تبليغاتX
ღ♥ღ ورود ضعیفه ها ممنوع ღ♥ღ
از آرشیو ماهانه ی ما دیدن کنید
این هم ورژن ۳ برنامه ی محاسبه ی عمر

 اين برنامه به شما اين امکان رو ميده که بدونين دقيقا چه مقدار از عمرتون گذشته بر حسب: مقدار واقعي عمر شما مثل: 18 سال و 2 ماه و 23 روز.

همچنين برحسب: ماه. هفته. روز. ساعت. دقيقه و ثانيه.

خیلی دقیق تر شده

و امکانات دیگه ای بهش اضافه شده

group200h

 برای دانلود اینجا را کلیک کن

حجم: ۵۵۰KB

=============================================================

سلام به همه ی دوستان.

این برنامه کارش قفل کردن پوشه هاست.

فرقی که بین این برنامه با برنامه های دیگه داره اینه که: تو برنامه های دیگه اگه فولدری رو قفل کنین بعد از عوض کردن ویندوز فولدرها باز هستند. اما با این برنامه اگه ویندوز رو هم عوض کنین پوشه ها در حالت قفل شده باقی می مونن.

امکان مخفی کردن درایو ها هم وجود داره.

پسورد هم میشه رو برنامه گذاشت

این از عکسش

group200h

 برای دانلود اینجا را کلیک کن

حجم فایل: ۳۰۸KB

=============================================================

این ورژن ۲ بازی با کلمات یه سری اشکال تو برنامه ی قبلی بود که حل شد

Amir SPY Boy

 

برای دانلود اینجا را کلیک کن

حجم: ۴۰۰KB

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت 12:6  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

۱- تلاش سبزها برای حذف مرگ بر آمریکا(نمونه ای از پوسترهایی که در دست سبزها بود) 

 

توضیح : منظور لزوم حذف شدن یا نشدن شعار مرگ بر آمریکا نیست قصد بنده مطابقت پیرو خط امام بودن سبزها در شعار و واقعیت است.!!!

 

2- تصاویری از بیشمار بودن سبزها در روز سیزده آبان!!!!

 

 

بقیه ی عکس ها در ادامه ی مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 19:46  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

 

دکتر علی شریعتی :

« کلاس پنجم که بودم پسر درشت هیکلی در ته کلاس ما می نشست

که برای من مظهر تمام چیزهای چندش آور بود آن هم به سه دلیل؛

اول آنکه کچل بود،

دوم اینکه سیگار می کشید .

و سوم – که از همه تهوع آور بود- اینکه در آن سن و سال، زن داشت!

… چند سالی گذشت یک روز که با همسرم از خیابان می گذشتیم ،

آن پسر قوی هیکل ته کلاس را دیدم در حالیکه :

زن داشتم ،سیگار می کشیدم وکچل شده بودم.

وتازه فهمیدم که خیلی اوقات آدم از آن دسته چیزهای بد دیگران که ابراز انزجار می کند

ممکن است در خودش بوجود آید.

 

منبع:  ღ♥ღدنیای شیرین ماღ♥ღ

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 18:31  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

بیا بریم تظاهرات حال کنیم             کاری نداری بیا اخلال کنیم

عباس و کامبیز و فری هم میان        اهل محل اون وری هم میان

قول شرف داده بیاد سهیلا             شیش هف ماهه ندیدمش تا حالا

ترقه با خودت بیار سه چارتا            بپرونیم جلوی پای بیتا

چند تا شعار دارم هنوز فطیره          بیا بریم بگیم بینیم می گیره

بلکه کشید کار به تحصن بیا            یه جوری امشب راتو کج کن بیا

قراره جمعیتو ادغام کنیم                شاید بساط جور شه دیریم دام کنیم

بساط گرگم به هوا هم به راست      پلیسه از چپ می دوه ما از راست

وقتی که اسم از گروه فشاره          قایم باشک هم دیگه بر قراره

دیشب واسه نازی قپی اومدم           که یک چماغ به دست رو شخصا زدم

هر جا میشه صحبت وضع دیشب       باد رو ولش می دم به زیر غبغب

از این کارا همین چیزاش می مونه       اینکه بفهمن ماها بارمونه

از اونجا که طالب این نکاتم                عاشق شب های تظاهراتم!

حسام الدین مقامی کیا                          

13 آبان

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:57  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

دل می رود ز دستم، صاحب دلان خدا را         باید همی بر کنی ، از بیخ این بنا را

باید که با اغتشاش، گندی زنی به میهن        تا آوری تو بر کف عشق و حال و صفا را

با یاری اجنبی ، میهن همی فنا ده              این یاری و وفا را ، فرصت شمار یارا

هش دار تا بگویم ، رمز سعادتت را               با هم وطن عداوت ، با اجنبی مدارا

گر تو همی بخواهی بر مسندت بمانی         از یاد بر قیامت ، وز یاد بر خدارا

یاد آر آن دمی که ، جیبت ز پول پر بود          یاد آر بیت المال و دزدی در خفا را

یاد آر قشم و کیش و زیبایی و صفایش         دریا به پیش روی و ویلای در قفا را

گر روزی تو بیایی بر مسند ریاست           در حین عشق و حالت، تحویل گیر ما را!

 در صورت رویت متواری نشوید بی آزار است

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم آبان 1388ساعت 11:55  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

گفت: مقامات آمريكايي و اسرائيلي چقدر رجز خواندند كه روز 13آبان طرفداران موسوي و خاتمي هويت ضد آمريكايي اين روز را تغيير خواهند داد و...!
گفتم: حيوونكي ها چي فكر مي كردند، چي شد؟!
گفت: بالاخره بعد از آن همه رجزخواني چرا هواداران موسوي و خاتمي در تظاهرات پيدايشان نشد؟
گفتم: مثل هميشه جرأت نداشتند در ميان مردم آفتابي شوند. ولي بعد از پايان تظاهرات با استفاده از خلوتي خيابان هاي اطراف، چند سطل آشغال را آتش زدند!
گفت: ولي قرار بود در تظاهرات به نفع موسوي و خاتمي شركت كرده و به نفع آمريكا و اسرائيل شعار بدهند. چرا بعد از تظاهرات به خيابان هاي اطراف رفته اند؟!
گفتم: يارو در پياده رو در حال جستجو بود. پرسيدند دنبال چي مي گردي؟ جواب داد، دنبال كليد، پرسيدند، مطمئن هستي كه اينجا گم كرده اي؟ و يارو گفت؛ نه! چندتا كوچه پائين تر از دستم افتاد. گفتند، پس چرا اينجا دنبالش مي گردي؟ و يارو، جواب داد آخه، اونجا كه كليد از دستم افتاد، خيلي با اينجا فاصله داره، زورم مياد برم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:15  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

