كه تصور مي كردند اين چهره هاي سياسي قائل به خط امام، نظام و قانون اساسي هستند. از سوي ديگر جريان ضد انقلاب هم كه از آنها براي گشودن عقده هاي ناگشوده عليه نظام بهره مي جست، اكنون به اين نتيجه رسيده كه تاريخ مصرف چهره هاي سياسي مذكور تمام شده است. به همين دليل طي روزهاي اخير انتقادهاي سرزنش آميز عناصر ضدانقلاب عليه سران آشوب شدت يافته است.

در اين زمينه حسن شريعتمداري (پسركاظم شريعتمداري) از اعضاي مركزيت گروهك حزب خلق مسلمان كه ارتباطات گسترده اي با لانه جاسوسي آمريكا داشت، اعلام كرد علت ابراز طرفداري موسوي و كروبي از قانون اساسي را درك مي كند اما در صورت ادامه اين روند، آنها اعتبار خود را از دست مي دهند.

وي در گفت وگو با يكي از رسانه هاي ضدانقلاب اظهار داشت: ابراز وفاداري آنها به قانون اساسي و حق بازگشت به آرمان هاي انقلاب و آقاي خميني قابل فهم است، به خاطر اينكه تاكيد بر اين خواسته ها، آنها را اپوزيسيون قانوني نظام مي كند و بنابراين ضربه پذيري آنها را كم مي كند ولي بايد پرسيد منظور چيست؟ اگر غايت اصلاحات حفظ نظام و وفاداري به دستاوردهاي جمهوري اسلامي در عرض اين 30 سال باشد، در حقيقت نه تنها اصلاحات نيست بلكه نوعي تحجر و راكد ماندن است.

وي تاكيد كرد: اين آقايان اگر در دموكراسي صادقند بايد از وفاداري به انقلاب و نظام صرف نظر كنند.

در اين حال خبرنگار رسانه ضدانقلاب پرسيد: «بخشي از پايگاه جنبش سبز در بيرون نظام قرار دارد و به نظر مي رسد رهبران جنبش الان در يك وضعيت دشوار هستند كه هم خواسته هاي اين نيرو را بايد پاسخ دهند و هم بنا بر ضرورتي كه شما هم به آن اشاره كرديد، يك پايي هم در درون نظام داشته باشند! آيا ممكن است اين دشواري در چشم انداز نزديك، حركت را فلج كند؟». همكار لانه جاسوسي آمريكا در پاسخ گفت: آقاي موسوي مي توانست كابينه سايه در مقابل احمدي نژاد تشكيل دهد تا تضاد قدرت آشكار شود اما نتوانست يا نخواست كه انجام دهد. آنها مي گويند اجازه دهيد ما در قدرت باشيم. اين چيزي است كه خواسته رهبري فعلي جنبش را با دشواري هاي نظري و عملي بي شماري مواجه خواهد كرد. بنابراين تكرار استدلال مذكور فقط اعتبار آقاي موسوي و خاتمي را از بين مي برد و شانس كساني چون كروبي را بيشتر مي كند. قانون اساسي فعلي ظرفيت قبول خواسته هاي دموكراتيك راديكال را ندارد.

از سوي ديگر سايت سكولاريسم نو با اشاره به تناقض ادعا و عمل سران اغتشاشات در زمينه قانون اساسي نوشت: جنبش سبز اولين جنبش آنارشيستي در ايران است كه رهبري مشخصي ندارد. شعارها هم يكي نيست. حتي بين آقاي كروبي و آقاي موسوي هم تفاوت هاي چشمگيري وجود دارد. آقاي كروبي در گفتار و رفتار جلوتر رفته است. يكي از خواسته هاي هر دو آنها اجراي قانون اساسي است در حالي كه قانون اساسي كاملاً اجرا مي شود. شوراي نگهبان، نحوه برگزاري انتخابات، ولايت فقيه و... همه اينها به همين صورت فعلي در قانون اساسي است. بنابراين بايد گفت عدم اجراي قانون اساسي. ولي موسوي و كروبي اين را نمي توانند بگويند چون وحشت دارند از اين كه بگويند اينها ضد رژيم و ضدقانون اساسي هستند. اين تناقضات بسيار بنيادين است.

اين سايت درباره دو ديدگاه در ميان ضدانقلاب مبني بر «حمايت از نزاع دروني نظام به منظور فرو ريختن آن» و «روشن كردن مواضع از همان ابتدا و نرفتن زير پرچم امثال موسوي و كروبي و خاتمي» نوشت: ما مي توانيم با آنها وحدت راه داشته باشيم نه وحدت كلمه. يعني آنجايي كه حرف هايي مي زنند كه با خواسته ما مي خواند و يا به لائيسيته نزديك است و رژيم را به نبرد مي كشد و تضعيف مي كند و رهبري را مورد انتقاد شديد قرار مي دهد، مي توان از جنبش سبز پشتيباني كرد اما هر گروهي هم بايد حرف خودش را بزند. اين به پيك نيك مي ماند كه بسياري در آن شركت مي كنند ولي هر كس با ساندويچ و غذاي خودش. بعدش را نمي توان پيش بيني كرد.

سايت گويانيوز هم در مطلب مشابهي تاكيد كرد: جنبش در درون نظام جمهوري اسلامي معنا ندارد و قابل تصور نيست. يا بايد مثل بني صدر در مقابل نظام عمل كرد يا مانند دوران اصلاحات مطيع نظام بود. جنبش سبز بر ضد تمام اصول و پايه هاي نظام و خواستار تغيير آن است.

وقتي منافقين براي انهدام وحدت ملي به آمريكا«گرا» مي دهند

نامزد گروهك تروريستي منافقين براي دريافت جايزه صلح نوبل، ضمن دفاع از فشار آمريكا جهت توقف فعاليت هاي هسته اي ايران، خواستار گسترش اين فشارها به بهانه حقوق بشر و دموكراسي شد. به گزارش راديو زمانه، عبادي به واشنگتن پست گفت: اگر غرب صرفاً روي مسئله هسته اي متمركز شود، باعث بسيج و اتحاد مردم ايران خواهد شد.

وي افزود: سياست آقاي اوباما در زمينه گفت وگو مورد قبول من هم هست اما تاكيد مي كنم كه در مذاكره، علاوه بر انرژي هسته اي، حقوق بشر و دموكراسي هم بايد مورد ديالوگ قرار گيرد.

گزارش «عصر ايران» از گفت وگوي عبادي با واشنگتن پست هم حاكي است كه وي با دفاع از سلاح هسته اي غرب و اسرائيل، به نكوهش برنامه هسته اي ايران پرداخته است. عبادي با لحني حقارت بار و نوكرمأبانه به خبرنگار آمريكايي مي گويد: آيا تا به حال اتفاق افتاده از شدت نگراني فعاليت هسته اي انگليس، فرانسه و اسرائيل خوابتان دچار اختلال شود؟ البته كه نه! زيرا به طور كلي دموكراسي پايدار و متحدان دموكراتيك به صورت خاص تهديد به حساب نمي آيند. اصلا اگر همسايه شما شهروندي مسئول باشد، چه كسي اهميت خواهد داد كه او تفنگ داشته باشد؟

وي پس از حمايت از حق غرب و اسرائيل در داشتن سلاح اتمي، عليه برنامه هسته اي كشورمان موضع گرفت و گفت: حتي اگر دولت ايران متعهد شود كه همين امروز فعاليت هسته اي خود را متوقف كند، باز هم اطميناني به تعهد آنها نيست زيرا ممكن است در مكان و زماني ديگر اقدام به از سرگيري حركت مخفيانه اش كند.

روزنامه واشنگتن پست، ديدگاه عبادي را مشابه نومحافظه كاران آمريكا توصيف كرد و نوشت: ايده عبادي دقيقاً همانند نومحافظه كاراني است كه سال ها عليه ايران جبهه گيري كرده بودند.

عبادي در مصاحبه خود هيچ اشاره اي به اين واقعيت تلخ نكرد كه ويرانگري بمب اتمي را همين دولت دموكرات آمريكا با انفجار آن در دو شهر هيروشيما و ناكازاكي به دنيا نشان داد.

گفتني است وي با راه اندازي گروهك هايي نظير شوراي ملي صلح و مدافعان حقوق بشر تلاش كرده ايران را به ساخت بمب هسته اي و نقض حقوق بشر متهم كند و از داخل ايران براي اتهامات بي پايه مستكبران، جعل سند كند. رسانه هاي غربي پيش از اين از گروهك هاي راه اندازي شده توسط عبادي و دوستان وي به عنوان پروژه هايي هدايت شده از سوي ديك چني (معاون بوش) ياد كرده اند.

اين مهره سلطنت طلب و ضد انقلاب، از سوي عبدالكريم لاهيجي به الهه هيكس معرفي و از آن طريق نامزد دريافت جايزه اي شد كه پيش از وي به مقامات جنايتكار اسرائيل و آمريكا و مصر (انور سادات) اعطا شده بود.

ريگي پادوي ISI

يكي از افراد به گروگان گرفته شده توسط گروهك ريگي كه به تازگي با تلاش نهادهاي امنيتي آزاد شده از دخالت سرويس اطلاعاتي پاكستان (ISI) در اقدامات اين گروهك خبر داد.