برغم تحركات رسانه هاي غربي ديروز راهپيمايي 13آبان در تهران باشكوه تر از سالهاي پيش و با حضور انبوه مردم برگزار شد و جريان فتنه گر موسوم به جنبش سبز كه به زحمت جمعيت آنها از چند صد نفر تجاوز مي كرد، در اجراي تمامي فتنه هاي برنامه ريزي شده خود ناكام ماند؛ به طوري كه بسياري از تحليلگران عقيده دارند آمريكا ديروز آخرين اميدهاي خود را هم از دست داد.
گروههاي شركت كننده در راهپيمايي باشكوه 13آبان با سر دادن شعارهاي «خوني كه در رگ ماست هديه به رهبر ماست»، «مرگ بر منافق» و... مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني را در برابر لانه جاسوسي برگزار كردند.
در اين مراسم غلامعلي حداد عادل، رئيس كميسيون فرهنگي مجلس روز 13آبان را يادآور مفهوم «استقلال» خواند و تاكيد كرد: مردم در دوران قاجار و پهلوي ها مي دانستند كه استقلال كشور مخدوش شده است. مردم به ويژه نسل حاضر در انقلاب، دخالت مالكانه آمريكا را از 28مرداد 32 تا 22بهمن 57 در حافظه داشتند. نمونه بارز دخالت آمريكا در استقلال ايران احياي كاپيتولاسيون يا حذف مسئوليت كنسولي بود.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، با تاكيد بر اين كه آمريكا در پيروزي انقلاب بيش از هر چيز از مردم سالاري ديني وحشت داشت، گفت: اين وحشت در انتخابات 22 خردادماه 88 قابل مشاهده است. وقتي 40ميليون نفر با 85 درصد مشاركت پاي صندوق ها حاضر شدند، وقتي مردم با آن نظم، شور و آزادي مدني انتخابات را برگزار كردند زنگ خطر براي آمريكا به صدا درآمد.
وي تاكيد كرد: آمريكا از الگو شدن مردم سالاري ديني ايران وحشت دارد به همين دليل موضوع تقلب در انتخابات را دامن زد و شيريني حضور باشكوه و انبوه مردم را در كام آنان تلخ كرد و از افرادي كه ادعا كردند در انتخابات تقلب شده حمايت كرد.
حداد عادل افزود: كساني بودند كه در عصر روز انتخابات اعلام كردند پيروز شدند و فرداي انتخابات گفتند در انتخابات تقلب شده است. اين افراد كساني بودند كه نه براي پيروزي و نه براي تقلب دليلي مطرح نكردند.
رئيس كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي، تاكيد كرد: آن كسي كه از آرا صيانت كرد و در برابر سايت ها و پايگاههاي اينترنتي ايستادگي و حمايت كرد مقام معظم رهبري بود. مقام معظم رهبري مثل هميشه و همانند امام(ره) از آراي مردم حمايت كردند. سخن منطقي و صريح رهبري اين بود كه دلايل تقلب را از راههاي قانوني دنبال كنيد. ايشان تاكيد كردند جمهوري اسلامي اهل تقلب نيست و از سران فتنه خواستند اردوكشي هاي خياباني متوقف شود اما آنان توجه نكرده و هم سويي با بيگانگان را ادامه دادند.
وي اظهار كرد: امروز نيز بيانيه مي دهند ولي از تسخير لانه جاسوسي سخني به ميان نمي آورند و اين حيرت آور است كه كسي از 13آبان سخن بگويد ولي از اين واقعه مهم سخني نگويد. اين بيانيه كه سخني از ظلم و ستم آمريكا در قبل و بعد از انقلاب به ميان نياورده به مذاق آمريكا خوش آمده و از شبكه هاي آمريكايي پخش مي شود. اين آقايان جواب ايثارگران، شهدا و جانبازان را چگونه مي دهند؟ فرداي قيامت آنها پاسخ امام(ره) را چگونه خواهند داد؟
حداد عادل افزود: اين هايي كه دم از امام(ره) مي زدند و مي زنند جواب فرزندان امام(ره) يعني دانش آموزان و دانشجويان را چه خواهند داد؟ اينان بايد پاسخ دهند كه دشمنان ايران بيشتر خوشحال شدند يا ملت ايران و عجيب اين است كه افرادي براي سازش در مجلس ششم تلاش مي كردند امروز در مسئله هسته اي اظهار نگراني و دلسوزي مي كنند و در واقع مي خواهند خود را در اين باره نگران نشان دهند.
آمريكا دشمن شماره يك
ملت ايران و مظلومان جهان
همچنين شركت كنندگان در مراسم روز ملي مبارزه با استكبار جهاني طي قطعنامه اي وحدت و وفاق ملي تنها بر محوريت ولايت فقيه را در عبور از توطئه هاي نظام استكبار كارآمد دانستند.
راهپيمايان روز سيزدهم آبان در قطعنامه خود تاكيد كردند كه تا هنگامي كه آمريكا مداخله در امور داخلي ايران را همچنان سرلوحه سياست خارجي خود مي داند و از هرگونه توطئه عليه اسلام و انقلاب فروگذار نمي نمايد هيچ گونه مذاكره و رابطه اي را به رسميت نمي شناسيم بلكه آمريكا را همچنان دشمن شماره يك ملت ايران و مظلومان جهان مي دانيم.
در بخش ديگري از اين قطعنامه آمده است: ملت بزرگ ايران حماسه آفريني در انتخابات رياست جمهوري دوره دهم را كه مشاركت سياسي بي نظير در جهان محسوب مي گردد، افتخار ملي دانسته و هرگونه رفتار، موضع گيري و اقدامي را كه پايه هاي جمهوريت و اسلاميت نظام را زير سؤال ببرد و دشمنان قسم خورده ملت را شاد نمايد به شدت محكوم نموده و به فرموده رهبر فرزانه انقلاب، «آمريكايي ها به برخي مسائل و غائله هاي بعد از انتخابات دل خوش نكنند زيرا جمهوري اسلامي ايران عميق تر و ريشه دارتر از اين حرف ها است و نظام اسلامي بر حوادث بسيار سخت تر از اين مسائل هم فائق آمده است» و لذا اين فرموده رهبري موضع قاطع ملت ايران است.
مرگ جنبش سبز آمريكايي
با وجود برنامه ريزي چند هفته اي و گسترده داخلي و خارجي، تمامي طراحي هاي آشوبگران و اربابان خارجي آنها در روز 13 آبان ناكام ماند به گونه اي كه عملا مي توان گفت جنبش سبز آمريكايي در ايران اكنون كاملا مرده است.
روز گذشته و در حالي كه رسانه هاي وابسته به جريان فتنه گر در فضاي اينترنت و همچنين شبكه هاي ماهواره اي مانند بي بي سي فارسي و تلويزيون صداي آمريكا بيش از 15 روز است مردم تهران و ديگر شهرهاي بزرگ ايران را براي پيوستن به آشوب ها در روز 13 آبان تحريك مي كنند، مجموعه تحركات آشوبگران با بي اعتنايي كامل مردم مواجه شد و با بي آبرويي كامل ناكام ماند.
آشوبگران از چند روز قبل برنامه ريزي هاي مفصلي براي روز 13 آبان انجام داده بودند تا شايد بتوانند ماهيت ضد آمريكايي و ضد استكباري اين روز را تحت تاثير قرار بدهند و آن را به فرصتي براي فتنه گري در شهرهاي بزرگ تبديل كنند. اولين برنامه آشوبگران كه حمايت افرادي مانند مهدي كروبي و ميرحسين موسوي را هم با خود داشت اين بود كه به جاي سفارت امريكا تجمعي روبروي سفارت روسيه ترتيب بدهند. اين اقدام كه به فرموده امام راحل (ره) هدفي جز به فراموشي سپرده شدن شعار مرگ بر امريكا ندارد ديروز به طور كامل ناكام ماند و هيچ تجمعي جلوي سفارت روسيه برگزار نشد. برخي از شنيده هاي خبرنگار كيهان حاكي از آن است كه آشوبگران با اين استدلال كه «نبايد روابط خود را با قدرت هاي بزرگ خراب كنند» از تجمع جلوي سفارت روسيه منصرف شده اند! سازمان مجاهدين هم روز سه شنبه از آشوبگران خواسته بود جلوي هيچ سفارتخانه خارجي تجمع نكنند.
مهم ترين فاز برنامه جريان آشوبگر اما اين بود كه به ناآرامي روز 13 آبان ماهيت دانشجويي ببخشد تا بعدا نيز بتواند از تبعات آن در محيط دانشگاه ها تا روز 16 آذر بهره برداري نمايد. به همين منظور برنامه آشوبگران اين بود كه از مبدا دانشگاه هاي تهران و اميركبير به سمت ميدان هفت تير راهپيمايي هايي ترتيب بدهند. اين پروژه هم روز گذشته مطلقا مجال اجرا نيافت. ديروز با وجود اينكه با تصميم حراست هاي دانشگاه هاي تهران و اميركبير درهاي اين دو دانشگاه كاملا باز بود هيچ دانشجويي از اين دو دانشگاه خارج نشد و لذا راهپيمايي مورد نظر آشوبگران به هيچ وجه شكل نگرفت.
به اين ترتيب، آشوبگران كه نتوانسته بودند جمعيتي بيش از چند صد نفر بسيج كنند، محل تمركز خود را ميدان هفت تير قرار دادند. به فاصله كمتر از چند ساعت از حضور اين عده در ميدان هفت تير كه با درگيري هاي پراكنده با نيروي انتظامي همراه بود مردم انقلابي تجمع كننده روبروي لانه جاسوسي آمريكا كه تعداد آنها اين بار بيش از 3 برابر سال هاي گذشته تخمين زده مي شد به سوي ميدان هفت تير سرازير شدند و در زماني كمتر از چند دقيقه و با فرار دستجمعي آشوبگران ميدان هفت تير به تسخير تظاهركنندگان انقلابي درآمد.
پس از اين حادثه، آشوبگران كه به شدت از مواجهه با خيل راهپيمايان انقلابي پرهيز مي كردند به خيابان هاي مطهري، بهشتي و چند خيابان مابين آنها گريختند و در آن خيابان ها هم كاري بيش از آتش زدن سطل هاي آشغال وسنگ پراكني به جانب مردم از آنها برنيامد. تهران از حدود ساعت 4 بعد از ظهر ديروز كاملا آرام بود و جريان آشوبگرا كه ليدرهاي اصلي آنها شناسايي و دستگير شده اند، يكي از سهمگين ترين ضربه هاي چند ماه گذشته را دريافت كرد. 13 آبان كه روز اشغال جاسوسخانه آمريكا در تهران است، به روز زوال جاسوسان خياباني آمريكا هم تبديل شد
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:14  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

رنگ سبز كه در فرهنگ ايراني- اسلامي نمادي مقدس و معنوي به شمار مي رود، در حوادث پس از انتخابات رياست جمهوري از سوي اقليتي قانون گريز و اغتشاشگر مي رفت تا به نقابي براي پوشاندن مقاصد سياه تبديل شود اما ديروز جوانان انقلابي ايران زمين، در راهپيمايي پرشكوه 13 آبان اميد دشمنان را به يأس مبدل كردند.
هزاران تن از دانش آموزان و دانشجويان غيور با پوشيدن لباس و بستن سربندهاي سبز كه مزين به اذكار «يا مهدي ادركني»، «يا زهرا»، «عاشقان شهادت» و... بود شعارهايي همچون «سبز فقط سبز نبي» را در حمايت از «جنبش سبز علوي» سردادند. اين جوانان كه عكس هايي از شهيد همت و باكري را نيز در دست داشتند، نسبت به سوءاستفاده اندكي اغتشاشگر از اعتقادات ديني ملت ايران هشدار دادند.
رئيس كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس در پاسخ به اين سؤال شيطنت آميز خبرنگار آلماني كه پرسيد روي يك ديوار نوشته شده 13آبان روزي سبز است، تاكيد كرد: رنگ سبز متعلق به ائمه اطهار(ع) است و هيچ كس حق ندارد از آن سوءاستفاده كند.
علاءالدين بروجردي گفت: امروز جنبش سبز علوي نيز براي مقابله با سوءاستفاده ها شكل گرفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:14  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

سايت ها و رسانه هاي وابسته به ضدانقلاب ديروز براي ساعت ها «هنگ» كردند!
اين رسانه ها كه به ويژه طي چند روز اخير بر شدت فعاليت هاي خود افزوده بودند و از مخاطبان دعوت مي كردند تا از تظاهرات ميليوني! ضدانقلابي در روز 13آبان جا نمانند، ديروز در مواجهه با تركيدن حباب تحليل ها و خبرهاي خود تا ساعاتي در حالت شوك و كما به سر بردند به نحوي كه برخي از آنها حتي تا ساعت 7 و 6 ديشب نيز از انتشار خبري درباره وعده قبلي خود خودداري كردند.
استقبال گرم و جانانه مردمي از تظاهرات ضدآمريكايي و ضداستكباري يوم الله 13آبان و در عين حال بي اعتنايي عمومي به دعوت ضدانقلاب،علت اصلي «هنگ»كردن سايت هاي ضدانقلاب بود. برخي از اين سايت ها و رسانه ها نيز براي خالي نبودن عريضه، از تصاوير آرشيوي تجمعات چند روز پس از انتخابات استفاده كردند تا برخي از مخاطبان ساده دل خود را فريب دهند.
اين رسانه ها روي دعوت كروبي و موسوي براي تجمعي در روز 13 آبان سرمايه گذاري كرده بودند و اين در حالي بود كه دعوت مذكور از آن جهت كه در تناقض و تعارض با مناسبت روز ملي مبارزه با استكبار بود، از ابتدا بي معنا به نظر مي رسيد ضمن اينكه سران اغتشاش با توجه به آبروريزي روز قدس در سر دادن شعارهاي اسرائيل پسند و آمريكايي، اين بار نسبت به تكرار شعارهاي تندي كه ماهيت آنان را نشان دهد، ابراز نگراني كرده بودند.به همين دليل هم معلوم نبود اگر كسي در دعوت آنها شركت كند بالاخره بايد به وظيفه خود عمل كند و به نفع آمريكا و بر عليه جمهوري اسلامي شعار دهد يا ساكت بماند.
بنابر گزارش هاي دريافتي فتنه سبز اين بار با ريزش به مراتب بيشتري نسبت به تجمع حاشيه اي روز قدس مواجه شده بود و به نسبت آن تجمع يك ماه و نيم پيش، تجمع چند ده نفره- و در يكي دو مورد حداكثر چند صدنفره- ديروز از انزواي بيشتر سران فتنه در ميان مردم حكايت مي كرد.
جريان رسانه اي ضد انقلاب از سايت رسمي وابسته به دولت هاي آمريكا و انگليس و فرانسه و آلمان تا سايت ها و رسانه هايي كه با كمك مالي و سياستگذاري دستگاه هاي اطلاعاتي و ديپلماتيك غربي توسط عناصر ضدانقلاب ايراني فعاليت مي كنند،طي يك ماه گذشته سرمايه گذاري كم سابقه اي روي راهپيمايي روز 13آبان كرده و براساس بافته هاي خود به اين توهم رسيده بودند كه جمعيتي چند ده ميليوني آنان را همراهي خواهد كرد. مروري بر دعوت ها و تحليل ها و گزارش هاي سايت هاي آشوب طلبي نظير موج سبز،جرس، روزنت، راديو زمانه،گويا نيوز، صداي آمريكا،بي بي سي، راديو فردا و... ده ها رسانه از اين دست نشان مي دهد كه آنها بارها بر تكرار راهپيمايي هاي ميليوني و تمام كردن كار جمهوري اسلامي در 13آبان (!!) تاكيد كرده بودند و با توجه به تكرار اين به اصطلاح تبليغات القايي و جنگ رواني، بيش از گذشته نزد مخاطبان خود،تبديل به عنوان چوپان دروغگو معرفي شده اند. در عين حال تعبير چند ميليون شايد غلط نباشد اگر اين رقم را به عنوان آماري از تعداد گزارش ها و خبرهاي دروغ همين رسانه ها در نظر بگيريم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 16:13  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

سایت اینترنتی حامی هاشمی در گزارشی با استناد به سخنان 30 سال گذشته دکتر احمدی نژاد، در صدد آن بر آمد تا به برنامه ریزی برخی رسانه های اپوزسیون برای حمله به سفارت روسیه در روز 13 آبان مشروعیت دهد.