يك منبع آگاه در اين باره به كيهان گفت: اين فرد كه به تازگي و طي يك عمليات موفق آزاد شده تأكيد مي كند در ايام اسارت در بازداشتگاه هاي ISI نگهداري مي شده و ريگي نقشي بيش از بازجويي و شكنجه او نداشته است.

وي تأكيد كرده است در تمام مدت شاهد ارتباط نزديك و تقسيم كار عناصر پاكستاني با تروريست هاي گروهك ريگي بوده و اين موضوعي نيست كه كسي بتواند آن را انكار كند.

علاوه بر اين، اطلاعات موجود نشان مي دهد گروهك ريگي حتي به لحاظ جزئيات عملياتي و تداركات مالي هم توسط عوامل اطلاعاتي آمريكا، اسرائيل، انگليس و پاكستان تغذيه مي شوند و خود نقشي بيش از پادويي براي آنها ندارند.

رگ ضداستكباري آقاي نامزد بالاخره پيدا شد!

ميرحسين موسوي با حضور در منزل محسن امين زاده (از متهمان اصلي القاي تقلب و اغتشاشات خياباني) گفت: 13آبان ]سالروز تسخير لانه جاسوسي[ در پيش است. چگونه مي توان ادعاي مبارزه با آمريكا كرد و در عين حال سران دانشجويان مسلمان پيرو خط امام نظير ميردامادي و امين زاده را در زندان نگاه داشت؟

وي همچنين با يكي وانمود كردن «اغتشاشگران» و «مردم» گفت: مردم دنبال حقوقشان هستند. نبايد بيخود آنها را متهم و با آنها برخورد كرد.

موسوي متعرض اين واقعيت نشد كه شخص وي و حاميان سياسي اش در اغتشاش ها، به خاطر القاي تقلب و عدم سلامت انتخابات و به هم زدن قواعد دموكراسي و انتخابات و تحميل هزينه هاي سنگين به كشور و نظام، با ستايش هاي صريح سران استكبار- كساني چون اوباما، كلينتون، گيتس، بايدن، ولفويتز و...- قرارگرفته اند. يعني سران امروز استكبار تغيير ماهيت داده اند كه از مدعيان سابق همراهي با خط امام تمجيد و حمايت مي كنند يا اين حضرات دگرگون شده اند؟! آيا ايجاد آشوب، به وجد آوردن دشمن، زمينه سازي براي جولان گروهك هاي محارب و تروريست و خدشه در ساز و كارهاي قانون اساسي، در راستاي مبارزه با استكبار است يا مغازله با او.

گفتني است محسن امين زاده چند ماه قبل از انتخابات، در همايش «بازيابي آرا و تبليغات سياسي» روحيه ضداجنبي ملت ايران را محصول توتاليتر بودن حاكميت خوانده و با انتقاد از اين روحيه گفته بود: «ايران به دلايل تاريخي روحيه اي دارد كه بخواهد از بيگانه ناراحت باشد و ميزان فرافكني بالاست ]![ بعد از انقلاب در اين گمان ترديد ايجاد شد اما جامعه هنوز ظرفيت بيگانه ستيزي و حساسيت نسبت به آن را دارد و دفاع بيگانه از شخصي در انتخابات به معناي فرصت براي او نيست و مردم نمي پسندند.»

از امين زاده به عنوان عضو اصلي شبكه توليد و توزيع شايعات در زمينه القاي تقلب و عدم سلامت انتخابات ياد مي شود. عناصر هم حزبي وي در مشاركت و ستاد انتخاباتي موسوي، در جريان انتخابات اخير رسماً با گروهك هايي- نظير نهضت آزادي- ائتلاف كردند كه اسناد جاسوسي آنها از سفارت آمريكا به دست آمده بود!!

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 9:9  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
دستيار ارشد رئيس جمهور گفت: هيچ وزير زني براي وزارت خانه هاي بدون وزير معرفي نمي شود.
به گزارش خبرگزاري ها، مجتبي ثمره هاشمي در جمع خبرنگاران در پاسخ به سؤالي در خصوص حضور وزير زن در بين سه وزارتخانه باقي مانده گفت: تا آنجا كه من خبر دارم هيچ وزير زني براي وزارتخانه هاي آموزش و پرورش ، نيرو و تأمين اجتماعي كه قرار است به مجلس معرفي شوند، وجود ندارد و آقاي بذرپاش نيز در بين وزرايي كه قرار است معرفي شوند، حضور ندارد.
وي درباره اسامي و زمان وزراي پيشنهادي اين سه وزارت خانه هم اظهار داشت: خانم آليا كه از پذيرش وزارتخانه آموزش و پرورش استعفا دادند و قطعاً ايشان حضور ندارند اما زمان معرفي اين سه وزير به مجلس زماني است كه كار مجلس براي رسيدگي به لايحه هدفمند كردن يارانه ها به پايان برسد و هفته بعد از پايان رسيدگي به لايحه يارانه ها اين سه وزير معرفي مي شوند.
ثمره هاشمي در پاسخ به ديگر سؤال فارس در خصوص تعيين رئيس جديد مركز بررسي هاي استراتژيك و همچنين سخنگوي دولت گفت: من اطلاعي از افراد تعيين شده براي سخنگويي دولت و رياست مركز پژوهش ها ندارم اما به طور حتم به زودي مشخص مي شوند.
وي در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص تعيين مسئول معاونت منابع انساني رياست جمهوري گفت: در اين خصوص نيز بنده اطلاعي ندارم اما به طور حتم به زودي مسئول اين معاونت مشخص خواهد شد.
رئيس جمهور حتماً در دور سوم سفرهاي استاني حضور دارد
دستيار ارشد رئيس جمهور درخصوص انجام سفرهاي استاني دور سوم نيز گفت: اين سفرها آغاز خواهد شد و اگر در مهرماه آغاز نشود، بالاخره در آبان انجام مي شود و شخص رئيس جمهور نيز به طور حتم در سفرها حضور دارد.
وي افزود: وجهه فرهنگي دور سوم سفرها تقويت مي شود چرا كه رويكرد دولت دهم، فرهنگي است و برنامه ريزي ها در دور سوم متفاوت مي شود.
ثمره هاشمي در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه آيا شخص رئيس جمهور از ابتدا تا انتهاي سفر حضور دارد يا خير؟ گفت: بخشي از كارهايي كه تا به امروز انجام مي شد، به بخش هاي مختلف يعني وزرا و معاونين واگذار مي شود و خود آقاي احمدي نژاد در كارها مشاركت مي كند البته من نمي توانم بگويم كه ايشان از ابتدا تا انتها در سفرحضور دارند ولي قبل از سفر كارهاي كارشناسي در خصوص آن استان انجام مي شود و افراد و وزرا در خود استان حضور پيدا مي كنند و شخص آقاي احمدي نژاد نيز ملاقات ها و ديدارهايي با اقشار مختلف مردم خواهند داشت و بيشتر از گذشته با مردم در ارتباط خواهند بود.
وي در پاسخ به سؤال ديگري در خصوص تفكيك معاونت حقوقي و پارلماني رئيس جمهوري اظهار داشت: اين تفكيك در معاونت پارلماني انجام مي شود اما در خصوص اسامي افرادي كه اين سمت ها را به عهده مي گيرند بايد صبر كرد.
او در خصوص تعيين مسئول معاونت اجرايي رئيس جمهور با توجه به اينكه سعيدلو بسياري از وقت خود را در سازمان تربيت بدني صرف مي كنند، اظهار داشت: معاونت اجرايي رئيس جمهور يك مسئوليت مشترك با معاون اول رئيس جمهور است و در واقع مسئوليت اصلي به ايشان واگذار شده است.
مشكلي در برنج هاي وارداتي نيست
ثمره در پاسخ به سؤالي مبني بر اينكه در سايت ها، خبري مبني بر دستور رئيس جمهور براي برخورد با عوامل وارد كننده برنج هاي آلوده منتشر شده است، گفت: نظر بنده در اين خصوص ملاك نيست بلكه نظر كارشناسان مهم است. پس از اينكه اين شايعه منتشر شد، هم وزارت بهداشت، هم وزارت كشاورزي و هم وزارت بازرگاني همه وارد عمل شدند و كميته كاري در اين خصوص تشكيل شد، از اين برنج ها صدها نمونه برداري صورت گرفت و آزمايشات زيادي انجام شد و اعلام گرديد كه مشكلي وجود نداشته است.