به گزارش شبکه ایران، در حالی که رسانه‌های اپوزسیون از مدت‌ها قبل تلاش گسترده‌ای برای منحرف کردن شعارهای مردمی علیه "شیطان بزرگ" در روز 13 آبان و هدایت کردن آن‌ها علیه کشور "روسیه" را در دستور کار خود قرار داده‌اند، سایت اینترنتی حامی خانواده هاشمی رفسنجانی به کمک این رسانه‌ها شتافت.

این سایت اینترنتی در گزارشی به تشریح ماجرای تسخیر لانه جاسوسی پرداخت و بر آن شد تا با استناد به سخنان 30 سال گذشته دکتر احمدی نژاد، به طراحی شعارها علیه "روسیه" و تجمع در مقابل سفارت این کشور مشروعیت دهد.

در این گزارش آمده است: هنگامی که پیشنهاد تسخیر لانه جاسوسی در دفتر تازه تاسیس تحکیم وحدت در سال 58 مطرح شد، محمود احمدی نژاد با آن مخالفت کرده و گفته است که تسخیر سفارت شوروی بر تسخیر سفارت آمریکا ارجح است.

اگرچه در گزارش مذکور مصداقی برای آنچه که این رسانه "مخالفت احمدی نژاد با تسخیر لانه جاسوسی" نامیده به چشم نمی خورد و آنچه نقل شده تنها اولویت دادن به مخالفت با شوروی به عنوان یک رزیم الحادی است، با این حال، این استدلال هنگامی "غیر منطقی" می نماید که به موقعیت "شوروی" در آن زمان به عنوان یکی از دو ابرقدرت دنیا توجه کنیم.

در سال 1358 "شوروی"، کشوری کمونیستی و یکی از دو ابرقدرت دنیا بوده که ملت ایران در شعارهای انقلابی خود، با تکرار جمله "نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی" از آن برائت می جستند.

این درحالیست که جمعیت چندهزار نفری سبزها در جریان روز قدس،با هدف کمرنگ کردن شعار "مرگ بر آمریکا" و "مرگ بر اسرائیل"، به جای "شوروی" که حدود بیست سال پیش از روی نقشه ها محو شده ، علیه "روسیه" شعار می دادند.

آنان همچنین در این تجمع به جای "جمهوری اسلامی" که اصلی ترین شعار مردم و امام راحل(ره) در جریان انقلاب بود، به تکرار شعار "جمهوری ایرانی" پرداختند.

با این حال این سایت ترجیح داد تا حمایت از این شعارهای انحرافی را با تمسک به مخالفت سی سال پیش احمدی نژاد با شوروی که برگرفته از شعارهای مردم علیه شرق و غرب بوده، به انجام برساند.

برنامه های سبزها و حامیان رسانه ای آنها برای اغتشاش در راهپیمایی ضد آمریکایی 13 آبان به دنبال آن مطرح می شود که میرحسین موسوی در بیانیه آخر خود به مناسبت 13 آبان حاضر به اعلام برائت از سیاست های سلطه طلبانه آمریکا نشد.

گفته می شود که پس از رپرتاژهای رسانه های خارجی برای "راهپیمایی آمریکایی" روز 13 آبان، ستادهای داخلی آنان هم برای توجیه و دعوت از آشوب‌گران وارد عمل شده اند
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:19  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

دیدار نخبگان با رهبر انقلاب فرصتی بود تا ایشان پای ناگفته ها را به میان بکشند و از حرف هایی بگویند که باقی است و حقایقی که دیر یا زود بر همگان آشکار خواهد شد. بیانات ایشان در عین حال دست ردّی بود بر سلسله تحلیل هایی که با اصلی کردن مسائل فرعیِ بعد از انتخابات می کوشید تا جای متهم و شاکی را عوض کند و به نوعی تبرئه مجرمان اصلی یا همان کسانی را که اصل انتخابات را زیر سوال برده بودند، نتیجه بگیرد. این تحلیل ها البته در دو سوی میدان سیاسی کشور و با شاکله های متفاوت حضور و بروز داشت. اگر قرار است مسائل اصلی و فرعی جایگاه خود بازیابند، باید نخست منشأ خلط مبحث ها و واژگونی در برآورد حقایق را یافت. باید پرسید چه جنس تحلیل هایی جای مسئله اصلی و فرعی را عوض کرد؟

آنچه در جبهه اصلاحات و بازندگان رقابت انتخاباتی از یک سو و در تحلیل های برون مرزی از سوی دیگر رقم خورد، برجسته کردن مسائلی بود که از بازی آغاز شده بعد از انتخابات منتج می شد؛ مسائلی که اصالت ذاتی نداشت و معلول اتفاقاتی دیگر بود، اما کم کم نقش محوری را در تحلیل ها بازی کرد. این جنس تحلیل ها هیچ گاه ماجرا را از آغاز و کامل و تمام نمی دید. نمی پرسید بازی چرا و چگونه و با کدام سند و مدرک آغاز شد؛ بلکه از حواشی و تبعات شروع بازی سوال می کرد و کهریزک و درگیری های خیابانی را مورد بحث قرار می داد.

انتخابات دهم با بالاترین حجم ناظر انتخاباتی از سوی کاندیدای شکست خورده انتخابات برگزار شده بود و برای اولین بار در طول تاریخ انتخابات ایران، آمار انتخاباتی هم به صورت صندوق به صندوق در اختیار عموم قرار گرفته بود. در این میان اما داعیه داران بحث "تقلب گسترده" از ارائه فهرستی حداقلی از صندوق های مورد نظر خود ناتوان ماندند. این ناکامی در توجیه علت جنجال سازی های بعد از انتخابات اما با طرح عناوینی جدید و برجسته کردن حاشیه های ماجرا جبران شد و به این ترتیب در این قضاوت اصلاح طلبانه و برون مرزانه از انتخابات و وقایع بعد از آن، کهریزک و برخوردهای خیابانی که نتیجه بی قانونی خود اصلاح طلبان بود، جای موضوع اصلی را گرفت.

این همه در حالی بود که در همان روزهای اول رهبر انقلاب تاکید کرده بودند:«اگر نخبگان سياسى بخواهند قانون را زير پا بگذارند، يا براى اصلاح ابرو، چشم را كور كنند، چه بخواهند، چه نخواهند، مسئول خونها و خشونتها و هرج و مرج‏ها، آنهايند

با این همه تداوم روند قانون گریزی ها حاشیه هایی را برای انتخابات آفرید. حاشیه هایی که از یک سو موجبات نگرانی سایر کشورهای مسلمان را فراهم می کرد و از سوی دیگر فرصت مناسبی بود برای خارج نشینانی که منتظر بهره برداری از مسائل داخلی ایران هستند. و اصلاحات هم ناگذیر برای فرار از پاسخگویی نسبت به مدعای خود، به برجسته کردن همین حاشیه ها پناه برد. در واقع منشأ ارائه این برآورد از مسائل انتخابات و بعد از آن، فرار اصلاحات از پاسخگویی بود و بروز آن هم تحلیل هایی که علت های اصلی را از ماجرا فاکتور می گرفت. طبیعتا در مواجهه استدلالی با این جنس تحلیل ها باید به مبدأ وقایع رجعت کرد.

اما اصلاح طلبان و خارج نشینان تنها کسانی نبودند که جای مسائل فرعی و اصلی را تحلیل ها عوض کردند. برخی در جریان اصولگرایی هم از سر دلسوزی بابی را گشودند که همان نتیجه را به دنبال داشت.

رهبر انقلاب از برنامه ریزی های قبلی برای اغتشاش خبر می دادند. ایشان حتی در دیدار با اعضای مجلس خبرگان با اشاره به رییس مجلس خبرگان تصریح کردند:«من به ايشان همين را عرض كردم؛ گفتم اينها برنامه‌‌ريزى شده بود. ايشان گفتند: قطعاً. يعنى همه اين را ميفهمند كه اين كار برنامه‌‌ريزى شده بوده و اين يك كار دفعى نبود كه بخواهيم بگوئيم يك چيزى پيش آمده. مثلاً دفعتاً كسى بلند شد حرفى زد؛ نه، اين كار برنامه‌‌ريزى شده بود؛ از يك مركزى هدايت مي‌شد. خوب، شكست خوردند ديگر...»

اما در عین حال برخی اصولگرایان توطئه ای که از آن سخن به میان آمد را به دلخوری های انتخاباتی تقلیل دادند و کوشیدند تا احمدی نژاد و موسوی را در ردیف هم و جزو متهمان وقایع بعد از انتخابات بنشانند! این تحلیل غلط از یک سو توسط افرادی نظیر علی مطهری دنبال می شد و از سوی دیگر برخی منابع خبری وابسته به احمد توکلی هم همین خط سیر را دنبال می کردند. علی مطهری تا آنجا پیش رفت که رسما احمدی نژاد را هم عامل فتنه نامید و خواستار عذرخواهی همزمان او و موسوی شد!

غفلت از واقعیت های انتخابات بود که این جنس تحلیل را موجب می شد. بانیان این تحلیل مواضع هتاکانه نسبت به رییس جمهور قانونی کشور را نمی دیدند. از اینکه چه گروهی با اتهام زنی و افترا و فحاشی وارد فضای انتخاباتی شد، سخنی نمی گفتند و تنها یک یا دو مقطع کوتاه از بازه زمانی انتخابات را مورد استناد خود قرار می دادند. اینان هم در جستجوی علت های اصلی نبودند.