دستيار ارشد رئيس جمهور همچنين با اشاره به شايعات مطرح شده مبني بر انتصاب مسئوليت سايت پرچم به وي گفت: اين شايعات صحت ندارد و بنده هيچ سايتي ندارم.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 8:5  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رئيس ستاد ارتش رژيم صهيونيستي در ادامه ادعاهاي تكراري مقامات صهيونيستي مدعي شد كه اين رژيم درصدد حمله به مراكز هسته اي ايران است.
به گزارش پايگاه خبري «فلسطين اليوم»، «گابي اشكنازي» هفته گذشته، در ديدار با «ژنرال ژان لوي گورگلين» همتاي فرانسوي اش در پاريس مدعي شد: اسرائيل در حال برنامه ريزي براي اجراي عمليات ويژه عليه تأسيسات هسته اي ايران از طريق نيروهاي كماندو است.
براساس اين گزارش، اشكنازي در اين ديدار ادعا كرد كه اسرائيل تا قبل از پايان سال جاري و حداكثر تا اوايل سال آتي به ايران حمله خواهد كرد.
اشكنازي پيش از اين نيز بارها براي حمله عليه تأسيسات هسته اي ايران مهلت تعيين كرده بود كه اين تهديد وي نيز در ادامه تهديدات قبلي اش صورت مي گيرد. اشكنازي همچنين پيش از اين براي اطمينان دادن به آمريكا كه از واكنش ايران عليه منافع استراتژيك خود در عراق و افغانستان در صورت حمله رژيم صهيونيستي مي هراسد، گفت كه هيچ حمله هوايي عليه ايران انجام نخواهد شد.
اين در حالي است كه حتي تحليلگران سياسي صهيونيست معتقدند كه هرگونه حمله به ايران، پيامدهاي منفي را براي اسرائيل به همراه خواهد داشت. در همين ارتباط، همچنين به گزارش پايگاه اينترنتي پرس.تي.وي يعقوب عميد رود رئيس سابق شعبه برنامه ريزي در ارتش رژيم صهيونيستي ادعا كرد كه اين رژيم براي جنگ بعدي با حزب الله آماده مي شود.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 8:2  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
نصيحت مراجع عظام تقليد به عناصر فتنه گر براي توبه و جبران خيانت هاي خود، با خشم توام با انفعال كروبي مواجه شد. كروبي با انتشار نامه اي خطاب به آيت الله نوري همداني- كه تصادفا اول بار در سايت گويانيوز وابسته به سازمان سيا منتشر شد!- به مغالطه و تهديد پرداخت.
كروبي ضمن وارونه نويسي حوادث قبل و بعد از انتخابات و بي آنكه به خيانت هاي خود و طيفي از اعضاي ستاد انتخاباتي اش در زمينه القاي تقلب، مقابله آشوب طلبانه با راي مردم، دامن زدن به اغتشاش خياباني و نهايتا ادعاي تجاوز به بازداشت شدگان اشاره كند، به تخطئه مواضع انقلابي و هوشيارانه آيت الله نوري همداني پرداخت. كروبي ادعا كرد كه مواضع آيت الله نوري همداني «برخلاف سيره سلف صالح از مراجع است» و «اين خطر را پيش مي آورد كه با شبهه آفريني نسبت به ساحت مقدس مرجعيت شيعه منجر گشته و مفهوم كمك و تعاون به ارباب قدرت ]![ از حضرتعالي در برخي اذهان برداشت شود.»
اين در حالي است كه كروبي به خاطر خيانت هاي اخيرش مورد ستايش گروهك منافقين، سلطنت طلبان و انبوهي از مقامات و رسانه هاي آمريكايي و انگليسي قرار گرفت و ستاد وي علنا در خدمت پروژه هاي جبهه ضدانقلاب خارجي قرار داشت. كروبي توضيح نداد كه آيا دفاع از انقلاب، كمك به ارباب قدرت و قبيح است يا نقش آفريني در پروژه استكبار جهاني و مفسدان سياسي و اقتصادي؟!
كروبي با وجود اذعان به جايگاه علمي آيت الله نوري همداني به عنوان استاد برجسته حوزه و مبارزات و زندان و تبعيد وي، هجوم ضدانقلاب به اصل نظام و انقلاب را به «منازعه سياسي معترضين و دولت» تعبير كرد و از اينكه اين مرجع تقليد هوشيار در برابر تحرك ضدانقلاب «بي طرف» نمانده ابراز ناراحتي كرد.
كروبي در نامه خود مدعي شد آيت الله نوري همداني يكطرفه به قاضي رفته و اين در حالي است كه با گذشت 4 ماه از حوادث پس از انتخابات، اكنون بسياري از مسائل روشن شده است. از ادعاي گزاف تقلب 11ميليون رايي در انتخابات كه هيچ سندي براي آن ارائه نشد! تا طفره از حضور در بازشماري تصادفي 10درصد آرا و تن ندادن به انتخابات 5/24ميليون نفري مردم و تحريك به درگيري ميان طيف هاي مختلف اجتماعي- كه منجر به حمله به مساجد، اماكن دولتي و شهروندان بي گناه شد- و تا آخرين سياه بازي كروبي در طرح ادعاي تجاوز و فراري دادن شاهد كذايي به خارج كشور و نهايتا دخيل بستن به شيخ آلت دست منافقين و مطرود حضرت امام(ره)!
انتشار نامه اخير كروبي نشان مي دهد كه جريان فتنه گر پس از 4 ماه تقلا و تبليغات در زمينه القاي همراهي علما و مراجع با جريان فتنه، اكنون به آخر خط رسيده و مجبور به هتاكي و تهديد عليه مراجع شده است. افراطيون در مجلس خبرگان نيز با ضربه جانانه مشابهي مواجه شدند و حتي آقاي هاشمي هم حساب خود را از آنها جدا كرد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 8:0  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
ريزش شديد نيروها و عدم سرايت آشوب به بدنه جامعه، گروهك هاي ضدانقلاب را افسرده و دل نگران كرده است. «اخبار روز» وابسته به گروهك فدائيان خلق در تحليلي نوشت: جنبش نه برنامه و هدف مشخص و روشني دارد، نه گسترش ملي يافت و نه در محل كار و زندگي و تحصيل، عملكرد جدي داشت. نه نيروي هدايت كننده متمركزي دارد و نه امكان ايجاد همكاري بين نيروها به وجود آمد.
اين سايت گروهكي مي افزايد: جنبش از توافق حداقلي براي هماهنگي و اتحاد برخوردار نيست. برخي مواضع اصلاح طلبان حكومتي به تداوم ضعف و پراكندگي نيروهاي اپوزيسيون سكولار كمك مي كند. پراكندگي تنها شامل نيروهاي اصلاح طلبان نبوده بلكه حتي در نيروهاي سكولار و لائيك هم اين نقص و كمبود به طور جدي مشاهده مي شود. با جبهه اي چنين پراكنده، عقب راندن نيروي قدرتمند رژيم عملي نيست. جنبش همچنين از نبود ستاد هدايت كننده متمركز رنج مي برد. جنبش داراي نماينده و سخنگوي مشخص نيست و معلوم نيست با چه كسي براي همكاري بايد صحبت كرد. جنبش بعد اجتماعي پيدا نكرده و بيشتر از سوي طبقات متوسط بالاي شهر حمايت مي شود.
ظاهراً قصه همان ترياكي مفنگي است كه پليس به وي گفت بي حركت! و او با همان لهجه خاص خود گفت: جناب سروان كو حركت؟!
انگليسي ها سر كيسه را براي خبرچين ها و آشوبگران شل كردند
يك خبرگزاري انگليسي به همكار روزنامه هاي زنجيره اي اعتماد ملي و سرمايه جايزه داد. كريستوف پلايتگن رئيس بخش رسانه اي رويترز اعلام كرد جايزه موسوم به «محمد امين» (خبرنگار آفريقايي تبار رويترز) را به خاطر شجاعت و تعهد و وفاداري وبلاگ نويسان ايراني در پوشش خبري تحولات پس از انتخابات و به نيابت از آنها به «دلبر- ت» اهدا مي كند. وي تاكيد كرد: وبلاگ نويسان ايراني پس از انتخابات اخير ايران به منبع اخبار مربوط به تحولات تبديل شدند.
جايزه مذكور با حمايت شركت تامسون رويترز به خبرنگار مذكور داده شد. نامبرده پس از آشوب هاي خياباني از كشور خارج شد.
محافل آمريكايي و اروپايي طي دهه گذشته جايزه و پول دادن به مهره هاي خود را در راستاي دام گستري و به دام انداختن مهره هاي جديد گسترش داده اند.
گفتني است بنابر اعترافات حسين رسام تحليلگر سياسي سفارت انگليس، سعيد ليلاز سردبير روزنامه سرمايه در شمار 180خبرچيني قرار داشته كه سفارت انگليس طي 5 سال گذشته از طريق آنها به جمع آوري اطلاعات مي پرداخت.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 7:58  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
گفت: كروبي بعد از آنهمه وطن فروشي و قانون شكني و خيانت به امام و نظام اسلامي به مراجع تقليد اعتراض كرده است كه چرا او را گناهكار مي دانند؟!
گفتم: مگر او نبود كه در فتنه اخير با آمريكا و اسرائيل همراهي آشكار داشت؟
گفت: كي ميگه نداشت؟
گفتم: مگر همين كروبي نبود كه با منافقين و سلطنت طلب ها و بهايي ها عليه جمهوري اسلامي ايران همصدا شده بود؟
گفت: خود خودش بود.
گفتم: مگر او نبود كه ادعاي دروغ تجاوز به زندانيان را مطرح كرد؟ مگر او نبود كه روز قدس با شعار ديكته شده از سوي وزارت خارجه اسرائيل همراهي كرد، مگر...