در همان بازه زمانی قبل از انتخابات و در حالی که احمدی نژاد طبق اصول قانون اساسی و دموکراسی رییس جمهور قانونی کشور به شمار می آمد، بدترین توهین ها از سوی اصلاح طلبان و رسانه های خبری کاندایداهای رقیب نثار او شد. بی شرمی تا آنجا ادامه یافت که در فقدان حضور موثر مدعی العموم، دولت و رییس جمهور را دیکتاتور، فرعونی، طاغوت، تروریست، متحجر، نکبت، قرون وسطایی، عصر قجری، دروغگو، رمّال، عبوس، هتاک و... لقب دادند. اینها همه و همه مواردی است که در تاریخ انتخابات دهم ثبت شده است و تمامی مستندات آن در آرشیو سایت قلم وابسته به میرحسین موسوی موجود است.

در واقع حتی اگر کسی می خواست انتخابات را به شیوه این طیف از اصولگرایان و بدون در نظر گرفتن سایر واقعیت ها تحلیل کند، باز هم به خاطر وجود همین دست از شواهد نمی توانست احمدی نژاد را در کنار کسی چون موسوی و هواداران او بنشاند و عامل فتنه لقب دهد! اما متاسفانه بخشی از به اصطلاح اصولگرایان با قرائت کاریکاتوری از وقایع انتخابات چنین نتیجه گرفتند و همه آنچه گذشته است را ندیدند.

در این تحلیل هم جای مسائل اصلی با مسائل فرعی عوض شد. مجرمان انتخابات دلسوزانی لقب گرفتند که سرمایه کشورند و باید با رأفت با آنها سخن گفت و دست دوستی به سویشان دراز کرد تا وحدت ملی محقق شود. این تحلیل کودکانه ای بود که به هیچ وجه با مواضع صریح رهبر انقلاب در برخورد با قانون شکنان نسبتی نداشت. چگونه می شد با مجرمانی وحدت کرد که نه به ولایت فقیه التزامی دارند و نه قانون اساسی را در عمل ارج می نهند؟ منشأ این نوع قضاوت چنان که گفته شد، نگاه کاریکاتوری به تاریخ و آنچه گذشته است، بود و نتیجه آن تحلیل های کودکانه ای که احمدی نژاد را عامل فتنه می نامید.

شاید اگر بصیرت رفیق راه جریانات سیاسی می بود و حب و بغض ها بر تحلیل ها سایه نمی افکند، شرایط بهتری ایجاد می شد. این دست تحلیل ها و یا سکوت کسانی که می بایست فریاد می زدند و از حق انتخاب مردم و جایگاه انقلاب دفاع می کردند، نوعی کمک به فتنه بود. چه آنکه رهبر انقلاب هم با اشاره به ماجرای جنگ صفین فرمودند:«گاهى سكوت كردن، كنار كشيدن، حرف نزدن، خودش كمك به فتنه است. در فتنه همه بايستى روشنگرى كنند؛ همه بايستى بصيرت داشته باشند.» اکنون باید پذیرفت برخی اصولگرایان و برخی رسانه ها در شناخت مسائل اصلی اشتباه کردند و راه را به بیراهه سپردند
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:12  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

تحليل عقب‌نشيني ميرحسين موسوي از مواضع چند ماه اخير خود بويژه عدول از موضع ادعاي تقلب در انتخابات اخير رياست‌جمهوري که اين روز‌ها مورد بحث و تدقيق محافل سياسي کشور شده است، با بيانيه روز گذشته وي تقويت شده، به گونه‌اي که اينک اطرافيان موسوي نيز از عدم تمايل وي به پيگيري طرح ادعاي تقلب آگاه شده‌‌اند.

اتخاذ رويه برجسته‌سازي فرع و حاشيه به جاي پرداختن به اصل و متن حوادث اخير، طي يک ماه اخير از سوي موسوي شدت يافته است و وي از هر فرصت و رخدادي استفاده مي‌کند تا ضمن استتار واقعيات و ريشه حوادث پس از انتخابات، توجه اطرافيان خود را معطوف به موضوعات انحرافي کند. در اين راستا موسوي اخيرا در چند نوبت نسبت به موضوع هسته‌اي و روند مذاکرات ايران و 1+5 موضع‌گيري کرده و خواستار توجه اطرافيانش به اين موضوع شده است اما اين تصميم موسوي در حالي است که متأسفانه وي در تحليل ديپلماسي هسته‌اي دولت احمدي‌نژاد نه‌تنها جانب انصاف را نمي‌گيرد که تحليلي بسيار ابتدايي و به دور از فهم واقعيات موضوع هسته‌اي ايران ارائه مي‌دهد. پس از اظهارات طنزگونه موسوي در ديدار با مهدي کروبي که وي مدعي به تاراج رفتن حق هسته‌اي ايران شده بود،‌اين کانديداي ناراضي انتخابات رياست‌جمهوري،‌ روز گذشته نيز اين موضع را تکرار کرد. وي در شرح اين ادعا، دلايل بسيار عجيبي ارائه كرد: «همان وقتي که آنان مناسبات بين‌المللي کشور را به اغراض تبليغاتي آلوده کردند و از خردورزي و متانت کناره گرفتند مي‌شد حدس زد که بزودي مصالح بلندمدت مردم را به هيچ معامله خواهند کرد. 16 سال پيش از اين تهيه سوخت براي تأسيسات هسته‌اي تهران امري بود که نه مسؤولان و نه رسانه‌ها انجام آن را يک خبر مهم تلقي نمي‌کردند. امروز قسمت اعظم محصول فعاليت‌هاي هسته‌اي کشور که اين همه جاروجنجال به خود ديده و چندين تحريم براي ملت به همراه آورده است، گويا بايد براي تأمين همين نياز ساده تحويل کشور‌هاي ديگر شود، شايد بعد‌ها لطف کنند و اندکي سوخت در اختيار ما بگذارند. آيا اين يک پيروزي است؟ يا يک تقلب آشکار که چنين تصميمي فتح‌المبين ناميده شود؟» از آنجا که اين نحوه استدلال موسوي با عرض پوزش، کم‌ترين بهره‌اي از برهان و منطق نبرده است لذا مي‌توان به سادگي آن را به نقد کشيد.

1- آقاي موسوي مدعي شده 16 سال پيش تهيه سوخت براي رآکتور تهران براي مسؤولان ـ دوران رياست‌جمهوري هاشمي ـ مهم نبود و نتيجه گرفته که اينک هم تهيه سوخت براي اين رآکتور مهم نيست ولي احمدي‌نژاد از آن استفاده تبليغاتي مي‌برد! از آقاي موسوي بايد پرسيد بر فرض صحت اين ادعا،‌چرا تهيه اورانيوم با غناي 75/19 درصد براي مسؤولان وقت، مهم نبود؟ آيا مسؤولان آن برهه اهميت دارا بودن اورانيوم با اين درصد غنا را نمي‌دانستند؟ اگر اينگونه باشد واقعا اين موضوع براي دولت آن برهه و مشاورانش يک افتضاح تمام‌عيار به حساب مي‌آيد.

ضمن اينکه چرا آقاي موسوي بيان نکرده که در آن زمان اين ميزان اورانيوم چگونه تامين مي‌شد و اينک با چه سازوکاري در حال تامين است؟

2- موسوي در ادامه با ادبياتي که به هيچ وجه به ادبيات يک عنصر سياسي آگاه از مناسبات ديپلماتيک شباهت ندارد، مدعي شده که «ايران محصول فعاليت‌هاي هسته‌اي خود- منظور وي اورانيوم با غناي 5/3 تا 5 درصد است- را براي تامين همين نياز ساده

- منظور موسوي از نياز ساده اورانيوم 75/19 درصد است!- تحويل کشورهاي ديگر مي‌دهد، شايد بعدها لطف کنند و اندکي سوخت در اختيار ما قرار دهند!» باز هم اين سوال بسيار اساسي از موسوي مطرح است که بر اساس کدام يافته‌هاي فيزيک هسته‌اي، توانايي حصول اورانيوم 75/19 درصد يک موضوع ساده است؟

آيا آقاي موسوي مي‌دانند که اورانيوم 75/19 درصد با چند مرحله غني‌سازي دوباره، سوخت مورد نياز يک سلاح هسته‌اي را فراهم مي‌کند؟ امروز ديگر خبرنگاران حوزه هسته‌اي نيز بخوبي از اهميت برخورداري اورانيوم با اين درصد غنا باخبرند ولي ... از سوي ديگر گويا آقاي موسوي به هيچ‌وجه روند مذاکرات وين و ژنو را دنبال نکرده و بدون پيگيري تحولات اقدام به موضع‌گيري مي‌کنند! به نظر مي‌رسد اين نکات براي آگاهي آقاي موسوي از فضاي حاکم بر مناسبات هسته‌اي ايران و 1+5 و آژانس ضروري باشد:

الف: جناب آقاي موسوي! پس از مذاکرات ژنو 2، مقرر شد 1+5 شرايطي فراهم آورد تا ايران اورانيوم مورد نياز رآکتور تهران را تامين کند و روند توافقات به سمتي رفت که 1+5 پس از دريافت اورانيوم 5/3 تا 5 درصد ايران،‌اقدام به تحويل اورانيوم 75/19 درصدي به ايران ‌کند.

ب: غرب با پذيرش اين ساز و کار عملاً پذيرفت که جمهوري اسلامي ايران برخوردار از ساز و کار غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد باشد. به عبارت ديگر غرب در پوشش توافق جديد، عقب‌نشيني بزرگ خود را در پذيرش غني‌سازي دائمي 5/3 تا 5 درصد در ايران مستتر کرد. آيا اين يک پيروزي بزرگ براي ملت ايران نيست؟ جناب آقاي موسوي! در دولت‌هاي گذشته و بويژه در دولت آقاي خاتمي که شما در ايام انتخابات به داشتن سمت مشاورت وي «افتخار» مي‌کرديد، جايگاه هسته‌اي ايران چگونه بود و اينک چگونه است؟ شايد اين موضوع نيز براي آقاي موسوي نياز به توضيح داشته باشد که در آن هنگام همه فعاليت‌هاي غني‌سازي ايران پلمب و همه خواسته ايران محدود به داشتن

7 سانتريفيوژ شد و کار تا بدانجا رفت که موضوع عدم تدريس علوم مرتبط با علوم هسته‌اي در دانشگاه‌هاي ايران مطرح شد. در آن موقع آقاي موسوي آيا سخني در اعتراض به اين موضوع بر زبان آورده بودند؟ اينک 7 هزار سانتريفيوژ در مراکز غني‌سازي ايران در حال چرخش است. مطمئنا آقاي موسوي تفاوت 7 و 7 هزار را بخوبي مي‌دانند. جمهوري اسلامي ايران با طراحي يک ديپلماسي هسته‌اي موفق، توانسته غرب را مجبور به پذيرش حق غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد کرده و نياز خود به اورانيوم 20 درصد را نيز پوشش دهد، ضمن اينکه در اولتيماتومي حساب شده به غرب هشدار داده که در صورت عدم حسن نيت، خود اقدام به تامين اورانيوم 75/19 درصد مي‌کند. آقاي موسوي! آيا اين يک تقلب است؟ براستي شما اين پيروزي بزرگ را که به اعتقاد بسياري کارشناسان ارزش آن از ملي شدن صنعت نفت نيز فزون‌تر است، يک تقلب مي‌دانيد؟ چرا بدون ارائه دليل و صرفا با بيان ادعا اقدام به استتار واقعيات هسته‌اي براي قشري از جامعه مي‌کنيد؟

3- تمايل آقاي موسوي و اطرافيانش براي تغيير فاز از «تقابل با نظام» به «مخالف دولت» کاملا مشهود است. موسوي اينک در پي آن است خود را يک منتقد دولت معرفي کرده و در پي آن به تحرک سياسي‌اش ادامه دهد. اما يک نکته بسيار مهم جناب آقاي موسوي! لطفا قبل از ورود به اين فاز تکليف ماجراي ادعاي تقلب را مشخص کنيد! بدون شک نمي‌توان بدين سادگي اقدام به انحراف افکار عمومي و به حاشيه بردن اصل و جايگزيني فرع به جاي آن کرد.

1- آقاي موسوي مدعي شده 16 سال پيش تهيه سوخت براي رآکتور تهران براي مسؤولان ـ دوران رياست‌جمهوري هاشمي ـ مهم نبود و نتيجه گرفته که اينک هم تهيه سوخت براي اين رآکتور مهم نيست ولي احمدي‌نژاد از آن استفاده تبليغاتي مي‌برد! از آقاي موسوي بايد پرسيد بر فرض صحت اين ادعا،‌چرا تهيه اورانيوم با غناي 75/19 درصد براي مسؤولان وقت، مهم نبود؟ آيا مسؤولان آن برهه اهميت دارا بودن اورانيوم با اين درصد غنا را نمي‌دانستند؟ اگر اينگونه باشد واقعا اين موضوع براي دولت آن برهه و مشاورانش يک افتضاح تمام‌عيار به حساب مي‌آيد.

ضمن اينکه چرا آقاي موسوي بيان نکرده که در آن زمان اين ميزان اورانيوم چگونه تامين مي‌شد و اينک با چه سازوکاري در حال تامين است؟

2- موسوي در ادامه با ادبياتي که به هيچ وجه به ادبيات يک عنصر سياسي آگاه از مناسبات ديپلماتيک شباهت ندارد، مدعي شده که «ايران محصول فعاليت‌هاي هسته‌اي خود- منظور وي اورانيوم با غناي 5/3 تا 5 درصد است- را براي تامين همين نياز ساده

منظور موسوي از نياز ساده اورانيوم 75/19 درصد است!- تحويل کشورهاي ديگر مي‌دهد، شايد بعدها لطف کنند و اندکي سوخت در اختيار ما قرار دهند!» باز هم اين سوال بسيار اساسي از موسوي مطرح است که بر اساس کدام يافته‌هاي فيزيک هسته‌اي، توانايي حصول اورانيوم 75/19 درصد يک موضوع ساده است؟

آيا آقاي موسوي مي‌دانند که اورانيوم 75/19 درصد با چند مرحله غني‌سازي دوباره، سوخت مورد نياز يک سلاح هسته‌اي را فراهم مي‌کند؟ امروز ديگر خبرنگاران حوزه هسته‌اي نيز بخوبي از اهميت برخورداري اورانيوم با اين درصد غنا باخبرند ولي ... از سوي ديگر گويا آقاي موسوي به هيچ‌وجه روند مذاکرات وين و ژنو را دنبال نکرده و بدون پيگيري تحولات اقدام به موضع‌گيري مي‌کنند! به نظر مي‌رسد اين نکات براي آگاهي آقاي موسوي از فضاي حاکم بر مناسبات هسته‌اي ايران و 1+5 و آژانس ضروري باشد:

الف: جناب آقاي موسوي! پس از مذاکرات ژنو 2، مقرر شد 1+5 شرايطي فراهم آورد تا ايران اورانيوم مورد نياز رآکتور تهران را تامين کند و روند توافقات به سمتي رفت که 1+5 پس از دريافت اورانيوم 5/3 تا 5 درصد ايران،‌اقدام به تحويل اورانيوم 75/19 درصدي به ايران ‌کند.

ب: غرب با پذيرش اين ساز و کار عملاً پذيرفت که جمهوري اسلامي ايران برخوردار از ساز و کار غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد باشد. به عبارت ديگر غرب در پوشش توافق جديد، عقب‌نشيني بزرگ خود را در پذيرش غني‌سازي دائمي 5/3 تا 5 درصد در ايران مستتر کرد. آيا اين يک پيروزي بزرگ براي ملت ايران نيست؟ جناب آقاي موسوي! در دولت‌هاي گذشته و بويژه در دولت آقاي خاتمي که شما در ايام انتخابات به داشتن سمت مشاورت وي «افتخار» مي‌کرديد، جايگاه هسته‌اي ايران چگونه بود و اينک چگونه است؟ شايد اين موضوع نيز براي آقاي موسوي نياز به توضيح داشته باشد که در آن هنگام همه فعاليت‌هاي غني‌سازي ايران پلمب و همه خواسته ايران محدود به داشتن

7 سانتريفيوژ شد و کار تا بدانجا رفت که موضوع عدم تدريس علوم مرتبط با علوم هسته‌اي در دانشگاه‌هاي ايران مطرح شد. در آن موقع آقاي موسوي آيا سخني در اعتراض به اين موضوع بر زبان آورده بودند؟ اينک 7 هزار سانتريفيوژ در مراکز غني‌سازي ايران در حال چرخش است. مطمئنا آقاي موسوي تفاوت 7 و 7 هزار را بخوبي مي‌دانند. جمهوري اسلامي ايران با طراحي يک ديپلماسي هسته‌اي موفق، توانسته غرب را مجبور به پذيرش حق غني‌سازي اورانيوم 5/3 تا 5 درصد کرده و نياز خود به اورانيوم 20 درصد را نيز پوشش دهد، ضمن اينکه در اولتيماتومي حساب شده به غرب هشدار داده که در صورت عدم حسن نيت، خود اقدام به تامين اورانيوم 75/19 درصد مي‌کند. آقاي موسوي! آيا اين يک تقلب است؟ براستي شما اين پيروزي بزرگ را که به اعتقاد بسياري کارشناسان ارزش آن از ملي شدن صنعت نفت نيز فزون‌تر است، يک تقلب مي‌دانيد؟ چرا بدون ارائه دليل و صرفا با بيان ادعا اقدام به استتار واقعيات هسته‌اي براي قشري از جامعه مي‌کنيد؟

3- تمايل آقاي موسوي و اطرافيانش براي تغيير فاز از «تقابل با نظام» به «مخالف دولت» کاملا مشهود است.

موسوي اينک در پي آن است خود را يک منتقد دولت معرفي کرده و در پي آن به تحرک سياسي‌اش ادامه دهد. اما يک نکته بسيار مهم جناب آقاي موسوي! لطفا قبل از ورود به اين فاز تکليف ماجراي ادعاي تقلب را مشخص کنيد! بدون شک نمي‌توان بدين سادگي اقدام به انحراف افکار عمومي و به حاشيه بردن اصل و جايگزيني فرع به جاي آن کرد.
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:6  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

پنجشنبه شب 23/7/1388 هنگامي که "علي اکبر محتشمي پور" رئيس کميته صيانت آراء مير حسين موسوي و از سران آشوب هاي بعد از انتخابات رياست جمهوري، جهت شرکت در کنفرانس سازمان هاي مردم نهاد حامي فلسطين که در سوريه برگزار مي شد، به دمشق آمده بود، در حرم حضرت زينب (س) مورد سوال دو خبرنگار ايراني قرار گرفت

حميد داودآبادي در ويلاگ شخصي خود نوشت :محتشمي‌پور که شديدا تلاش داشت مردم او را نشناسند و به همين خاطر در صحن حرم، عمامه را از سرش بر مي داشت، با روبه رو شدن با خبرنگاران ايراني، عصباني شد و از پاسخ دادن به سوالات آنان که در کمال تعجب مي ديدند حامي شعار صهيونيستي "نه غزه، نه لبنان" حاميان موسوي، به عنوان رئيس جمعيت حاميان فلسطين به دمشق آمده است، طفره رفت.

محتشمي‌پور در حالي که شديدا عصبي شده بود، سعي داشت با متبسم نشان دادن چهره، خود را خون سرد نشان دهد که اين شگرد با تلاش او براي قاپيدن ضبط خبرنگار، خنثي شد.

خبرنگاران که خواستار روشن شدن مواضع محتشمي در برابر فلسطين و لبنان بودند، از او خواستند که بگويد چرا تا چندي پيش فلسطين و لبنان در اولويت اعتقادي امثال او بود ولي امروز، همراه و همگام با همه ضدانقلابيون و از همه بدتر بلندگوهاي رژيم صهيونيستي، به نفي همه آرمان هاي امام خميني (ره) پرداخته است.

اين برخورد محتشمي‌پور نشان گر اين مسئله است که برخي افراد، براي دست يابي به منافع و مصالح شخصي خود، حاضرند آرمان ها و اعتقاداتي را که زمان براي آن تا پاي جان مايه گذاشتند، امروز به سادگي قرباني کنند.

لازم به ذکر است که علي اکبر محتشمي‌پور سفير اسبق ايران در دمشق، مدعي است که "حزب الله لبنان" را او پايه گذاري کرده و از فعالان عرصه فلسطين نيز مي باشد. وي که هنوز رئيس جمعيت حاميان فلسطين است، هنگامي که در دهه 60 از مدافعين سرسخت آرمان هاي لبنان و فلسيطن بود، در توطئه بمب گذاري صهيونيست ها در بسته اي که براي او فرستاده بودند، در راه آرمان هاي برحق امام خميني (ره) در دفاع از مظلومان فلسطين و لبنان، به شدت مجروح شد که قطع يک دست از مچ و جراحات بسيار ديگري را براي او به دنبال داشت.

محتشمي‌پور از جمله افرادي است که آمريکا و صهيونيست ها به دليل ضرباتي که از حضور او در لبنان و

سوريه در دهه 60 خوردند، به شدت از او عصباني هستند و وي از اولين نفرات ليست "سازمان سيا" و "اف .بي .آي" آمريکا براي ربودن يا ترور مي باشد.

در هنگامه انتخابات دهم رياست جمهوري، محتشمي‌پور همچون موسوي و کروبي، به سادگي همه آرمان ها و اعتقاداتش را در پاي قدرت فدا کرد و با سر دادن شعار صهيونيستي "نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران" سعي کرد تا لبخند دشمنان ديرين خود را بطلبد!

 

متن کامل گفت وگو با علي اکبر محتشمي‌پور:

 

م ـ حاجي سؤال منو جواب مي‌ديد؟

محتشمي‌پور: اينجا جاي دعا و ...

م ـ حاجي دعا چيه؟ دعا بايد اثر داشته باشه. ما دين رو از شما ياد گرفتيم. انقلاب رو از شما ياد گرفتيم. استکبارستيزي رو از شما ياد گرفتيم، اون‌ وقت طرفداراي شما ميان توي خيابوناي تهران داد مي‌زنن مي‌گن: نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران. شما هم که دم از فلسطين مي‌زنين، من نمي‌تونم اين تعارض رو حل کنم.

محتشمي‌پور: جواب ندارم بدم؛ چون شما نمي‌فهمي.

م ـ من نمي‌فهم؟! من جوان جوياي جوابم.

محتشمي‌پور: اگه شعور داشتي مي‌فهميدي.

م ـ با طرفداراتون هم ...

محتشمي‌پور: برو اون ‌ور ...

م ـ من موندم کروبي‌اي که...

محتشمي‌پور: برو از کروبي بپرس.

م ـ چه فرقي داره؟ حضرت‌عالي رئيس کميته صيانت از آراي اون بودي! جواب سوال هاي منو کي بايد بده؟ اين گندي که زديد به مملکت و حيثيتش رفت و ...

محتشمي‌پور: به تو چه ربطي داره؟

م ـ يعني چي چه ربطي داره؟ شما که توي ايران نيستيد کسي از شما سؤال کنه ...

محتشمي‌پور: تو ايران باهات صحبت مي‌کنم.

م ـ شما اصلا جرات مي‌کني پات رو بذاري ايران؟

محتشمي‌پور: عجب خري هستي! من فردا ايرانم ...

م ـ ا، يعني چي مي‌گي خري؟

محتشمي‌پور: خب معلومه ديگه اين جور که حرف مي‌زني همينه ديگه ...

م ـ جواب منو نمي‌دي؟

محتشمي‌پور: به تو جواب نمي‌دم.

م ـ آهان... همه‌تون همينيد. اون ميرحسين‌تون هم يک‌بار نيومد مصاحبه کنه به کسي جواب پس بده.

محتشمي‌پور: شما انسان هستي يا نيستي؟

م ـ من خبرنگارم، دنبال جواب سوالم مي‌گردم. الان هم دارم صدات رو ضبط مي‌کنم. چهار روز ديگه مي‌ذارم روي سايت.

محتشمي‌پور: مگه شما خرید؟

درست حرف بزن، شما يک‌ زماني وزير کشور بودي.

د: حاج‌آقا جلوي موج سبزي‌ها هم همين جوري صحبت مي‌کني؟ بهشون مي‌گي خريد؟ شما که به مخالف خودت مي‌گي خري، نمي‌فهمي؟

م ـ هم عکست رو گرفتم، هم صدات رو ضبط کردم. بايد مردم بفهمند با يک سوال‌ کننده چطور حرف مي‌زنيد.

محتشمي‌پور: هر کاري مي‌خواي بکني بکن.

د: حاج آقا امام را ارزان فروختي به موسوي و کروبي ...

محتشمي‌پور: شما که بلديد از اين کارها بکنيد. بريد بکنيد.

د: از دستت خجالت بکش حاج‌آقا، دستت رو براي چي دادي؟ براي کروبي دادي؟ براي زندان زنان کروبي دادي؟

محتشمي‌پور: شماها که مي‌تونيد همه کاري بکنيد.

د: شما که بدتر از همه هر کاري مي‌تونيد بکنيد. خداي اين کارهاييد.

محتشمي‌پور: من حرفي ندارم با شما بزنم.

م ـ ما حرف داريم با شما.

محتشمي‌پور: بزنيد. شما که داريد، روزنامه داريد، تلويزيون داريد.

م ـ شما هم ...

محتشمي‌پور: اينترنت داريد...

م ـ اينترنت که مال ارباب‌هاي شماست. مال يو اس‌ آ ست.

د: مگه شما نداشتيد؟ مگه شما گوگوش رو، اکبر گنجي رو نداريد. از اين گنده‌تر مي‌خواييد؟ اون ها که دارن حرف‌هاي شما رو مي‌زنن. الان شما امامتون شده گوگوش. مگه نشده حاج آقا؟ شما همه افتخارتون به اينه که گوگوش اومده سبز مي‌پوشه. همه عشق آقاي موسوي مگه اين نيست؟

محتشمي‌پور: شما که اين‌ جور متهم مي‌کنيد ...

د: متهم نمي‌کنيم. خودتون مي‌گيد. شما از زندان زنان کروبي خبر نداري؟ از فسادهاي کروبي توي بنياد شهيد خبر نداري؟ همه رو مي‌دوني ...

محتشمي‌پور: شما هي فحش مي‌ديد ...

م ـ ما کي فحش داديم. شما به من گفتي خر. من به شما گفتم سوال دارم دنبال جواب سوالم هستم.

محتشمي‌پور: مگه شما آزاد نيستي که سوال کني؟

م ـ مگه شما دستت رو براي لبنان ندادي؟

محتشمي‌پور: به شما چه ربطي داره دستم رو براي چي دادم؟

م ـ نه غزه نه لبنان يعني چي؟ شما به ما ياد داد داديد استکبار ستيزي رو.

محتشمي‌پور: من هر کاري کردم به خاطر خدا کردم.

م ـ به خاطر خدا هم خلافش رو انجام مي‌ديد؟

(در اين زمان محتشمي پور با عصبانيت دست انداخت تا ضبط صوت را از خبرنگار بقاپد.)

م ـ ا. حاجي اين يه دونه که نيست که ماها معمولا چند تا از اينها داريم. رکوردر من رو هم که بشکني چيزي عوض نمي‌شه ...

د: شما با سعيد حجاريان و خسرو تهراني چه فرقي داري؟ از خون رجايي گذشتيد به خاطر خسرو تهراني؟

م ـ ببين ... اين مردمي که اومدن اين جا براي زيارت، يک نفرشون سبزي نيستن. خدا شاهده اگر داد بزنم که اين رئيس کميته صيانت از آراي کروبي و موسويه، تيکه بزرگه‌ات گوشته. اين جوري هستن مردم. طرفداراي شما توي شمال تهران دارن الواط بازي درميارن.

د: دينت رو مجاني فروختي حاج‌ آقا ... برو عاقبتت رو خدا به‌ خير کنه.

(در اين زمان محتشمي پور با عصبانيت راهش را کشيد و به طرف بيرون حرم رفت و همراه با ميزبانان پاکستاني اش سوار بر ماشين مدل بالايي شد و رفت.)

 

فایل صوتی

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 17:4  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

رئيس سازمان بسيج مستضعفين هدف از تشكيل جنبش سبز علوي را ايستادگي اين جنبش در مقابل جنبش سبز اموي عنوان كرد.
سرتيپ بسيجي «محمدرضا نقدي» ديروز در مراسم يادواره شهيد فهميده و شهداي دانش آموز فرهنگي كشور كه در پادگان سپاه ناحيه كرج برگزار شد، دراين باره گفت: ما خط ولايت را ادامه خواهيم داد و در همين خط حركت خواهيم كرد. اگر امروز كساني بخواهند با تاسي به كاخ سبز معاويه جنبش سبز اموي را در مقابل نظام ما علم كنند، ملت ما ثابت كرده است كه در تداوم راه شهيدان، جنبش سبز علوي بزرگ خود را در همه ظالمين عالم مي شوراند و سرنوشتي را كه براي مستضعفين رقم زده شده است را محقق مي كنند.
وي همچنين با اشاره به در پيش بودن روز ملي 13 آبان گفت: خيلي از كساني كه در 13 آبان در اول انقلاب در تسخير لانه جاسوسي حضور داشتند امروز در خط امام و اسلام مانده اند ولي برخي ازآن ها از خط خود برگشته اند.
نقدي افزود: آن روز در اعتراض به وزيرخارجه وقت، لانه جاسوسي را تسخير كردند، ولي امروز همنوا با همان وزير خارجه اي شده اند كه هميشه حرف آمريكا را زده و جيره خوار آن ها بوده است.
رئيس سازمان بسيج مستضعفين در ادامه سخنان خود با بيان اين كه «رهبري در كشور ما يك عنصر ويژه است» اظهار كرد: الان در دنيا كشوري داريم كه نخست وزير آن قاچاقچي است. يا كشوري را سراغ داريم كه رئيس جمهور آن فساد اخلاقي دارد و همسر او به همين دليل از او جدا شده است يا مثلاً آمريكا را مي بينيم كه رئيس جمهورش يك آدم شرور و رقاص بود؛ چرا كه قانون اساسي آن ها هيچ شرطي كه تكامل انساني را براي رهبري كشورشان قائل باشد نگذاشته است. تنها كشوري كه در دنيا شرط علمي در بالاترين سطوح را براي رهبري خود قائل شده، ايران است و ما بايد چنين قانون، مرام و مسلكي را كه چنين رهبري را به ما ارزاني داشت بدانيم و از خدا تشكر كنيم.
وي خطاب به بسيجيان گفت:ما منتظر ظهور امام عصر(عج) هستيم و براي اين كه اين انتظار زودتر به پايان برسد، بايد مشق دفاع خود را خوب انجام دهيم. امروز دفاع از ولايت وظيفه همه ماست. دفاع ما از ولايت ثابت مي كند كه اگر امام عصر(عج) ظهور كنند، اين ملت ملتي نيست كه مثل ملت هاي گذشته دور امام خود را خالي كند. تحقق عيني همه امروز ما حمايت از ولايت، زمينه ظهور است.
وي با بيان اين كه «ملت ما حسيني و علوي هستند و همواره شعار دشمن ظالم و مدافع مردم باش را پيام خود قرار داده اند» افزود: اگر عده اي اندك از جاهلان و دنيا ديدگاني كه ديروز انقلابي بودند و امروز ثروت درست كرده اند و از ترس حساب هاي بانكي خارج از كشور خود كوتاه مي آيند، جوانان و نوجواناني هستند كه راه شهيد فهميده ها را ادامه مي دهند و اگر هر بن بستي پيش بيايد ما با جان خود اين بن بست ها را مي شكنيم.
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:20  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

گفت: بعد از اعلام تصميم ايران به گروه1+5 كه حتي يك ميلي گرم اورانيوم غني شده هم به آنها نمي دهيم، آمريكا بدجوري عصباني شده.
گفتم: چطور مگر؟! مثل اين كه قرار بود ايران اورانيوم غني شده زير 5 درصد را براي تبديل به اورانيوم 20 درصد غني شده به آنها تحويل بدهد.
گفت: اين ترفند آمريكايي ها بود كه اورانيوم را از دست ما خارج كنند و ديگر پس ندهند.
گفتم: پس بگو كه چرا آمريكايي ها بعد از اعلام نظر منفي ايران، يكدفعه دچار شوك شده و خط و نشان كشيده اند.
گفت: براي اين كه اول تصور مي كردند ايران تحويل اورانيوم را مي پذيرد.
گفتم: شخصي نزد قاضي رفته و گفت فلاني بدجوري به من ناسزا گفته است. قاضي از طرف پرسيد چرا به اين آقا ناسزا گفته اي؟ و يارو جواب داد؛ پارسال به من گفت؛ اسب آبي. قاضي پرسيد، پس چرا بعد از يكسال به او ناسزا گفته اي؟ و يارو گفت؛ آخه تا ديروز اسب آبي نديده بودم!!