گفت: چه عرض كنم؟! حالا طلبكار هم شده است!
گفتم: نوكري كيسه گندم ارباب را با الاغ براي آرد كردن به آسياب برد ولي قبل از آن كه نوبتش شود با اراذل و اوباش مشغول قمار شد و كيسه گندم و الاغ را باخت و ديگر روي بازگشت نداشت. ارباب كه متوجه غيبت او شده بود به سراغش رفت و ديد در گوشه اي نشسته و مشغول خوردن نان و ماست است، پرسيد گندم چه شد؟ نوكر گفت؛ سيل آمد و گندم را برد! پرسيد؛ الاغ چي؟ جواب داد گرگ حمله كرد و الاغ را خورد! پرسيد؛ افسار و پالان الاغ چي؟ آنها را كه سيل نبرده و گرگ نخورده؟ و يارو در جواب با حالتي طلبكارانه گفت؛ يعني بايد از گرسنگي مي مردم؟! آنها را فروختم و نان و ماست خريدم! ارباب كه حسابي عصباني شده بود كاسه ماست را به مغز نوكر كوبيد و نوكر در حالي كه ماست را به صورت مي ماليد گفت؛ خدا را شكر كه هم حسابم را پس دادم و هم روسفيد شدم!!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم مهر 1388ساعت 7:55  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
يكي از مسئولان دانشگاه الزهرا(س) هرگونه تنش و درگيري در مراسم سخنراني استاد حسن رحيم پور ازغدي كه دوشنبه گذشته به مناسبت بزرگداشت امام جعفر صادق(ع) برگزار شد را تكذيب كرد.
اين مقام مسئول در دانشگاه الزهرا(س) با اشاره به اين كه دوشنبه گذشته به مناسبت بزرگداشت امام جعفر صادق(ع) مراسمي با سخنراني استاد حسن رحيم پور ازغدي با عنوان «پدر عقلانيت، تجسم اخلاق» در اين دانشگاه برگزار شد اعلام كرد: علي رغم اين كه اين نشست با حضور متراكم و انبوه دانشجويان و اساتيد در آرامش كامل و بدون كوچكترين تنشي ميان دانشجويان با يكديگر به پايان رسيد جاي تعجب است كه سايت هاي وابسته به حزب مشاركت، نهضت آزادي و افراطيون طيف علامه به جعل خبر و شايعه پراكني در اين زمينه روي آوردند و ادعا كردند در اين نشست دانشجويان به زد و خورد پرداختند و حتي موضوع سخنراني استاد رحيم پور تغيير يافت!
اين در حالي است كه سخنراني استاد رحيم پور ازغدي در اين نشست با عنوان «پدر عقلانيت، تجسم اخلاق» در سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) كه با حضور متراكم اساتيد و دانشجويان همراه بود، از شبكه اول سيماي جمهوري اسلامي به طور كامل پخش شد.
اين مقام مسئول در دانشگاه الزهرا كه با خبرنگار كيهان سخن مي گفت تاكيد كرد چنين خبرسازي هاي خنده داري فقط دو دليل مي تواند داشته باشد. اول آن كه جريان فتنه گر كه پس از حوادث اخير با بي اعتنايي گسترده اساتيد و دانشجويان مواجه شده و دربه در به دنبال مستمع و دانشجو مي گردد قصد دارد با تحركاتي از اين دست سكوت سرد و بي محلي دانشجويان در هفته هاي گذشته را جبران كند. عامل دوم هم اين است كه اصلاح طلبان كه طمع فراواني به محيط دانشگاه كرده اند اما در دو هفته گذشته بيش از چند ده نفر پاي كار آنها نيامده، سعي مي كنند با جعل و انتشار اخباري سراسر دروغ از اين دست چنين القا كنند كه فضاي دانشگاه ها همچنان در اختيار آنهاست در حالي كه دانشجويان و اساتيد همه آرزوهاي آنها براي سوءاستفاده از دانشگاه را ناكام گذاشته اند. جالب است كه حتي پس از روشن شدن حقيقت مسئله بنگاه هاي خبري اصلاح طلب بر سياست خبرسازي به جاي خبررساني اصرار مي ورزند!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:6  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
رجب مزروعي عضو مركزيت حزب مشاركت خواستار «حكمراني خوب» شد.
وي طي مقاله اي كه در سايت نوروز منتشر شد، نوشت: من نمي دانم وقتي مي شود به شيوه اي حكومت كرد كه اگر نه رضايت همگان بلكه غالب مردم را به دست آورد و بر توسعه و رفاه كشور و مردم افزود، چرا حكومتگران اصرار دارند به شيوه هايي حكومت كنند كه روز به روز بر دامنه ناراضيان و عقب ماندگي كشور بيفزايند؟