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:15  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

1- آقايان موسوي و خاتمي مي دانند وقتي در مقابل شعاري كه هواداران اندك و كم شمار آنان در روز قدس به حمايت از اسرائيل سر داده اند، ساكت مي مانند و كمترين سخني در ملامت آنان و يا عليه اسرائيل بر زبان نمي آورند و بر قلم نمي رانند، به طورطبيعي، احتمال نرم شدن آنها در مقابل رژيم صهيونيستي- و نه الزاماً وابستگي آنها- قوت مي گيرد...نمي گيرد؟! مخصوصاً آن كه شناسنامه روزقدس به نام مبارزه با اسرائيل صادر شده است.
2- وقتي همين آقايان موسوي و خاتمي به مناسبت روز 13آبان بيانيه صادر كرده و سخنراني مي كنند و در اين بيانيه و سخنراني نه فقط به جنايات آمريكا كمترين اشاره اي نمي كنند، بلكه نامي از آمريكا نيز به ميان نمي آورند و در همان حال به گونه اي آشكار از هواداران خود مي خواهند با حضور در تظاهرات اين روز، مخالفت خويش با نظام اسلامي و همصدايي با آمريكا را فرياد بزنند، به خوبي مي دانند كه از اين رهگذر، وابستگي خود به آمريكا را اعلام كرده اند... نكرده اند؟! و حال آن كه روز 13آبان با هويت اعتراض به جنايات آمريكا به دنيا آمده است.
3- اوباما رئيس جمهور آمريكا، نتانياهو نخست وزير رژيم صهيونيستي، گوردن براون نخست وزير انگليس، ساركوزي رئيس جمهور فرانسه و برلسكوني نخست وزير ايتاليا از موسوي و خاتمي با عنوان «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» ياد مي كنند و سازمان منافقين، بيت العدل بهايي ها، گروههاي ماركسيست، سلطنت طلب ها و از جمله رضا پهلوي، و مهره هاي بدنام بين المللي نظير جرج سوروس، مايكل لدين و... موسوي و خاتمي را «فرصت طلايي»! براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره) مي دانند و تمامي سرمايه و توان خود را براي حمايت از آنها به ميدان آورده و هزاران - بله تعجب نكنيد، هزاران- سايت اينترنتي و ايستگاههاي راديويي و تلويزيوني و صدها شبكه ماهواره اي و... در آمريكا، اروپا و اسرائيل، بيشترين- اگر نگوئيم تمامي- برنامه هاي خود را به حمايت از سران فتنه و لجن پراكني عليه اسلام و امام و انقلاب اختصاص مي دهند و موسوي و خاتمي نه تنها در اعتراض به آنها موضعي نمي گيرند، بلكه به حمايت گسترده مالي و تبليغاتي و سياسي آنها افتخار نيز مي كنند، بديهي است در اين حالت، موسوي و خاتمي به وضوح مي دانند و درك مي كنند كه مردم مسلمان و پاكباخته ايران اسلامي در ذهن و نگاه خود نام اين دو را از ليست افراد وفادار به انقلاب، امام و مردم دوست كشورشان خط زده و در ليست «عاملان بيگانه»! مي نويسند... نمي نويسند؟!
4- آيا هيچيك از موارد فوق كه فقط اندكي از بسيارها و مشتي از خروارهاست، قابل انكار است؟ معلوم است كه نيست، اينها، همه واقعياتي است- اگرچه تلخ- ولي خالي از ابهام و عاري از ترديد. اكنون جاي اين سوال است وقتي موسوي و خاتمي مي دانند كه نتيجه طبيعي و منطقي عملكرد چندماه اخير آنها، اعلام صريح بي اعتقادي آنان به اسلام ناب محمدي(ص) - و نه اسلام آمريكايي- و انقلاب و امام است و با اين مواضع و عملكرد به يقين در ليست دشمنان مردم قرار مي گيرند، چرا حداقل براي حفظ ظاهر هم كه شده، عليه آمريكا و اسرائيل و اروپا و منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و... موضعي نمي گيرند؟ و مثلاً به گونه اي حتي كمرنگ به هواداران خود نهيب نمي زنند كه چرا در روز قدس كه روز مرگ بر اسرائيل است، به نفع اسرائيل شعار داده ايد؟! و يا، زبان به ملامت آمريكا و اسرائيل نمي گردانند كه چرا ما دو نفر را «اميد غرب براي مقابله با نظام اسلامي» معرفي مي كنيد؟ و يا، عليه منافقين و بهائيان و سلطنت طلب ها و ماركسيست ها و... فرياد- كه نه، لااقل غرولندي هم- نمي كنند كه چرا ما دو تن را «فرصت طلايي براي برچيدن بساط انقلاب اسلامي و انتقام از امام خميني(ره)» مي دانيد؟! و ... راستي چرا؟! اين پرسش كاملاً طبيعي و منطقي است و آقايان موسوي و خاتمي مي توانند با اعلام موضع عليه آمريكا و اسرائيل و گروههاي ضدانقلاب، ولو براي حفظ ظاهر هم كه شده، تلقي وابستگي به اجانب و مامور بودن از سوي آمريكا و اسرائيل را در ذهن اين و آن خنثي كنند. ولي چرا نكرده اند و نمي كنند؟!...
5- پاسخ اين سوال، اگرچه تلخ و ناگوار است ولي متاسفانه به پذيرش نزديك است كه موسوي و خاتمي براي جلب نظر و كسب حمايت مردم مسلمان و انقلابي و ميهن دوست ايران اسلامي به ميدان نيامده اند. نه اين كه خواستار حمايت آنها نباشند، بلكه، حضور آنان در جمع خود را بعد از دست كشيدن آنها از اسلام و انقلاب و امام(ره) مي خواهند؛ چرا كه شواهد و قرائن موجود اين تلقي را پديد مي آورد كه مقصود اين دو، ايجاد يك اپوزيسيون و تشكيل يك طبقه با هويت «ضدامام و جمهوري اسلامي» است و براي اين منظور، بايستي از مخالفان امام(ره) و نظام براي حضور در اين اپوزيسيون دعوت كنند، كه كرده اند و مي كنند. بنابراين شعارها، مواضع و عملكرد آنها بايد به گونه اي باشد كه جلب اعتماد مخالفان امام و نظام را در پي داشته باشد و بديهي است كه كمترين و كمرنگ ترين موضع موسوي و خاتمي عليه آمريكا و اسرائيل نتيجه اي غير از نااميد شدن مخالفان نظام از آنها و دور شدن و جدايي آنان از جريان ياد شده به دنبال نخواهد داشت، بي آن كه در جذب و جلب وفاداران اسلام و انقلاب و امام به سوي اين جريان تاثيري داشته باشد.
6- اكنون به آساني مي توان احتمال داد كه چرا موسوي و خاتمي با وجود اطلاع از باورهاي ضدآمريكايي و ضد اسرائيلي توده هاي مردم مسلمان، در بيانيه ها و سخنراني هايي كه به مناسبت روز قدس صادر مي كنند، عليه اسرائيل- كه هويت روز قدس مخالفت با اين رژيم غاصب و صهيونيستي است- كمترين موضعي نمي گيرند و در بيانيه اخير خود به مناسبت روز 13 آبان، هيچ اشاره اي به آمريكا كه اين روز با هدف مقابله با آن شكل گرفته است، ديده نمي شود چه رسد به مخالفت با آن.
7- موسوي و خاتمي مي دانستند و مي دانند 13 ميليون راي آنها در انتخابات اخير، راي مردمي است كه به نظام، اسلام و انقلاب وفادارند و البته در اداره كشور سليقه اي متفاوت با يك جريان سياسي ديگر دارند و رقابت انتخاباتي جز ارائه ديدگاههاي متفاوت از سوي نامزدها و گزينش يكي از آنها با راي اكثريت، مفهوم ديگري ندارد. اما، سخن آن است كه موسوي و خاتمي با وجود اين كه مي دانستند اكثريت نزديك به تمام 13 ميليون نفري كه به آنها رأي داده اند به اسلام و انقلاب و نظام وفادارند چرا براي حفظ آنها در حلقه خود نه فقط تلاشي نكردند، بلكه با اتخاذ مواضع ضدنظام و عملكردهاي آمريكا و اسرائيل پسند، اين توده انبوه-اگرچه اقليت، نسبت به 25 ميليون ديگر- را از خود راندند و نهايتاً با جمعي از مخالفان مردم و نظام اسلامي تنها ماندند هرچند هنوز هم شماري از زودباوران به هويت واقعي اين جريان پي نبرده و بي آن كه مخالف مردم و نظام و اسلام باشند، در حلقه ياد شده باقي مانده اند.
پاسخ اين سوال نيز با پاسخ سوال قبلي همسان است و آن، اين كه، در حلقه اپوزيسيون مورد نظر موسوي و خاتمي جايي براي وفاداران به نظام و انقلاب نيست. در برخي از شعارهاي موسوي و خاتمي قبل از انتخابات و بعد از آن دقت كرده و آنها را با هم مقايسه كنيد. قبل از انتخابات شعارهايي نظير «ولايت فقيه همواره جامعه ما را از كودتاها و ديكتاتوري ها حفظ كرده و اين قطعاً عقيده سياسي بنده است... بدون ولايت فقيه به فرصت هاي امروزي نمي رسيديم... من با قبول ولايت فقيه وارد انتخابات شده ام ... ما با دشمنان جمهوري اسلامي ايران سر سازش نداريم... پايبندي به قانون هويت ماست... نبايد قانون را فقط هنگامي كه به نفع ماست قبول داشته باشيم... قانون اساسي ميثاق ملي است و...» بديهي است كه اكثر قريب به اتفاق 13 ميليون راي ياد شده را فقط به فقط مي توان نتيجه اعتقاد رأي دهندگان به اين شعارها دانست. آيا موسوي و خاتمي مي توانند انكار كنند كه با اين شعارها از 13 ميليون نفر رأي گرفته اند؟ بديهي است كه نه، بنابراين، مواضع و عملكرد آنها بعد از انتخابات كه در مواردي يكصد و هشتاد درجه با مواضع آنها در دوران انتخابات مغايرت داشته است چه مفهومي دارد؟ و آيا براي اين تغيير يكصدوهشتاد درجه اي غير از خيانت به آراء 13 ميليوني ياد شده مي توان نام ديگري پيدا كرد؟
8- از يك ماه قبل تاكنون، مقامات و رسانه هاي آمريكايي، اسرائيلي و اروپايي همراه با ساير رسانه هاي ريز و درشت ضد انقلاب براي تظاهرات فردا، نقشه كشيده و رجز خوانده و دستورالعمل صادر كرده اند، كه چي؟! همه دستورالعمل ها در يك جمله خلاصه مي شود، «به جاي شعار مرگ بر آمريكا، عليه جمهوري اسلامي شعار بدهيد»! اما، از چه كساني خواسته شده است كه چنين كنند؟ از ملت؟! معلوم است كه نه، از همان جماعت اندك كه بعد از ريزش چند ميليوني رأي دهندگان در غربال موسوي و خاتمي باقي مانده اند. همان ها كه روز قدس به نفع اسرائيل شعار دادند، همان ها كه... براي آمريكا و اسرائيل مهم نيست كه چند نفرند! جنگ نرم است و توپخانه ها جاي خود را به رسانه ها داده اند. اين جماعت اندك به فريب يا به ماموريت وظيفه برهم زدن دارند و بقيه كارها برعهده رسانه هاي دشمن است كه از «كاه»، «كوه» بسازند، اگر چه به مجاز!!
9- اخبار موثق- حتي از رسانه هاي دشمن- حكايت از آن دارد كه قرار است شماري از اين فريب خوردگان يا مأموريت يافتگان از شهرستان ها نيز به تهران بيايند. ابتدا قرار بود مقابل لانه جاسوسي جمع شوند ولي در هراس از خشم جمعيت كه ديگر تاب تحمل پياده نظام آمريكا و اسرائيل را از دست داده اند، در اين تصميم تغييراتي پديد آمده است. شماري نيز قرار بود- و هست- كه براي منحرف كردن اذهان از آمريكا به سفارت روسيه حمله كنند. همين جا گفتني است، امام راحل ما(ره) كه خود پرچمدار واقعي سياست نه شرقي نه غربي بود در موارد مشابه مي فرمود؛ «ما در جنگ با آمريكا و تفاله هاي آمريكا هستيم... هريك از اينها را شناسايي و به دادگاه معرفي كنيد. ننشينيد، باز جايي را آتش بزنند... يك دسته مرگ بر شوروي را مطرح مي كنند تا آمريكا منسي(فراموش) شود» صحيفه امام(ره)، ج 15، ص .29
حضور در خيابان هاي كم تردد و آتش زدن و تخريب نيز يكي از برنامه هاي اعلام شده آنهاست. گفته مي شود كه آدرس اين خيابان ها از قبل به رسانه هاي خارجي اطلاع داده شده است و...
10- و بالاخره بايد توجه داشت كه مقصود نهايي جماعت ياد شده، مقابله با اساس اسلام و انقلاب و امام است و نه دولت نهم و دهم... كه به يقين خالي از برخي انتقادهاي جدي نيست. باطل السحر اين ترفند آمريكايي- اسرائيلي، حضور گسترده و فرياد مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل است. خدا بر درجات امام راحل(ره) بيفزايد كه مي فرمود فريادهاي مرگ بر آمريكا و مرگ بر اسرائيل شما، مرگ آمريكا و اسرائيل را درپي خواهد داشت...
حسين شريعتمداري
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 22:13  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

همكار دايمي راديو فردا (ارگان رسمي سازمان سيا) تسخير جاسوسخانه آمريكا از سوي دانشجويان مسلمان پيرو خط امام را اقدامي «غيرشرعي، نامشروع، گناه، ستمگري و منكر» توصيف كرد.
احمد قابل از چهره هاي نزديك به حزب مشاركت و بيت منتظري (بقاياي باند مهدي هاشمي) در حالي به سرزنش تسخير لانه جاسوسي پرداخت كه هم دوستان هم حزبي هاي وي در جبهه اصلاحات و هم رسانه هاي بيگانه، ترجيع بند تبليغات خود را مظلوم نمايي به خاطر «زنداني شدن چند نفر از تسخيركنندگان سفارت آمريكا» قرار داده و به ترديد در ميان مخاطبان دامن مي زنند.
قابل طي مقاله اي در سايت آشوب طلب «جنبش سبز» (مدعي حمايت از موسوي) مي نويسد «در ديدار اخيرم با استاد گرانقدر و علامه كم نظير آيت الله منتظري، ايشان واقعه اشغال سفارت آمريكا را نادرست خواندند.» او به استناد حقوق بين الملل و ارزش شرعي پيمان، به تخطئه تسخير سفارت آمريكا پرداخت و با نسبت دادن اين حادثه بزرگ- كه از سوي حضرت امام به عنوان انقلابي بزرگتر از انقلاب اول تعبير شد- به «غليان احساسات» و «تاثيرپذيري از تفكرات ماركسيستي»! نوشت: «اگر دولت آمريكا به اعتبار كودتاي 28مرداد و قتل 3200نفر در دوره پهلوي، محارب بود، وظيفه شرعي دولت ايران قطع كليه روابط بود.»
وي تعمدا اشاره اي به اين واقعيت نكرد كه در آن زمان دولت موقتي روي كار بود كه براساس اسناد متعدد لانه جاسوسي، در خدمت سفارت قرار داشت. «قابل» همچنين با تاكيد بر «ديپلمات» بودن اعضاي سفارت- و نه خرابكار و طراح كودتا بودن آنها- ادعا كرد: تصرف سفارت امري نامشروع بوده و چون ايران آغازگر هجوم بوده ]؟![ از نظر فقهي، گناه آن متوجه ايران است. براساس فرمايش اميرمؤمنان، آغازكننده و دعوت كننده مبارزه، ستمگر است]!![
وي در ادامه مغالطات خود نوشت «ظلم هاي دولت آمريكا و عدم امكان تلافي ايران، مجوز شرعي براي تنبيه كاركنان سفارت نمي شود چون مسئوليت آنان در دادگاه صالحه به اثبات نرسيده» اما توضيح نداد كه كاركنان سفارت چه تنبيهي شده اند و مگر سفارت و دولت آمريكا براساس نظر شرع يا معاهدات و حقوق بين الملل با ملت و انقلاب ايران رفتار كرده كه بر همان روال رفتار شود.
اين بازيگر سياسي نزديك به حزب مشاركت همچنين نوشته است «ماجراي سفارت، احساسات زودگذر بود. آنان كه تلاش جدي براي حل اين ماجرا نكردند و زمينه كينه جويي ها را گسترش دادند كه به حمايت از تجاوز صدام منجر شد، مطمئنا در تحليل خسارت هاي غيرقابل جبران مسئوليت شرعي دارند.»
گفتني است در عمل به اين توصيه داهيانه! بود كه اصلاح طلبان در دولت خاتمي به سرويس دهي كامل به دولت بوش براي فتح افغانستان و جلب اعتماد و دوستي كاخ سفيد پرداختند اما آقاي بوش به عنوان قدرداني از آنها اعلام كرد ايران را در فهرست محور شرارت قرار مي دهد و كشور بعدي كه بايد به آن حمله كرد، ايران است!!
به تازگي آقاي منتظري در اظهارنظري غيرمستقيم- در پاسخ به پرسش كديور- مجوز شرعي داده بود كه اگر كشوري دست از توليد سلاح اتمي برنداشت، كشورهاي دنيا مي توانند عليه آن كشور، تدارك تحريم اقتصادي و فشار سياسي بكنند!!
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:38  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  | 

در پي سوءاستفاده عناصر فتنه گر از رنگ سبز در انتخابات اخير، تشكل «جنبش سبز علوي» با هدف بازيابي هويت مقدس اين نماد ديني اعلام موجوديت كرد.
اين تشكل با تاكيد بر اينكه چندي است رنگ مكتبي و سبز علوي به مصادره دغل بازان و سياست پيشگان مرتبط با اجانب در آمده تصريح كرده است: متاسفانه دشمنان در شبيخوني نيرنگ آميز با هتك حرمت اين نماد ديني و فرهنگي، به محتواي آن نيز جسارت روا داشته اند. برخي نيز با سوء استفاده از اين رنگ و نماد متعلق به سادات و روحانيت به بهانه بازي هاي سياسي، تقدس آن را نشانه گرفته و حرمت آن را با مصادره به مطلوب و انحصاري ساختن آن در فعاليت هاي خويش لكه دار ساخته اند.
«جنبش سبز علوي» در بيان اعلام موجوديت خود افزوده است: از اين رو است كه حركت مكتبي و مردمي «جنبش سبز علوي» در خيزشي عمومي و فراگير عليه انحصاري ساختن اين رنگ با مسماي ناب علوي و حفظ سيادت و قداست رنگ سبز اعلام موجوديت كرده و در اولين بيانيه خويش با تبريك حلول ايام فرخنده ميلاد سبز امام رئوف و عطوف، حضرت علي بن موسي الرضا عليه آلاف التحيه و الثناء از عموم ملت ولايي و آسماني ايران عزيز دعوت مي نمايد كه به مناسبت در پيش بودن ايام مبارك عيد سعيد امامت و ولايت، عيد الله الاكبر، روز اكمال دين و اتمام نعمت و انتصاب شريف حضرت مولي الموحدين اميرالمومنين علي بن ابيطالب عليه الصلاه و السلام به ولايت مطلقه الهي و عيد سادات و فرزندان جليل القدر امام علي بن ابيطالب(ع) با ترويج و استفاده از اين نماد متبرك، رنگ مقدس «سبز» را به مامن خويش بازگردانده و گامي تاريخي در جهت اثبات ولايت مداري و علوي محوري خويش بردارند.
ستاد جنبش سبز علوي در اين بيانيه خطاب به عموم امت ايران آورده است: «جنبش سبز علوي» كه متشكل از سادات، معتقدين و دل سوختگان مكتب تعالي بخش تشيع ناب علوي است از عموم محبين و معتقدين به ولايت اميرالمومنين امام علي بن ابيطالب عليه السلام مي خواهد كه با تمسك به «قبه الخضراء» و گنبد سبز نبوي صلي الله عليه و آله و سلم از اين پس و به خصوص در مراسم مذهبي در پيش رو همچون عيدين سعيدين قربان و غديرخم و نيز محرم و صفر سالار شهيدان كربلا حضرت ابي عبدالله الحسين عليه السلام با تظاهر و بر تن كردن لباس ها، شال ها و پرچم ها مزين به اين نماد مقدس سبز در مجامع عمومي و مذهبي همچون مساجد، تكايا، حسينيه ها، مدارس، دانشگاه ها، خيابانها، حوزه هاي علميه، مجامع كارگري و كشاورزي، صنعتي و تجاري، بازار،جشن ها و ميهماني ها و محيط فعاليت ورزشي، پژوهشي، فرهنگي، اجتماعي، اقتصادي، محيط كار و كسب رزق حلال و ... حاضر شده و اوج دلدادگي و صفاي خويش، ولايت مداري، فراگيري و دلبستگي به مكتب سبز علوي خويش را به نمايش گذارند.

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم آبان 1388ساعت 9:38  توسط (¯`·.¸¸ امیر ¸¸.·´¯)  |