مزروعي اضافه كرد: انجام حكمراني خوب نيازها و الزامات فراواني دارد كه از دست اينان برنمي آيد و گرفتاري ما همين جاست.
اين نماينده مجلس ششم همچنين نوشت: غصه امثال بنده اين است كه چرا بيش از يك قرن است كه كشورما ]بايد[ دچار دور باطل نهضت هاي انقلابي و حكومت هاي استبدادي باشد و دائم نيروهاي خلاق و روشنفكر و فعال ما در اين دور باطل خرد و خمير شوند و كشور هم نتواند از عقب ماندگي رهايي يابد.
البته مزروعي در اين اظهارات قياس به نفس كرده و عملكرد حزب و جريان متبوع خود را به انقلاب و نظام نسبت داده است چرا كه اولاً اگر در سده گذشته نهضت هاي ملي و اسلامي به حكومت هاي استبدادي انجاميد، علت آن، غفلت از دشمنان (آمريكا و انگليس و دنباله هاي داخلي آنها) يا همدستي با آنها بود كه طي دهه اخير، نمونه هاي مشابه آن به وضوح از مدعيان اصلاح طلبي ديده شده است. ثانياً درباره حكمراني خوب و توسعه و رفاه عمومي و ناراضي كردن مردم نيز عملكرد مدعيان اصلاح طلبي در مجلس و دولت اصلاحات نمونه كاملاً جالبي است. همين طيف در آغاز فعاليت مجلس ششم به مردم اعلام كردند توسعه و رفاه اقتصادي ربطي به اين مجلس و نيز دولت اصلاحات ندارد. شخص آقاي مزروعي هم احتمالاً در راستاي حكمراني خوب بود كه از پشت تريبون مجلس گفت: «اگر مرگ موش را هم مجا ني توزيع كنيد، مردم برايش صف مي كشند»! يا «مگر نمايندگان مجلس چه قدر وقت و حوصله و تخصص دارند كه علاوه بر وظيفه نمايندگي، بر قراردادهاي نفتي هم نظارت كنند»! پروراندن مفسدان اقتصادي كه كوتوله آنها شهرام جزايري بود و 150 ميليارد تومان از بيت المال به غارت برد، احتمالاً از لوازم همان حكمراني خوب بوده است يا فربه كردن شركت تازه كار و بي تجربه پتروپارس (متعلق به بهزاد نبوي) با 8 ميليارد قرارداد نفتي رانتي كه احتمالاً در راستاي جلب رضايت شهروندان بود و...
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:4  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) | 
يك عضو فراري حلقه كيان، تعريف جالبي از جنبش سبز كذايي ارائه كرد.
مجيد محمدي در توصيف اين جريان هرهري مسلك نوشت: آنها اهل رياضت كشي نيستند. مي خواهند با شورت كوتاه و تاپ بيرون بيايند. مي خواهند سينه بزنند و شب اگر هوس كردند، ليوان شرابي بنوشند. مي خواهند در بالاي كوه زير چادر هر كه را خواستند در آغوش بگيرند و گرم شوند. مي خواهند از زندگي لذت ببرند. مي خواهند دوست پسر يا دوست دختر شان را هر جا كه خواستند، ببوسند(!)
وي با «كولاژ» (تركيبي) و «نامتعين» توصيف كردن عناصر ميداني جريان مذكور مي نويسد «آنها چگونه مي توانند نداي الله اكبر سر دهند و در عين حال با دوست دخترشان به راهپيمايي بيايند؟ چه طور مي توان در ملأعام روزه خواري كرد و نصر من الله وفتح قريب سر داد؟ چطور در نمازجمعه به نحو مختلط و با كفش مي ايستند و در پشت سر هاشمي رفسنجاني نماز مي خوانند و به جاي صلوات سوت و كف مي زنند؟ آنها رياضت كش نيستند.
گفتني است حلقه كيان به اعتبار پيوند برخي اعضاي آن به ناتوي فرهنگي و سازمان سيا، جزو پايه گذاران نفاق جديد و ترويج براندازي پشت نقاب تظاهر به دين و مسلماني بود اما پس از نفوذ در قدرت (بعداز دوم خرداد 76) به تدريج ماهيت ضدديني خود را نشان داد و تا مرز انكار وحي، حمله به پيامبر و ائمه معصومين(ع)، تخطئه امام حسين(ع) و حمله به مباني دين پيش رفت و كساني از اين جريان با هتاكي گفتند يا نوشتند كه مشكل توسعه در ايران اين است كه هنوز خدا نمرده است، بايد عليه خدا تظاهرات كرد، دين و دينداري و عزت ديني باعث خشونت است، اسلام آييني ارتجاعي است، ختم انقلاب را بايد اعلام كرد و...
جريان الحادي مذكور در پوشش روشنفكري ديني (التقاطي) در پوشش حمايت انتخاباتي از موسوي و كروبي به عرصه سياسي بازگشت.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 8:0  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯) |